زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

2- نامه امام زمان (ع) به العمری و فرزند او

عثمان فرزند سعید عمری و فرزند او محمد، نامه ای خدمت حضرت مهدی - علیه السلام - نوشتند مبنی بر اینکه میسمی که از شیعیان است ، به آنان خبر داده که مختار - که از گمراهان است - شیعیان را به امامت جعفر دعوت می کند. آن حضرت در پاسخ آنان این نامه را نوشتند:
خداوند شما را به اطاعت خودش موفق و در دین خودش ثابت قدم بدارد و شما را با موجبات رضایتش ، خوشبخت فرماید. آنچه را که از میسمی و او از مختار نقل کرده اید با خبر شدم گفتگوی مختار با کسی که او را ملاقات کرده و استدلال او به اینکه خلیفه امام حسن عسگری - علیه السلام - فقط جعفر فرزند امام هادی - علیه السلام - فقط جعفر فرزند امام هادی - علیه السلام - و امامتش مورد تصدیق او قرار گرفته است. مضمون کامل نامه شما را - که دوستان و یاران، خبر آن را به شما رسانده بودند - توجه کردم و من از کوری که بعد از روشنایی و بینایی و از گمراهی بعد از هدایت و از اعمال عذاب آور و فتنه های خطرناک ، به خداوند پناه می برم ، چه آنکه خدای عزوجل می فرماید:
الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یقتنون (73)
آیا گمان می کنند همینکه گفتند ما ایمان آوردیم ، آنان به حال خود رها می شوند و مورد امتحان و آزمایش قرار نمی گیرند؟
واعجبا! چگونه مردم در فتنه ساقط می شوند و به وادی حیرت و سرگردانی قدم نهاده به چپ و راست تمایل پیدا می کنند و از دینشان جدا می شوند ، آیا دچار شک شده اند؟ آیا با حق دشمنی دارند؟ آیا پیام و محتوای روایات صحیح و اخبار صدق را جاهل و نادانند؟ یا آن که می دانند آنها را ولی خودشان را به فراموشی زده اند؟ حقاً زمین خالی از حجت نیست ، ظاهر باشد یا غایب، اینان ندیده و نمی دانند که امامان ، یکی پس از دیگری بعد از پیغمبرشان آمده اند تا آنکه نوبت به حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - رسید و او به امر خدای عزوجل جای پدران گرامیش نشست و به حق و راه راست هدایت کرد. او نور روشنگر و ستاره درخشان و ماه تابان بود ، سپس خدای متعال او را هم به جوار رحمتش برد. او مانند پدران گرامیش ، وصیتش را نمود و عهد و ودایع امامت را به جانشین و وصی خود سپرد. خداوند متعال او و مکانش را با اراده و قضا و قدر سابق و نافذش، مخفی ساخت و جایگاه او نزد ما اهل بیت و فضل آن برای ماست. اگر خداوند متعال اجازه می داد که ظاهر شوم ، حق را به بهترین شکل و روشنترین دلالت و علامت، به مردم نشان می دادم و خود را آشکار می ساختم و حجت و برهان اقامه می کردم لکن مقدرات خدای حکیم حاکم است و مغلوب نمی شوند و اراده اش برنمی گردد و وقت تعیین شده او جلو نمی افتد ، بنابراین ، آنان باید پیروی از هوای نفس را از خود دور کنند و بر همان اصل و شیوه ای که قبلاً داشتند ثابت قدم بمانند. و از آنچه خداوند متعال آن را مخفی نموده ، بیهوده جستجو نکنند که به گناه می افتند و در مقام کشف سر خدا نباشند که پشیمان می شوند.
و البته بدانند که حق با ما و در ماست و هیچ کس جز ما این را نمی گوید مگر آنکه کذاب و افترا زننده باشد، جز ما این را دعا نمی کند مگر آنکه گمراه تیره بخت باشد ، بنابر این، باید به آنچه در اینجا گفتم - بدون آنکه شرح بیشتری بخواهند - اکتفا نمایند به همین اشاره - بدون آنکه صراحت و توضیح بیشتری بطلبند - قناعت نمایند، ان شاءالله (74)
جعفر ، ضلالت و گمراهی را میان شیعیان رواج داده و حضرت امام منتظر را منکر شده بود،حضرت مهدی - سلام الله علیه - در این نامه آنان را از بین برد و پیروان او را به جهت انحراف از حق و ورود در گمراهی و فتنه ،نکوهش کرد؛ همچنانکه سبب غیبت و عدم ظهورش را مستند به امر و فرمان خدای متعال دانست و خود آن حضرت در آن،هیچ گونه انتخاب واختیاری ندارد.

