فهرست کتاب


قوه قضائیه و قضا در کلام امام و رهبر

مرکز غدیر‏‏‏

ضرورت بازنگری هرچ سریعتر در قوانین قضائی

1- تمام قوانینی که در زمان طاغوت و برخلاف شرع بوده است، تمام باید دور ریخته بشود و مسئولیتش به گردن من

و همین طور قضات محترم شرع، باید موازین را با دقت، با کمال دقت موازین را عمل بکنند و خدای نخواسته یک وقت برخلاف موازین اسلامی واقع نشود. مائی که مدعی هستیم که جمهوریمان جمهوری اسلامی است، احکام اسلام باید در این جمهوری اجرا بشود. یکی از امور مهم، قضیه زندان هاست، یکی از امور مهم، قضیه دادگاه هاست، دادسراهاست، دادگستری هاست. اگر بنا باشد که حالا هم خدای نخواسته مثل زمان رژیم سابق، در دادگستری ها کارهای خلاف شرع بشود، خوب، ما باید فاتحه این جمهوری را بخوانیم. و این مکرر سفارش شده است که اگر قوانین ندارید، باید بخشنامه کنید که تمام قضات بر وفق شرع عمل کنند، به قوانین سابق اعتنا نکنند.
و من حالا هم اعلام می کنم به تمام سرتاسر قضات کشور، کسانی که متصدی قضا هستند، کسانی که در دادگستری هستند، تمام قوانینی که در زمان طاغوت بوده است و برخلاف شرع بوده است، تمام باید دور ریخته بشود و مسئلیتش به گردن من، تمام را دور بریزید و به جای او قوانین شرع را عمل بکنید.
شورای قضائی - باید - اگر نکردند این کار را خدای نخواسته، حالا بخشنامه کنند به همه سرتاسر کشور، به دادستان ها و به دادگاه ها و به دادگستری ها و به همه اینها امر کنند به اینکه تمام احکامی که به حسب قانون، قانون فاسدی که گذرانده اند، تمام اینها فاسد است و مگر حالا گاهی پیدا بشود که مطابق شرع باشد، خوب، آنها را عمل باید بکنند و آن چیزهائی که برخلاف شرع است هیچ کس حق ندارد عمل بکند و هر که عمل بکند، علاوه بر اینکه پیش خدای تبارک و تعالی روسیاه است و عذر اینکه ما به قانون عمل می کنیم، غلط است. کدام قانون قانون مخالف با اسلام قانون مخالف با شرع نباید به آن عمل بشود. شما اگر با قانون سابق هم باز عمل بکنید، خوب، یکی از ماده های متمم قانون اساسی سابق این بود که هیچ قانونی برخلاف شرع، قانون نیست. منتها پیشتر به آن عمل نشده سابقا به آن عمل نکردند. بنائا علیه آن چیزهائی که به اسم قانون آورده اند و بر خلاف شرع است، به حسب قانون اساسی زمان سابق هم قانون نیست.(21)

2- قضات بر وفق شرع عمل کنند، به قوانین سابق اعتنا نکنند

مساله دیگر، قضیه باز راجع به قضاوت است که باید خیلی توجه بکنند آقایان قضات، آقایان دادستان ها، کسانی که متکفل این امر مهم اسلامی هستند، که مسئولیت این زیاد است و لازم هم هست که شما مسئولیت را به عهده بگیرید. باید وارد شد لکن در یک امر بزرگی است، توجه بکنند که جان و مال و ناموس یک ملت در دست این قضات است و در دست این دادگاه هاست و مسئول این مسائل هستند و باید تا آن مقداری که می توانند، تا آن مقداری که قدرت دارند، توجه بکنند به مصالح عمومی اسلام. نه این که گناهکار است، از او بگذرند، و نه آن که خدای نخواسته گناهکار نیست، یک وقتی مبتلا بشود. قاضی باید یک آدم قاطعی باشد که در دو طرف قضیه قاطعیت داشته باشد. اگر یک کسی به حسب حکم شرع باید این را کشت، ترحم نکنند، جایز نیست. اگر باید - فرض بفرمائید که - حبس و تعزیر بشود، تعزیر بکنند و اگر یک کسی خدای نخواسته یک آدمی است که گناهکار نبوده است، بدون وقفه او را تبرئه کنند و بدون وقفه او را آزاد کنند. قاضی باید اینطور باشد، فکرش اینطور، نه رئوف و مهربان باشد که جنایتکاران را هم به او رافت کند، آن هم جنایتکارهائی که یک نمونه اش را من و شما در چند شب پیش دیدیم و پشت انسان را لرزاند و بسیار نمونه دارد که ما ندیدیم. اینهائی که بعدها معلوم می شود، تا آخر هم که معلوم نمی شود، در بارگاه خدا معلوم می شود، بعدها معلوم می شود، ما کمی اش را دیدیم، یک نمونه اش این بود که چند شب پیش از این دیدید که انسان نمی تواند بفهمد که یک آدم که از اول به فطرت الهی متولد شده است تا این حد جنایتش می رسد. تصور این معناها برای انسان مشکل است. من گمان ندارم که هیچ حیوانی نسبت به حیوان دیگر اینطور بکند. خوب، یک همچو مسائل هست آنوقت اگر چنانچه یک آقای قاضی رافتش بگیرد که امثال اینها را با آنها ملایمت بکند، یعنی نمی گویم که زاید بر آن مقداری که قضای الهی اجازه می دهد، ابدا حتی یک سیلی نباید بزنند. اما آنی که به حسب حکم شرع، حکمش قتل است، مسامحه نکنند. از آن طرف هم طوری باشد که اگر چنانچه یک نفر آدم بیگناه است، حتی مانع بشود از اینکه یک حرف تند به او بزنند. آنها هم که گناهکارند حق نیست به اینکه با آنها معامله غیرانسانی بکنند. آنها مستحق قتلند، باید قتل بشوند، مستحق اعدامند، اعدام باید بکنند، اما زاید بر آن بخواهند کارهائی بکنند، این را بدانند که مسئول هستند. و همین طور متصدیان حبس و زندان ها باید این معنا را توجه داشته باشند، چه اشخاص که در راس هستند و چه اشخاصی که مشغول اجرای عمل هستند، باید این معنا را توجه بکنند که حدود الهی معنایش این نیست که یک کسی که مستحق قتل است ما فحش به او بدهیم، جایز نیست این، یا به او سیلی بزنیم، حق نیست، یعنی قصاص دارد این. یک نفر آدم جانی که دارند می برند بکشندش، اگر شما یک سیلی بزنید، او - باید - حق دارد به شما سیلی را عوض بزند و خلاف شرع کردید. گمان نکنید که حالا که این آدم توی حبس آمده است، ما باید با او رفتار بد کنیم، انشای الله نمی کنید و نباید بکنید.