زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

2- مسایل دیگری برای محمد بن عبدالله

محمد بن عبدالله حمیری، مسایل دیگری را خدمت حضرت امام منتظر - علیه السلام - می فرستد که آنها ذیلاً نقل می گردد:
سوال اول: نمازگزار که از تشهد اول برای رکعت سوم بلند می شود، آیا واجب است که تکبیر بگوید؟ چونکه بعضی از اضحاب ما می گویند که تکبیر بر او واجب نیست و گفتن بحول الله و قوته اقوم واقعد کفایت می کند.
جواب: در این مسأله دو حدیث است، اما یکی از آنها وقتی که از حالتی به حالت دیگر منتقل شود، بر اوست که تکبیر بگوید. و اما دیگری، پس اگر سرش را از سجده دوم بردارد و تکبیر بگوید سپس بنشیند و پس اگر سرش را از سجده دوم بردارد و تکبیر بگوید سپس بنشیند وپس از آن برخیزد، در قیام بعد از نشستن، تکبیری بر او نیست. و همچنین است در تشهد اول و به هر کدام آنها از باب تسلیم عمل کردی، درست است. تکبیر در حال قیام از تشهد اول و غیره واجب نیست و مکلف بین گفتن و نگفتن آن مخیر است.
سوال دوم: کسی گوسفند قربانی برای مردی که غایب است خریده تا در منا از طرف او ذبح کند. وقتی که در منا خواسته آن را ذبح کند، اسم آن طرف را فراموش کرده و با این حال از طرف او قربانی کرده است، سپس یادش بیاید، آیا این قربانی از طرف آن مرد کفایت می کند یا نه؟
جواب: اشکالی ندارد و قربانی از طرف آن شخص، کفایت می کند.
فقهای امامیه براساس این روایت و روایات دیگر ائمة اطهار - علیهم السلام - فتوا داده اند کسی که اسم همراه خود را که جهت قربانی، پول در اختیارش گذاشته، فراموش کند، ولی از طرف همان شخص قربانی کند، کفایت می کند.
سوال سوم: پیش ما بافنده های مجوسی هستند که میته می خورند و غسل جنایت نمی کنند و برای ما لباس می بافند، آیا نماز با این لباس قبل از شستن جایز است؟
جواب: نماز با آن لباس، اشکالی ندارد.
زیرا علم به اینکه مجوسی دست تر به آن لباس زده باشد، نیست و حتی در صورت شک هم اصل طهارت اجرا می شود، بنابراین، نماز با آن اشکال ندارد.
سوال چهارم: نمازگزار در تاریکی شب، نماز می خواند و پیشانیش را اشتباهاً روی لباس یا پلاس می گذارد و روی مثلاً خاک، مهر نمی گذارد و وقتی که سر از سجده بر می دارد، مهرش را پیدا می کند، آیا این سجده کفایت می کند؟
جواب: ما دامی که به صورت کامل ننشسته، در برداشتن سر از چیزی که سجده بر آن صحیح نیست، برای یافتن چیزی که سجده بر آن صحیح است، اشکالی نیست.
سوال پنجم: شخص محرم، سایبان محمل را کنار می زند، آیا چوب و محمل را هم باید کنار بگذارد؟
جواب: چوب های محمل را به حال خودش بگذارد، اشکالی ندارد.
یکی از ترکهای واجب برای مردی که احرام حج یا عمره بسته، ترک تظلیل است، بنابراین، اگر در ماشین یا محمل سوار شود، کفاره اش یک گوسفند است، ولی اگر سقف ماشین و محمل را بر دارند و ستونها و دیواره های ماشین و محمل، باقی بماند، اشکالی ندارد، همچنانکه در جواب امام - علیه السلام - آمده است.
سوال ششم، محرم به خاطر اینکه باران، لباس یا وسایل محملش را خیس نکند، پلاس یا چیز دیگری را بالای سرش بگیرد و ظل قرار دهد، آیا این کار جایز است؟
جواب: اگر این کار را در محمل که در راه است انجام دهد، کفاره بر او واجب است، کفاره گوسفند بر محرم به این جهت است که به خاطر باران. تظلیل نموده است و تظلیل از ترکهای واجب احرام است.