3- نامه امام زمان (ع) به بعضی از شیعیانش

فرزندابی غانم قزوینی با بعضی از شیعیان در مورد جانشینی حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - اختلاف کردند تا جایی که قزوینی، منکر حضرت امام منتظر - علیه السلام - شد، ولی دیگران اصرار کردند که جانشین آن حضرت موجود است و او حضرت مهدی - علیه السلام - می باشد. اینان نامه ای خدمت امام منتظر نوشتند و گفتگوی خود را با قزوینی توضیح دادند. حضرت امام منتظر- علیه السلام -در جواب آنان این نامه را نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند متعال ، ما و شما را از فتنه ها سلامت بدارد و ما و شما را یقین عنایت کند و همه ما و شما را از عاقبت بد ، محافظت فرماید. شک و تردید و سرگردانی گروهی از شما در دین و در ولات امر، به من رسید ، غم و غصه ما برای شماست - نه برای خودمان - و برای شما ناراحت هستیم - نه برای خودمان -؛ زیرا خداوند با ماست ، بنابراین ، به غیر او نیازی نداریم و حق با ماست ، بنابراین ، از اینکه کسی از ما برگردد ، ترسی نداریم و ما از صنع ساخت پروردگارمان هستیم و خلایق و مردم، بعد از صنع ما می باشند. و شما ای مردم! چرا دچار تردید و در تحقیر قرار گرفته اید؟! آیا نشنیده اید قول خداوند متعال را که می فرماید :
یا ایها الذین آمنوا اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم (75)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیغمبر و اولوالامر اطاعت کنید.
آیا نمی دانید در اخبار آمده که برای امامان گذشته و باقیمانده ، حوادثی پیش آمده و خواهد آمد؟ آیا ندیده اید که چگونه خداوند متعال در تمام زمانها برای شما پناهگاه درست کرده که به آن پناهنده شوید؟ و مشعلهایی از زمان آدم - علیه السلام - تا زمان امام حسن عسگری - علیه السلام - قرار داده که به آن هدایت و راهنمایی شوید به طوری که هر وقت راهبر و راهنمایی رفته ، جایش را راهنما و مشعل دیگری گرفته است.
و وقتی که خداوند متعال حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - را برد، گمان شما این است که دین خود را هم باطل کرد! و واسطه بین خود و خلقش را قطع نمود! هرگز! تا روز قیامت و تا هنگام آشکار شدن امر خدا - که مورد خوشایند مردم نیست - چنین نمی باشد.
حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - حقاً همانند پدران گرامیش با سعادت و خوشبختی رحلت کرد ، در حالی که علم و وصیت او نزد ما موجود است و جانشین او کارهای او انجام می دهد. و جز ستمکار مجرم ، هیچ کس ادعای این منصب الهی ما را ادعا ندارد. و اگر مساله اینکه: امر خدا مغلوب نمی شود و سر او آشکار نمی گردد، نبود، حق ما بر شما آنچنان آشکار می گشت که عقلهایتان مبهوت بماند و شک و تردیدتان از بین می رفت ، ولی آنچه را که خدا خواسته و آن را مقدر و مکتوب فرموده ، همان می شود و لا غیر. پس از خدا بترسید و تسلیم امر ما باشید و این امر را به ما واگذار نمایید و چیزی را که خدا مخفی کرده است بر دستیابی به آن اصرار نورزید و به چپ و راست منحرف نشوید و با مودت و محبت ، راه راست و روشن ما را مقصد قرار بدهید و من به تحقیق خیر شما را خواستم و خدا بر من و شما گواه است. و اگر به شما محبت نداشتیم و رحمت و صلاح شما را نمی خواستیم ، با شما سخنی نمی گفتم.
و اینکه این ظالم گمراه بدون آنکه حقی داشته باشد ، این چنین تابع هوا شده و غضب حق دیگری نموده است ، برای ما امتحان و آزمایش الهی است که مانند دختر رسول خدا باید صبر کنم و بالأخره جاهل و زورگو نتیجه عملش را می بیند. خداوند ما و شما را از هلاکتها و آفات و بدیها حفظ فرماید و خدا بر آن ولایت و قدرت دارد و درود و رحمت خدا بر تمام اوصیا و اولیا و مومنین باد و صلی الله علی محمد النبی و آله و سلم تسلیماً... (76)

