زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

1- نامه امام زمان (ع) به احمد بن اسحاق

احمد فرزند اسحاق اشعری قمی ، سرپرست هیئتهای قمی - که به زیارت ائمه اطهار - علیهم السلام - می رفتند - و یکی از راویان بزرگ آنان است، یکی از شیعیان با او ملاقات کرد و نامه ای را از جعفر فرزند حضرت امام هادی - علیه السلام - به او داد. جعفر ، در این نامه خود را به او معرفی کرده و به او اطلاع داده که بعد از برادرش امام حسن عسگری - علیه السلام - زعیم و سرپرست جهان اسلام است. و ادعا کرد آنچه را که مردم از حلال و حرام نیازمندند را داراست. احمد ، بعد از اینکه این نامه به دستش رسید ، نامه ای خدمت حضرت امام منتظر نوشت و جریان را به حضرتش اطلاع داد و اصل نامه جعفر را هم ضمیمه نامه خود کرد و خدمت آن حضرت فرستاد. حضرت مهدی - علیه السلام - این نامه را در پاسخ احمد نوشتند :
بسم الله الرحمن الرحیم
نامه تو - خدا حفظت کند - و نامه ضمیمه آن به من رسید. و به همه مضمون نامه پیوستی - با اینکه الفاظ و تعابیر آن دگرگون و در هم و بر هم و خطاط و اشتباهات آن متکرر بود - اطلاع پیدا کردم و اگر شما هم در نامه دقت کرده باشی ، به برخی از آنچه من به آن اطلاع یافته ام خبردار می شدی.
حمد مخصوص پروردگار عالمیان است ؛ حمدی که شریک ندارد ، الحمدلله رب العالمین ، و به خاطر احسان و فضل او به ما ، خداوند متعال حق را کامل و باطل را نابود کرده است و او بر آنچه من ذکر می کنم ، گواه است. و آنچه را که می گویم بر شماست در روزی که هیچ تردیدی در آن نیست ، اجتماع خواهیم کرد. و از آنچه مورد اختلاف ماست مسوول خواهد کرد. و صاحب این نامه بر تو که نامه را برایت فرستاده و بر هیچ یک از خلایق ، امامت و اطاعت و عهد ذمه ندارد و به زودی کلام و مطلبی برای شما بیان می کنم که ان شاء الله تعالی مایه کفایت شما قرار بگیرد.
ای احمد! - خدا شما را رحمت کند - خداوند متعال مردم را بیهوده نیافریده و آنان را رها و مهمل نگذاشته است ، بلکه با قدرت خود ، آنان را آفریده و برای آنان گوش و چشم و دل و ضمیر قرار داده است. سپس پیغمبران را که مبشر و منذرند، به سوی آنان مبعوث کرده است. آنان مردم را به طاعت خدا ، امر و از معصیت خدا ، نهی می کنند. و امر خدا و دین را به آنان می شناسانند و برای آنان کتاب نازل کرده و فرشتگانی را به سوی آنان فرستاد تا آنان میان خدا و پیامبران، واسطه و فرمانبر باشند.
- از آن پیغمبران کسی است که خداوند با او موکداً سخن گفته و عصایش را آشکارا اژدها قرار داد.
- و از آنان کسی است که مرده ها را به اذن خدا زنده می کرد و کور مادرزاد و پیسی را به اذن خدا خوب می کرد.
- و از آنان کسی است که خداوند متعال زبان پرنده را به او یاد داد و از هر چیزی به او داده شده است. و سپس حضرت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - را رحمت بر عالمیان فرستاده و به وسیله او نعمتش را تمام و پیغمبران را ختم نموده و او را برای همه جهانیان فرستاده است. و صدق و درستی او را بر مردم و نشانه ها و علامات نبوت او را ظاهر و بیان فرموده است و بالاخره در حالی که او ستایشگر خدای متعال و سعادتمند و خوشبخت بود، به لقاء الله پیوست.
