مقامات العلیه (مختصر معراج السعاده نوشته ملا احمد نراقی)

نویسنده : حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

مقدمه مصحح

باسمه تعالی
وجود و سرشت آدمی، آمیزه ای از خواهش ها و تمایلاتی است که سعادت او در گرو تعدیل و کنترل آنهاست. از دیرباز نهادهای اخلاقی کوشیده اند تا در چارچوب بایدها و نبایدها به فرزندان آدم بیاموزند که چگونه باشند تا به مقام آدمیت برسند. پندار، گفتار و کردارشان را چگونه بپیرایند تا زمینه سعادت خویش و افراد جامعه را فراهم سازند.
از آغاز آدمی در اندیشه دست یازی به آرمانشهری که در آن انسانها، تمامی ارزش ها و حقوق ها را پاس بدارند کوشیده است. کاوش های باستانشناسان از کتیبه هایی سخن می گوید که در هزاران سال پیش اصول و حدود اخلاقی را در دل خویش نقش کرده اند تا بشر را از خودکامگی باز دارند. در مکاتب باستانی شرق به حفظ اصول و ارزشهای اخلاقی تاکید شده و در یونان قدیم، سقراط نیکبختی انسانها را در گرو پیروی از عقل و رعایت اصول پنجگانه: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت و خداپرستی دانسته است. از دیوجانس، فیلسوف کلبی یونانی، نقل است که: تسلط بر خویشتن آزادی واقعی و کوتاه ترین راه به خوشبختی است؛ و ارسطو معتقد بوده است که: زندگی سعادت آمیز و خویشتندار توأم با توجه به اصل اعتدال و میانه روی است.
نیز اصلی ترین وظیفه پیامبران بیان و گسترش اصول و ارزش های اخلاقی بوده است؛ بر همین اساس کتاب های آسمانی مشحون از دعوت به حفظ این ارزش ها است؛ و دین اسلام، به عنوان آخرین ره آورد الهی، کامل ترین و جامع ترین اصول اخلاقی را در پیش روی آدمیان می نهد و به پیام آوری چون رسول گرامی صلی الله علیه و آله خطاب انک لعلی خلق عظیم(1) دارد. پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله هدف از برانگیختن خویش را هدایت انسانها و بازگردانیدن آنان به سرشت پاک خدایی شان می داند و آشکارا گوشزد می کند که: علیکم بمکارم الاخلاق فان الله - عزوجل - بعثنی بها(2) و اینک که چهارده قرن از بعثت آخرین پیام آور الهی می گذرد، نیاز به توجه دادن و بازگشت به ارزش های انسانی و اخلاقی بیش از هر زمان دیگر محسوس است.
بسیاری از اندیشمندان معاصر این واقعیت را پذیرفته اند و خطر سقوط ارزش های اخلاقی را بارها گوشزد کرده و می کنند. در اینجا نقل سخن ویل دورانت، فیلسوف و نویسنده مشهور آمریکایی، به عنوان شاهد مدعا خالی از لطف نیست. او در این باره می گوید:
اکنون زندگانی نامعتدل ما طالب علم اخلاق نوینی است که بر طبیعت انسان و ارزش های زندگی استوار باشد و تمدنی را که بر اثر فرار خدایان دستخوش انقلاب شده است نجات بخشد.
سپس می پرسد:
این اصول اخلاقی را در کجا جست و جو کنیم که هم موافق تغییرات عصر ما باشد و هم مثل گذشته ما را به مهربانی و فداکاری و حجب و شرافت و افتخار و محبت و جوانمردی سوق دهد.(3)
به دلیل همین اهمیت است که از سده های آغازین پس از رحلت پیامبر، پرداختن به اخلاق، به عنوان اصلی ترین شاخه فلسفه یا حکمت عملی و عالی ترین وسیله رشد و تعالی آدمی، سبب شد تا اندیشمندان بزرگ جهان اسلام بر اساس تعالیم برگرفته از قرآن و حدیث به تدوین و گسترش اصول اخلاق اسلامی بپردازند. پی آمد این تلاش صدها اثر ارزنده بود، آثاری چون طهاره الاعراق ابن مسکویه، احیاء العلوم غزالی، محجه البیضاء ملا محسن فیض کاشانی و سرانجام جامع السعادات مرحوم ملا مهدی نراقی و معراج السعاده مرحوم ملا احمد نراقی.
