بهترین پناهگاه حکایات و داستانهای نماز

نویسنده : گردآوری مطالب:رحیم کارگر محمدیاری مترجم : بازنویس نثر:عین الله کاوندی

مقدمه

نماز، نشانه اطاعت و بندگی حضرت حق و تجلی ایمان و یقین بنده وارسته از دنیا و وابسته به خداست؛ چرا که فلسفه آفرینش و هدف خلقت انس و جن طاعت است و عبودیت و بندگی.
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. (1)
بندگی زیباترین توصیف برای آدمی از سوی پروردگار است. یعنی این افتخار بر انسان بس که بنده خداست و این شوق بر آدمی کافی است که معبودش خداست.
پیامبران الهی و ائمه هدی و اولیای حق پیوسته بر این شرف بندگی فخر و مباهات می نمودند و در خلوت و جلوت، نماز و نیاز را به سوی خدای بی نیاز می بردند.
هدایت خداوند سراسر نور است و این نور در قرآن، این کتاب هدایت، متجلی است.
ای عزیز! تو را شایسته و سزاوار است که به حبل المتین هدایت چنگ زنی و با پیروی از دستورات الهی به حقایق نورانی دست یابی. جز او هدایت کننده ای نیست. شیطان همیشه در کمین انسان نشسته و در هیچ حال او را رها نمی کند؛ مگر مخلصین هدایت یافته را. اما مخلصین نیز به مراتب بالای اخلاص نمی رسند، الا با ایمان و اطاعت.
ای عزیز! نماز وارد شدن در مسیر هدایت است و روزنه رسیدن به رضوان الهی. از این روست که در حدیث نبوی آمده:
الصلاة عمود الدین ان قبلت قبل ما سویها و ان ردت رد ما سویها.(2)
اما شرط پذیرفته شدن نماز، پیراستن آن است از هر نوع شائبه دنیایی. ای عزیز! رسیدن به مراتب بالای بندگی، مجاهدت و مداومت را طلب می کند. آدمی، همانگونه که به راحتی از دیدن یک صحنه زیبا یا خوردن غذای مطبوع لذت می برد، به همان آسانی نمی تواند از خواندن نماز یا دیگر کارهای عبادی محفوظ شود.
برای رسیدن به لذت معنوی نماز و سایر عبادتها، کوشش و تلاش فراوان همراه با اخلاص لازم است. اما التذاذ معنوی از نشئه ای دیگر است که هر کس آن را بچشد، سیری ناپذیر است.
ای عزیز! اگر می خواهی چشمه های دانش از درونت به جوشش در آید و به آگاهی ایمان برسی، چهل روز خودت را عاشقانه و خالصانه در گرو عبادت و نیایش خدا قرار بده. اگر دوست داری به آرامش و اطمینان دل و نشاط پایدار دست یابی، نماز را از سر نیاز بخوان.
الا بذکر الله تطمئن القلوب (3)
بزرگان دین اولیای خدا که به مراتب کمال راه یافته و در مراحل بالای سیر و سلوک قدم می زدند، از سر سور و درد و عاشقانه نماز را در آغوش می کشیدند و یک لحظه راز و نیاز با معبود را با عالم و مافیها برابر نمی نهادند.
نماز، در هر شبانه روز، تکرار و هشدار باش حرکت به سوی هدفی متعالی است که آدمی از بدو مخاطب خدا بودن، آن را انجام می دهد.
نماز، صیقل روح و روان و عصاره فضیلتها و چکیده مکتب توحید است.
نماز، میثاق مکرر عاشق است با معشوق، بنده است با معبود.
نماز، مهمترین راز هستی و والاترین نماد و نشانه خلقت است.
ای عزیز! در هر نماز که رو به خالق دارای، مجاهدتی بس دشوار را بر دوش می کشی. یعنی هر نماز که اقامه می کنی، با مجاهده در راه خدا با جان و مال، برابری می کند. شکوهمندی نماز و اوج رازناکی آن هم در همین کار نهفته است که بتوانی هر نماز را همسنگ و هم ارز با جهاد و مبارزه در راه خدا قرار دهی، و بدانی که سر حی علی خیر العمل در این است.
مجموعه حکایات و داستانهای نماز که اینک به آستان مقدس شما عزیزان مکتب توحید تقدیم می شود برگزیده هایی از انجام این عمل شکوهمند عبادی- نماز- است که از منابع مختلف گرد آوری شده است.
از آنجا که منابع از لحاظ نگارش یکدست نبود، برای ایجاد جذابیت لازم، با حفظ اصل و موضوع، مطالب به شکل منقح و گیرا پرداخت شده است. که امید است مقبول نظر گرانقدرتان قرار گیرد. انشاالله.

نماز صالحان

حاتم اصم از عابدان وارسته بود که به مقامات بالای سیر و سلوک رسیده بود. روزی عصام بن یوسف از حاتم پرسید که تو چگونه نماز می خوانی؟ حاتم گفت:
وقت نماز که می رسد، وضوی ظاهر و وضوی باطن می گیرم و به نماز می ایستم.
عصام گفت: وضوی ظاهر را می دانم، اما وضوی باطن دیگر چیست؟!
حاتم در پاسخ او گفت:
وضوی باطن آن است که درون را با هفت خصلت بشویی.
اول با توبه، دوم با پشیمانی از گناهان گذشته، سوم ترک دلبستگیهای دنیا، چهارم ترک ستایش و تملق مخلوقات، پنجم ترک ریاست مادی، ششم ترک کینه و هفتم ترک حسادت. وضوی باطن را که ساختم، به مسجد می روم و آماده نماز می شوم، در حالیکه کعبه را پیش رو می بینم، خود را در برابر خدای بی نیاز، محتاج حس می کنم. در محضر خدا بهشت را طرف راست و جهنم را در سمت چپ و عزرائیل را پشت سر خود می بینم گویی که پاهایم روی پل صراط قرار دارد و آن نماز، آخرین نماز من است. آنگاه نیت می کنم و تکبیر می گویم. حمد و سوره را با تفکر و تامل می خوانم. رکوع را با تواضع و خشوع انجام می دهم. سجده را در حال تضرع و زاری به جا می آورم. تشهد را باقلبی پر از امید زمزمه می کنم و نمازم را با اخلاص تمام سلام می دهم.
مدت سی سال است که نمازم را اینگونه می خوانم.
عصام با تکریم خاص به حاتم نگاه کرد و گفت: غیر از تو کسی از عهده نمازی به زیبایی و عظمت بر نمی آید، مگر اینکه با سعی و تلاش به مقام بالای عرفان برسد.
بعد گریه کرد و از خدا خواست که چنان مقام و حالی را در عبادت، به او عنایت کند.(4)

اخلاص در نماز

حجت الاسلام و المسلمین رضا استادی در مورد نمازی های حضرت امام خمینی ره می فرماید:
نمازی که امام در بیابانهای بین کویت و عراق با چند از یاران خود خواند، با نمازی که در جماران همراه چند رئیس جمهور و سران کشورهای اسلامی خواند و آخرین نمازهایی که ایشان در بیمارستان خواند، از لحاظ توجه و اخلاص، یکسان بود. (5)