زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

5- جواب امام زمان (ع) به سوالات اسحاق

اسحاق پسر یعقوب ، نامه ای خدمت حضرت مهدی - علیه السلام - نوشت و در آن تعدادی از مسایل را - که برایش مشکل بود - سوال نمود ونامه را توسط محمد بن عثمان که از ثقات و پاکان بود، خدمت آن حضرت فرستاد. آن حضرت در پاسخ آنان چنین مرقوم فرمودند:
ای اسحاق! خدا تو را هدایت کند ، ثابت قدم بدارد و حفظ نماید ، اما اینکه از انکار بعضی از فامیل و عموزادگان را نسبت به من سوال کرده بودی ، باید بدانی که بین خدا و هیچ کس قرابت و خویشی نیست و کسی که مرا انکار کند ، از من نیست و راه او همانند راه پسر نوح پیامبر است.و اما راه پسر عمویم جعفر و فرزند او، همان راه برادران یوسف - علیه السلام - است.
-اما فقاع (78)پس آشامیدن آن حرام است و اما شلماب (79)اشکالی ندارد. و اما مالهای شما را تا پاک نکنید، نمی پذیرم ، پس هر کس که می خواهد باید آن را به ما برساند و هر کس که نمی خواهد، قطع نماید. و آنچه را که خداوند به ما داده از آنچه به شما داده، بهتر است.
- اما ظهور فرج ، فقط به امر و اراده خداست و تعیین کننده های وقت ظهور ، دروغگو هستند.
- اما قول کسی که گمان کرده که امام حسین - علیه السلام - کشته نشده است ، نوعی کفر و تکذیب و ضلالت و گمراهی است.
- اما محمد بن عثمان عمری که خدا از او و از پدرش راضی باشد ، ثقه و مورد اطمینان من است و نوشته او نوشته من می باشد.
- اما محمد بن علی بن مهزیار اهوازی پس به زودی خدا قلبش را اصلاح و شکش را برطرف خواهد کرد.
- اما اموالی را که برای ما فرستاده بودی پیش ما قبول نیست مگر آن مالی که پاک و پاکیزه است. و ثمن زن غنا خوان ، حرام است.
- اما محمد بن شاذان بن نعیم او مردی از شیعیان ما اهل بیت - علیهم السلام - است.
- اما ابوالخطاب محمد بن ابی زینب اجدع، پس او با اصحابش همگی ملعون هستند و تو با کسانی که عقاید این لعنتی ها را دارند ، نشست و برخاست نکن. و من و پدرانم از اینان بیزار می باشیم.
- اما کسانی که اموال ما را دارند ، چنانچه کسی آن را برای خود حلال بشمرد و بخورد ، در حقیقت آتش خورده است.
- اما خمس برای شیعیان ما مباح و تا هنگام ظهور، حلال است تا آنکه زاد و ولدشان پاک بوده و آلوده به پلیدی نباشد.
- اما مالهایی که به ما رسانده اند و سپس در دین خدا شک نموده اند و حال از دادن آن مالها به ما پشیمانند، پس هر کس بخواهد آنها را پس هر کس بخواهد آنها را پس می دهیم و ما نیازی به مال کسانی که در دین خدا شک دارند، نداریم.
- اما علت غیبت، پس خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا لاتسألوا عن اشیاء ان تبدلکم تسوکم (80).
ای ایمان آورده ها! از چیزهایی که چنانچه برای شما آشکار و روشن شود، آزرده می شوید و بدتان می آید ، نپرسید.
هر یک از پدران من در زمان خود بیعت حاکم طاغوتی را به گردن گرفت و من وقتی که ظهور می کنم ، بیعت هیچ طاغوتی را به گردن ندارم. و اما انتفاعی که مردم در زمان غیبت از من می برند ؛ مانند انتفاع از آفتاب است که ابرها او را از چشمها پنهان داشته اند و من امان مردم روی زمین هستم همانطوری که ستارگان ، امان اهل آسمانها هستند، بنابراین، از چیزهایی که ضرورتی ندارد ، نپرسید و خودتان را به زحمت و تکلف نیندازید و در تعجیل فرج ، زیاد دعا کنید ؛ زیرا همین ، فرج شماست، سلام بر تو ای اسحق بن یعفوب و سلام بر هر کسی که تابع هدایت است!.....(81)
این نامه ، علاوه بر جواب مسایل شرعی، مسایل دیگری به قرار ذلیل را هم در بردارد:
اول: بعضی از سادات از پسر عموهای امام مهدی - علیه السلام - وجود آن حضرت را - با اینکه نشانه ها و ادله زیادی بر وجود آن حضرت بوده است - انکار کرده اند و حضرت مهدی - علیه السلام - در این نامه، آنان را گمراه و منحرف از حق معرفی کرده است و خداوند متعال آنان را به جهت این انکار و انحراف، مجازات می کند.
دوم: ظهور آن حضرت برای گسترش حق و عدالت، نه در اختیار خودش است و نه در اختیار دیگری، بلکه تنها به دست خالی حکیم است، اوست که وقت ظهور ولی خود را مشخص می کند.
سوم: بعضی از شعبده بازها شایعه کردند که حضرت سید الشهداء امام حسین - علیه السلام - به شهادت نرسیده و بر قاتلان مجرم آن حضرت، اشتباه شده است بلکه کسی دیگر را که شبیه حضرت حسین - علیه السلام - بوده، کشته اند. حضرت صاحب العصر - علیه السلام - در این نامه، این شایعه را به شدت محکوم کرده و آن را باطل و دروغ و ضلال، معرفی کرده است.
چهارم: آن حضرت در این نامه از محمد بن عثمان عمری تجلیل و تأیید زیادی فرموده تا جایی که نوشته او را نوشته خود تنزیل فرموده است، همچنانکه محمد بن شاذان را از شخصیتهای شیعه معرفی کرده و او را در دین و تقوایش، توثیق نموده است.
پنجم: آن حضرت در این نامه، شیعیان از نشست و برخاست با دارو دسته ابو خطاب اجدع گمراه و دروغگو بر حذر دانسته، زیرا آنان از دین اسلام خارج شده اند و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرده اند و رابطه با آنان گمراهی و جهالت است.
ششم: کسی را که اموال اهل بیت - علیهم السلام - را به باطل می خورد، بر حذر داشته، زیرا غصب اموال آنان است و به زودی آن اموال، آتش سوزاننده می شوند.
هفتم: آن حضرت، نهی فرموده از اینکه در حکمت و مصلحت غیبت و عدم ظهور آن حضرت، فرو روند و پرس و جوهای بیهوده نمایند ؛ زیرا ظهور آن حضرت به اختیار و به اراده اش نیست و فقط به امر و اراده خداوند است و خداوند به تمام شوون بندگانش آگاه است.
هشتم: امام - علیه السلام - در این نامه خود را منبع فیض و رحمت برای مردم در زمان غیبت معرفی کرده است ؛ زیرا خداوند متعال به برکت وجود ولی و حجتش، عذاب را از مردم بر طرف می کند و او امان اهل زمین است ؛ همچنانکه ستارگان، امان اهل آسمانند.
نهم: آن حضرت شیعیانش را امر فرموده که برای فرج آن حضرت دعا کنند تا حق و عدل را در زمین برقرار نماید. اینها برخی از محتویات عالی این نامه بود.

