زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

زیارت امام حسین (ع) توسط حضرت بقیه الله (ع)

فاجعه دردناک کربلا و مصیبت و بلاهای بزرگی که در طول تاریخ، هیچ مصلح اجتماعی آن را مشاهده نکرده است، بر سبط رسول الله و ریحانه آن حضرت ؛ یعنی حضرت امام حسین - علیه السلام - وارد آمد، حقیقتاً دلهای مسلمین را آتش زده و آنان را برای همیشه، اندوهناک و غصه دار ساخته است. و ائمه طاهرین - سلام الله علیهم - این نوادگان حضرت سید الشهداء - علیه السلام - به خاطر فجایع و مصیبتهایی که بر جد بزرگوار شان وارد آمده، از عظیمترین مصیبت دیدگان می باشند. و به حدی مصیبتهای کربلا بزرگ بوده که قلوب امامان را جریحه دار کرده است.
حضرت امام منتظر - علیه السلام - یکی از امامانی است که مصیبت حضرت سید الشهداء آنان را مصیبت زده و جریحه دار کرده و دردهای سنگین کربلا تمام وجود آن حضرت را احاطه کرده است، لذا با جان و دل و با نهایت حزن و بی قراری برای جدش حسین - علیه السلام - گریه کرده و زیارت نموده است ؛ زیارتی که به زیارت ناحیه مقدسه معروف شده است ؛ زیارتی که غم و غصه های آن حضرت در آن در ریزش است ؛ زیارتی که آن حضرت مصیبتهای گوناگون و سختیهایی را که بر جدش حسین - علیه السلام - وارد آمده و مصیبتهای دردناک و دلخراشی که دختران رسول خدا وارد شده، مطرح و بیان می کند. بنابراین، بشنویم بعضی از فقرات این زیارت را که از طرف آن حضرت به یکی از نواب جلیل القدرش رسیده است. آن حضرت در این زیارت به بعضی از پیامبران برگزیده خداوند سلام می دهد، سپس به جدش امام حسین - علیه السلام - سلام داده و چنین می فرماید:
السلام علی الحسین الذی سمحت نفسه بمهجته، السلام علی من اطاع الله فی سره و علانیته، السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته...
این قسمت از زیارت، بر نهایت انقطاع امام حسین - علیه السلام - به سوی خدا و اطاعت او - آشکارا و پنهان - از فرمان باری تعالی حکایت می کند. و بزرگترین پیروی و اخلاص حضرت سیدالشهداء - علیه السلام - از خداوند کریم، آن است که جان خود را مخلصانه در راه احیای دین و کلمه الله قربانی و تقدیم کرد. اگر چنین قربانی ای نبود، پرچم اسلام پیچیده می شد و زندگانی جاهلیت با تمام بدیها و زشتیهایش بار دیگر حاکم می گشت ؛ زیرا بنی امیه با جدیت تلاش کردند که دین را نابود کنند و این امام حسین - علیه السلام - بود که مکر و کید آنان را بی اثر کرد و با فداکردن جان خود - که جهان اسلام را تکان داده و موجب خشم و قیامهای داخلی علیه حاکمیت امویون گشت - تاج و تخت بنی امیه را در هم کوبید و نابود ساخت.
خداوند متعال هم از این فداکاری و قربانی دادن، دوست و حبیبش حضرت حسین - علیه السلام - تشکر کرده، لذا جزای بس عظیمی در آخرت برایش آماده کرده و در دنیا هم کرامتها و شرافتها عنایتش کرده است. از جمله کرامتها آن است که در تربت آن حضرت شفا قرار داده و تحت قبه آن حضرت و ائمه طاهرین و معصومین از ذریه اش را محل اجابت دعا قرار داده است. و بعضی از بندهای این زیارت چنین است:
و السلام علی ابن خاتم الانبیاء، السلام علی ابن سید الاوصیاء، السلام علی ابن فاطمة الزهراء، السلام علی ابن خدیجة الکبری...
