زندگانی خاتم الاوصیاء

نویسنده : باقر شریف قرشی مترجم : ابوالفضل اسلامی (علی)

بسم الله الرحمن الرحیم

چه شبی بود آن شب؟ آیا شب قدر و شب نزول قرآنی بود؟ آری آن شب، شب سر مستودع زهرا و شب شرفیابی فرشتگان لیلة القدر و جان و محور تفریق و تقدیر کل امور آن شب بود، شب تحقق وعده های انبیاء و شب مکتوب زبور و فرقان، شب مقتدای عیسی و همگون ولادت موسی و هم اسم و هم کنیه مصطفی بود. آری شب خاتم الاوصیاء شب نیمه شعبان بود.
آن شب در خانه محاصره شده امام حسن عسگری - علیه السلام - در سامرآ، صدای تکبیر و تقدیس و قرائت انا انزلناه بلند بود. مناجات حضرت عسگری - علیه السلام - با تهجد حکیمه و شفع و وتر نرجس خاتون و آوای فرشتگان هماهنگ بود، در آستانه دمیدن سپیده صادق بود که فرشتگان دسته دسته برای استقبال موعود آسمانی به سامرا منزل امام یازدهم پر می گشودند.
همان وقت بود که ناگهان نوری تمام وجود نرجس را احاطه کرد و حکیمه را به خیره و شگفتی وا داشت. لحظاتی نگذشت که تازه مولود نرجس خاتون را به سجده دید که تکبیر می گوید و تسبیح می کند، به یگانگی خدای کائنات و رسالت سرور موجودات و امامت هادیان امت، گواهی می دهد و سلام می کند، او را به پدر بزرگوارش تحویل داد، تا پدر را می بیند سلام می دهد و آیات قرآن را تلاوت می کند.
امام حسن عسگری - علیه السلام - دوستان و مخلصان را خبر می دهد، قربانی می کند، ولیمه و تصدق می نماید نزدیکان و یاران با وفا و مورد اعتمادش را از امامت و جانشینی او آگاه می کند.
تازه مولود، ولیمه، قربانی و جانشینی او از حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام -، مسأله روز مجالس و محافل شیعیان و نزدیکان می شود و هر روز که می گذرد، شرح و جزئیات بیشتری از تازه مولود امامت - با رعایت مسائل امنیتی و حافظتی از جاسوسان عباسی - به شیعیان و پیروان و به شهرهای دور و دورتر می رسد، اشخاص و هیأت ها به بهانه های گوناگون برای مبارکباد و شرفیابی عازم سامرا می شوند، او را زیارت می کنند و مسائل خود را از آن تازه مولود مدینه علم الرسول - که رشد سریعی هم داشت - می پرسند، آن گل نرجس خاتون هم همانند گل مریم آنان را جواب می دهد. یکی از آن گروهها گروه اعزامی از قم بوده که تمام جزئیات و شرح امانات را یکی پس از دیگری از آن ذخیره امامت می شنوند و به سجده شکر می افتند.
امامت او بعد از شهادت امام حسن عسگری - علیه السلام - برهمه تثبیت و واجب الاطاعه می شود و به مصلحت و تقدیر پروردگار حکیم، آشکار شدنش را کم می نماید و بالاخره نوآب خاصی را در زمان غیبت صغری رابط بین خود و شیعیان قرار می دهد و بعد از سپری شدن این زمان، دوره غیبت کبرای آن حضرت - که از مصادیق غیب و از اسرار آفرینش و امامت است - شروع می شود تا وقتی که خدای حکیم ظهور او را اراده فرماید.
البته آفتاب وجود او همچنان می تابد و کائنات به یمن وجود او حیات و نفس تازه می گیرد و بالاتر آن که - همواره - چشمهایی به جمال آسمانیش - گاهی در عرفات و گاه در مسمی و مطاف و گاه در حائر حسینی و گاه در سهله و جمکران و بالاخره در هر جا که ارادة الله تعلق بگیرد - به جمال آسمانیش منور می گردد و دلها به فیض لقاش حیات طیب می گیرند. خوشا به حال آن پاکان و مخلصان رزقنا الله تعالی زیارته. (1)
بسمه تعالی

مقدمة مترجم:

