فهرست کتاب


قوه قضائیه و قضا در کلام امام و رهبر

مرکز غدیر‏‏‏

تعیین اهم و مهم در دنبال گیری مشکلات جامعه

نکته ی هفتم این است که در دنبال گیری مشکلاتی که در جامعه وجود دارد، واقعاً اهم و مهمی درست کنیم. یعنی هیأت رئیسه و سیاستگذاران فضایی - هر مجموعه یی که هستند - بنشینند موارد را الاهم فی الاهم کنند و مهمترین آنها را دنبال نمایند؛ چون واقعاً امروز در جامعه موارد بدی وجود دارد که همه را باید دستگاه قضایی دنبال کند. ببینیم واقعاً کدامها رابایستی در درجه ی اول قرار داد. الان مثلاً در جامعه فساد و ارتشاء و جرایم ضد انقلابی و براندازی و خدعه و تزویر و جعل و امثال اینها وجود دارد. در میان این موارد، کدام از همه مهمتر است؟ من خیال می کنم اگر بخواهیم دنبال اهم بگردیم، همین مسأله ی فسادهای مالی و اخلاقی و ارتشاء و تزویر و امثال اینها، چیزهایی است که بخصوص از مردم سلب امنیت می کند و واقعاً در رتبه های بالا قرار می گیرند. . . .
حالت نا امنی واقعاً در جامعه چیز بدی است، باید با آن مبارزه کرد. خدای متعال بر مردم قریش منت می گذارد و می فرماید: الّذی اطعمهم من جوع و امنهم من خوف (25). حضرت ابراهیم به پروردگار عرض می کند: رب اجعل هذا بلدا امنا (26). امنیت این قدر مهم است. ما که حکومت اسلامی هستیم، باید در جامعه مان امنیت وجود داشته باشد و مردم باید خاطرشان جمع باشد.
با مردم حرف بزنید و کارهای مثبت اقدامات مو تصمیمات خوبی را که انجام می گیرد، با آنها در میان بگذارید. مثلاً بگویید برای افراد فلان کارت را صادر کرده ایم که بعد از این، وقتی به عنوان مأمور دولت و یا دادستانی به سراغ مردم می آیند، این شبهه وجود نداشته باشد که از جای دیگر آمده اند. مردم باید توجیه بشوند، باید آموزش قضایی عمومی به آنها داده بشود و باید عدالتخواهی و اطمینان به انس با عدالت در جامعه مطرح شود.(27)
من خدا را شاکرم که بحمداللّه بعد از آن که این قوه به وسیله ی یک عالم روشن بین فاضل پایه گذاری شد، امروز هم به وسیله ی یک عالم روشن بین، فاضل، آگاه و نو گرا اداره می شود. آنچه موجب این می شود که بنده قلباً خدای متعال را سپاسگزاری کنم، این است که بحمداللّه امروز ایشان با برخورداری از علم و نگاه عالمانه به مسائل، تکیه ی به معلومات فقهی وسیع، گرایش به بکارگیری روشهای نو و علمی برای پیشرفت امور، بعلاوه ی نگاه کلان به مسائل قوه ی قضاییه - که این چیز بسیار مهمی است که ما قوه ی قضاییه را مثل یک رکن و یک عنصر اصلی در کل نظام ببینیم و تأثیر آن را در مدیریت کلان نظام در نظر بگیریم - با شجاعت و قاطعیت، مدیریت قوه را در دست دارند بنده با گذشت کمتر از یک سال، آثار این انتصاب بجا و بموقع و مبارک را مشاهده می کنم. . .
دستگاه قضایی اسلام یکی از کار آمدترین دستگاههاست ما احتیاجی نداریم که برای مواد قضایی یا قوانین لازم برای اداره ی دستگاه قضایی یا نحوه ی اجرای عدالت، از هیچ نظامی، از هیچ کشوری، از هیچ تمدن دیگری چیزی وام بگیریم؛ در اسلام همه چیز پیش بینی شده است. قوانین باید طبق مقررات اسلامی تنظیم و آماده بشود و با جرم به هر شکلی مقابله گردد.
این غلط است که اگر مجرم به یک مجموعه ی سیاسی وابسته باشد، باید در مقابل او کوتاه آمد؛ چرا؟ چون اگر مجرمیت او مورد تأکید قوه ی قضاییه قرار بگیرد، جنجال خواهد شد! قرآن کریم می فرماید و ان یکن لهم الحق یأتو الیه مذعنین ؛ اگر قضاوتی که می شود، بر خلاف مصلحت آنها باشد، جنجال می کنند؛ اما اگر بر طبق نیل و نظر و آنها باشد، آن وقت آن را قبول می کنند! بعد می فرماید: افی قلوبهم مرض . این قضاوت قرآن است. . .
قوه ی قضاییه برای اداه ی خود، در درون خود دچار کمبود عناصر صالح نیست. بحمداللّه در قوه ی قضاییه - بخصوص در این بیست سال اخیر - عناصر مؤمن، سالم، کار آمد، پر نشاط و جوان هستند؛ به قدری که بتوانند این قوه را بخوبی اداره کنند و برای مدیریت قوه، دستها و بازوها و سرانگشتهای کار آمدی باشند که بتوانند کارها را سامان ببخشند. باید ان شاءاللّه از عناصر جوان و مؤمن و پرشور و بانشاط و با ایمان و معتقد به اسلام استفاده بشود.
بنده به آینده ی قوه ی قضاییه امیداوارم هستم. البته از خدای متعال دایماً می خواهم که به رئیس محترم قوه ی قضاییه، مسؤولان عالی رتبه، قضات محترم، مسؤولان بخشهای مختلفی که کارهای سنگین بر دوش آنهاست و بعضاً مشاهده می شود که بعضی از آنها در تبلیغات مورد هجومهای غیر عادلانه و غیر منصفانه یی هم قرار می گیرند، صبر و قوّت بدهد و کمک کند و تا بتوانند این بار سنگین را بردارند و خدا را از خودشان راضی کنند.(28)

