فهرست کتاب


قوه قضائیه و قضا در کلام امام و رهبر

مرکز غدیر‏‏‏

8- مسوولیت قضیه قضا از همه مسوولیت هائی که در یک کشور هست بالاتر است

من می خواهم به قشر روحانیون یک کلمه عرض بکنم که قضیه قضاوت محول به آنها به حسب شرع هست. من به آن آقایانی که نشسته اند و به قضاوتی که در ایران می شود اشکال می کنند، یک عرض دارم و یک عرض هم به قضاتی که در سرتاسر کشور، هر جا هستند، عرض من به قضات این است که کوشش کنند، توجه کنند به اینکه اگر با کوشش آنها مساله قضاوت حل نشود، تا آخر قضیه قضاوت به زمین خواهد ماند، کوشش کنند که اولا علما و اشخاص دانشمند را معرفی کنند و ثانیا آنها که متصدی امور قضائی هستند توجه کنند به اینکه مساله بسیار مشکل مهمی و پر مسوولیتی بر عهده آنهاست، حتی مسوولیت قضیه قضا از همه مسوولیت هائی که در یک کشور هست بالاتر است برای اینکه قاضیان متصدی اموری هستند که جان مردم، مال مردم، نوامیس مردم در گرو کارهای آنها و قضاوت آنهاست ( )و القاضی علی شفیر جهنم ) ( باید توجه کنند که خدای نخواسته جانی به واسطه فتوای آنها و یا قضاوت آنها بدون مجوز شرعی از بین نرود، مالی از بین نرود، حیثیتی، آبروئی از بین نرود که بسیار اهمیت دارد این مطلب و امروز اهمیتش بیشتر از سابق است، سابق قضیه این نبود که اگر قاضی تخلف می کرد، اصل اسلام را مشوه کند، امروز قلم هائی هست که اگر چنانچه یک قاضی یا چند قاضی ولو اشتباها یک کاری انجام بدهد، یا خدای نخواسته عمدا انجام بدهد، این را پای روحانیت حساب می کنند و پای جمهوری اسلامی حساب می کنند و بالاخره پای اسلام حساب می کنند و لهذا قاضی امروز مسوول حیثیت اسلام است، مسوول حیثیت جمهوری اسلام است و مثل قضات در طول تاریخ نیست که فقط مسوول باشد نسبت به آن قضاوتی که در مورد شخصی می کرد. امروز قضاوت علاوه بر آن بعدی که همیشه داشته است، یک بعد خاصی دارد و آن بعد خاص آن چیزی است که برمی خورد به حیثیت اسلام. اگر چند قاضی در چند محل اشتباه بکنند و یا بعضی از آنها مثلا خدای نخواسته عمدا یک کاری را انجام بدهند، این اسباب این می شود که قلم هائی که می خواهند این جمهوری اسلامی را از بین ببرند، یکی را چند و چند را صدها جلوه می دهند و با قلم های خودشان به اصل جمهوری اسلامی و به اسلام حمله می کنند. بنابراین اگر سابق شغل قضا یک شغل در عین حال بسیار مهم و پرمسوولیتی بود، امروز مسوولیت او بسیار زیادتر است، باید بگوئیم صد چندان است. این یک عرضی است که به متصدیان قضا، چه در حال و چه بعدها که تصدی می کنند، عرضی بود که کردم و یک عرضی هم به اینهائی که کنار نشسته اند، توی حجره ها نشسته اند، توی خانه ها نشسته اند و وارد صحنه ها نیستند، لکن اشکال می کنند، یک عرضی به علمائی است که در این مسائل اشکال می کنند، مصاحبه می کنند، چیز می نویسند. اشکال امر آسانی است، انسان می تواند یک جائی بنشیند و فکر خودش را جمع بکند و اشکال بکند، آنچه مشکل است حل اشکال است. ما امروز چند هزار قاضی در این کشور لازم داریم، قاضی ای که قاضی شرع باشد. این آقایان باید یکی از چند امر را قبول بکنند یا قبول بکنند که اصل قضا را در این جمهوری اسلامی حذف بکنند، اصلا قضاوت هیچ نباشد، هرج و مرج باشد، هر کس مال هر کس را برد و ناموس هر کس را تجاوز کرد و هر کس را کشت، یک محل رسیدگی نباشد، این یک فرض است. فرض دوم اینکه نه، باشد اما مثل سابق باشد، مثل زمان رژیم پهلوی باشد، یعنی قاضی لازم نیست مسلمان باشد. از قراری که به من گفتند در این قاضی کمونیست هم بوده، در این قاضی ها مبتلای به مشروبات هم بوده، این علمای اعلام یا این را قبول کنند که نه، لازم نیست که قاضی معمم و ملا باشد و اهل علم باشد، به همان ترتیب سابق باشد و قضاوت به