زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

ترور و قتل امام حسن عسگری (ع)

از اینکه حضرت امام حسن عسگری، قبول همگان و مورد تعظیم و تجلیل مسلمین و تمام علویون بود ، بر معتمد عباسی طاغوت ، سنگینی می کرد و این همه تجلیل و تکریم آن حضرت را تحمل نمی کرد ، لذا تصمیم گرفت که سمی به آن حضرت بخوراند (86) و آن را اجرا نمود و وقتی که آن حضرت مسموم شد ، در اثر شدت درد و رنج سم ، زمینگیر شد اما همچنان بر آلام و درد آن، تحمل می کرد.

نگرانی حکومت عباسی

حکومت عباسی ، شدیداً نگران شده و به وحشت افتاد، لذا معتمد عباسی به پنج نفر از نزدیکان و رجال دولتش از جمله تحریر اشاره کرد که خانه آن حضرت را رها نکنند و از نزدیک ، تمام اخبار آن حضرت را زیر نظر بگیرند و به او گزارش نمایند. و از طرف دیگر ، کمیسیون پزشکی تشکیل داد و آنان را موظف کرد که هر روز ، صبح و عصر، آن حضرت را ویزیت کنند. اما دو روز بعد از مسمومیت ،حال آن حضرت ضعیف و دگرگون شد و معتمد به پزشکها دستور داد که از کنار امام - علیه السلام - دور نشوند و او را تنها نگذارند (87)، همچنانکه به قاضی القضات - که امروزه و زیر دادگستری نامیده می شود - سفارش کرد تا ده نفر از اصحاب امام - علیه السلام - را جمع کند و او هم ده نفر از افراد مورد اطمینان آن حضرت را جمع کرد و به آنان دستور داد که در کنار امام - علیه السلام - باشند.

به سوی بهشت برین

حال آن حضرت در اثر سم جفا رو به وخامت گذاشت و پزشکان از سلامتی آن حضرت مأیوس شدند، لذا به سوی قبله متوجه شد و زبانش به ذکر خدا و تلاوت قرآن مشغول بود و با کمال تضرع و انابه، به خدا تقرب می جست و دعا و مسئلت می کرد تا اینکه روح طاهر و طیبش به ملأ اعلی و به سوی خدا پرواز کرد و مورد استقبال فرشتگان و ارواح پاک پیغمبران و اوصیای آنان قرار گرفت.
فوت و شهادت امام حسن عسگری - علیه السلام - در آن عصر ، برای جهان اسلام ضایعه سنگین و بزرگی بود ، چه آنکه امت اسلامی ، مصلح اکبر خویش را - که همواره در صلاح امت قد بر می داشت و از حقوق آنان دفاع می کرد - از دست داده بود، لذا از خانه امام فریاد و ناله و صدای سادات علوی به گریه و زاری برخاست.