سوال هفتم: مردی از طرف کسی حج می کند، آیا لازم است که وقت احرام، نام منوب عنه را ذکر کند؟ و آیا واجب است که هم از طرف منوب عنه و هم از طرف خودش، جداگانه قربانی کند یا آنکه یک قربانی کفایت می کند؟
جواب: ذکر تفصیلی منوب عنه لازم نیست و یک قربانی از طرف منوب عنه کافی است.
در این جواب امام - علیه السلام - آمده که نام بردن از منوب عنه لازم نیست بلکه همینکه در باطن وجودش از طرف شخص معهودش حج کند و او اینکه به زبان نیاورد، این کفایت می کند، همچنانکه قربانی از طرف منوب عنه کافی است ؛ زیرا حج او از طرف خودش نیست بلکه به نیابت از دیگری است و لذا یک قربانی کافی است و باید از طرف منوب عنه باشد.
سوال هشتم: آیا برای مرد جایز است که در کسای خز احرام ببندد؟
جواب: اشکالی ندارد، مردم صالح و شایسته ای با آن محرم شده اند.
احرام در کسای خز، بی اشکال است ولی احرام در پشم، مو و کرک حیوانی که گوشتش خورده نمی شود (و شرعاً حرام است) و در نجاستی که در نماز مورد عفو قرار نگرفته و در لباس دوخته طبق آنچه فقها بیان کرده اند، صحیح نمی باشد.
سوال نهم: مردی با جمعی از مخالفین به حج می رود و آنان از مسلخ، احرام نمی بندند، آیا برای این فرد که از اصحاب می باشد، جایز است که احرامش را تا ذات عرق، تأخیر بیندازد تا در آنجا با آنان محرم شود؟
جواب: باید از میقات محرم شود و آهسته تلبیه بگوید و وقتی که به میقات آنان رسید، اظهار کند.
کسی که قصد حج یا عمره دارد و از میقات عبور می کند، باید در آن میقات محرم شود و بدون احرام نگذرد، اما اگر در میقات از احرام، بر خودش از همراهانش که آنجا را محل احرام نمی دانند، بترسد، واجب است بر او که در همان میقات خود، محرم شود، ولی احرامش را از آنان مخفی بدارد.
سوال دهم: پوشیدن نعلین دباغی شده (چگونه است؟) چونکه بعضی از اصحاب ما می گویند که پوشیدن آن کراهت دارد.
جواب: جایز است و اشکالی ندارد.
سوال یازدهم: مردی از وکلایی موقوفات که در امور مالی وقف، لاابالی است و موقوفاتی که در اختیارش است برای خود حلال می داند و رعایت نمی کند، چه بسا من به محل او وارد شوم و او حاضر باشد، یا به منزلش داخل شوم و او مرا به طعام دعوت کند ؛ چنانچه از غذایش نخورم دشمنم می شود و می گوید فلانی غذای ما را حلال ندانست تا بخورد حالا بفرمایید که برای من جایز است از غذای او بخورم و سپس صدقه ای بدهم و صدقه اش چقدر است؟ و آیا اگر هدیه ای به من بدهد از او قبول کنم؟
جواب: اگر این مرد، غیر از موقوفاتی که در اختیارش است، مال و معاشی دارد، از غذایش بخورد و هدیه اش را قبول کن و اگر ندارد، نخور و نپذیر.
اگر مکلف با تفصیل بداند فلان کس که مرا به غذایش دعوت می کند، این غذا از اموال غصبی است، نباید از آن بخورد و اگر می داند که این شخص، هم اموال حلال دارد و هم حرام و غصبی، در غذا و هدیه ای را که عرضه می کند، شک می کند که از کدام قسم از آن اموال است، برای او حرام نمی باشد.
سوال دوازدهم: مردی از مذهب حق است و متعه و عقد موقت را جایز و به رجعت معتقد است و خانواده ای دارد که در جمیع امور با او هماهنگ است و این مرد، عهد کرده است که ازدواج دیگری بر روی او نکند و متعه هم نگیره و نوزده سال از این عهد می گذرد، آیا در ترک آن، چیزی بر این مرد هست یا نه؟
جواب: برای او مستحب است که بامتعه ولو یک مرتبه اطاعت خدا کند تا قسم به معصیت از او از بین برود.
