زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

ولایت فقیه

امام منتظر - علیه السلام - فقهای عظام شیعیانش را ولی و نایب قرار داده است ، همچنانکه ائمه اطهار - علیهم السلام - آنان را از طرف خودشان ولی قرار داده اند و به شیعیانشان دستور داده اند هنگام حکومت عباسی که رجوع به امامان - علیهم السلام - ممکن نبوده است ، به فقها مراجعه کنند و احکام را از آنان اخذ کنند.
در روایت مقبوله عمر بن حنظله آمده است : از حضرت امام صادق - علیه السلام - در مورد اختلاف و نزاع دو نفر شیعه در دین یا ارثی پرسیدم که مراجعه را پیش سلطان یا قاضی می برند ، آیا حلال و جایز است ؟
در جواب فرمود : هر کس مراجعه را پیش طاغوت ببرد و او برای آن حکم کند ، آنچه را که می گیرد باطل است اگر چه در واقع حق او باشد ؛ زیرا او به حکم طاغوت گرفته است و حال آنکه خداوند امر فرموده که به طاغوت کفر ورزیده شود .
پرسیدم : پس اینان چه کنند ؟
فرمود : ببینید چه کسی از شما روایات و احادیث ما را روایت و حلال و حرام ما را بررسی می کند و به احکام ما معرفت و آگاهی دارد ، حکمیت او را راضی بشوید و من او را بر شما حاکم قرار دادم . و چنانچه او به حکم و حلال و حرام ما حکم کند ولی از او پذیرفته نشود ، در حقیقت حکم خدا سبک شمرده شده و به ما دست رد زده شده است. و رد کننده ما رد کننده خداست که آن در حد شرک به خداوند می باشد (124).
امام - علیه السلام - در این بیان ، به فقیه ، ولایت عامه داده و او ار در جمیع شوون اجتماعی مسلمانان حاکم و مرجع قرار داده است. و مانند همین حدیث است ، روایت مقبوله یا مشهوره ابن خدیجه که امام - علیه السلام - به او فرموده است :
مبادا شما شکایت و مراجعه خود را از همدیگر ، نزد اهل جور و ستم ببرید ، بلکه نگاه و بررسی کنید ، اگر مردی از خودتان که مقداری از مسایل و قضایای ما را عالم است ، او را حاکم بین خود قرار بدهید ؛ زیرا من او را قاضی قرار داده ام ، پس محاکمه را نزد او ببرید (125) .
بنابراین، حضرت امام جعفر صادق - علیه السلام - فقیه عادل را حاکم عام و مرجع مسلمانان قرار داده است . و شبیه این دو روایت ، توقیع شریفی است که از حضرت صاحب الامر - علیه السلام - خطاب به شیخ مفید - رحمه الله - صادر شده و در آن چنین آمده است :
و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله تعالی علیکم .... .
حضرت امام مهدی - علیه السلام - هم در این حدیث و غیره ، فقها را نایب خود قرار داده و به شیعیان دستور داده که به آنان مراجعه کنند و در جمیع شوون دینی از آن بزرگواران تقلید نمایند.
البته کسی که متولی مرجعیت عام مسلمین در زمان غیبت آن حضرت می شود ، باید شرایط ذیل را دارا باشد :
1- بلوغ 2- عقل 3- عدالت 4- مرد بودن 5- اجتهاد 6- حریت ، بنابر بعضی از اقوال (126).

مسولیتهای فقیه

مسوولیتهای فقیه که از طرف آن حضرت نایب قرار داده شده ، به قرار ذیل است :
الف - جهان اسلام و همه طوایف و فرق ، آن را رعایت کرده و از شوون آنان تفقد نماید و چنانچه مورد حمله دشمن قرار بگیرند و یا افر به زمین مسلمین تجاوز نماید، باید به دفاع از آنان برخیزد . و مرجعیت عام شیعه در نجف اشرف هنگامی که بلد اسلامی لیبی مورد هجوم و تجاوز ایتالیایی ها و مردم مسلمان فلسطین ، مورد یورش صهیونیست های یهود قرار گرفته بودند ، در کنار مردم مسلمان لیبی و فلسطین قرار گرفت و از کیان و حیثیت مسلمین به دفاع برخاست .
ب - جمیع شوون حوزه های علمی دینی ، اقتصادی ، علمی ، اجتماعی را تفقد نموده و متکفل مصارف و هزینه های
آنها باشد .
ج - به فقرا ، محرومین و بیچارگان برسد و آنان رامورد انفاق قرار دهد ، اینها برخی از مسوولیتهای فقهایی است که امام - علیه السلام - آنها را مرجع مسلمین قرار داده است .

غیبت کبرا

غیبت کبرا بعد از فوت علی بن محمد سمری و در سال 328 هجری قمری ، شروع شد و مرجعیت ونیابت عام حضرت صاحب الامر - علیه السلام - به فقهای عظام رسیده است و از طرف آن حضرت و در طول غیبت کبرا عنایات و توجهات و مراسلاتی بوده است که با شخصیتهای علمی و برجسته شیعه داشته است ، مثلاً بین آن وجود اقدس ، با عالم بزرگ و وارسته شیخ مفید ، چند مراسله بوده و سه نامه از آن ناحیه مقدسه ، تحویل شیخ مفید شده است و ما دو نامه از آنها را قبلاً ذکر کردیم ، همچنانکه به تواتر ثابت شده که عده ای از افراد با ایمان و با تقوا و از صلحای شیعه ، خدمت آن حضرت مشرف شده اند و در مباحث آینده ، توضیح داده خواهد شد .