نزاع و کشمکش حق و باطل همیشه همراه و دوشادوش بشریت بوده است و نمی توان هیچ زمانی را خالی از آن دانست. وجود حق، تجسم لطف و عنایت الهی است که همیشه، حجت خدا را برای هدایت انسانها أتمام داشته است. و وجود باطل زاییده هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و انحرافی است که با هدایت و بعثت انبیاء در جنگ و ستیز است. و این انسان است که در لابلای این تخاصم، تصمیم می گیرد و انتخاب می کند. چنانچه طینت صلصالی و تمایلات حیوانی خود را گسترش دهد به اسفل السافلین می رسد و چنانچه حق و صلاح و رعایت طینت ملکوتی را بنماید. به فلاح و اعلی علیین می رسد.
اما این نزاع و کشمکش بین حق و باطل، ابدیت ندارد و بالاخرة پیروزی نهائی از آن حق است. و این زمان، وقت ظهور مصلح آسمانی حضرت بقیة الله الاعظم - علیه السلام - می باشد. خستگی ها، نگرانی ها، سیاهی ها به سر می رسد. وحشت و اضطراب، فقر و تبعیض، حق کشی و باطل پروری، ضلالت و بدعت درهم کوبیده می شود. و عدل و قسط، آبادانی و امنیت، ایمان و توحید در بین جامعه انسانی در سایه دولت کریمه حضرت خاتم الاوصیاء - علیهم السلام - برقرار می گردد. این همان آرزوی دیرینه همه بشریت و ادیان آسمانی است که از ترس و وحشت، چپاول و غارت، فضیلت سوزی و خباثت پروری، به ستوه آمده است.
بنابراین مصلح جهانی یک موضوع مورد انتظار جامعه بشری است همچنانکه آن مصلح حضرت مهدی - علیه السلام - فرزند حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - است یک حقیقت ثابت و مسلم اسلامی است و در اینکه جهانیان تشنه ظهور چنین مصلحی هستند مستغنی از بیان است.
چندی پیش برخی از نوشته ها به ویژه از وهابیهای فاقد معرفت و مزدور غارتگران بین الملل را مطالعه کردم البته مجرد نقد و بحث های علمی نبود بلکه سردمداران کیفر و نفاق معاصر و عاملان ضلالت و بدعت به منظور سد راه هدایت فرهنگ غنی و اصیل اسلام، تشکیلاتی را نسبت به آن حضرت به راه انداخته اند همچنانکه نسبت به نبی اعظم اسلام محمد بن عبدالله - صلی الله علیه و آله و سلم - با آن همه شواهد و معجزات و در عصر آن حضرت هم، چنین تردیدها و تشکیک ها بوده و خواهد بود. مگر این تاریخ نویسان و سیره حضرت امام زمان - علیه السلام - نوشته اند. این جانب همین اواخر جهت تحقیق در موضوعی، حدود هفتاد کتاب اهل تسنن را که صریحاً به وجود مقدس حضرت مهدی - علیه السلام - اعتراف کرده اند. مورد مطالعه قرار دادم و آنها عبارتند از:
1- المصنف للصنعانی (المتوفی 211 ه) 11- مصابیح السنة للبغوی (510 او 516)
2- لامصنف لابن ابی شیبة (235) 12- جامع الاصول لابن أثیر الجزری (606)
3- السنن لابن ماجة القروینی (235) 13- الفتوحات المکیة لابن عربی (638)
4- السنن لابن داود السجستانی (275) 14- مطالب السوول لابن طلحة الشافعی (652)
5- السنن للترمذی (297) 15- تذکرة خواص الامة للجوزی (654)
6- البدء و التاریخ للمقدسی (بعد355) 16- شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید (655)
7- المعجم الکبیر للطیرانی (388) 17- مختصر سنن أبی داود للمنذری (656)
8- معالم السنن للخطابی (388) 18- البیان للگنجی الشافعی (658)
9- المستدرک للحاکم النیشابوری (405) 19- عقد الدرر للمقدسی الشافعی (بعد 658)
10- فردوس الاخبار للذیلمی (509) 20- التذکرة للقرطبی (671)