در بین آثار یاد شده، محجه البیضا پیراسته احیاء العلوم غزالی است و جامع السعادات نیز در زمره کتاب های مهم اخلاق شیعی و به زبان عربی است. معراج السعاده در حقیقت برگردان فارسی جامع السعادات است که توسط فرزند مؤلف، مرحوم ملا احمد نراقی از دانشمندان شیعه سده 12 هجری، فراهم آمده است. ارزش و اهمیت والای این کتاب سبب شد تا بعدها خاتم المحدثین، مرحوم حاج شیخ عباس قمی، آن را خلاصه کند و در پاره ای موارد مطالبی را، که عموما شواهدی از نظم و نثر است، بر خلاصه خود بیفزاید. این کتاب، که هم اکنون پیش روی ماست، خلاصه آن بزرگوار و در حقیقت فشرده اخلاق اسلامی شیعی است و مولف آنچه را که در آن پرداخته، برگرفته از کتاب و عترت است، که مخاطب عامل را به مقامات عَلیه انسانیت می رساند.
اهمیت این کتاب بظاهر کوچک، بیشتر بخاطر بیان ساده و اختصاری است که در توضیح اصول اخلاقی دارد. نیز گرمی و تاثیری که در کلام مولف آن است بدان ارزشی والا بخشیده. در این کتاب مؤلف با زبانی ساده، به گونه ای که مفهوم همگان است، معیارهای اخلاقی را شرح داده؛ و اگر چه نثر آن به لحاظ دستورمند نبودن جملات برای مخاطب امروزی قدری پیچیده و دشوار می نماید - و حق نیز همین است - اما جوهر خلوص که آمیزه این کتاب است، سبب شده تا نسبت به دیگر آثار مشابه ممتاز جلوه کند و پیام های آن چون از دل برخاسته لاجرم بر دل نشیند به دیگر سخن خواننده در این کتاب دستورهای اخلاقی را از واعظی متّعظ، عالمی عامل و روحی مجرد که همه عمر را در پاکی، روشنایی و روشنگری گذرانیده است می شنود؛ نه گوینده ای که خویش بدانچه می گوید اعتقاد ندارد. شادروان دکتر محمود شهابی، که در روزگار جوانی محضر مرحوم حاج شیخ عباس قمی را درک کرده بوده است در شرح شخصیت ایشان چنین می گوید:
مرحوم حاج شیخ عباس قمی بی اغراق و مبالغه، خود چنان بود که برای دیگران می خواست و چنان عمل می کرد که به دیگران تعلیم می داد، سخنان و مواعظ او چون از دل خارج می شد و با عمل توأم می بود، ناگزیر بر دل می نشست و شنونده را به عمل وامی داشت. هر کس او را با آن حال صفا و خلوص می دید، عالم بود یا جاهل، عارف بود یا عامی، بازاری بود یا اداری، فقیر بود یا غنی، و سخنان سر تا پا حقیقت را از او می شنید، بی اختیار انقلابی در وی پدید می آمد و تحت تاثیر بیانات صادقانه و نصایح مشفقانه او واقع می شد و به فکر اصلاح حال خویش می افتاد... به هر حال محدث قمی - طاب الله ثراه - نمونه بزرگی است از اسلاف و سرمشق تمام و کاملی است برای اخلاف.(4)
همچنین از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری (ره)، موسس حوزه علمیه قم، نقل است که درباره تاثیر کلام مرحوم حاج شیخ عباس قمی فرموده بودند:
هر طلبه ای را که کنار منبر او ببینم و نشستن او را پای موعظه محدث قمی مشاهده کنم، تا سه روز حاضرم تمام نمازهای واجب خود را به او اقتدا کنم، زیرا منابر و مواعظ این مرد در شنونده ایجاد روح عدالت می کند.(5)
حال بر همگان معلوم است که تاثیر کلام برخاسته از قلم مردی اینچنین در روزگار ما چه تواند بود. کوتاه اینکه باید گفت، مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) بواقع از دردی کشان یکرنگ بود و نه از ازرق لباسان دل سیه.
