فهرست کتاب


قوه قضائیه و قضا در کلام امام و رهبر

مرکز غدیر‏‏‏

5- نباید از کاری که اهمیت دارد، شانه خالی کرد

هر یک از اشخاصی که متصدی هستند اگر چنانچه مجتهد عادل باشند، مستقلا می توانند و اگر چنانچه مجتهد نباشند، آنها به تعیین مجتهد در یک زمانی که ما فاقد هستیم، افرادی که تمام جهات را مجتمع باشند، با تعیین مجتهد تصدی می کنند. نباید از کاری که اهمیت دارد، شانه خالی کرد کار آن کس اهمیت دارد در نظر شارع مقدس، این را نمی توانیم ما از آن شانه خالی کنیم، واجب کفائی است، اگر چنانچه شانه از زیرش خالی کردند، مورد مواخذه خواهند بود. باید تصدی کرد حتی در زمان بعضی از امرای سابق مثل خلفای بنی عباس و بنی امیه و اینها بعضی از اشخاص در خدمت آنها به حسب ظاهر می رفتند و اشخاص بسیار صحیحی بودند برای جلوگیری از بعضی مظالم، اینطور نیست که اگر یک حکومتی هم ظالم شد، کسی بداند که می تواند رفع ظلمی از مردم بکند، می تواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد، بتواند از آن شانه خالی کند. حالا که بحمدالله یک کشور اسلامی داریم و همه ارکانش اسلامی است نمی شود امروز گفت که دولت هست و ما زیر بار دولت نمی رویم و دولت هست و ما مستخدم دولت نمی شویم. این حرف ها مال زمان طاغوت بود. زمان رسول الله هم دولت بود، زمان امیرالمومنین هم دولت بود، می شد بگوئی که دولت است و ما استخدام در این دولت نمی شویم! دولت از اموری است که باید در مملکت باشد، از واجبات حسبیه ای است که واجب است برای حفظ نظم دولت باشد. اگر دولت باطل باشد، استخدام در او جایز نیست مگر اینکه برای یک احقاق حقی باشد، چنانچه در صدر اسلام هم این مسائل بوده است و اگر دولت صحیح حقی بود، نباید اشخاص بگویند که ما در این دولتی که صحیح و حق است، نمی رویم برای اینکه اسمش دولت است. حکومت های اسلامی، همه دولت های اسلامی بودند، همه متولی امور مردم بودند. عمده این است که دولت چه دولتی باشد، اگر دولتی مثل دولت فعلی باشد که ارکانش همه اسلامی هستند و همه در راه اسلام می خواهند خدمت بکنند، نباید کسی تحاشی کند از اینکه من نمی خواهم وارد بشوم در این دولت و استخدام بشوم. استخدام دولت حق است، زمان حضرت امیر هم اشخاصی بودند که شرطه بودند، اشخاصی بودند حکومت بودند، استاندار بودند، اشخاص مومنی بودند که کارفرما بودند در جاهائی و اینطور کلی اش را آدم بگویند که، آنوقتی که زمان طاغوت بود بگویند که ما در خدمت طاغوت واقع نمی شویم، حالا هم که زمان الله است بگویند که ما در خدمت واقع نمی شویم این کج فهمی است. اگر چنانچه قضا مثلا، در قوه قضائیه کمبود بود و به هر کس اظهار کردند، وقتی به مقدار کفایت نباشد واجب است بر اینکه تصدی بکند و قضاوت بکند نباید بگویند که حالا که قضاوت است ما در خدمت دولت واقع نمی شویم. خدمت دولت، نیست خدمت خداست. الان دولت، دولت الهی است و خدمت به الله است، نه خدمت به طاغوت است بنابراین نباید بعضی از آقایان تحاشی کنند از اینکه ما در استخدام دولت واقع نمی شویم. این استخدام اسلام است، دولت خودش اسلامی است، نه این است که خودش مستقل است، آن هم خدمتگزار اسلام است، همه خدمتگزار اسلام هستیم.