21- ذخائر العقبی لحب الدین الطبری (694) 46- لوائح الانوار الالهیة للسفارینی (1188)
22- منهاج السنة لابن تیمیة الحرانی (728) 47- اسعاف الراغبین للصبان الشافعی (1206)
23- فرائد السمطین للحموئی الخراسانی (732) 48- ینابیع المودة للقندوزی (1270)
24- مشکاة المصابیح للخطیب التبریزی (737) 49- نور الابصار للشبلنجی (بعد 1290)
25- تلخیص المستدرک للذهبی (748) 50- مشارق الانوار للخمراوی المصری (1303)
26- خریدة العجائب لاین الوردی (749) 51- الاذاعة للقنوجی (1307)
27- المنار المنیف لابن قیم الجوزیة (751) 52- العطر الوردی للبلیسی الشافعی (1308)
28- الفتن و الملاحم لابن کثیر الدمشق (774) 53- غالبة المواعظ للآلوسی الحنفی (1317)
29- شرح المقاصد للتفتازانی (793) 54- عون المعبود للعظیم آبادی (1329)
30- مجمع الزوائد للهیثمی الشافعی (807) 55- نظم المتناثر للکتانی (1345)
31- موارد الظمآن للهیثمی الشافعی (807) 56- تحفة الاحوذی للمبارکفوری (1354)
32- الفصول لابن الصباغ المالکی (855) 57- التاج للشیخ منصور علی (1371)
33- العرف الوردی للسیوطی الشافعی (911) 58- أحادیث المهدی لشیخ الازهر الخضر (1377)
34- الائمة الاتنا عشر لابن طولون الدمشق (953) 59- ابراز الوهم المکنون للمغربی (1380)
35- الیواقیت والجواهر لعبدالوهاب الشعرانی(973) 60- المهدی المنتظر لابن الصدیق المغربی(1380)
36- الصواعق الحرقة لابن حجر الهیثمی (974) 61- حول المهدی للالبانی (معاصر)
37- الفتاوی الحدیثة لابن حجر الهیثمی (974) 62- عقیدة أهل السنة للشیخ عبدالمحسن (معاصر)
38- القول المختصر لابن حجرالهیثمی(974) 63- الردعلی من کذب بالأحادیث الصحیحةالواردةفی المهدی 39- کنز العمال للمتقی الهندی (975) للشیخ عبدالمحسن (معاصر)
40- البرهان للمتقی الهندی (975) 64- نظریة الامامة للدکتور أحمد محمود صبحی (معاصر)
41- مرقات المفاتیح لعلی القاری الحنفی (104) 65- عقیدة المسیح الدجال لسعید ایوب (معاصر)
42- أخبار الدولة للمرقانی (1019) 66- المهدی حقیقة لاخرافة لمحمد بن احمد (معاصر)
43- فیض القدیر للمناوی (1031) 67- الامامة و أهل البیت - علیه السلام - لمحمد بیومی المصری (معاصر)
44- الاشاعة لاشراط الساعة البرزنجی (1103)
45- الاتحاف بحب الاشراف للشبراری (1171)
بنابراین تشکیک در وجود آن حضرت همانند تشکیک در یک مسألة صددرصد ثابت و همانند تشکیک در اصل نبوت پیغمبر خاتم است. و همچنین تشکیکاتی جزء همان حلقه های زنجیری باطل است که با حق و حقیقت در جنگ و ستیز می باشد. با این وصف، بنظر آمد وظیفه و تکلیف خود را عامل باشم و نسبت به ساحت اقدس ولی الله الاعظم - علیه السلام - انجام وظیفه نمایم. این بود که با بعضی از دوستان اندیشمند و عالمان برجسته به مشورت نشستم و تصمیم بر آن شد که موسوعه ای به نام مقدس آن حضرت - که موضوعات و شرح آنها به وقت و جای دیگر موکول می شود - تألیف و تصنیف شود، که شروع شد و به حمدالله بخش عظیمی از راه، طی شده و بعضی از مجلدات آن تألیف و تدوین شده است.
در اینجا لازم می دانم که از الطاف و پیگیری و تشویق مادی و معنوی عالم جلیل القدر و مخلص وفی آستان مقدس حضرت بقیة الله الاعظم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - آیة الله موسوی شالی تقدیر و تشکر نمایم. در پایان از آن جایی که کتاب حاضر - که حاوی بسیاری از مطالب سودمند است و به قلم علامه عظیم الشأن حاج شیخ باقر قرشی تألیف گشته است - در راستای هدف مذکور بود به فارسی ترجمه کردم که ان شاء الله مورد قبول پروردگار متعال و خوشنودی آن عزیز زهرای اطهر - علیها السلام - قرار بگیرد (2)