این کلمات، دلالت دارند بر ریشه های شریف و اصیل خانوادگی که حضرت اباعبدالله الحسین - علیه السلام - از فروع و شاخه های آن است. پس جد آن حضرت خاتم الانبیاء و سید رسولان است و پدر آن حضرت، سید اوصیا و باب مدینه علم رسول خدا امیرالمومنین - علیه السلام - است و ما در آن حضرت، پاره تن رسول خدا و سیده زنان عالمین است که رضایت خدا به رضایت او و غضب او به غضب اوست. و جده آن حضرت خدیجه کبری است که اسلام با اموال و فداکاری او پاگرفت. پس سلام و درود خدا بر این ریشه های کریم و بر این فرع طیب و طاهر که دنیا را با فضل خود روشن کرده است. برخی از جملات این زیارت چنین است:
السلام علی المرمل بالدماء، السلام علی المهتوک الخباء، السلام علی خامس اصحاب اکساء، السلام علی غریب الغرباء...
این قسمت از زیارت، برخی از صفات پدر آزادگان ؛ امام حسین - علیه السلام - را در بر گرفته است، مانند اینکه آن حضرت در راه خدا به خونش آغشته شد و برای اقامه شعائر دین، مورد هتک قرار گرفت و اینکه او پنجمین نفر از اصحاب کساست که خداوند متعال آنان را از هر پلیدی پاک نموده است و اینکه او غریب و مظلوم است و به صورت شگفت انگیز و دلخراش در زمین کربلا به شهادت رسید و فرشتگان خدای متعال برای عظمت مصیبت او گریه کردند. و نیز حضرت امام منتظر در این زیارت چنین می فرماید:
السلام علی الجیوب المضرجات، السلام علی الشفاء الذابلات، السلام علی النفوس المصطلمات، السلام علی الارواح المختلسات... .
این جملات دلالت دارد که انواع و اقسام ظلمها و شکنجه ها از سپاه اموی بر سبط پیغمبر خدا و بر فرزندان و یارانش روا داشته شده است. امویان آب را به روی آنان بستند تا آنجا که لبان آنان از شدت تشنگی، خسک و پژمرده شد روی نیزه قرار دادند در حالی که آنان راه آزادی و کرامت و راه شرف و مجد و بزرگواری را به جوامع بشری می نمایاندند و اصولاً برای همین انگیزه ها به شهادت رسیدند و زنانشان از شهری به شهری به اسارت برده شدند.
حضرت امام منتظر - علیه السلام - زیارتش را این چنین ادامه می دهد:
السلام علی حجة رب العالمین، السلام علیک و علی آبائک الطاهرین، السلام علیک و علی ابنائک المستشهدین... .
حضرت مهدی - علیه السلام - تحیات و سلامش را به جد بزرگوارش حسین بن علی - علیهما السلام - و به فرزندان آن حضرت که در پیش روی او به شهادت رسیدند و به فرشتگانی که ملازم قبر آن حضر می باشند، تقدیم می کند:
السلام علی الابدان السلیبة ، السلام علی العترة الغریبة ، السلام علی المجدلین فی الفلوات ، السلام علی النازحین عن الاوصان ، السلام علی المدفونین بلا اکفان... .

در این جملات ، حضرت امام منتظر - علیه السلام - سلام می دهد به آن بدنهای شریفی که سپاه پست اموی ، آنان را در آن بیابان و صحرا انداخته و آنان را دفن نکردند تا اینکه خداوند متعال قومی را که به ننگ جریمه جنگ با فرزند رسول خدا آلوده نشده بودند ، وادار کرد و آنان بدنهای شهدا را با همان لباسها که به وسیله سپاه اموی پاره پاره شده بود ، دفن کردند . این جملات از همین زیارت است:
السلام علی من طهره الجلیل ، السلام علی من افتخر به جبرائیل ، السلام علی من ناغاه فی المهد میکائیل ، السلام علی من نکثت ذمته ، السلام علی من هتککت حرمته ، السلام علی من اریق بالظلم دمه... .