6- باید در امر قضا کمال دقت را کرد و با دقت اجرا کرد

و از مهماتی که باید عرض کنم دقت در امر قضاست. وقتی که نوامیس مردم، جان های مردم، مال های مردم تحت نظر شماست، نباید که مسامحه بشود خدای نخواسته یک غیر مجرمی مجرم شناخته بشود یا یک مجرمی که باید حد الهی برایش جاری بشود، این غیر مجرم شناخته بشود. باید در امر قضا کمال دقت را کرد و با دقت اجرا کرد، مبادا خدای نخواسته به دست یکی، یک ظلمی واقع بشود. هر دو طرفش ظلم است، اگر چنانچه یک غیر مجرمی، مجرم شناخته بشود، ظلم به آن شخص است و اگر یک مجرمی، غیر مجرم شناخته بشود، ظلم به آنهائی است که این جرم مرتکب شده است برای آنها. باید تمامش را با کمال دقت، با کمال مواظبت و احتیاط عمل کنید که مبادا یک وقت خدای نخواسته یک کسی به قتل برسد در صورتی که جرمش به مقدار قتل نیست، کسی یک حبس طولانی بشود در صورتی که جرمش به مقدار این حبس نیست، یا قاتلی فرار کند از زیر بار قصاص به توهم اینکه خوب، یک ترحمی باید به آن کرد. نه، قاضی باید با تمام شدت توجه بکند به مواضع قضا، قاضی باید جسارتا عرض می کنم - قسی القلب باشد، تحت تاثیر واقع نشود، قاضی که نفسش جوری است که اگر مثلا این مجرم یک قدری گریه کرد، یک قدری ناله کرد، یک قدری التماس کرد، تحت تاثیر واقع بشود، این نمی تواند قاضی واقع بشود. یا اگر حس مثلا انتقام جوئی در قاضی باشد، آن هم نمی تواند قاضی باشد. قاضی یک نفر آدمی است که بدون اینکه هیچ نظری داشته باشد راجع به قضیه، اگر برادرش را آوردند پیشش که قضاوت کند، همانطور باشد که اگر دشمنان را آوردند، یعنی در قضا آنطور باشد، حکمی که می خواهد بکند بین برادرش و بین دشمنش، در حکم فرق نگذارد. نمی گویم در عوارض نفسانی، نخیر در حکم یعنی همانطوری که برای برادرش حکم بحق باید بکند، برای دشمنش هم همانطور، علی السوا باشد پیشش همه. شما شنیده اید که حضرت امیر با آن ظاهرا یهودی بود که در محضر قاضی واقع شدند در صورتی که حضرت امیر رئیس بود، وقتی که احضارش کرد رفت پیش قاضی، قاضی وقتی که ( ) ( اباالحسن ) ( ) به ایشان گفت، اشکال کرد به او که نه، به آن هم هر چه می گویی به من هم همین طور بگو. این دستوری است برای همه ماها که باید در مسند قضا یکی که نشست، همه ملت پیشش با یک نظر باشد، تمام نظرش به اجرای عدالت باشد. عدالت، در دشمنش هم به طور عدالت، در دوستش هم به طور عدالت. نه اینجا مسامحه بکند و نه آنجا سختگیری کند.

7- دادگستری و دادگاه های انقلاب پاسبان آبرو و حیثیت جمهوی اسلامی و اسلام است

دستگاه های دادگستری و دادگاه های انقلاب و قضاوت دستگاه بسیار امر مهمی است که سر و کار با جان و آبرو و مال ملت دارد و اهمیتی که اسلام به قضاوت داده است به کمتر چیزی داده است. امروز دستگاه دادگستری و دادگاه های انقلاب پاسبان آبرو و حیثیت جمهوی اسلامی و اسلام است و انحراف در قضا مردم را از این دستگاه مایوس و به جمهوری اسلامی و روحانیون بدبین می نماید. مسوولان بالای قضائی موظفند در نهادهای مذکور نظارت کامل داشته و از انحرافات جلوگیری نمایند و روحانیونی که در امر قضا گماشته شده اند بدانند که بالاترین مسوولیت را به عهده گرفته و انحراف به هر نحو از آنان متوقع نیست و با آنان سخت گیری خواهد شد.
از مسوولین می خواهم که وضع زندان ها را تحت نظر قرار دهند و سفارش اکید کنند که با زندانیان رفتار اسلامی - انسانی کنند و چه نیکوست که گویندگان متعهد در زندان ها حاضر شده و آنان را تحت تربیت اسلامی - اخلاقی قرار دهند و لازم است که در حفظ سلامت بیشتر و بهداشت بهتر آنان برنامه هایی داشته باشند که زاید بر سختی زندان از سختی های دیگر رنج نبرند و با صلاحدید روسای زندان اجازه ملاقات بیشتری دهند، خصوصا در این ایام، که گناهکاران نیز افرادی هستند همچون خود ما.(5)