در این هنگام امور را به برادر او و پسر عمو و وصی و وارث او یعنی علی ابن ابی صالب - علیه السلام - و سپس به اوصیای او از فرزندان آن حضرت - یکی بعد از دیگری - سپرد. و دین خود را به وسیله اینان زنده و نور خودش را به آنان تمام کرد. و بین آنان و برادران و پسر عموها و فامیلشان فرق اساسی و امتیاز محسوسی قرار داد به صورتی که حجت خدا و امام و پیشوا از عموم مردم شناخته شود به اینکه آنان (پیغمبر و اوصیایش) را از گناهان، معصوم و از عیوب مبرا و از پلیدی، پاک نمود. و نیز خداوند آنان را گنجینه علم و حکمت خویش و جایگاه سرش قرار داد و با دلایل و برهان ، آنان را تأیید نمود که اگر چنین نمی کرد ، هر آینه همه مردم مساوی بودند و قهراً حق از باطل و عالم از جاهل شناخته نمی شد.
(بنابراین ، بدانکه) این آدم باطل به خدای متعال افترا زده و آنچه را که (در این نامه) ادعا کرده ، باطل و افتراست. من نمی دانم او به چه چیزی امیدوار است که ادعایش را ثابت کند؟! آیا به فقه و فهمش در دین خدا؟! به خدا سوگند! او حلالی را از حرام و خطا را از صحیح ، تشخیص نمی دهد. و آیا به علم و معلوماتش؟! او که حقی را از باطل و محکمی را از متشابه نمی داند و حد نماز و وقت آن را نمی شناسد. و یا آنکه به ورع و تقوایش؟! خدا شاهد است که او نماز واجب را چهل روز ترک کرده است به این گمان که با ترک نماز ، بتواند به شعبده بازی دست یابد و شاید خبر آن به شما هم رسیده باشد و ظرفهای شراب او برقرار است و نشانه های گناه و نافرمانی او از خدای متعال بر همگان روشن است. آیا به نشانه و معجزه می خواهد اثبات کند؟! پس حجت و معجزه خود را ارائه دهد. و آیا به دلیل تکیه دارد؟! پس دلیلش را بیان کند. خداوند متعال می فرماید:
بسم الله الرحمن الرحیم، تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم ما خلقنا السماوات و الارض و ما بینهما الا بالحق مسمی و الذین کفروا عما انذروا معرضون.... (72)
ای احمد! خداوند توفیقت دهد - این مطالب را که برایت ذکر کردم ، از این تجاوزگر بپرس و امتحانش کن ، از آیه ای از قرآن کریم بپرس تا آن را تفسیر کند و از نماز واجبی بپرس تا حدود و واجبات آن را تشریح کند ، آن وقت وضع و حد آن را با خبر می شوی و نواقص و تهی بودن آن را می فهمی و خدا طرف حساب او باشد. خداوند حق رابرای اهل آن حفظ کند و آن حفظ کند و آن را برقرار دارد.
البته خداوند متعال جز در امام حسن و امام حسین - علیهما السلام - امامت را در دو برادر قرار نداده و چنانکه خداوند متعال ما را در بیان اموری مأذون می داشت ، حق آشکار می گشت و باطل نابود می شد و من مشتاق عنایت و کفایت پروردگار متعال هسنم ، حسبنا الله و نعم الوکیل و صلی الله علی مخمد و آل محمد.