این کلمات ، دلالت دارد که آن حضرت برای فجایع و مصیبتهای که بر جدش حسین بن علی - علیهما السلام - وارد آمده ، نهایت ناراحتی و تألم را دارد به طوری که دوست داشته در کنار جدش در میدان قتلگاه کربلا می بود و خود را فدای جدش می کرد و جان او را حفظ می نمود و بلاهای بزرگ را از جان او دور می نمود.
به جملات دیگر این زیارت، گوش دهیم:
فلئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرکک المقدور و لم اکن لمن حاربک محارباً و لمن نصب لک العداوة مناصباً فلاندینک صباحاً مساء... .
حضرت امام منتظر برای مصیبت جد غریب و مظلومش ، محزون و بی قرار است تا جایی که برای آن حضرت هر صبح و عصر ، ندبه و ناله می کند ، عوض اشک ، خون گریه می کند ، این حال را تا دم مرگ ادامه می دهد.....
جملات دیگر از این زیارت ، چنین است:
اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و العدوان و اطعت الله و ما عصیته و تمسکت به و بحبله فار تضیته و خشیته و راقبته و... .
این کلمات ، دلالت می کند که عالیترین صفات و برجسته ترین فضایل در سبط پیغمبر اسلام و ریحانه او جمع می باشد و خداوند متعال هیچ فضیلتی را در دنیا نیافریده مگر آنکه جزء صفات اصیل و ذاتی آن حضرت می باشد.
و امام منتظر - علیه السلام - این چنین ادامه می دهد:
تحوط الهدی و تنصره و تبسط العدل و تنشره و تنصر الدین و تطهره و تکف العابث و تزجره و تأخد للدنی من الشریف و... .
این بخش از زیارت از قیام پدر آزادگان ، حسین بن علی - علیهما السلام - در یاری از حق و حمایت از عدل و دفاع از اسلام و گسترش ارزشهای اصیل و شریف و اصول و فضایلی که اسلام آنها را آورده است ، حکایت می کند. و حضرت امام حسین - علیه السلام - حقاً همان راه و روش جدش رسول خدا و پدر بزرگوارش امیرالمومنین - علیهما السلام - را جهت خشنودی پروردگار و اجر محشر ، طی کرده و از راه و طریقه آنان جدا نشده است.
حتی اذا الجور مد باعه و اسفر الظلم قناعه و دعا الغی اتباعه و انت فی حرم جدک قاطن و للظالمین مباین جلیس البیت و المحراب... .
این کلمات ، مشتمل است بر جهاد حضرت سید الشهداء - علیه السلام - با حاکمیت امویان که حقوق انسان را تضییع و ستم و تباهی را در زمین گسترش داده بودند و آن حضرت ، سکوت را روا نداشت و به میدان جهاد و مبارزه پا گذاشت و منکر را با تمام وجود ، قلباً ، لساناً و جسماً انکار و تقبیح کرد و مردم را با حکمت و موعظه حسنه به خدای جهان دعوت کرد. بشنویم فصل دیگری از این زیارت را:
فلما رأوک - یعنی بنی امیة - ثابت الجأش ، غیر خائف و لا خاش نصبوا لک غوائل مکرهم و قاتلوک بکیدهم و سرهم و اد اللعین جنوده فمنعوک الماء وورده... .
معنای این کلمات این است که وقتی سپاه اموی حضرت ابا عبدالله الحسین - علیه السلام - را دیدند که همانند کوه سر به فلک کشیده، از سیاست و روش امویان که از کتاب خدا و سنت پیامبش بیگانه و جدا شده ، سرزنش می کند و با تمام نیرو با آنان مبارزه می کند و از سلطه و حاکمیت آنان هراسی ندارد ، با هر وسیله ممکن - حتی با قطع آب کربلا به طوری که زن و بچه آن حضرت به مرگ نزدیک شدند - با آن حضرت مقابله و جنگ نمودند و با تیروکمان ، او را هدف گرفتند و حرمت رسول خدا را در مورد امام حسین - علیه السلام - نگه نداشتند ولی آن حضرت در مقابل همه این مصیبتها و سختیها آنچنان صبر و تحمل کرد که فرشتگان آسمان در شگفت شدند. و اینک بخش دیگری از این زیارت:
فما حدقوا بک من کل الجهات و اثخنوک بالجراح و حالوا بینک و بین الرواح و لم یبق لک ناصر و انت محتسب صابر... .