قاضی در اجرای حکم نباید منتظر دستور یا نهی کسی شود

نکته ی سوم، استقلال است. راجع به استقلال قوّه ی قضاییه، خیلی حرف زده شده است. استقلالهایی هم اعمال شده که به نظر من بعضی از این استقلالها، آن استقلال واقعی قوّه ی قضاییه نبوده است. من نمی دانم حقوقدانها د رباب مفهوم استقلال قوّه ی قضاییه چه می گویند. لابد حرفهای زیادی هم هست که بعداً آقایان حقوقدانها روی آن بحث خواهند کرد؛ اما آنچه که من می فهمم، این است که قاضی در اجرای حکم الهی، منتظر دستور کسی و منتهی از نهی کسی نشود؛ چون حکم الهی است.
البته، مسأله ی اهم و مهم حرف درستی است. اهم و مهم در همه ی احکام الهی است در باب تزاحم، جاهایی وجود دارد که چیزی از دیگری است؛ اما موارد استثناهای بسیار کوچک و کم را که در اجرای عدالت به وسیله ی پیامبر و امیرالمؤمنین (علیه السّلام) مشاهده می شود، کاری ندارم. روال کلی بایستی بر این باشد که استقلال قوّه ی قضاییه به معنای حقیقی کلمه حفظ شود. اگر این استقلال انجام شد، یعنی معلوم گردید که نفوذ و وجهه و دست داشتن در دستگاهها، هیچ گونه تأثیری بر حکم کسی نمی گذارد، مردم خوشحال و امیدوار می شوند و مثل بچه یی که به دامن مادرش پناه می برد، به دامان قوّه ی قضاییه پناه می برند.
من می گویم ما باید کار را به این جا برسانیم که اگر کسی در خیابان، کمترین تعرضی به حقّ کس دیگری کرد، او بگوید که من حالا سراغ قوّه ی قضاییه می روم. یعنی واقعاً این حرف را با اطمینان بگوید و خودش را به اندک عکس العملی محتاج نداند. بنابراین، قوّه ی قضاییه باید به معنای واقعی، مرجع و ملجأ و پناهگاه همه ی مردم باشد. . . .
این هم نمی شود جز به همان استقلال. استقلال به این معناست که وقتی قاضی می خواهد حکم بکند، نگاه نکند که این حکم موجب خوشایند یا عدم خوشایند چه کسانی می شود. در دنیا معمول است که چشم آن قاضی را که در دستش ترازوست، می بندند. یعنی برای صدور حکم، چشمش بسته است. این چشم بستن، یک چیز سمبلیک بسیاری دوستی است. من کاری ندارم که چه کسی این جا نشسته است و در خطاب کردن افراد، یکی را با اسم و دیگری را با کنیه نمی آورم. من، به دو آدم فارغ و خالی از همه ی عناوین و اعتبارت کار دارم و درباره ی این دو نفر انسان می خواهم حل و فصل خصومت بکنم. آن جایی هم که خصومت نیست، همین طور حکم الهی را جاری بکنیم. (29)