جایگاه و ارزش انحصاری این کتاب در موضوع اخلاق، ضرورت چاپ پیراسته و مصحح آن را گوشزد می کرد. چون همانگونه که آمد، این اثر خلاصه ای از معراج السعاده است، لازم بود که به دقت با متن معراج السعاده مقابله شود، تا پراکندگی ها، برخی افتادگی ها و ابهامات آن - که متاسفانه در همه چاپ های گذشته موجود است - اصلاح شود. برای انجام این مهم، می باید در بین چاپ های موجود از کتاب معراج السعاده، نسخه ای معتبر گزینش می شد. بر همین اساس نسخه منتشره از سوی موسسه انتشارات هجرت که نسخه ای مصحح و مطمئن ترین نمونه های چاپی است، انتخاب شد. بیان این نکته در اینجا ضروری است که از این پس هر جا نامی از معراج السعاده آمده و یا بدان ارجاع داده شده منظور همین چاپ است.(6)
پس از مقابله، اصلاح متن و ذکر مصادر روایات هر کجا واژه ای به نظر دشوار می آمد معنا شد و اگر نکته ای نیاز به شرح داشت، تلاش شد تا توضیحی در خور آن نکته ارائه شود؛ گرچه گاهی این توضیح یا توضیحات به درازا کشیده شد. پس از پایان کار استاد گرانقدر حضرت آیت الله سید مرتضی نجومی - دامت برکاته - درخواست این کمترین را اجابت نمودند و با خامه نورانی خویش دیباچه ای در خور شأن این کتاب نگاشتند و با اشاره به نکاتی در مقام روحانی مرحوم حاج شیخ عباس قمی، بایسته ها را بیان داشتند. در سرانجام کار، دوست عزیزم جناب آقای حسین محدث زاده، نوه ارشد خاتم المحدثین، مرحوم حاج شیخ عباس قمی، و فرزند ثقه الاسلام مرحوم حاج میرزا علی آقای محدث زاده، نمونه حروفچینی شده را با نسخه مخطوط مصحح به خط مؤلف که در اختیار داشتند بدقت مقابله نمودند و نکات ارزشمندی را یادآور شدند که در نمونه آخر اصلاح شد. دقت و نکته یابی ایشان در مقابله این امکان را فراهم آورد تا بجرأت ادعا کنیم که این چاپ، معتبرترین و صحیح ترین چاپ های موجود از مقامات العلیه و دقیقا برابر با نوشته مرحوم مؤلف آن است. در اینجا وظیفه خود می دانم تا به پاس منتی که این دو بزرگوار بر این کمترین نهادند از ایشان سپاسگزار باشم.
امید است که مواعظ و اندرزهای این کتاب در گوش جان همگان اثر کرده و همه ما را در رسیدن به مقامات عالی و نیل به سعادت جاودانی یاری کند.
جمشید غلامی نهاد
آذرماه 1374

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و آله الطاهرین و اللعنه الدائمة علی اعدائهم اجمعین
و بعد چنین گوید این مهجور ضعیف الحال و گرفتار دام امانی و آمال، عباس بن محمد رضا القمی - بصره الله عیوب نفسه - که بر هر عاقلی واضح و مستنیر است که سبب شرافت بنی نوع انسان بر سایر حیوانات، دفع ملکات ردیه(7) و صفات رذائل و کسب اخلاق حمیده و تحصیل فضائل است و به حکم محکم عقل و نص مستفیض نقل(8) بر هر یک از افراد و سالکین منهج سداد(9) لازم است که اولاً از آینه دل زنگ رذائل را زائل و بعد از آن به حلل(10) فضائل آن را نائل سازند، چنانچه گفته شده.
