زندگانی خاتم الاوصیاء

باقر شریف قرشی‏ ابوالفضل اسلامی (علی)

تصریح امام حسن عسگری (ع) بر امامت امام منتظر (ع)

هنگامی که امام حسن عسگری دانست که رحلت و شهادتش نزدیک است، صریحاً امامت حضرت مهدی - علیه السلام - را اعلان کرد و او را به یاران و شیعیان نزدیک و مورد اطمینانش معرفی کرد و احمد بن اسحاق اشعری که موثق ، با ورع و با تقوا بود ، جزء این افراد قرار داشت. در روایت آمده اشت که آن جناب می گوید خدمت ابو محمد امام حسن عسگری - علیه السلام - رسیدم و می خواستم از جانشین آن حضرت سوال کنم ، آن حضرت پیشقدم شد و چنین فرمود :
ای احمد بن اسحاق ! خداوند متعال ، زمین را از وقت خلقت آدم - علیه السلام - تا وقت قیام ساعت، از حجت خدا بر خلق ، خالی نگذاشته و نمی گذارد. به وجود حجت خدا، از اهل زمین ، دفع بلا می شود و باران نازل می گردد و برکات زمین بیرون می آید.
احمد ، بعد از شنیدن این کلمات ، از آن حضرت می پرسد : امام حسن عسگری - علیه السلام - از جایش برخاسته و با سرعت به اندرون خانه می رود و بعد از لحظاتی بر می گردد در حالی که روی گردن و دوش آن حضرت ، پسری قرار داشته که صورتش همانند قرص ماه شب چهاردهم و (به نظر می آمده که او) سه ساله بوده است. سپس حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - می فرماید :
ای احمد ! اگر چنانچه پیش خدا و حجج خدا کرامت و منزلت خاصی نداشتی ، این پسرم را به تو نشان نمی دادم . نام و کنیه او ، نام و کنیه رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - است ، زمین را پر از قسط و عدل می کند همچنانکه پراز جور و ستم شده است. ای احمد ! مثل او در این امت همانند مثل خضر و ذوالقرنین است. سوگند به خدا ! او غیبتی می کند که هیچ کس در آن از هلاکت نجات پیدا نمی کند مگر کسی که خداوند او را در اعتقاد به امامت او ثابت بدارد و او را در دعای در فرج آن حضرت ، توفیق دهد..
احمد با شتاب می پرسد : آیا علامت و نشانه ای که برای اطمینان قلیم باشد، وجود دارد ؟.
در این هنگام همان پسر که مانند ماه می درخشید، مبادرت به سخن گفتن نموده و می فرماید : انا بقیة الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه و لا تطلب اثراً بعد عین... .
احمد بعد از شنیدن این کلمات از حجت خداوند، از خانه امام حسن عسگری - علیه السلام - بیرون رفته و حال آنکه سراسر وجودش را شادمانی فرا گرفته بوده. و وقتی که فردای آن روز مجدداً خدمت امام حسن عسگری - علیه السلام - می رود ، چنین عرض می کند : ای فرزند رسول خدا ! به آنچه دیروز بر من منت گذاشتی ، خوشحالی بزرگی دستم داد، پس سنت جاری از خضر و ذوالقرنین چیست؟
حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - در جواب می فرماید : غیبت طولانی.
احمد با شتاب می گوید : ای فرزند رسول خدا! آیا غیبت امام منتظر - علیه السلام - هم طولانی می شود ؟
حضرت امام - علیه السلام - جواب می فرماید: سوگند به پروردگارم ! بلی تا جایی که بیشتر کسانی که قابل به او هستند ، از اعتقاد خود بر می گردند و کسی نمی ماند مگر آنانی که خداوند متعال ، ولایت ما زا از آنان اخذ نموده و ایمان در دلهایشان ریشه زده و موید به روح هستند.
ای احمد! این امر خدا و سری از اسرار خدا و غیبی از غیبهای خداوند است پس داشته باش آنچه را که به تو ارائه کردم و پنهان دار و جزء شاکرین باش تا در مقام علیین با ما باشی (85).
از این حدیث شریف، مطالبی استفاده می شود :
اولاً : خدای متعال از زمانی که انسان را روی زمین آفریده ، به ضرورت باید بر بندگانش اقامه حجت نماید لذا پیغمبران و اوصیا را به سوی مردم فرستاده تا پیام پروردگارشان را به آنان برسانند و بر آنان اتمام حجت نمایند و این از باب لطف است و لطف ، قاعده عقلی است که دانشمندان علم کلام در بحثها و استدلالهایشان به آن استناد و استدلال می کنند و می گویند اقامه و اتمام حجت از طرف خدای متعال بر مردم به جهت قاعده لطف ، لازم و حتمی است تا کسی که می خواهد خود را احیا کند ، احیایش از دلیل و برهان باشد. و نیز کسی که می خواهد خود را تباه و هلاک کند ، از روی حجت و برهان باشد. و علاوه بر این ، اصولاً نفس وجود حجت خدا ، دارای ثمرات و برکات غیرقابل شمارش است که برخی از آنها دفع بلا از اهل زمین و نزول باران وغیره می باشد.
ثانیاً : هنگامی که خداوند متعال به ظهور و فرج مصلح اکبر حضرت امام منتظر - علیه السلام - بر بندگانش منت بگذارد ، آنان به عالیترین دستاوردها و مهمترین آنها که برقراری عدالت سیاسی ، اجتماعی در جهان و محو و نابودی اشکال گوناگون ستم می باشد ، دست پیدا می کنند.
ثالثاً : خداوند متعال ، عمر امام منتظر - علیه السلام - را همانند عمر خیضر و ذوالقرنین طولانی می کند و این برای خدای قادر حکیم ، سخت نیست ، همانطور که خداوند، زمین و هر آنچه بر روی آن است مثل همه ستارگان و کرات دیگر را به قدرت حکیمانه اش در این فضا برقرار نگهداشته است، بنابراین برای چنین خدای حکیم، مشکلی نیست که عمر ولی اصلاحگرش را به خاطر مصالحی که او به آنها آگاه است ، طولانی کند.
رابعاً: خداوند متعال مردم را با طولانی بودن غیبت ولی و ناصر دینش حضرت امام منتظر - علیه السلام - امتحان می کند و کسانی بر امامت آن حضرت باقی می مانند که دارای ایمانی ثابت و قلبشان مملو از باور و اعتقاد باشد. این مطالب ، بخشی از مضامین حدیث شریف مذکور بود.
یکی از روایاتی که امام حسن عسگری - علیه السلام - به امامت فرزند بزرگوارش حضرت امام منتظر - علیه السلام - نص و تصریح فرموده است ، روایتی است که شخصیت جلیل القدر و مورد اطمینان محمد به عثمان عمری از پدرش نقل فرموده است. او گفته : من خدمت ابو محمد امام حسن عسگری بودم که از آن حضرت راجع به تحدیث : ان الارض لا تخلو من حجةالله علی خلقه الی یوم القیامة و ان مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة... که از پدران بزرگوار آن حضرت روایت شده ، سوال شد. آن حضرت در جواب سوال، بر صحت این حدیث تاکید کرد و فرمود : این حدیث، حق و درست است ، همچنانکه الآن روز و آفتاب ، حق و درست است.....
در این هنگام ، شخصی در جلسه حضرت باشتاب پرسید : ای فرزند رسول خدا ! حجت خدا و امام بعد از شما چه کسی است؟
حضرت امام حسن عسگری او را به امام بعد از خودش راهنمایی کرد و فرمود: فرزندم محمد، امام و حجت خدا بعد از من است و هر کس که بمیرد و او را نشناسد، به مردن جاهلیت مرده است، البته او دارای غیبتی است که نادانان و باطلها در او حیران و هلاک می شوند و کسانی که وقت آن را تعیین می کنند، دروغ می گویند، سپس ظهور می کند.
این حدیث هم مانند حدیث گذشته ، دارای همان مضامین است که توضیح داده شد.

