زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

3- نامه امام زمان (ع) به بعضی از شیعیانش

فرزندابی غانم قزوینی با بعضی از شیعیان در مورد جانشینی حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - اختلاف کردند تا جایی که قزوینی، منکر حضرت امام منتظر - علیه السلام - شد، ولی دیگران اصرار کردند که جانشین آن حضرت موجود است و او حضرت مهدی - علیه السلام - می باشد. اینان نامه ای خدمت امام منتظر نوشتند و گفتگوی خود را با قزوینی توضیح دادند. حضرت امام منتظر- علیه السلام -در جواب آنان این نامه را نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند متعال ، ما و شما را از فتنه ها سلامت بدارد و ما و شما را یقین عنایت کند و همه ما و شما را از عاقبت بد ، محافظت فرماید. شک و تردید و سرگردانی گروهی از شما در دین و در ولات امر، به من رسید ، غم و غصه ما برای شماست - نه برای خودمان - و برای شما ناراحت هستیم - نه برای خودمان -؛ زیرا خداوند با ماست ، بنابراین ، به غیر او نیازی نداریم و حق با ماست ، بنابراین ، از اینکه کسی از ما برگردد ، ترسی نداریم و ما از صنع ساخت پروردگارمان هستیم و خلایق و مردم، بعد از صنع ما می باشند. و شما ای مردم! چرا دچار تردید و در تحقیر قرار گرفته اید؟! آیا نشنیده اید قول خداوند متعال را که می فرماید :
یا ایها الذین آمنوا اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم (75)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیغمبر و اولوالامر اطاعت کنید.
آیا نمی دانید در اخبار آمده که برای امامان گذشته و باقیمانده ، حوادثی پیش آمده و خواهد آمد؟ آیا ندیده اید که چگونه خداوند متعال در تمام زمانها برای شما پناهگاه درست کرده که به آن پناهنده شوید؟ و مشعلهایی از زمان آدم - علیه السلام - تا زمان امام حسن عسگری - علیه السلام - قرار داده که به آن هدایت و راهنمایی شوید به طوری که هر وقت راهبر و راهنمایی رفته ، جایش را راهنما و مشعل دیگری گرفته است.
و وقتی که خداوند متعال حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - را برد، گمان شما این است که دین خود را هم باطل کرد! و واسطه بین خود و خلقش را قطع نمود! هرگز! تا روز قیامت و تا هنگام آشکار شدن امر خدا - که مورد خوشایند مردم نیست - چنین نمی باشد.
حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - حقاً همانند پدران گرامیش با سعادت و خوشبختی رحلت کرد ، در حالی که علم و وصیت او نزد ما موجود است و جانشین او کارهای او انجام می دهد. و جز ستمکار مجرم ، هیچ کس ادعای این منصب الهی ما را ادعا ندارد. و اگر مساله اینکه: امر خدا مغلوب نمی شود و سر او آشکار نمی گردد، نبود، حق ما بر شما آنچنان آشکار می گشت که عقلهایتان مبهوت بماند و شک و تردیدتان از بین می رفت ، ولی آنچه را که خدا خواسته و آن را مقدر و مکتوب فرموده ، همان می شود و لا غیر. پس از خدا بترسید و تسلیم امر ما باشید و این امر را به ما واگذار نمایید و چیزی را که خدا مخفی کرده است بر دستیابی به آن اصرار نورزید و به چپ و راست منحرف نشوید و با مودت و محبت ، راه راست و روشن ما را مقصد قرار بدهید و من به تحقیق خیر شما را خواستم و خدا بر من و شما گواه است. و اگر به شما محبت نداشتیم و رحمت و صلاح شما را نمی خواستیم ، با شما سخنی نمی گفتم.
و اینکه این ظالم گمراه بدون آنکه حقی داشته باشد ، این چنین تابع هوا شده و غضب حق دیگری نموده است ، برای ما امتحان و آزمایش الهی است که مانند دختر رسول خدا باید صبر کنم و بالأخره جاهل و زورگو نتیجه عملش را می بیند. خداوند ما و شما را از هلاکتها و آفات و بدیها حفظ فرماید و خدا بر آن ولایت و قدرت دارد و درود و رحمت خدا بر تمام اوصیا و اولیا و مومنین باد و صلی الله علی محمد النبی و آله و سلم تسلیماً... (76)

