زندگانی خاتم الاوصیاء

باقر شریف قرشی‏ ابوالفضل اسلامی (علی)

تأکید روایات به خروج دجال

روایات تأکید دارد که دجال ، قبل از ظهور حضرت مهدی - علیه السلام - خروج می کند و اینک برخی از روایات :
1 - هشام فرزند عامر از پیغمبر اکرم نقل می کند که : بین خلقت آدم تا قیام قیامت چیزی بزرگتر از دجال نیست (256) .
و معنای این حدیث آن است که مسأله دجال از مهمترین حوادث جهان آفرینش است چه آنکه خروج او همراه با فتنه ها و خونریزیهای فراوان است .
2 - انس بن مالک از پیغمبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - نقل می کند که فرمود : همه پیغمبران به دجال دروغگو انذار و هشدار داده شده اند ، البته دجال اعور است و پروردگار شما چنین نیست و بین دو چشم او نوشته شده که کافر است (257)
3 - اسماء بنت یزید از پیغمبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - نقل می کند که آن حضرت در منزل من بود و سخن از دجال شد ، فرمود : بین دو دست او سه سال است ؛ در یک سال آنها ، ثلث باران آسمان و دو ثلث روییدنیهای زمین قطع می شود . در سال دوم آنها ، آسمان و زمین ، همه باران و گیاه را قطع می کنند ، پس همه چهارپایان - دنداندار و سم دار - از بین می روند . و شدیدترین فتنه دجال آن است که نزدیک اعرابی می آید و می گوید: اگر من شترت رازنده کنم آن وقت مرا پروردگارت نمی دانی ؟ اعرابی می گوید : آری ، پس شیاطین به صورت شتر با نشاط و با پستانهای درشت و دندانهای بزرگ در می آیند و نزد مردی که برادر و پدرش مرده اند می روند و به او می گویند اگر پدر و برادرت را زنده کنیم ، آن وقت عقیده پیدا می کنی که ما پروردگار تو هستیم ؟ جواب می گوید : آری، آن وقت شیاطین مانند پدر و برادر او در می آیند .
اسماء می گوید : آن حضرت به خاطر کاری از خانه بیرون رفت و سپس برگشت و افراد آن خانه هنوز به خاطر مطالبی که راجع به دجال از آن حضرت شنیده بودند ، در فکر و اندوه بودند ، پس پیغمبر ، ما را تا نزد درب برد ، سپس رو به اسما کرد و به او فرمود : سرگردان و مبهوتی ؟ .
اسما گفت : یا رسول الله ! با صحبت دجال ، دلمان از جا کنده شد . پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود : اگر دجال خروج کند و من زنده باشم مقابلش می ایستم و مانع فریبکاری او می شوم و گرنه پروردگارم حافظ و مدافع هر مومن می باشد (258) .
4 - ابو امامه باهلی روایت می کند که پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود : از وقتی که خداوند متعال بنی آدم را آفریده ، هیچ فتنه ای بزرگتر از فتنه دجال نبوده است . و همه پیامبران امتشان را از فتنه دجال هشدار داده اند و من آخرین آنان و شما آخرین امتها هستید ، بنابراین ، دجال حتماً در این امت خروج می کند ... و از بین شام و عراق می باشد و هر جا که می رسد تحقیر و سرگردانی ایجاد می کند ، من او را برای شما تعریف می کنم که هیچ پیامبری او را چنین تعریف نکرده باشد . او می گوید : من پیامبرم و بعد از من پامبری نیست ، سپس می گوید : من پروردگار شما هستم ... از فتنه های او بودن آتش و جنت یا اوست ، پس آتش او بهشت و بهشت او آتش است ، هر کس به آتش او گرفتار شود ، به خدا پناهنده شود و اوایل سوره کهف را قرائت کند تا بر او برد و سلام شود ، همچنانکه آتش بر ابراهیم چنین شد . و از فتنه او این است که به اعرابی می گوید : اگر پدر و مادرت را زنده کردم ، گواهی می دهی که من پروردگار تو هستم ، او می گوید : آری . آن وقت دو شیطان به شکل پدر و مادر او در می آیند و به او می گویند فرزندم از او اطاعت کن ؛ زیرا او پروردگار تو می باشد ... (259) .

القاب دجال

اسم او برای ما روشن نیست و با لقب اعور و دجال معروف شده است و لقب دیگر او مسیح است . و جهت آن این است که :
الف - چشمش مسح شده است .
ب - زمین را مسح می کند ، آن را طی می کند مگر مکه و مدینه و بیت المقدس (260).

کنیه دجال

1 - ابو یوسف .
2 - امیر السلام یا اله کرست و این لقب را یهود به او داده است (261) .
3 - رئیس و این لقب را نصارا به او داده است (262) .
4 - دیکتاتور (263).
5 - حاکم برتر (264) .