فهرست کتاب


قوه قضائیه و قضا در کلام امام و رهبر

مرکز غدیر‏‏‏

3- همه چیز ملت در دست قوه قضائیه است

قوه قضائیه که در اسلام آنقدر در آن اهتمام شده است و حکم را یا نبی یا وصی نبی باید متصدی بشود و اگر غیر نبی و وصی نبی، سفارش شده از طرف نبی اکرم باشد، آن ثالث می شود که شقی. قوه قضائیه ما هم به دست یک اشخاصی افتاد که من گمان نمی کنم در تمام افرادی که متصدی فضا بودند، یک نفرشان صالح باشد. اگر گفته می شود که در بین اینها یک اشخاصی بودند که مثلا یک قدری متدین بودند، لکن صالحیت برای قضا غیر از تدین است، امر مهمی است که شاید در اسلام کمتر چیزی مورد توجه بوده است مثل قوه قضائیه و نکته اش هم معلوم است برای اینکه در دست قوه قضائیه همه چیز ملت است، جان مردم است، مال مردم است، نوامیس مردم است، همه در تحت سیطره قوه قضائیه است و قاضی اگر چنانچه خدای نخواسته نالایق باشد، ناصحیح باشد، این در اعراض و نفوس مردم سلطه پیدا بکند، معلوم است که چه خواهد شد.(4)

4- قضاوت در اسلام بسیار اهمیت دارد و بسیار خطرناک است

باید عرض کنم که این قضاوت در اسلام بسیار اهمیت دارد و بسیار خطرناک است. اهمیت دارد که تمشیت امور مردم و رفع ظلم ها و مخالفت ها و اینها با دست اینها باید بررسی بشود و مظلوم از ظالم ممتاز بشود و حق اجرا پیدا بکند، و خطرناک است برای اینکه اگر چنانچه خدای نخواسته حکم بر خلاف ما انزل الله باشد ولو در دو و درهم ( ) ( علی حد الکفر ) ( ) و قاضی ( ) ( علی شفیر الجهنم ) ( ) بسیار خطرناک است لکن امری است که واجب کفائی است و باید تکفل کرد.

5- نباید از کاری که اهمیت دارد، شانه خالی کرد

هر یک از اشخاصی که متصدی هستند اگر چنانچه مجتهد عادل باشند، مستقلا می توانند و اگر چنانچه مجتهد نباشند، آنها به تعیین مجتهد در یک زمانی که ما فاقد هستیم، افرادی که تمام جهات را مجتمع باشند، با تعیین مجتهد تصدی می کنند. نباید از کاری که اهمیت دارد، شانه خالی کرد کار آن کس اهمیت دارد در نظر شارع مقدس، این را نمی توانیم ما از آن شانه خالی کنیم، واجب کفائی است، اگر چنانچه شانه از زیرش خالی کردند، مورد مواخذه خواهند بود. باید تصدی کرد حتی در زمان بعضی از امرای سابق مثل خلفای بنی عباس و بنی امیه و اینها بعضی از اشخاص در خدمت آنها به حسب ظاهر می رفتند و اشخاص بسیار صحیحی بودند برای جلوگیری از بعضی مظالم، اینطور نیست که اگر یک حکومتی هم ظالم شد، کسی بداند که می تواند رفع ظلمی از مردم بکند، می تواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد، بتواند از آن شانه خالی کند. حالا که بحمدالله یک کشور اسلامی داریم و همه ارکانش اسلامی است نمی شود امروز گفت که دولت هست و ما زیر بار دولت نمی رویم و دولت هست و ما مستخدم دولت نمی شویم. این حرف ها مال زمان طاغوت بود. زمان رسول الله هم دولت بود، زمان امیرالمومنین هم دولت بود، می شد بگوئی که دولت است و ما استخدام در این دولت نمی شویم! دولت از اموری است که باید در مملکت باشد، از واجبات حسبیه ای است که واجب است برای حفظ نظم دولت باشد. اگر دولت باطل باشد، استخدام در او جایز نیست مگر اینکه برای یک احقاق حقی باشد، چنانچه در صدر اسلام هم این مسائل بوده است و اگر دولت صحیح حقی بود، نباید اشخاص بگویند که ما در این دولتی که صحیح و حق است، نمی رویم برای اینکه اسمش دولت است. حکومت های اسلامی، همه دولت های اسلامی بودند، همه متولی امور مردم بودند. عمده این است که دولت چه دولتی باشد، اگر دولتی مثل دولت فعلی باشد که ارکانش همه اسلامی هستند و همه در راه اسلام می خواهند خدمت بکنند، نباید کسی تحاشی کند از اینکه من نمی خواهم وارد بشوم در این دولت و استخدام بشوم. استخدام دولت حق است، زمان حضرت امیر هم اشخاصی بودند که شرطه بودند، اشخاصی بودند حکومت بودند، استاندار بودند، اشخاص مومنی بودند که کارفرما بودند در جاهائی و اینطور کلی اش را آدم بگویند که، آنوقتی که زمان طاغوت بود بگویند که ما در خدمت طاغوت واقع نمی شویم، حالا هم که زمان الله است بگویند که ما در خدمت واقع نمی شویم این کج فهمی است. اگر چنانچه قضا مثلا، در قوه قضائیه کمبود بود و به هر کس اظهار کردند، وقتی به مقدار کفایت نباشد واجب است بر اینکه تصدی بکند و قضاوت بکند نباید بگویند که حالا که قضاوت است ما در خدمت دولت واقع نمی شویم. خدمت دولت، نیست خدمت خداست. الان دولت، دولت الهی است و خدمت به الله است، نه خدمت به طاغوت است بنابراین نباید بعضی از آقایان تحاشی کنند از اینکه ما در استخدام دولت واقع نمی شویم. این استخدام اسلام است، دولت خودش اسلامی است، نه این است که خودش مستقل است، آن هم خدمتگزار اسلام است، همه خدمتگزار اسلام هستیم.