4- نامه امام زمان (ع) به محمد اسدی

محمد بن جعفر نامه ای خدمت حضرت مهدی - علیه السلام - نوشت و در آن از بعضی از مسایل شرعی سوال کرد. آن حضرت در جواب او چنین نوشتند:
- اما سوالی که راجع به نماز هنگام طلوع و غروب خورشید پرسیده ای ، جواب آن این است: اگر این چنین است که آنان می گویند به اینکه خورشید بین دو شاخ شیطان طلوع و غروب می کند ، پس چه چیزی بهتر از نماز می تواند دماغ شیطان را به زمین بمالد ، بنابراین ، در چنین وقتی نماز را بخوان و دماغ شیطان را به خاک بمال.
- اما سوالی که از امر وقف بر ناحیه ما و آنچه برای ما قرار داده شده ، ولی پس از آن ، صاحب آن به آن احتیاج پیدا می کند ، پرسیده ای ؛ جوابش این است: ما دامی که آن را تسلیم نموده ، حق خیار فسخ ندارد ، چه نیازمند باشد یا نباشد.
- اما اینکه پرسیده ای: کسی که مقداری از اموال ما پیش اوست و او بدون اذن ما همانند یک مالک در آن تصرف می کند و برای خود حلال می شمرد، جواب آن این است: کسی که چنین کند ملعون است و ما در روز قیامت خصم او می باشیم. پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - اکیداً فرموده است: کسی که حرامی از عترتم را حلال بشمرد، مورد لعنت من و همه پیغمبران است. و کسی که به ما تعدی کند، جزء ستمکاران به ما می باشد و لعنت خدا بر اوست.
خداوند می فرماید: الا لعنة الله علی الظالمین (77).
حضرت امام منتظر - علیه السلام - در این نامه به برخی از مسایل فرعی فقهی، جواب داده اند:
1- هنگام طلوع و غروب خورشید، نماز را مشروع دانسته و کسانی که خلاف آن می گویند ، بدون دلیل است، همچنانکه این حرف را که خورشید بین دو شاخ شیطان طلوع و غروب می کند را مسخره دانسته است ؛ زیرا این حرف، جزء افکار و گفتارهای بی اساسی و خرافی است.
2- در وقف خاص برای اهل بیت - علیهم السلام - قبل از آنکه آن را تسلیم آنان نماید، برای واقف خیار فسخ هست و در صورتی که آن را تسلیم موقوف علیهم نکرده ، می تواند در آن تصرف نموده و برگرداند. و اما اگر آن را تسلیم کرده باشد، حق فسخ و رجوع ندارد ؛ زیرا لزوم پیدا کرده و رجوع در لازم ، صحیح نیست و فقهای امامیه براساس آن فتوا داده اند.
3- تصرف در اموالی که به اهل بیت اختصاص دارد، جایز نیست پس اگر کسی آنها را حلال بشمرد، ظالم و غاصب است.