سوگند و نذر وقتی منعقد می شوند که متعلق آنها راجح باشد - نه مرجوح - بنابراین، اگر فعل یا ترک شیئی مرجوح باشد، نذر و قسم آنها منعقد نمی شود و متعه چونکه از نظر قرآن حلال و مشروعیت دارد، ترک آن، متعلق نذر و عهد و قسم نمی شود، اما تحریم متعه، اجتهاد در مقابل نص است و لذا ارزشی ندارد. و البته در این زمینه بحثهای گسترده و مستقلی انجام گرفته است و مشروعیت و حلیت آن از نظر کتاب و سنت، تثبیت و مستدل گشته است.

3- مسایل دیگر

محمد بن عبدالله حمیری سوالات دیگری خدمت آن حضرت نوشته و جواب آنها را مسئلت کرده است و آنها عبارتند از:
سوال اول: نمازگزار هنگام شروع، موقتی که آیه: و جهت وجهی للذی فطر السموات و الارض... را می خواند، آیا باید بگوید: علی ملة ابراهیم و دین محمد صلی الله علی دین محمد - صلی الله علیه و آله و سلم...؟ چونکه بعضی از اصحاب ما گفته اند: هر کس بگوید: علی دین محمد ، بدعت گذاشته است ؛ زیرا ما در کتابهای نماز آن را نیافتیم و فقط یک حدیث در کتاب قاسم از جدش از حسن بن راشد هست که حضرت صادق - علیه السلام - به حسن فرموده چگونه آیه توجه را می خوانی؟ حسن گفته است می گویم: لبیک و سعدیک . امام صادق - علیه السلام - فرمود سوالم این نبود بلکه می گویم چگونه و جهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفاً مسلماً را می گویی؟
حسن گفته: آن را می گویم.
حضرت صادق - علیه السلام - فرموده وقتی آن را گفتی، پشت سر آن بگو: علی ملة ابراهیم و دین محمد و منهاج علی بن ابیطالب و الائتمام بآل محمد حنیفاً مسلماً و ما انا من المشرکین .
جواب: اصلاً توجه و گفتن و جهت وجهی للذی.... واجب نیست و سنت موکد در آن، مانند اجماعی است که خلافی در آن نیست:
و جهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفاً مسلماً علی ملة ابراهیم و دین محمد و هدی امیرالمومنین و ما انا من المشرکین ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین، لا شریک له و بذلک امرت و أنا من المسلمین اللهم اجعلنی من المسلمین اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم ، سپس سوره حمد را قرائت کن.
این دعاها و ذکرها از سنتهای مستحب است و از واجبات نماز نیست و امام - علیه السلام - کیفیت آنها را مشخص فرموده است.
سوال دوم: قنوت در فریضه هنگامی که از دعایش فارغ می شود، آیا جایز است که دستهایش را به صورت و سینه اش بکشد؟ برای حدیثی که روایت شده است:
به درستی که خدای متعال، مجلل تر از آن است که دستهای بنده اش را خالی نگهدارد بلکه آنها را از رحمتش پر می کند.
بعضی از اصحاب ما ذکر کرده اند که این یک کاری است در نماز.
جواب: برگرداندن دستها از قنوت به سر و صورت در فرایض، جایز نیست.