تکلیف اصلی قوّه ی قضاییه، اقامه ی قسط و عدل

به اعتقاد من، مسأله ی قوّه ی قضاییه از مسایل بسیار مهم است. در همین خصوص نکاتی را مطرح می کنم:
نکته ی اول این است که تکلیف اصلی قوّه ی قضاییه، عبارت از اقانه ی قسط و عدل است. این، در حرکت و دعوت انبیا، شاید اصلیترین امر مربوط به زندگی مردم باشد. حالا آن مسایل معنوی و تعالی روحی و امثال اینها، به جاری خود محفوظ است. در عین حال، آنچه که مربوط به اداره ی زندگی مردم می شود، هیچ چیزیی به قدر عدل و قسط - نه در قرآن و نه در حدیث - مورد توجه قرار نگرفته است. البته، رفاه زندگی مردم و تأمین امنیت که یکی از لوازم زندگی آنهاست، وجود دارد؛ اما تکیه یی که روی عدل شده - که قیام همه ی امور بر قیام عدل می باشد - روی هیچ چیز دیگر نشده است.
البته، عدل فقط به وسیله ی قوّه ی قضاییه اجرا نمی شود؛ بلکه همه ی دست اندرکاران حکومت اسلامی به سهم خود در اقامه ی عدل موظف هستند؛ منتها ضامنش قوّه ی قضاییه است. اگر شما که قوّه ی قضاییه هستید، عادل باشید و در هر شرایط و نسبت به هر کسی - از شخص من با آحاد مردم و مابین همه ی مسؤولان حکومتی - عدالت را هدف اصلی و غیر قابل اغماض بدانید، امکان ندارد که بتوانند از عدالت منحرف بشوند؛ زیرا دست قوی قاضی که هم به دنبال عدل است وهم به موارد اجرای عدالت - یعنی به مفهوم عدالت و آن چنان که باید عدالت را اجرا کند - بصیر است و هم به موارد تخلفش - یعنی خارجیان و موضوعات خارجی - آگاه می باشد، سراغ آن متخلف می آنید و - گریبان او را می گیرد و نمی گذارد که از عدل تخلف بشود.
پس، سلامت همه ی عالم به سلامت شما و دستگاهتان وابسته است. اگر این دستگاه سالم شد، همه ی دستگاهها - چه بخواهند و چه نخواهند ولو قصراً و جبراً - به سمت سلامت نبود، همه ی دستگاهها هم سالم بنا بشوند، یقیناً به طرف عدم سلامت سوق داده خواهند شد؛ به خاطر این که طبیعت انسان، طبیعت آسیب پذیری است و اگر دست قوی تضمین کننده بالای سرش نباشد، به سمت عدم سلامت سوق داده خواهد شد. پس، اگر این دستگاه سالم شد، می توان این گونه نتیجه گرفت که همه سالم خواهند شد و اگر دستگاه سالم نبود، همه ناسالم خواهند شد؛ ولو در اول ناسالم نبودند. این، اهمّیت دستگاه قضایی را می رساند.
بنابراین، اولین هدفی که باید در این جا مورد نظر باشد، اقامه ی قسط است. هر کسی که وارد دستگاه قضایی می شود، باید در درجه ی اول تکلیف خود را این بداند که در جامعه قسط و عدل اقامه بشود. حالا این قسط و عدل چگونه در جامعه اقامه خواهد شد - یعنی ملاک قسط و عدل چیست - آن بحث دیگری است. حکومت و قوانین ما اسلامی است و طبیعتاً قسط و عدل، جز با انطباق به قوانین اسلامی تحقق پیدا نمی کند. هر چه خلاف اسلام بود، عدل و قسط نیست؛ بلکه ظالم است. این، بحثی جداگانه است. به هر حال، آنچه که بالاخره عدل و قسط از آب در خواهد آمد، بایستی هدف اول قوه ی قضاییه باشد.
در تمام مراحل، مسؤولان بخشهای مختلف و قضاتی که خودشان مباشرتاً امر قضاوت را اجرا می کنند و دستگاههای دادسراها و مقدمات قضاوت و دادستانها و بازپرسها و کسانی که از مقدمات تا زندان و یا بازداشت موقت مدخلیت دارند و مجازاتهای گوناگون را اجرا می کنند و نیز کسانی که در این مجموعه کار راه می اندازند، اعم از پشتیبانها و دفتردارها و غیره، باید مقصودشان این باشد که عدل اقامه بشود. این فرهنگ باید در قوّه ی قضاییه به وجود آید.
البته، این از بالای قله می جوشد و به دامنه سرازیر می شود. یعنی اگر ما در بالا، گوشه یی از امر قسط و قسط خواهی و عدالت خواهی و دلسوختگی برای عدالت را کم ببینیم، لامحاله در دامنه نقایص زیادی به وجود خواهد آمد. در حقیقت، این شما هستید که ینحدر منکم السّیل . شما هستید که عدالت را به دامنه می ریزید تا همه این تا همه این انگیزه را داشته باشند.(30)