زندگانی خاتم الاوصیاء

باقر شریف قرشی‏ ابوالفضل اسلامی (علی)

1- مسایل محمد بن عبدالله بن جعفر

محمد بن عبدالله بن جعفر در ضمن نامه ای از حضرت امام منتظر - علیه السلام - تعدادی مسألة فقهی سوال کرده است، نامه او چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حدا تو را باقی و عزت و سعادت و سلامتت را دوام بدارد و احسان نعمتش را بر تو کامل فرماید و مرا در پیشامدهای سوء فدای تو قرار دهد. مردم در رسیدن به درجات بالا، همچشمی می کنند ولکن به نظر من هر کس را که شما بپذیرید پذیرفته شده (و به درجه بالا رسیده است) و هر کس را که شما او را کنار بزنید، فرومایه و سقوط یافته است. پس بیچاره است آن کسی مطرود درگاه شما بشود و من از آن به خدا پناه می برم.
در شهر ما گروهی از شیعیانند که موقعیتشان برابر هم است و در قدر و منزلت (بیشتر) رقابت می کنند. در نامه ای که شما به گروهی از آنان نوشته بودید و آنان را امر کرده بودید که به ص کمک نمایند و لکن نام علی بن محمد بن حسین بن ملک معروف به ملک بادوکه که داماد ص هم هست، در بین نامهای آنان برده نشده بود، لذا غمگین شده است و از من سوال کرده که به عرض آن حضرت برسانم چنانچه گناهی از او سر زده در صدد استغفار برآید و اگر به خاطر چیز دیگری است که نامش برده نشده، آن را به او اعلان نمایم تا خاطرش آسوده شود ان شاءالله.
این نامه دلالت می کند که نویسنده آن از شخصیتهای مومن و از افراد نزدیک به آن حضرت است، لذا به قدر و منزلت امام - علیه السلام - معرفت داشته است. در پایان، سوالاتش را این چنین مطرح می کند:
سوال اول: از عالم آل محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - برای ما رعایت کرده اند که از او راجع به امام جماعت گروهی که بخشی از نماز جماعتش را خوانده و حادثه ای همانند مرگ برایش پیدا می شود، سوال می شود که پشت سری او چه کند؟ جواب داده که بعضی از آنان عقب تر و برخی جلوتر می روند و نمازشان را تمام می کنند و کسی که او را مس کرده، غسل می کند.
جواب: بر کسی که او را با دست کنار زده، چیزی جز شستن دست نیست و اگر حادثه ای اتفاق نیافتد که نمازش را قطع نماید، نمازش را قطع نماید، نمازش را با آنان تمام می کند.
توضیح آنچه حضرت امام - ارواح العالمین له الفداء - افاده فرموده این است که چنانچه برای امام جماعت در اسنای نماز حادثه ای مانند مرگ برایش اتفاق بیافتد، کسی که او را با دستش کنار بزند و بدن او را مس نماید، فقط شستن دست بر او لازم است ؛ زیرا مس بدن میت قبل از سرد شدن، موجب غسل نمی باشد، اما کسانی که به او اقتدا کرده اند، می توانند یکی از افراد خودشان را که پشت سر امام جماعت بوده، جلو بیاندازند تا امام جماعت آنان شود. و چنانچه حادثه، غیر از مرگ باشد، مثل اینکه بیهوش شود سپس دراثنای نماز خوب شده و افاقه حاصل شود می تواند وضو بگیرد امامت کند برای کسی که به جای او نماز خوانده است.
سوال دوم: از عالم روایت شده کسی که میت را - که هرگز گرم است - مس کند، باید دستش را بشوید و اگر میت سرد شود و مس کند، باید غسل نماید. و امام جماعت که حادثه ای برایش اتفاق می افتد، گرم است، بنابراین، شاید با دست هم مس نشود، بلکه با دست کردن روی لباس، او را کنار می زند، پس چگونه غسل بر او واجب است؟
جواب: اگر در صورتی که هنوز گرم است او را مس کند، فقط باید دستش را بشوید.
سوال سوم: اگر در تسبیحات نماز جعفر طیار در حال قیام یا رکوع یا سجود، سهو کند و در حالت دیگری از نماز یادش بیاید، آیا باید تسبیح فوت شده را اعاده کند یا آنکه نمازش را ادامه می دهد؟ و ما، قبل از آنکه جواب امام - علیه السلام - بیان کنیم، نماز جعفر طیار را توضیح دهیم:

نماز جعفر طیار

نماز جعفر، از مستحبات و موکد است. و نماز تسبیح و نماز حبوه هم نامیده شده است و شیعه و سنی روایات فراوانی در استحباب این نماز روایت کرده اند. و ترتیب این نماز چنین است: چهار رکعت است با دو سلام ؛ در هر رکعت آن سوره حمد و یک سوره می خواند، سپس پانزده مرتبه: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الله و الله اکبر می گوید و به رکوع می رود و در رکوع هم همین ذکر را ده مرتبه می گوید و بعد از آنکه از رکوع برخاست، باز ده مرتبه، سپس به سجده می رود، ده مرتبه می گوید و بعد از آنکه سر از سجده برداشت، ده مرتبه می گوید و در سجده دوم هم ده مرتبه و بعد از آنکه سر از سجده بر می دارد، باز ده مرتبه همان ذکر را می گوید، بنابراین، در هر رکعت، 75 مرتبه و در چهار رکعت روی هم سیصد تسبیح می شود.
جواب: اگر در حالتی از آن سهو کند و در حالت دیگر نماز یادش بیاید باید آن را در همان حالتی که یادش آمده، قضا نماید. اگر بعضی از تسبیحات را سهو کند، در حالت دیگر که محلش نیست ، یادش بیاید باید آن را بگوید و نمازش صحیح است.
سوال چهارم: زنی که شوهرش مرده، آیا برای این زن جایز است که در تشییع جنازه همسرش شرکت کند یا نه؟
جواب: خروج زن از خانه برای تشییع جنازه شوهرش جایز است.
سوال پنجم: آیا زنی که در عده است می تواند سر قبر شوهرش برود یا نه؟
جواب: می تواند سر قبر شوهرش برود.
عده زنی که شوهرش مرده، ترک زینتی است که به آن عادت دارد و این سبب نمی شود که زن نتواند سر قبر شوهرش برود و یا به طوری که به شوون زندگیش مربوط می باشد و به آنها نیازمند است، نپردازد. و توضیح بیشتر آن در بیان امام - علیه السلام - می آید.
سوال ششم: آیا زنی که در عده است می تواند برای کاری که لازم است، از خانه بیرون برود؟
جواب: اگر کار لازم و حقی است، از منزل خارج شود و آن را انجام دهد و البته باید فقط در خانه اش بیتوته داشته باشد.
سوال هفتم: در ثواب قرآن در فریضه ها غیر فریضه از عالم - علیه السلام - روایت شده که فرموده: عجب است از کسی که در نمازش انا انزلناه فی لیلة القدر را نخوانده، چگونه نمازش قبول می شود؟
وروایت شده: نمازی که در آن قل هوالله احد خوانده نشود، قداست پیدا نمی کند.
و روایت شده: کسی که در نماز هایش سوره همزه را بخواند به اندازه دنیا ثواب می برد، پس آیا جایز است که سوره همزه را بخواند و سوره های دیگر را که ذکر کردیم، ترک نماید با اینکه روایت شده نماز بدون آن سوره ها قبول نمی شود و قداست و پاکی نماز فقط به آن دو سوره است.
جواب: امام - علیه السلام - از این سه سوال چنین جواب می فرماید:
ثواب سوره ها بر اساس همان است که روایت شده. و اگر سوره ای را که در آن ثواب هست، ترک نماید و سوره قل هو الله احد یا انا انزلناه را به خاطر فضیلت آنها بخواند، ثواب آن را که خوانده و هم ثواب آن را که ترک کرده، به او داده می شود. و البته غیر این دو سوره را هم جایز است بخواند و نمازش صحیح می باشد، نهایت اینکه فضیلتی را ترک کرده است.
سوال هشتم: دعای وداع ماه رمضان چه موقع است؟ زیرا اصحاب در آن اختلاف دارند ؛ بعضی می گویند در آخرین روز ماه رمضان هنگام رویت هلال شوال، خوانده می شود.
جواب: این عمل در شبهای ماه رمضان و وداع در آخرین شب ماه رمضان است، بنابراین، اگر خوف این را داشته باشد،دعای وداع را در دو شب قرار می دهد.