سوال سوم: سجده شکر بعد از نماز فریضه چگونه است؟ چونکه بعضی از اصحاب ما گفته اند که بدعت است. و اگر جایز است آیا در نماز مغرب بعد از فریضه است یا بعد از چهار رکعت نافله نماز مغرب؟
جواب: سجده شکر از لازمترین و ثابت ترین سنتهاست و نگفته که سجده بدعت است مگر کسی که بخواهد چیز تازه ای را در دین خدا بدعت کند ؛ چونکه سجده شکر برای خدا از مستحبات موکد است و کسی که آن را بدعت بداند، بهره ای از معرفت و فقه در دین خدا را نبرده است. و امام - علیه السلام - بعد از آنکه بدعت را نفی کرد، چنین ادامه داد:
خبری که روایت شده بعد از نماز مغرب و اینکه بعد از نماز واجب، سه رکعت مغرب است یا بعد از چهار رکعت نافله آن؟ چونکه فضل دعا و تسبیح بعد از فریضه ها بر دعای بعد از نافله ها همانند فضل فریضه ها بر نافله هاست . و سجده، دعا و تسبیح است پس افضل آن است که بعد از فریضه باشد و اگر بعد از نافله هم باشد جایز است. بنابراین، سجده شکر، دعا و تسبیح است و افضل آن است که بعد از نماز واجب بلافاصله انجام گیرد و البته جایز است که بعد از نافله فریضه واقع شود.
سوال چهارم: بعضی از برادران ما مزرعه جدیدی دارند و در جنب آن، مزرعه خراب و غیر آبادی است که حاکم و سلطان در آن سهمی دارد. و کارگران و عمال حاکم، مرتباً این برادرمان را اذیت می دهند و مزاحمت ایجاد می کنند بدین منظور تلاش می کند که آن مزرعه را - که خراب و غیر آباد و بیست سال است که بایر است - بخرد و البته گفته می شود که حصه سلطان سابقاً وقف بوده است، بنابراین، خرید این مزرعه از این سلطان جایز است یا نه؟
جواب: خرید مزرعه مذکور جایز نیست مگر از مالک آن یا به امر و فرمان و یا به رضایت مالک باشد .
مزرعه ای که به مزرعه این فرد چسبیده و متصل وخراب است و معلوم نیست که ملک سلطان و حاکم باشد، خرید آن از او جایز نیست بلکه باید تفحص کند که مالک آن پیدا شود و از مالکشان خریداری نماید.

2- مسایل (دیگری از) محمد

محمد بن عبدالله حمیرینامه ای خدمت آن حضرت نوشته وجواب سوالات ذیل را تقاضا کرد.
سوال اول : مردی سوار محمل است وبرف ویخ فراوانی به اندزه قامت انسان روی زمین را فراگرفته است و او از اینکه پایین بیاید و روی یخ نمازش را در محمل بخواند؟
جواب :در وقت ضرورت اشکالی ندارد .ادله رفع عسر و حرج بر ادله اولی که بر ادای نماز بر زمین دلالت دارند ،حاکم می باشند،بنابراین،حکم خواندن نماز بر روی زمین هنگام ضرورت،بر داشته می شود.
سوال دوم:مردی در نماز جمات به امام که در رکوع است،اقتدا می کند،آیایک رکعت حساب می شود؟چونکه بعضی از اصحاب ما گفته اند:اگر تکبیر رکوع امام را نشنیده،نباید آن رایک رکعت حساب کند.
جواب:اگر مأدر یک تسبیح امام در رکوع به امام برسد، یک رکعت حساب می شود،اگر چه تکبیر رکوع را نشنود.اگر امام را در حال رکوع درک کند،قبل از آنکه سرش را از رکوع بردارد،یک رکعت حساب می شود و ثواب جماعت را برده است.
سوال سوم:آیا اهل بهشت زاد و ولد دارند؟
جواب:زنها در بهشت حامله نمی شود و زایمان و آلودگی و نفاس ندارند.در بهشت آنچه انسان بخواهد و چشمها لذت ببرند ،وجود دارد،همانطوری که خدا فرموده است.بنابراین،اگر فرد مومن بخواهد که صاحب فرزند شود، خداوند او را بدون حاملگی زن، می آفریند، همچنانکه آدم را آفرید.
سوال چهارم :آیا جایز است که مرد دختر زنش را به ازدواج خود در آورد؟
جواب :اگر در دامن او تربیت شده جایز نیست و اگر در دامن او تربیت نشده و مادرش، عیال دیگری بوده است،روایت شده که ازدواج با او جایز است.