این کلمات، مجسم می کند که در لحظات آخر عمر، سبط پیامبر ،امام حسین - علیه السلام - در آن قتلگاه چه مصیبتها و بلاها - که گوها و هیچ موجود زندهای نمی توانند آنها را تحمل کنند - بر آن حضرت وارد آمده و در حقیقت ،تمام مصیبتهای دنیا - یکی پس از دیگری - بر ریحانه و جگر گوشه و وارث فضایل رسول خدا جمع شده است.
از طرفی ، مصیبت سنگین یاران و اهل بیت و فرزندان آنها را مانند گوشت قربانی قطعه - قطعه شده، روی زمین کربلا دیده است و از سوی دیگر ، اغائه و ناله سوزناک بچه ها از شدت تشنگی، فریاد و ناله و گریه دختران و مخدره های خاندان وحی و رسالت از سنگینی بلاء بلند است. آنان با این حال ، چشمهایشان به ستارگان درخشان و فرزندان رسول
خدا که در نشاط عمر جوانی در خونشان غوطه ورند و روی زمین کربلا قطعه - قطعه شده اند ، می افتد و مخصوصاً نگاه می کنند به امام غریب و امتحان داده سید جوانان بهشت که امویان مجرم ، برای قتل و کشتن او از همدیگر سبقت می جویند و آنچه از وسایل قتل و نابودی در دست داشتند ، روی جسم شریف آن حضرت ریختند به طوری که شمشیرها و نیزه ها و تیرها بدن آن حضرت را پوشاند.
آری ، دختران رسول خدا به این صحنه های فجیع نگاه می کنند و قلبهایشان از شدت بلا ، پاره - پاره می شود و دلهره و ترس ، رنگ آنان را می رباید و نمی دانند که بعد از کشتن امام حسین - علیه السلام - چه مصیبت و بلاهایی بر سر آنان خواهد آمد. و این وضعیت دختران و حرم رسول خدا ، از همه مصیبتهای امام حسین - علیه السلام - فجیعتر و با قساوت تر بود و در حقیقت مصیبتهای آنان همه وجود حضرت سید الشهداء را فرا گرفته بود. و هنگامی که آن حضرت در قتلگاه به قتل رسید و سر مقدس او را روی نیزه قرار دادند تا به عنوان هدیه به پسر مرجانه تقدیم کنند ، دختران رسول خدا در حالی که فریاد و ناله شان بلند بود ، بر سر و صورت می زدند و در عین حال ، پسر مرجانه و دارو دسته اش خیمه های آنان را به آتش کشیدند و با تازیانه آنان را کتک زدند و آنان را با آهن و زنجیر بستند و دستهای زنان و اطفال را به گردنشان بستند و بر پشت شترها نشاندند و از شهری به شهری گرداندند و در نهایت ، آنان را برای فرزند مرجانه و برای اربابش یزیدبن معاویه به هدیه بردند و حقاً در مقابل این مصیبت باید گفت: انا لله و انا الیه راجعون .
فصل دیگری از این زیارت را بشنویم:
فالویل للعصاة الفساق لقد قتلوا بقتلک الاسلام و عطلوا الصلاة و الصیام و نقصوا السنن و الاحکام و هدموا قواعد الایمان و حرموا آیات القرآن و هملجوا فی البغی و العدوان.... (71).
در اینجا بحث پیرامون بخشی از این زیارت شریفه به پایان رسید و البته مرحوم علامه مجلسی - رضوان الله تعالی علیه - دعا و نمازی را بعد از این زیارت ذکر کرده است که در کنار قبر شریف آن حضرت، خوانده می شود.