روی جانان طلبی، آینه را قابل ساز - ورنه هرگز گل و نسرین ندهد آهن و روی
و نیز ظاهر است که تخلیه از صفات ناپسند و تحلیه(11) به ملکات ارجمند موقوف است بر شناختن آنها و کیفیت معالجات مقرره. و متکفل تفصیل این مطالب علم اخلاق است، و علماء ما رضوان الله علیهم در این علم کتابهای بسیار تألیف کرده اند، و از جمله کتب مصنفه در این فن که منظور نظر انام و مقبول بین الخاص و العام است، کتاب شریف معراج السعاده است که از قلم درربار عالم عامل و عارف واصل حکیم کامل و فقیه فاضل، جناب حاجی ملا احمد نراقی قدس سره بیرون آمده و الحق کتابی بهتر از آن در این فن شریف به زبان فارسی تألیف نشده و بر طالبان مراتب سعادت لازم است که در همه حال آن کتاب مستطاب را با خود داشته باشند و از فوائد آن بهره مند شوند، ولکن چون آن کتاب شریف کثیر الحجم و پر وزن است و همراه داشتن آن در همه حال خصوص از برای غالب مردم متعسر بلکه متعذر است لهذا این بنده غالب مطالب آنرا به طریق اختصار، در این رساله در ضمن چند مقام در آوردم تا آنکه حمل و نقل آن از برای هر کسی سهل و آسان باشد و نامیدم آنرا (المقامات العلیه فی موجبات السعادة الابدیه) و مرتب گردانیدم آنرا بر یک مقدمه و دو باب و یک خاتمه.
و من الله تعالی ارجو التوفیق و الاعانة

مقدمه

بدانکه آدمی مرکب است از دو چیز، یکی این بدن ظاهر که آنرا تن گویند و مرکب از عناصر اربع(12) و از جنس این عالم است، و دیگر، نفس که آنرا روح و جان و عقل و دل نیز گویند و آن جوهر مجردی(13) است از عالم ملکوت(14) و بسبب همین گوهر است که آدمی بر سایر حیوانات ترجیح دارد و آدمی را به سبب این دو جزء المی و لذتی و محنتی و راحتی، می باشد. آلام بدن عبارت است از امراض و بیماریها و علم طب موضوع است از برای بیان آن امراض و معالجات آنها، و بیماری روح عبارت است از اخلاق رذیله که موجب هلاکت سرمدیه(15) است و صحت روح اتصاف اوست باوصاف قدسیه. پس همچنانکه آدمی در امراض تن محتاج است به طبیب و شرب دوا و پرهیز برای تصحیح تن و باز نماندن او از لذات خسیسه جماع و غذا و امثال اینها، پس در رفع امراض روحی احوج(16) است به معالجه و رجوع به علم اخلاق، چه، بیماری روح باز می دارد انسان را از رسیدن به لذات ابدیه و سعادات سرمدیه.
پس هان ای جان برادر! حدیث بیماری روح را سهل مگیر و معالجه آنرا بازیچه مشمار و مفاسد اخلاق رذیله را اندک مدان و صحت روح را به صحت تن قیاس مکن(17) و بدانکه سعادت مطلق حاصل نمی شود مگر باینکه صفحه نفس در جمیع اوقات از همه اخلاق ذمیمه پاک و به تمام صفات حسنه محلی(18) باشد، و اصلاح بعضی صفات یا در بعضی اوقات اگر چه خالی از ثمر نیست، لکن موجب سعادت ابدیه نمی شود.