ربیبهبر شوهر مادرش حرام است و مانند یکی از دخترهای مرد می باشد، در صورتی که با مادرش نزدیکی کرده باشد،ولی اگر همبستر نشده باشد و او را اطلاق داده یا در صورت عقد موقت، مدت را به او بخشیده باشد، دختر بر او حرام نیست.
سوال پنجم: گل قبر با میت در قبرش قرار می دهند،آیااین کار جایز است؟
جواب : با میت در قبرش قرار داده شود و به حنوط او مخلوط شود ان شاءالله.
گمان قوی ان است که منظور از طین القبر که با میت در قبر قرار می دهند. همانا ترتیب قبر سید الشهداء و ریحانه رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - حضرت امام حسین - علیه السلام - می باشد.
سوال ششم : برای ما روایت شده است که حضرت امام صادق - علیه السلام - بر لنگ پسرش اسماعیل نوشت: یشهد ان لا اله الا الله آیا جایز است ما هم با گل قبر (تربت سید الشهداء یا غیره) آن را بنویسیم.
جواب : جایز است.
سوال هفتم : آیا جایز است که مردی با گل قبر (تربت سید الشهدا علیه السلام - تسبیح کند و آیا فضیلت دارد؟
جواب: تسبیح درست کند ؛ زیرا چیزی افضل از آن نیست و از فضل آن این است که چنانچه ذکر تسبیح را فراموش کند ولی تسبیح را با دستش بگرداند، برایش تسبیح و ذکر نوشته می شود.
سوال هشتم : آیا سجده بر قطعه ای از گل قبر (تربت و مهر خاک قبر حضرت سیدالشهدا - علیه السلام -) جایز است و آیا فضیلت دارد؟
جواب : جایز است و دارای فضیلت می باشد.
ما مامور شده ایم که جهت تعظیم خدای متعال بر زمین سجده کنیم و گل و خاک مذکور جزء زمین است. و خاک و تربت کربلا - که محل شهادت سید جوانان بهشت و ریحانه رسول خدا حضرت سیدالشهداء - علیه السلام - با فضیلت ترین و شریفترین بقعه های زمین است، بنابراین، سجده بر تربتی که از کربلا برداشته شده، افضل سجده ها برای خدای متعال است. و گروهی بی ایمان در این مورد به شیعیان حمله ناجوانمردانه نموده و افتراوبهتان زده وگفته اندکه شیعیان عبادت تربت حسینی می نماید در حالی که شیعیان،خدای عزوجل را سجده می کنند وروی بقعه ای که ازهمه مناطق زمین،افضل است،سجده می نمایند نه آنکه به تربت ،سجده کنند.
سوال نهم : کسی به زیارت قبور امامان - علیهم السلام - می رود، آیا جایز است که بر قبر سجده کند؟ و آیا برای کسی که کنار قبر بعضی از آن بزرگواران نماز می خواند، جایز است که پشت قبر بایستد و قبر را در قبله قرار دهد و نزد بالا سر و پایین پا بایستد؟ و آیا جایز است که جلوتر از قبر بایستد و نماز بخواند و قبر در پشت سر او قرار بگیرد؟
جواب پشتسر او قرار بگیرد؟
جواب : اما سجده بر قبر-نه در نافله و نه در نماز واجب و نه در زیارت - جایز نیست و آنچه عمل بر آن است، گذاشتن طرف راست صورت بر قبر است. اما نماز باید پشت قبر باشد و قبر در جلو قرار بگیرد و جایز نیست که جلوتر و یا مقابل سر و پاها نماز خوانده شود ؛ زیرا مساوی و مقدم شدن بر امام - علیه السلام - صحیح نیست ، اما نماز پشت قبور امامان - علیهم السلام - نه طرف راست و چپ آنان - اشکالی ندارد و بهتر است که طرف بالا سر - به طوری که مساوی سر امام - علیه السلام - نباشد - نماز خوانده شود.
سوال دهم : آیا برای مرد جایز است که تسبیح را با دست چپش بگرداند. و تسبیح کند؟
جواب : جایز است و الحمدلله رب العالمین.
سوال یازدهم: مردی که نماز واجب یا نافله می خواند، آیا برایش جایز است که در حال نماز تسبیح بیندازد؟
جواب : اگر ترس سهو و اشتباه دارد، جایز است.
