زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

اکاذیب و افترائات

شیعه و پیروان مکتب اهل بیت - علیهم السلام - بی انصافانه مورد تهمت و افترا قرار گرفته اند و دروغهای فراوانی به راه و روش آنان - که همواره به جهان اسلام خدمت کرده و روشنگری نموده است - بسته اند. یکی از بافته ها و دروغهای شرم آور ، همان چیزی است که در ارتباط با حضرت امام منتظر - علیه السلام - است. گفته اند شیعیان می گویند آن حضرت در سرداب غایب شده است و در تعیین سرداب ، دو قول دارند

1- وحود سرداب در بابل (96)

ابن خلدون، وجود سرداب در بابل را ذکر کرده و گفته است : شیعیان گمان می کنند امام دوازدهم آنان محمد بن حسن عسگری - علیه السلام - است و لقب او را مهدی می نامند که داخل سرداب خانه شان در شهر حله است ، وارد شده و هنگامی که با مادرش بوده ، غایب شده است. و او در آخر الزمان ظهور می کند و زمین را از عدل و داد پر می نماید. شیعیان اشاره می کنند به حدیثی که ترمذی درباره مهدی در کتابش آورده است. و آنان اکنون انتظارش را می کشند و لذا او را امام منتظر می نامند و هر شب بعد از نماز مغرب ، جلو درب این سرداب می ایستند و مرکبی برایش حاضر می کنند و او را به اسم صدا زده و دعوت به ظهور می کنند و این کار تا وقتی ستارگان، صفحه آسمان را پر کنند و در هم فرو روند ، ادامه می دهند ، سپس پراکنده می شوند و با امید ظهور او خود را برای مراسم شب آینده در جلو درب سرداب حله آماده می کنند
کلام این خلدون پر از دروغ و افترا به شیعه و مملو از حقد و کینه بر اهل بیت - علیهم السلام - و پیروان آنان می باشد و ما برخی از مغلطه کاریهای او را در ذیل می آوریم :
اولاً : این خلدون براساس این گفتار ، وجود حضرت امام منتظر را انکار کرده است در حالی که اخبار و روایات فراوانی که از پیغمبر اسلام در رابطه با آن حضرت و ظهورش رسیده به حد یقین و تواتر می باشد. و دانشمند معروف و استاد محقق آقای احمد محمد شاکر ، سستی گفتار ابن خلدون را بیان کرده و توضیح داده است. وی می گوید :
ابن خلدون چیزی را دنبال کرده که دانشی درباره اش ندارد و خود را به راهی انداخته که پر زحمت است و او از رجال طی کننده این راه نیست. و اشتغالات او به امور سیاسی دولت و حکومت وقت و در خدمت پادشاهان و حاکمان بودن ، او را مغلوب کرده است ، اینجاست که توهم کرده شأن حضرت مهدی، یک اعتقاد شیعی است و در کتاب مقدمه اش فصل طویلی تحت عنوان فصل فی امر الفاطمی و ما یذهب الیه الناس من امره... را مطرح کرده است (97).
عقیده شیعیان و سایر مسلمین درباره حضرت امام مهدی - علیه السلام -، جزئی از رسالت اسلام است و هر کس که آن را انکار کند، در حقیقت اسلام را منکر شده است، همچنانکه بعضی از علمای اهل سنت ، به آن تصریح کرده اند و در بحثهای آینده آن را توضیح خواهم داد.
ثانیاً : از غلطها و اشتباهات ابن خلدون در این کلام این است که می گوید امام منتظر - علیه السلام - با مادرش در حله وارد سرداب شد و در آن غایب گردید. این دروغ از ابن خلدون ، آفریننده رسوایی است ؛ زیرا :
الف - والده ماجده حضرت امام مهدی - علیه السلام - دو سال قبل از شهادت امام حسن عسگری - علیه السلام - فوت کرده است ، همچنانکه در فصلهای پیشین کتاب گذشت.
ب - هیچ یک از تاریخ نویسان شیعه و غیر شیعه ، ذکر نکرده اند که آن حضرت ، مهار و گرفتار شد یا آنکه حاکمان عباسی بر او دست یافتند - نه در حله و نه در غیر حله - بنابراین ، آنچه ابن خلدون از شیعه ذکر کرده است ، دروغ و افترای محض و وارونه جلوه دادن اعتقادات شیعه می باشد.
ثالثاً : از افترائات ابن خلدون بر شیعیان این است که شیعیان در حله جلو درب سرداب ، جمع می شوند و مرکبی برایش حاضر می کنند و او را به ظهور و خروج ، می خوانند
شیعیان در سرتاسر دنیا حضور دارند ، هرگز چنین چیزی را نشینیده و ندیده اند و از این گونه دروغها برائت دارند ، بلی این گونه اکاذیب و اباطیل را ابن خلدون - که از هر فضیلت و کرامتی به دور است و در گناهان و معصیت فرو رفته - جعل کرده و ساخته است.

2- وجود سرداب در سامرا

عده ای از تاریخ نویسان اهل سنت نوشته اند که شیعیان می گویند : امام منتظر - علیه السلام - در سرداب خانه اش در سامرا غایب شده است.
تاریخ نویسانی مانند :