نامه های امام زمان (ع)

راویان، تعدادی از نامه های آن حضرت را که برای شخصیتهای شیعه فرستاده و برخی از آنها متضمن جواب سوالات شرعی که آن حضرت در جواب سوالات آنان فرموده است، نقل کرده اند. و اینک چند نمونه از آنها را ذکر می کنیم

1- نامه امام زمان (ع) به احمد بن اسحاق

احمد فرزند اسحاق اشعری قمی ، سرپرست هیئتهای قمی - که به زیارت ائمه اطهار - علیهم السلام - می رفتند - و یکی از راویان بزرگ آنان است، یکی از شیعیان با او ملاقات کرد و نامه ای را از جعفر فرزند حضرت امام هادی - علیه السلام - به او داد. جعفر ، در این نامه خود را به او معرفی کرده و به او اطلاع داده که بعد از برادرش امام حسن عسگری - علیه السلام - زعیم و سرپرست جهان اسلام است. و ادعا کرد آنچه را که مردم از حلال و حرام نیازمندند را داراست. احمد ، بعد از اینکه این نامه به دستش رسید ، نامه ای خدمت حضرت امام منتظر نوشت و جریان را به حضرتش اطلاع داد و اصل نامه جعفر را هم ضمیمه نامه خود کرد و خدمت آن حضرت فرستاد. حضرت مهدی - علیه السلام - این نامه را در پاسخ احمد نوشتند :
بسم الله الرحمن الرحیم
نامه تو - خدا حفظت کند - و نامه ضمیمه آن به من رسید. و به همه مضمون نامه پیوستی - با اینکه الفاظ و تعابیر آن دگرگون و در هم و بر هم و خطاط و اشتباهات آن متکرر بود - اطلاع پیدا کردم و اگر شما هم در نامه دقت کرده باشی ، به برخی از آنچه من به آن اطلاع یافته ام خبردار می شدی.
حمد مخصوص پروردگار عالمیان است ؛ حمدی که شریک ندارد ، الحمدلله رب العالمین ، و به خاطر احسان و فضل او به ما ، خداوند متعال حق را کامل و باطل را نابود کرده است و او بر آنچه من ذکر می کنم ، گواه است. و آنچه را که می گویم بر شماست در روزی که هیچ تردیدی در آن نیست ، اجتماع خواهیم کرد. و از آنچه مورد اختلاف ماست مسوول خواهد کرد. و صاحب این نامه بر تو که نامه را برایت فرستاده و بر هیچ یک از خلایق ، امامت و اطاعت و عهد ذمه ندارد و به زودی کلام و مطلبی برای شما بیان می کنم که ان شاء الله تعالی مایه کفایت شما قرار بگیرد.
ای احمد! - خدا شما را رحمت کند - خداوند متعال مردم را بیهوده نیافریده و آنان را رها و مهمل نگذاشته است ، بلکه با قدرت خود ، آنان را آفریده و برای آنان گوش و چشم و دل و ضمیر قرار داده است. سپس پیغمبران را که مبشر و منذرند، به سوی آنان مبعوث کرده است. آنان مردم را به طاعت خدا ، امر و از معصیت خدا ، نهی می کنند. و امر خدا و دین را به آنان می شناسانند و برای آنان کتاب نازل کرده و فرشتگانی را به سوی آنان فرستاد تا آنان میان خدا و پیامبران، واسطه و فرمانبر باشند.
- از آن پیغمبران کسی است که خداوند با او موکداً سخن گفته و عصایش را آشکارا اژدها قرار داد.
- و از آنان کسی است که مرده ها را به اذن خدا زنده می کرد و کور مادرزاد و پیسی را به اذن خدا خوب می کرد.
- و از آنان کسی است که خداوند متعال زبان پرنده را به او یاد داد و از هر چیزی به او داده شده است. و سپس حضرت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - را رحمت بر عالمیان فرستاده و به وسیله او نعمتش را تمام و پیغمبران را ختم نموده و او را برای همه جهانیان فرستاده است. و صدق و درستی او را بر مردم و نشانه ها و علامات نبوت او را ظاهر و بیان فرموده است و بالاخره در حالی که او ستایشگر خدای متعال و سعادتمند و خوشبخت بود، به لقاء الله پیوست.