سوال دوازدهم: موقوفه ای است که برای اشخاص معین و اولاد آنان وقف شده است در صورتی که همه آنان بر فروش آن راضی نباشند و بعضی، راضی به بیع آن شوند، آیا جایز است که از این بعض، خریده شود؟ و آیا بیع وقف جایز می باشد؟
جواب : اگر وقف بر امام مسلمین باشد، بیع آن جایز نیست و اگر وقف بر گروهی از مسلمانان باشد ، هر گروهی آنچه را که توانایی دارند می فروشند ، با هم باشند یا جدای از هم.
سوال سیزدهم: آیا برای محرم جایز است که جهت جلوگیری از بوی عرق زیر بغل ، مرتک و توتیا استعمال کند.
جواب: جایز می باشد و توفیق از خداوند متعال است.
سوال چهاردهم: شخصی بر امری شاهد باشد و سپس نابینا شود ، آیا شهادت او جایز است؟
جواب: در صورتی که مورد شهادت و وقت آن را در حفظ و یاد داشته باشد ، جایز اس.
سوال پانزدهم : مردی، مزرعه یا چهار پایی را وقف می کند و آن را به اسم بعضی از وکلای وقف ، گواهی می کند، سپس این وکیل می میرد یا وضعش تغییر پیدا می کند و دیگری متولی آن می شود، آیا جایز است که شاهد برای این قائم مقام وکیل سابق ، در صورتی که وقف برای یک مرد باشد ، شهادت دهد؟
جواب: این کار جایز نیست ؛ چونکه گواهی مذکور برای وکیل نبوده بلکه برای مالک است و خدا فرموده است: و اقیموا الشهادة (83).
سوال شانزدهم: در دو رکعت آخر نمازهای چهار رکعتی ، روایات فراوانی نقل شده است ، در بعضی از آنها ختواندن فقط سوره حمد و در برخی دیگر، خواندن تسبیحات، افضل معرفی شده است، حال بفرمایید کدام یک افضل است تا آن را عمل کنیم؟
جواب: سوره حمد در آن دو رکعت، نسخ شده است و قول عالم - علیه السلام -: کل صلاة لا قراءة فیها فهی خداج الا للعلیل أو یکثر علیه السهو فیتخوف بطلان الصلاة علیه ، تسبیح را نسخ کرده است.
سوال هفدهم: پیش ما مرسوم است که برای درد گلو و سرفه، رب گردو می گیرند. توضیح آنکه: گردوی تازه را قبل از آن که سفت شود، به حدی کوبیده می شود که نرم می گردد، سپس پخته می شود تا به نصف برسد و یک شبانه روز می ماند، بعداً روی آتش قرار می دهند و هر شش پیمانه از آن، یک پیمانه عسل به آن می ریزند و می جوشد و ساییده نوشادر و زاج یمانی از هر کدام آنها یک مثقال و با آب به هم زده، آن وقت یک درهم از زعفران ساییده شده در آن ریخته می شود و بعد از همه اینها می جوشد و کف روی آن گرفته می شود و مثل عسل، غلیظ می گردد، از روی آتش پایین می آورند و خنک می شود و خورده می شود، آیا آشامیدن آن جایز است؟
جواب: در صورتی که مسکر باشد، کم و زیادش حرام است و اگر مسکر نباشد حلال می باشد.
سوال هیجدهم: مردی کاری برایش پیش می آید که نمی داند آن را انجام دهد یا نه؟ دو تا خاتم بر می دارد که در یکی از آنها نعم افعل ؛ بلی انجام بده و در دیگری لا تفعل ؛ انجام نده است، پس خیر را از خدا می طلبد و یکی از آنها را بر می دارد و به آن عمل می کند، آیا این کار جایز است؟ آیا می شود گفت این هم مثل استخاره است؟
جواب: آنچه را که عالم - علیه السلام - سنت قرار داده همان استخاره به رقاع و نماز است.