2- مسایل دیگری برای محمد بن عبدالله

محمد بن عبدالله حمیری، مسایل دیگری را خدمت حضرت امام منتظر - علیه السلام - می فرستد که آنها ذیلاً نقل می گردد:
سوال اول: نمازگزار که از تشهد اول برای رکعت سوم بلند می شود، آیا واجب است که تکبیر بگوید؟ چونکه بعضی از اضحاب ما می گویند که تکبیر بر او واجب نیست و گفتن بحول الله و قوته اقوم واقعد کفایت می کند.
جواب: در این مسأله دو حدیث است، اما یکی از آنها وقتی که از حالتی به حالت دیگر منتقل شود، بر اوست که تکبیر بگوید. و اما دیگری، پس اگر سرش را از سجده دوم بردارد و تکبیر بگوید سپس بنشیند و پس اگر سرش را از سجده دوم بردارد و تکبیر بگوید سپس بنشیند وپس از آن برخیزد، در قیام بعد از نشستن، تکبیری بر او نیست. و همچنین است در تشهد اول و به هر کدام آنها از باب تسلیم عمل کردی، درست است. تکبیر در حال قیام از تشهد اول و غیره واجب نیست و مکلف بین گفتن و نگفتن آن مخیر است.
سوال دوم: کسی گوسفند قربانی برای مردی که غایب است خریده تا در منا از طرف او ذبح کند. وقتی که در منا خواسته آن را ذبح کند، اسم آن طرف را فراموش کرده و با این حال از طرف او قربانی کرده است، سپس یادش بیاید، آیا این قربانی از طرف آن مرد کفایت می کند یا نه؟
جواب: اشکالی ندارد و قربانی از طرف آن شخص، کفایت می کند.
فقهای امامیه براساس این روایت و روایات دیگر ائمة اطهار - علیهم السلام - فتوا داده اند کسی که اسم همراه خود را که جهت قربانی، پول در اختیارش گذاشته، فراموش کند، ولی از طرف همان شخص قربانی کند، کفایت می کند.
سوال سوم: پیش ما بافنده های مجوسی هستند که میته می خورند و غسل جنایت نمی کنند و برای ما لباس می بافند، آیا نماز با این لباس قبل از شستن جایز است؟
جواب: نماز با آن لباس، اشکالی ندارد.
زیرا علم به اینکه مجوسی دست تر به آن لباس زده باشد، نیست و حتی در صورت شک هم اصل طهارت اجرا می شود، بنابراین، نماز با آن اشکال ندارد.
سوال چهارم: نمازگزار در تاریکی شب، نماز می خواند و پیشانیش را اشتباهاً روی لباس یا پلاس می گذارد و روی مثلاً خاک، مهر نمی گذارد و وقتی که سر از سجده بر می دارد، مهرش را پیدا می کند، آیا این سجده کفایت می کند؟
جواب: ما دامی که به صورت کامل ننشسته، در برداشتن سر از چیزی که سجده بر آن صحیح نیست، برای یافتن چیزی که سجده بر آن صحیح است، اشکالی نیست.
سوال پنجم: شخص محرم، سایبان محمل را کنار می زند، آیا چوب و محمل را هم باید کنار بگذارد؟
جواب: چوب های محمل را به حال خودش بگذارد، اشکالی ندارد.
یکی از ترکهای واجب برای مردی که احرام حج یا عمره بسته، ترک تظلیل است، بنابراین، اگر در ماشین یا محمل سوار شود، کفاره اش یک گوسفند است، ولی اگر سقف ماشین و محمل را بر دارند و ستونها و دیواره های ماشین و محمل، باقی بماند، اشکالی ندارد، همچنانکه در جواب امام - علیه السلام - آمده است.
سوال ششم، محرم به خاطر اینکه باران، لباس یا وسایل محملش را خیس نکند، پلاس یا چیز دیگری را بالای سرش بگیرد و ظل قرار دهد، آیا این کار جایز است؟
جواب: اگر این کار را در محمل که در راه است انجام دهد، کفاره بر او واجب است، کفاره گوسفند بر محرم به این جهت است که به خاطر باران. تظلیل نموده است و تظلیل از ترکهای واجب احرام است.
سوال هفتم: مردی از طرف کسی حج می کند، آیا لازم است که وقت احرام، نام منوب عنه را ذکر کند؟ و آیا واجب است که هم از طرف منوب عنه و هم از طرف خودش، جداگانه قربانی کند یا آنکه یک قربانی کفایت می کند؟
جواب: ذکر تفصیلی منوب عنه لازم نیست و یک قربانی از طرف منوب عنه کافی است.