4- نامه امام زمان (ع) به محمد اسدی

محمد بن جعفر نامه ای خدمت حضرت مهدی - علیه السلام - نوشت و در آن از بعضی از مسایل شرعی سوال کرد. آن حضرت در جواب او چنین نوشتند:
- اما سوالی که راجع به نماز هنگام طلوع و غروب خورشید پرسیده ای ، جواب آن این است: اگر این چنین است که آنان می گویند به اینکه خورشید بین دو شاخ شیطان طلوع و غروب می کند ، پس چه چیزی بهتر از نماز می تواند دماغ شیطان را به زمین بمالد ، بنابراین ، در چنین وقتی نماز را بخوان و دماغ شیطان را به خاک بمال.
- اما سوالی که از امر وقف بر ناحیه ما و آنچه برای ما قرار داده شده ، ولی پس از آن ، صاحب آن به آن احتیاج پیدا می کند ، پرسیده ای ؛ جوابش این است: ما دامی که آن را تسلیم نموده ، حق خیار فسخ ندارد ، چه نیازمند باشد یا نباشد.
- اما اینکه پرسیده ای: کسی که مقداری از اموال ما پیش اوست و او بدون اذن ما همانند یک مالک در آن تصرف می کند و برای خود حلال می شمرد، جواب آن این است: کسی که چنین کند ملعون است و ما در روز قیامت خصم او می باشیم. پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - اکیداً فرموده است: کسی که حرامی از عترتم را حلال بشمرد، مورد لعنت من و همه پیغمبران است. و کسی که به ما تعدی کند، جزء ستمکاران به ما می باشد و لعنت خدا بر اوست.
خداوند می فرماید: الا لعنة الله علی الظالمین (77).
حضرت امام منتظر - علیه السلام - در این نامه به برخی از مسایل فرعی فقهی، جواب داده اند:
1- هنگام طلوع و غروب خورشید، نماز را مشروع دانسته و کسانی که خلاف آن می گویند ، بدون دلیل است، همچنانکه این حرف را که خورشید بین دو شاخ شیطان طلوع و غروب می کند را مسخره دانسته است ؛ زیرا این حرف، جزء افکار و گفتارهای بی اساسی و خرافی است.
2- در وقف خاص برای اهل بیت - علیهم السلام - قبل از آنکه آن را تسلیم آنان نماید، برای واقف خیار فسخ هست و در صورتی که آن را تسلیم موقوف علیهم نکرده ، می تواند در آن تصرف نموده و برگرداند. و اما اگر آن را تسلیم کرده باشد، حق فسخ و رجوع ندارد ؛ زیرا لزوم پیدا کرده و رجوع در لازم ، صحیح نیست و فقهای امامیه براساس آن فتوا داده اند.
3- تصرف در اموالی که به اهل بیت اختصاص دارد، جایز نیست پس اگر کسی آنها را حلال بشمرد، ظالم و غاصب است.