این نامه، دلالت می کند که شخصیت جعفر - که ادعایی امامت کرد - زیر سوال است و در حقیقت او را از تمام صفات و نشانه هایی که مایه صلاحیت منصب رفیع امامت می شود ، عاری دانسته است و به حدی جعفرراجاهلی ونادان معرفی کرده که نه تنهابه احکام شریعت و شوونات مختلف دین بی خبر بوده و احاطه ندارد. بلکه او در حدی نیست که دست چپ و راستش را تشخیص دهد ، بنابراین ، چگونه ادعای مقام عظمای ولایت کرده است؟

2- نامه امام زمان (ع) به العمری و فرزند او

عثمان فرزند سعید عمری و فرزند او محمد، نامه ای خدمت حضرت مهدی - علیه السلام - نوشتند مبنی بر اینکه میسمی که از شیعیان است ، به آنان خبر داده که مختار - که از گمراهان است - شیعیان را به امامت جعفر دعوت می کند. آن حضرت در پاسخ آنان این نامه را نوشتند:
خداوند شما را به اطاعت خودش موفق و در دین خودش ثابت قدم بدارد و شما را با موجبات رضایتش ، خوشبخت فرماید. آنچه را که از میسمی و او از مختار نقل کرده اید با خبر شدم گفتگوی مختار با کسی که او را ملاقات کرده و استدلال او به اینکه خلیفه امام حسن عسگری - علیه السلام - فقط جعفر فرزند امام هادی - علیه السلام - فقط جعفر فرزند امام هادی - علیه السلام - و امامتش مورد تصدیق او قرار گرفته است. مضمون کامل نامه شما را - که دوستان و یاران، خبر آن را به شما رسانده بودند - توجه کردم و من از کوری که بعد از روشنایی و بینایی و از گمراهی بعد از هدایت و از اعمال عذاب آور و فتنه های خطرناک ، به خداوند پناه می برم ، چه آنکه خدای عزوجل می فرماید:
الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یقتنون (73)
آیا گمان می کنند همینکه گفتند ما ایمان آوردیم ، آنان به حال خود رها می شوند و مورد امتحان و آزمایش قرار نمی گیرند؟
واعجبا! چگونه مردم در فتنه ساقط می شوند و به وادی حیرت و سرگردانی قدم نهاده به چپ و راست تمایل پیدا می کنند و از دینشان جدا می شوند ، آیا دچار شک شده اند؟ آیا با حق دشمنی دارند؟ آیا پیام و محتوای روایات صحیح و اخبار صدق را جاهل و نادانند؟ یا آن که می دانند آنها را ولی خودشان را به فراموشی زده اند؟ حقاً زمین خالی از حجت نیست ، ظاهر باشد یا غایب، اینان ندیده و نمی دانند که امامان ، یکی پس از دیگری بعد از پیغمبرشان آمده اند تا آنکه نوبت به حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - رسید و او به امر خدای عزوجل جای پدران گرامیش نشست و به حق و راه راست هدایت کرد. او نور روشنگر و ستاره درخشان و ماه تابان بود ، سپس خدای متعال او را هم به جوار رحمتش برد. او مانند پدران گرامیش ، وصیتش را نمود و عهد و ودایع امامت را به جانشین و وصی خود سپرد. خداوند متعال او و مکانش را با اراده و قضا و قدر سابق و نافذش، مخفی ساخت و جایگاه او نزد ما اهل بیت و فضل آن برای ماست. اگر خداوند متعال اجازه می داد که ظاهر شوم ، حق را به بهترین شکل و روشنترین دلالت و علامت، به مردم نشان می دادم و خود را آشکار می ساختم و حجت و برهان اقامه می کردم لکن مقدرات خدای حکیم حاکم است و مغلوب نمی شوند و اراده اش برنمی گردد و وقت تعیین شده او جلو نمی افتد ، بنابراین ، آنان باید پیروی از هوای نفس را از خود دور کنند و بر همان اصل و شیوه ای که قبلاً داشتند ثابت قدم بمانند. و از آنچه خداوند متعال آن را مخفی نموده ، بیهوده جستجو نکنند که به گناه می افتند و در مقام کشف سر خدا نباشند که پشیمان می شوند.
و البته بدانند که حق با ما و در ماست و هیچ کس جز ما این را نمی گوید مگر آنکه کذاب و افترا زننده باشد، جز ما این را دعا نمی کند مگر آنکه گمراه تیره بخت باشد ، بنابر این، باید به آنچه در اینجا گفتم - بدون آنکه شرح بیشتری بخواهند - اکتفا نمایند به همین اشاره - بدون آنکه صراحت و توضیح بیشتری بطلبند - قناعت نمایند، ان شاءالله (74)
جعفر ، ضلالت و گمراهی را میان شیعیان رواج داده و حضرت امام منتظر را منکر شده بود،حضرت مهدی - سلام الله علیه - در این نامه آنان را از بین برد و پیروان او را به جهت انحراف از حق و ورود در گمراهی و فتنه ،نکوهش کرد؛ همچنانکه سبب غیبت و عدم ظهورش را مستند به امر و فرمان خدای متعال دانست و خود آن حضرت در آن،هیچ گونه انتخاب واختیاری ندارد.