در این جواب امام - علیه السلام - آمده که نام بردن از منوب عنه لازم نیست بلکه همینکه در باطن وجودش از طرف شخص معهودش حج کند و او اینکه به زبان نیاورد، این کفایت می کند، همچنانکه قربانی از طرف منوب عنه کافی است ؛ زیرا حج او از طرف خودش نیست بلکه به نیابت از دیگری است و لذا یک قربانی کافی است و باید از طرف منوب عنه باشد.
سوال هشتم: آیا برای مرد جایز است که در کسای خز احرام ببندد؟
جواب: اشکالی ندارد، مردم صالح و شایسته ای با آن محرم شده اند.
احرام در کسای خز، بی اشکال است ولی احرام در پشم، مو و کرک حیوانی که گوشتش خورده نمی شود (و شرعاً حرام است) و در نجاستی که در نماز مورد عفو قرار نگرفته و در لباس دوخته طبق آنچه فقها بیان کرده اند، صحیح نمی باشد.
سوال نهم: مردی با جمعی از مخالفین به حج می رود و آنان از مسلخ، احرام نمی بندند، آیا برای این فرد که از اصحاب می باشد، جایز است که احرامش را تا ذات عرق، تأخیر بیندازد تا در آنجا با آنان محرم شود؟
جواب: باید از میقات محرم شود و آهسته تلبیه بگوید و وقتی که به میقات آنان رسید، اظهار کند.
کسی که قصد حج یا عمره دارد و از میقات عبور می کند، باید در آن میقات محرم شود و بدون احرام نگذرد، اما اگر در میقات از احرام، بر خودش از همراهانش که آنجا را محل احرام نمی دانند، بترسد، واجب است بر او که در همان میقات خود، محرم شود، ولی احرامش را از آنان مخفی بدارد.
سوال دهم: پوشیدن نعلین دباغی شده (چگونه است؟) چونکه بعضی از اصحاب ما می گویند که پوشیدن آن کراهت دارد.
جواب: جایز است و اشکالی ندارد.
سوال یازدهم: مردی از وکلایی موقوفات که در امور مالی وقف، لاابالی است و موقوفاتی که در اختیارش است برای خود حلال می داند و رعایت نمی کند، چه بسا من به محل او وارد شوم و او حاضر باشد، یا به منزلش داخل شوم و او مرا به طعام دعوت کند ؛ چنانچه از غذایش نخورم دشمنم می شود و می گوید فلانی غذای ما را حلال ندانست تا بخورد حالا بفرمایید که برای من جایز است از غذای او بخورم و سپس صدقه ای بدهم و صدقه اش چقدر است؟ و آیا اگر هدیه ای به من بدهد از او قبول کنم؟
جواب: اگر این مرد، غیر از موقوفاتی که در اختیارش است، مال و معاشی دارد، از غذایش بخورد و هدیه اش را قبول کن و اگر ندارد، نخور و نپذیر.
اگر مکلف با تفصیل بداند فلان کس که مرا به غذایش دعوت می کند، این غذا از اموال غصبی است، نباید از آن بخورد و اگر می داند که این شخص، هم اموال حلال دارد و هم حرام و غصبی، در غذا و هدیه ای را که عرضه می کند، شک می کند که از کدام قسم از آن اموال است، برای او حرام نمی باشد.
سوال دوازدهم: مردی از مذهب حق است و متعه و عقد موقت را جایز و به رجعت معتقد است و خانواده ای دارد که در جمیع امور با او هماهنگ است و این مرد، عهد کرده است که ازدواج دیگری بر روی او نکند و متعه هم نگیره و نوزده سال از این عهد می گذرد، آیا در ترک آن، چیزی بر این مرد هست یا نه؟
جواب: برای او مستحب است که بامتعه ولو یک مرتبه اطاعت خدا کند تا قسم به معصیت از او از بین برود.
سوگند و نذر وقتی منعقد می شوند که متعلق آنها راجح باشد - نه مرجوح - بنابراین، اگر فعل یا ترک شیئی مرجوح باشد، نذر و قسم آنها منعقد نمی شود و متعه چونکه از نظر قرآن حلال و مشروعیت دارد، ترک آن، متعلق نذر و عهد و قسم نمی شود، اما تحریم متعه، اجتهاد در مقابل نص است و لذا ارزشی ندارد. و البته در این زمینه بحثهای گسترده و مستقلی انجام گرفته است و مشروعیت و حلیت آن از نظر کتاب و سنت، تثبیت و مستدل گشته است.