6- نامه های امام زمان (ع) به شیخ مفید

حضرت امام منتظر - علیه السلام - چند نامه برای ثقة الاسلام شیخ مفید - قدس سره - فرستاده که شیخ طبرسی، دوتای آنها را ذکر کرده است و آن دو نامه اینهاست:
1- این نامه برای برادر استوار و دوست رشید شیخ مفید، ابو عبدالله محمد فرزند محمد نعمان که خداوند عزتش را مدام بدارد، از محل به ودیعه گذاشتن عهدی که بربندگان اخذ شده است، می باشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
اما بعد، سلام بر تو ای دوست که در دین خدا مخلص و در یقین به ما ممتاز گشته ای. ما شکر وجود تو را به پیشگاه پروردگار متعال - که جز او خدایی نیست - می بریم و از خداوند متعال، سلام و رحمت بر سید و مولا و پیغمبرمان محمد و آل پاک او، مسئلت داریم. و به تو - که خداوند توفیق یاری حق را به تو دایماً عنایت کند و جزای تو را جهت نطق و کلام صدقی که به نفع ما داری، افزون گرداند - اعلان می کنیم به ما اجازه داده شده که تو را به شرف نامه نگاری و مکاتبه مفتخر سازیم و تو را مکلف سازیم که این نامه ها را برای دوستان ما که اطراف تو هستند، برسانی. خداوند آنان را کفایت فرماید. خداوند تو را بر مارقین که از دین خدا خارج گشته اند تاًیید فرماید. پس تأمل کن در آنچه برای بیان می کنم و در رساند آن به کسانی که اطمینان به آنان داری عمل نماءان شاءالله.
ما گر چه در محلی هستیم که از محل سکونت ستمکاران دور است واین بر اساس مصلحتی است که خداوند متعال آن را برای ما و پیروان مومن ما - ما دامی که دولت دنیا دست فساق است - صلاح دانسته. و با همه این حال ، ما کاملاً به اخبار و مسایل شما مطلع هستیم و چیزی از اخبار شما برای ما پوشیده نیست.
ما از ذلت و خواری که نصیب شما شده به خاطر آنکه جمع زیادی از شماها تمایل به ضد آنچه سلف صالح و مومنین گذشته بر آن بودند، پیدا کردند و نیز به خاطر دور انداختن پیمانی که از آنان گرفته شده بود و کأنه خبر از آن ندارید، با اطلاع هستیم، با اینکه ما شما را رعایت می کنیم و شما را به فراموشی نمی سپاریم و اگر این توجه و عنایات نبود، تنگدستی و فشار، بر شما روی می آورد و دشمن شما، را به استیصال ونابودی می کشاند. بنابراین، از خداوند متعال جل جلاله بترسید و ما را در نجات دادن خودتان از این فتنه که بالا گرفته مساعدت نمایید، در این فتنه هر کسی که اجلش نزدیک است، به هلاکت می رسد و آن کس که به آرزویش رسیده باشد، از آن به سلامت و حفظ می ماند و این فتنه علامت نزدیک شدن و دور شدن از امر و نهی ماست و البته خداوند متعال نورش را کامل می کند گرچه مشرکان کراهت داشته باشند. به تقیه چنگ بزنید و از افروختن آتش جاهلیت، اجتناب نمایید...
و در پایان نامه مرقوم فرموده اند: این نامه را برای تو نوشتم ای برادر و دوست مخلص! وای یار با وفا خدا تو را حفظ کند. این نامه را حفظ کن و آن را به هیچ کس نشان نده و البته مضمون آن را به کسانی که اطمینان داری، برسان و آنان را وادار کن که به آن عمل نمایند ان شاء الله و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. این نامه شریف، مطالب مهمی را در بر دارد:
اول: شیخ مفید را تجلیل کرده و ستوده است. او در علم، فضل، تقوا و استقامتش در دین و نشر آن، از ارکان اسلام است که اجازه پیدا کرده که با حضرت صاحب العصر - علیه السلام - در ارتباط بوده و طرف مکاتبه آن حضرت قرار بگیرد و در حقیقت، سفیر آن حضرت در میان شیعیان باشد.
دوم: آن حضرت در این نامه به جا و مکانش که دور از محل سکونت ستمکاران است، اشاره می کند و اینکه اقامتش در آنجا از چشمها پوشیده است. و این، خواست واراده الله است، تا وقتی که دولت ستمکاران روی زمین برقرار باشد، او ظهور نکند.
سوم:از لابلای این نامه استفاده می شود که آن حضرت، تمام شوون شیعیان را با تمام دقت زیر نظر دارد و هیچ امری از امور آنان بر او پوشیده نیست، پس آن حضرت آنان را مورد عنایت قرار می دهد و با اذن خدا بلا را از آنان دور می کند که اگر عنایت آن حضرت نبود، ستمکاران از هر طرف، آنان را محاصره می کردند.
چهارم: آن حضرت خبر داده که بعضی از آیات و نشانه های آشکار آسمانی، قبل از ظهور آن حضرت، تحقق پیدا می کند که ما توضیح بیشتری در مباحث این کتاب خواهیم داد.