سوال نوزدهم: نماز جعفر بن ابیطالب در چه وقت افضل است و آیا قنوت دارد؟
جواب: افضل اوقات این نماز روز جمعه است هنگامی که آفتاب بالا آمده باشد و در غیر آن، هر شب و روز ایام هفته که بخواهی بخوانی فضیلت دارد و جایز است و دو مرتبه قنوت دارد، در رکعت دوم قبل از رکوع و در رکعت چهارم، بعد از رکوع.
سوال بیستم: مردی مقداری از مالش را به قصد برادر ایمانیش کنار می گذارد، سپس می بیند که بعضی از فامیلهایش محتاجند، در این صورت ، آن مال به کدام یک از اینان داده شود؟
جواب : به هر کدام از آنان که از نظر دینی به او نزدیکتر می باشند، داده شود و چنانچه به قول عالم - علیه السلام - که فرموده: خدا صدقه را قبول نمی کند در حالی که فامیل نیازمند است، توجه کند، باید بین آنان تقسیم کند تا به فضیلت هر دو مورد نایل شود.
سوال بیست و یکم: برای ما از صاحب عسگر، یعنی حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - روایت شده است که از آن حضرت، از نماز در ابریشم که با کرک خرگوش پوشیده شده باشد ، سوال شده و آن حضرت امضا فرموده که جایز است. و نیز از آن حضرت روایت شده که جایز نیست ، بنابراین، به کدام یک از این دو خبر عمل شود؟
جواب: در این کرکها و پوستها حرام است و اما کرکهای تنها حلال می باشد.
از شرایط لباس نمازگزار این است که از اجزای حیوانی که گوشتش خورده نمی شود، نباشد، بنابراین، نماز با پوست حیوان مذکور - زنده یا مرده - و با مو و پشم و کرک و با هیچ چیز از فضله های او، به صورت لباس یا مخلوط به آن جایز نیست، بلی فقها فقط ابریشم خالص که به کرک خرگوش و روباه مخلوط نباشد، استثنا کرده اند.
سوال بیست و دوم: از بعضی علما از معنای قول امام صادق - علیه السلام - که می فرماید: لا یصلی فی الثعلب و لا فی الارانب و لا فی الثوب الذی یلیه سوال شد.
جواب: حضرت در پاسخ فرمود: مقصود پوست این حیوانات است نه غیر آنها.
سوال بیست و سوم: در اصفهان یک نوع لباس که با ابریشم تزیین می شود،تهیه می کنند،آیانماز با آن جایز است؟
جواب :نماز جایز نیست مگر با لباسی که تارپود آن پنبه یاکتان باشد.
سوال بیست چهارم:در مسح بر پاها آیا باید یکی بر دیگری مقدم شود یا آنکه هر دو با هم مسح شوند؟
جواب: هر دو با هم مسح می شوند و چنانچه یکی را جلو انداخت، حتماً باید پای راست را جلو بیندازد.
مسح پاها از سرانگشتان تا بر آمدی روی پاها جزء کارهای وضوست و مسح آنها با هم جایز است و اما اگر بخواهد یکی را پس از دیگری مسح کند، گفته اند که باید پای راست را جلو بیندازد.
سوال بیست و پنجم: آیا خواندن نماز جعفر طیار در مسافرت جایز است ؟
جواب: جایز است.
سوال بیست و ششم: اگر کسی در تسبیحات حضرت زهراء - علیها السلام - اشتباه کند و بیشتر از سی و چهار تکبیر بگوید، آیا باید برگردد و از اول، سی و چهار تکبیر بگوید ؟ و اگر تمام 67 عدد را تسبیح بگوید، آیا باید برگردد و از اول شروع کند ؟ و خلاصه چیزی که واجب است چیست ؟
جواب: اگر در تکبیر اشتباه کند و از سی و چهار مرتبه تجاوز کند ، بنابر همان می گذارد و اگر در تسبیح اشتباه کند و از 67 بگذرد ، به همان 67 بنا می گذارد و اگر تحمید و حمد خدا از صد گذشت ، چیزی بر او نیست (84).
این بود بخشی از آنچه از حضرت صاحب العصر - علیه السلام - به ما رسیده است و از زیباترین اثر ماندگار ائمة اطهار - علیهم السلام - می باشد.