دست همان اشخاصی که سابق بودند باشد، این هم یک فرض است. فرض دیگر این است که نه، باید قاضی به دست همین طبقه ای که شرع معین کرده است باشد. آقایان می دانند که حوزه های علمیه در ایران و در خارج از باب اینکه قضاوت از آنها بکلی سلب شده بود، مهیا نبودند برای اینکه قاضی تربیت کنند. و ما امروز چند هزار قاضی لازم داریم و کمبود داریم. آقایان به جای اینکه بنشینند و بگویند بچه طلبه ها دارند قضاوت می کنند، خودشان هم بیایند قضاوت کنند، کی جلویشان را می گیرد معرفی کنند هر عالمی در هر آستانی که هست، علمائی که لایقند برای قضاوت و حاضرند برای قضاوت، معرفی کنند، و شورای قضا قبول می کند. آن آقائی که می فرماید که این قضاوت، قضاوت شرعی نیست، خوب، ایشان خودشان بیایند در راس قضاوت قرار بگیرند و در هر جائی که هستند معرفی کنند اشخاصی را که لیاقت برای قضاوت دارند، تا آنها را قاضی قرار بدهند تا وقتی که وارد در عمل شدند بفهمند که مساله، مساله آسانی نیست، مساله این است که حالا از صفر شروع شده است و اگر کمک کنند همه علمای بلاد و آنهائی که دلسوزند برای اسلام و در امر قضاوت می بینند که یک اشخاص غیرلایق هستند، آنها بیایند خودشان متکفل قضا بشوند یا معرفی کنند اشخاص لایقی که می توانند قضاوت کنند، هر کس در هر جا هست پیدا کند قاضی های شرعی اسلامی را و معرفی کند. بهتر نیست اینکه همه آقایان کمک کنند تا اینکه قضاوت به آنطوری که در اسلام است، درست بشود این بهتر از این نیست که بنشینند و بگویند که بچه طلبه ها دارند قضاوت می کنند خیر، بچه طلبه ها نیستند، لکن قضاوت کار آسانی نیست، تازه کارند. البته قضاوت به آن ترتیبی که در شرع مقرر شده و با آن شرایط، به این آسانی نمی شود او را پیدا کرد و قاضی پیدا کرد، لکن بهتر نیست که آقایان برای اینکه تا یک حدی این قضاوت به صورت واقعی شرعی درآید کمک کنند، نه اشکال کنند اشکال را همه می توانند بکنند، اما کمک بکنند. این علمای بلاد، اینهائی که برای اسلام دلسوز هستند اینها بنشینند و پیدا کنند افراد را، تربیت کنند افراد را، همانطوری که در قم الان مشغولند برای پیدا کردن قاضی و تربیت کردن قاضی، آقایانی هم که در بلاد دیگر هستند و خارج هستند از صحنه و نمی توانند که مساله چه مساله مشکلی است، کمک کنند بر این مشروع و بر این امر شرعی، کمک کردن به امر شرعی تکلیف آقایان است یا فحاشی تکلیف آقایان است کمک کردن به اینکه قضاوت به طور شرعی انجام بگیرد، یک تکلیف شرعی است یا اینکه به باد فحش گرفتن قضاوت را و جمهوری اسلامی این امری است که من به علمای علام بلاد عرض می کنم که هر جا هستند و در هر ناحیه ای که هستند کمک کنند به این جمهوری نو پای اسلامی، با هم همکاری کنند، اگر قاضی های خوبی را در هر آستانی پیدا کردند و معرفی کردند و شورای قضائی قبول نکرد، آنوقت حق این دارند که شما قاضی خوب را قبول نکردید و قاضی بد به جای او گذاشتید. بهتر این است که آقایان کسانی که اشکال دارند بنشینند و رفع اشکال بکنند(6)

9- جان و مال و ناموس یک ملت در دست قضات است

مساله دیگر، قضیه باز راجع به قضاوت است که باید خیلی توجه بکنند آقایان قضات، آقایان دادستان ها، کسانی که متکفل این امر مهم اسلامی هستند، که مسئولیت این زیاد است و لازم هم هست که شما مسئولیت را به عهده بگیرید. باید وارد شد لکن در یک امر بزرگی است، توجه بکنند که جان و مال و ناموس یک ملت در دست این قضات است و در دست این دادگاه هاست و مسئول این مسائل هستند و باید تا آن مقداری که می توانند، تا آن مقداری که قدرت دارند، توجه بکنند به مصالح عمومی اسلام. نه این که گناهکار است، از او بگذرند، و نه آن که خدای نخواسته گناهکار نیست، یک وقتی مبتلا بشود. (7)

وظایف دادگاه ها