5- جواب امام زمان (ع) به سوالات اسحاق

اسحاق پسر یعقوب ، نامه ای خدمت حضرت مهدی - علیه السلام - نوشت و در آن تعدادی از مسایل را - که برایش مشکل بود - سوال نمود ونامه را توسط محمد بن عثمان که از ثقات و پاکان بود، خدمت آن حضرت فرستاد. آن حضرت در پاسخ آنان چنین مرقوم فرمودند:
ای اسحاق! خدا تو را هدایت کند ، ثابت قدم بدارد و حفظ نماید ، اما اینکه از انکار بعضی از فامیل و عموزادگان را نسبت به من سوال کرده بودی ، باید بدانی که بین خدا و هیچ کس قرابت و خویشی نیست و کسی که مرا انکار کند ، از من نیست و راه او همانند راه پسر نوح پیامبر است.و اما راه پسر عمویم جعفر و فرزند او، همان راه برادران یوسف - علیه السلام - است.
-اما فقاع (78)پس آشامیدن آن حرام است و اما شلماب (79)اشکالی ندارد. و اما مالهای شما را تا پاک نکنید، نمی پذیرم ، پس هر کس که می خواهد باید آن را به ما برساند و هر کس که نمی خواهد، قطع نماید. و آنچه را که خداوند به ما داده از آنچه به شما داده، بهتر است.
- اما ظهور فرج ، فقط به امر و اراده خداست و تعیین کننده های وقت ظهور ، دروغگو هستند.
- اما قول کسی که گمان کرده که امام حسین - علیه السلام - کشته نشده است ، نوعی کفر و تکذیب و ضلالت و گمراهی است.
- اما محمد بن عثمان عمری که خدا از او و از پدرش راضی باشد ، ثقه و مورد اطمینان من است و نوشته او نوشته من می باشد.
- اما محمد بن علی بن مهزیار اهوازی پس به زودی خدا قلبش را اصلاح و شکش را برطرف خواهد کرد.
- اما اموالی را که برای ما فرستاده بودی پیش ما قبول نیست مگر آن مالی که پاک و پاکیزه است. و ثمن زن غنا خوان ، حرام است.
- اما محمد بن شاذان بن نعیم او مردی از شیعیان ما اهل بیت - علیهم السلام - است.
- اما ابوالخطاب محمد بن ابی زینب اجدع، پس او با اصحابش همگی ملعون هستند و تو با کسانی که عقاید این لعنتی ها را دارند ، نشست و برخاست نکن. و من و پدرانم از اینان بیزار می باشیم.
- اما کسانی که اموال ما را دارند ، چنانچه کسی آن را برای خود حلال بشمرد و بخورد ، در حقیقت آتش خورده است.
- اما خمس برای شیعیان ما مباح و تا هنگام ظهور، حلال است تا آنکه زاد و ولدشان پاک بوده و آلوده به پلیدی نباشد.
- اما مالهایی که به ما رسانده اند و سپس در دین خدا شک نموده اند و حال از دادن آن مالها به ما پشیمانند، پس هر کس بخواهد آنها را پس هر کس بخواهد آنها را پس می دهیم و ما نیازی به مال کسانی که در دین خدا شک دارند، نداریم.
- اما علت غیبت، پس خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا لاتسألوا عن اشیاء ان تبدلکم تسوکم (80).
ای ایمان آورده ها! از چیزهایی که چنانچه برای شما آشکار و روشن شود، آزرده می شوید و بدتان می آید ، نپرسید.
هر یک از پدران من در زمان خود بیعت حاکم طاغوتی را به گردن گرفت و من وقتی که ظهور می کنم ، بیعت هیچ طاغوتی را به گردن ندارم. و اما انتفاعی که مردم در زمان غیبت از من می برند ؛ مانند انتفاع از آفتاب است که ابرها او را از چشمها پنهان داشته اند و من امان مردم روی زمین هستم همانطوری که ستارگان ، امان اهل آسمانها هستند، بنابراین، از چیزهایی که ضرورتی ندارد ، نپرسید و خودتان را به زحمت و تکلف نیندازید و در تعجیل فرج ، زیاد دعا کنید ؛ زیرا همین ، فرج شماست، سلام بر تو ای اسحق بن یعفوب و سلام بر هر کسی که تابع هدایت است!.....(81)
این نامه ، علاوه بر جواب مسایل شرعی، مسایل دیگری به قرار ذلیل را هم در بردارد:
اول: بعضی از سادات از پسر عموهای امام مهدی - علیه السلام - وجود آن حضرت را - با اینکه نشانه ها و ادله زیادی بر وجود آن حضرت بوده است - انکار کرده اند و حضرت مهدی - علیه السلام - در این نامه، آنان را گمراه و منحرف از حق معرفی کرده است و خداوند متعال آنان را به جهت این انکار و انحراف، مجازات می کند.
دوم: ظهور آن حضرت برای گسترش حق و عدالت، نه در اختیار خودش است و نه در اختیار دیگری، بلکه تنها به دست خالی حکیم است، اوست که وقت ظهور ولی خود را مشخص می کند.
سوم: بعضی از شعبده بازها شایعه کردند که حضرت سید الشهداء امام حسین - علیه السلام - به شهادت نرسیده و بر قاتلان مجرم آن حضرت، اشتباه شده است بلکه کسی دیگر را که شبیه حضرت حسین - علیه السلام - بوده، کشته اند. حضرت صاحب العصر - علیه السلام - در این نامه، این شایعه را به شدت محکوم کرده و آن را باطل و دروغ و ضلال، معرفی کرده است.
چهارم: آن حضرت در این نامه از محمد بن عثمان عمری تجلیل و تأیید زیادی فرموده تا جایی که نوشته او را نوشته خود تنزیل فرموده است، همچنانکه محمد بن شاذان را از شخصیتهای شیعه معرفی کرده و او را در دین و تقوایش، توثیق نموده است.
پنجم: آن حضرت در این نامه، شیعیان از نشست و برخاست با دارو دسته ابو خطاب اجدع گمراه و دروغگو بر حذر دانسته، زیرا آنان از دین اسلام خارج شده اند و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرده اند و رابطه با آنان گمراهی و جهالت است.
ششم: کسی را که اموال اهل بیت - علیهم السلام - را به باطل می خورد، بر حذر داشته، زیرا غصب اموال آنان است و به زودی آن اموال، آتش سوزاننده می شوند.
هفتم: آن حضرت، نهی فرموده از اینکه در حکمت و مصلحت غیبت و عدم ظهور آن حضرت، فرو روند و پرس و جوهای بیهوده نمایند ؛ زیرا ظهور آن حضرت به اختیار و به اراده اش نیست و فقط به امر و اراده خداوند است و خداوند به تمام شوون بندگانش آگاه است.
هشتم: امام - علیه السلام - در این نامه خود را منبع فیض و رحمت برای مردم در زمان غیبت معرفی کرده است ؛ زیرا خداوند متعال به برکت وجود ولی و حجتش، عذاب را از مردم بر طرف می کند و او امان اهل زمین است ؛ همچنانکه ستارگان، امان اهل آسمانند.
نهم: آن حضرت شیعیانش را امر فرموده که برای فرج آن حضرت دعا کنند تا حق و عدل را در زمین برقرار نماید. اینها برخی از محتویات عالی این نامه بود.