نامه دوم امام زمان (ع) به شیخ مفید

نامه دوم آنحضرت در تاریخ 23 ذیحجه سال 412 هجری قمری شخصیت بزرگوار شیخ مفید - رضوان الله تعالی علیه - رسیده و نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و رحمت خدا بر تو باد ای ناصر حق! و ای کسی که با کلمه صدق به سوی خداوند دعوت می کنی، ما خدا را معبودی جز او نیست، به خاطر وجود تو، سپاس می گویم و صلوات خدا را برای مولا و سیدمان محمد خاتم پیامبران و اهل بیت او مسئلت می نماییم
در ضمن نامه چنین آمده است:
این دوست مخلص و مجاهد - خدا تو را به نسلی که اولیای شایسته اش را در گذشته به آن موید و یاری نموده، نصرت فرماید - عهد می کنم هر کس از برادران دینی تو تقوای الهی پیشه کند و وجوهاتی که بر او واجب است به مستحق آن برساند، از فتنه و رنج و غم آن در امان می ماند. و اما اگر کسی که از پرداخت آن اموال - که خدا به عاریه در دست او قرار داده است - بخل ورزد وصله ننماید، نسبت به فرزندان و آخرتش، زیان کرده است....
این نامه در غره شوال سال 412 به خط شریف آن حضرت مکتوب شده است. و در پایان، این قسمت را بر آن افزوده است:
این نامه ما برای تو ای دوست - که حق به تو الهام شده است - می باشد، آن را از همه پنهان دار و فقط نسخه ای از آن را به اطلاع دوستان ما که مورد اطمینان تو هستند برسان، ان شاء الله برکت خدا شامل حالشان شود، الحمدلله و الصلاة علی سیدنا محمد النبی و آله الطاهرین (82).
این نامه حاوی مطالب مهم ذیل است:
1- در این نامه، حضرت صاحب العصر - علیه السلام - شیخ مفید را ناصر حق و داعی به سوی خدا با کلمه صدق - که از عالیترین صفات صلحا و متقین است - تعبیر فرموده است.
2- در این نامه، اعلان فرموده که شیعیانش همواره مشمول دعای آن حضرت در جهت حفظ و نجات آنان از دشمنان و ستم ستمکاران می باشد و چیزی مانع دعاهای آن حضرت به درگاه خدای متعال نمی شود.
3- آن حضرت در این نامه به شیعیانش امر فرموده که اهل تقوا باشند و از معصیت الهی، دوری کنند و وجوهات شرعی خود را بپردازند و چنانچه آنان تقتوا پیشه کنند و حقیقتاً خدا را اطاعت نمایند، بین آنان و آن حضرت حجاب و مانع، از بین می رود و با رویت و مشاهده آن حضرت، سعادتمند می شوند ولکن گناهان بین آنان و آن حضرت، پرده افکنده و نمی گذارد که به ملاقات آن حضرت مشرف شوند...