3- نامه امام زمان (ع) به بعضی از شیعیانش

فرزندابی غانم قزوینی با بعضی از شیعیان در مورد جانشینی حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - اختلاف کردند تا جایی که قزوینی، منکر حضرت امام منتظر - علیه السلام - شد، ولی دیگران اصرار کردند که جانشین آن حضرت موجود است و او حضرت مهدی - علیه السلام - می باشد. اینان نامه ای خدمت امام منتظر نوشتند و گفتگوی خود را با قزوینی توضیح دادند. حضرت امام منتظر- علیه السلام -در جواب آنان این نامه را نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند متعال ، ما و شما را از فتنه ها سلامت بدارد و ما و شما را یقین عنایت کند و همه ما و شما را از عاقبت بد ، محافظت فرماید. شک و تردید و سرگردانی گروهی از شما در دین و در ولات امر، به من رسید ، غم و غصه ما برای شماست - نه برای خودمان - و برای شما ناراحت هستیم - نه برای خودمان -؛ زیرا خداوند با ماست ، بنابراین ، به غیر او نیازی نداریم و حق با ماست ، بنابراین ، از اینکه کسی از ما برگردد ، ترسی نداریم و ما از صنع ساخت پروردگارمان هستیم و خلایق و مردم، بعد از صنع ما می باشند. و شما ای مردم! چرا دچار تردید و در تحقیر قرار گرفته اید؟! آیا نشنیده اید قول خداوند متعال را که می فرماید :
یا ایها الذین آمنوا اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم (75)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیغمبر و اولوالامر اطاعت کنید.
آیا نمی دانید در اخبار آمده که برای امامان گذشته و باقیمانده ، حوادثی پیش آمده و خواهد آمد؟ آیا ندیده اید که چگونه خداوند متعال در تمام زمانها برای شما پناهگاه درست کرده که به آن پناهنده شوید؟ و مشعلهایی از زمان آدم - علیه السلام - تا زمان امام حسن عسگری - علیه السلام - قرار داده که به آن هدایت و راهنمایی شوید به طوری که هر وقت راهبر و راهنمایی رفته ، جایش را راهنما و مشعل دیگری گرفته است.
و وقتی که خداوند متعال حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - را برد، گمان شما این است که دین خود را هم باطل کرد! و واسطه بین خود و خلقش را قطع نمود! هرگز! تا روز قیامت و تا هنگام آشکار شدن امر خدا - که مورد خوشایند مردم نیست - چنین نمی باشد.
حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - حقاً همانند پدران گرامیش با سعادت و خوشبختی رحلت کرد ، در حالی که علم و وصیت او نزد ما موجود است و جانشین او کارهای او انجام می دهد. و جز ستمکار مجرم ، هیچ کس ادعای این منصب الهی ما را ادعا ندارد. و اگر مساله اینکه: امر خدا مغلوب نمی شود و سر او آشکار نمی گردد، نبود، حق ما بر شما آنچنان آشکار می گشت که عقلهایتان مبهوت بماند و شک و تردیدتان از بین می رفت ، ولی آنچه را که خدا خواسته و آن را مقدر و مکتوب فرموده ، همان می شود و لا غیر. پس از خدا بترسید و تسلیم امر ما باشید و این امر را به ما واگذار نمایید و چیزی را که خدا مخفی کرده است بر دستیابی به آن اصرار نورزید و به چپ و راست منحرف نشوید و با مودت و محبت ، راه راست و روشن ما را مقصد قرار بدهید و من به تحقیق خیر شما را خواستم و خدا بر من و شما گواه است. و اگر به شما محبت نداشتیم و رحمت و صلاح شما را نمی خواستیم ، با شما سخنی نمی گفتم.
و اینکه این ظالم گمراه بدون آنکه حقی داشته باشد ، این چنین تابع هوا شده و غضب حق دیگری نموده است ، برای ما امتحان و آزمایش الهی است که مانند دختر رسول خدا باید صبر کنم و بالأخره جاهل و زورگو نتیجه عملش را می بیند. خداوند ما و شما را از هلاکتها و آفات و بدیها حفظ فرماید و خدا بر آن ولایت و قدرت دارد و درود و رحمت خدا بر تمام اوصیا و اولیا و مومنین باد و صلی الله علی محمد النبی و آله و سلم تسلیماً... (76)