ترور و قتل امام حسن عسگری (ع)

از اینکه حضرت امام حسن عسگری، قبول همگان و مورد تعظیم و تجلیل مسلمین و تمام علویون بود ، بر معتمد عباسی طاغوت ، سنگینی می کرد و این همه تجلیل و تکریم آن حضرت را تحمل نمی کرد ، لذا تصمیم گرفت که سمی به آن حضرت بخوراند (86) و آن را اجرا نمود و وقتی که آن حضرت مسموم شد ، در اثر شدت درد و رنج سم ، زمینگیر شد اما همچنان بر آلام و درد آن، تحمل می کرد.

نگرانی حکومت عباسی

حکومت عباسی ، شدیداً نگران شده و به وحشت افتاد، لذا معتمد عباسی به پنج نفر از نزدیکان و رجال دولتش از جمله تحریر اشاره کرد که خانه آن حضرت را رها نکنند و از نزدیک ، تمام اخبار آن حضرت را زیر نظر بگیرند و به او گزارش نمایند. و از طرف دیگر ، کمیسیون پزشکی تشکیل داد و آنان را موظف کرد که هر روز ، صبح و عصر، آن حضرت را ویزیت کنند. اما دو روز بعد از مسمومیت ،حال آن حضرت ضعیف و دگرگون شد و معتمد به پزشکها دستور داد که از کنار امام - علیه السلام - دور نشوند و او را تنها نگذارند (87)، همچنانکه به قاضی القضات - که امروزه و زیر دادگستری نامیده می شود - سفارش کرد تا ده نفر از اصحاب امام - علیه السلام - را جمع کند و او هم ده نفر از افراد مورد اطمینان آن حضرت را جمع کرد و به آنان دستور داد که در کنار امام - علیه السلام - باشند.