در این هنگام امور را به برادر او و پسر عمو و وصی و وارث او یعنی علی ابن ابی صالب - علیه السلام - و سپس به اوصیای او از فرزندان آن حضرت - یکی بعد از دیگری - سپرد. و دین خود را به وسیله اینان زنده و نور خودش را به آنان تمام کرد. و بین آنان و برادران و پسر عموها و فامیلشان فرق اساسی و امتیاز محسوسی قرار داد به صورتی که حجت خدا و امام و پیشوا از عموم مردم شناخته شود به اینکه آنان (پیغمبر و اوصیایش) را از گناهان، معصوم و از عیوب مبرا و از پلیدی، پاک نمود. و نیز خداوند آنان را گنجینه علم و حکمت خویش و جایگاه سرش قرار داد و با دلایل و برهان ، آنان را تأیید نمود که اگر چنین نمی کرد ، هر آینه همه مردم مساوی بودند و قهراً حق از باطل و عالم از جاهل شناخته نمی شد.
(بنابراین ، بدانکه) این آدم باطل به خدای متعال افترا زده و آنچه را که (در این نامه) ادعا کرده ، باطل و افتراست. من نمی دانم او به چه چیزی امیدوار است که ادعایش را ثابت کند؟! آیا به فقه و فهمش در دین خدا؟! به خدا سوگند! او حلالی را از حرام و خطا را از صحیح ، تشخیص نمی دهد. و آیا به علم و معلوماتش؟! او که حقی را از باطل و محکمی را از متشابه نمی داند و حد نماز و وقت آن را نمی شناسد. و یا آنکه به ورع و تقوایش؟! خدا شاهد است که او نماز واجب را چهل روز ترک کرده است به این گمان که با ترک نماز ، بتواند به شعبده بازی دست یابد و شاید خبر آن به شما هم رسیده باشد و ظرفهای شراب او برقرار است و نشانه های گناه و نافرمانی او از خدای متعال بر همگان روشن است. آیا به نشانه و معجزه می خواهد اثبات کند؟! پس حجت و معجزه خود را ارائه دهد. و آیا به دلیل تکیه دارد؟! پس دلیلش را بیان کند. خداوند متعال می فرماید:
بسم الله الرحمن الرحیم، تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم ما خلقنا السماوات و الارض و ما بینهما الا بالحق مسمی و الذین کفروا عما انذروا معرضون.... (72)
ای احمد! خداوند توفیقت دهد - این مطالب را که برایت ذکر کردم ، از این تجاوزگر بپرس و امتحانش کن ، از آیه ای از قرآن کریم بپرس تا آن را تفسیر کند و از نماز واجبی بپرس تا حدود و واجبات آن را تشریح کند ، آن وقت وضع و حد آن را با خبر می شوی و نواقص و تهی بودن آن را می فهمی و خدا طرف حساب او باشد. خداوند حق رابرای اهل آن حفظ کند و آن حفظ کند و آن را برقرار دارد.
البته خداوند متعال جز در امام حسن و امام حسین - علیهما السلام - امامت را در دو برادر قرار نداده و چنانکه خداوند متعال ما را در بیان اموری مأذون می داشت ، حق آشکار می گشت و باطل نابود می شد و من مشتاق عنایت و کفایت پروردگار متعال هسنم ، حسبنا الله و نعم الوکیل و صلی الله علی مخمد و آل محمد.
این نامه، دلالت می کند که شخصیت جعفر - که ادعایی امامت کرد - زیر سوال است و در حقیقت او را از تمام صفات و نشانه هایی که مایه صلاحیت منصب رفیع امامت می شود ، عاری دانسته است و به حدی جعفرراجاهلی ونادان معرفی کرده که نه تنهابه احکام شریعت و شوونات مختلف دین بی خبر بوده و احاطه ندارد. بلکه او در حدی نیست که دست چپ و راستش را تشخیص دهد ، بنابراین ، چگونه ادعای مقام عظمای ولایت کرده است؟