پیشگفتار

(1)
ما، در پیشگاه آرزوی انسانیت شکنجه شده - که جنگها و آزمندیهای استعمارگران، آن را در هم کوبیده - هستیم، لذا با اشتیاق، چشم به راه منجی بزرگ است تا بیاید و حکومت الله را - که هیچ کس از آن بی نیاز نیست و استثمار و تبعیض در آن راه ندارد - در جهان برقرار کند.
ما، در پیشگاه آن عدالت قاطعی هستیم که جور و ستم و برده گیری را نابود و فضیلت و محبت و مواسات و ایثار و مودت را در بین مردم بگستراند. و در سایه چنین حکومتی است که هر نوع حاکمیتی که زندگی و حیات بشری را بازیچه و یا تباهی را در زمین رواج داده، محکوم به فنا و نابودی است.
ما، در پیشگاه آن عدل آسمانی و منتظر قرار داریم که هبةالله و هدیه و نعمت عظمای الهی بر انسانهاست ؛ آن پیشوای منتظری که دلهای محرومین و بیچارگان را امیدوار و از رحمت، پر می کند و خیرات و برکات خدایی را برای آنان تقسیم می کند.
ما، در پیشگاه قائم آل محمد، دوازدهمین امام از امامان اهل بیت - علیهم السلام - هستیم که خداوند متعال او را برای اصلاح جهان و تغییر سیستمها و نظامهای فاسد حاکم بر جهان - که انسان را به پست ترین مراحل سقوط رسانده - آماده کرده است.
خداوند متعال - حقاً - وجود مقدس امام مهدی - علیه السلام - را برای انجام عالیترین و بزرگترین رسالت اصلاح جامعه بشری آماده کرده است، پس اوست که دنیا را از عدل و قسط پر می کند، بعد از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد.
خدای مهربان، او را برای چنین مقصود عالی از بین اولیایش انتخاب و برگزیده است ؛ زیرا قلب و سرشت آن حضرت از همه مردم، رقیقتر و با صفاتر و از نظر بصیرت و ذکاوت، از همه نافذتر است ؛ چون او از اهل بیتی است که خداوند آنان را آراسته و از هر گونه پلیدی دور ساخته و به آنان - مسلماً - طهارت و پاکی بخشیده است.
(2)
از روشنترین و برجسته ترین مسایل اسلامی، همانا موضوع و قضیه امام منتظر - علیه السلام - و مهدی موعود است. به تحقیق رسول گرامی اسلام - که از روی هوا و هوس سخن نمی گوید - و همچنین ائمه مسلمین و هادیان امت - که گنجینه علم پیغمبر و مخزن حکمت آن حضرت می باشند - به وجود و ظهور حضرت مهدی - علیهم السلام - بشارت داده اند. و اخبار و روایات آن بزرگواران - به اصطلاح علم رجال - اخبار آحاد و خبر یک نفر و دو نفر نیست که قابل تشکیک و تردید و سند آن روایات، قابل مناقشة و نقد باشد، بلکه این اخبار - به اصطلاح علم رجال - متواتر و یقین آور می باشد و به مرحله قطع و یقین رسیده است. و عالمان حدیث و خبرگان حدیث شناس و حفاظ و محدثین، آنها را تصدیق و تأیید کرده و به آنها اطمینان و ایمان پیدا کرده اند. و همگی، آنها را در مدونات و جوامع حدیثی و تاریخی خود، ضبط و تدوین نموده اند. تواتر و یقین به این اخبار، به جایی رسیده است که تشکیک و تردید در آنها مانند آن است که در یکی از ضروریات دین و بدیهی ترین مسایل آن، تشکیک شده است. لذا راویان حدیث از پیغمبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - نقل کرده اند که فرموده است:
هر کس که به خروج و ظهور حضرت مهدی - سلام الله علیه - منکر شود، حقیقتاً به آنچه بر محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - نازل شده، کفر ورزیده است
(3)
عقل سلیم - به طور کلی - به وجود مهدی موعود و امام منتظر - علیه السلام - و اینکه حتماً ظهور خواهد کرد، باور پیدا می کند ؛ زیرا چنین چیزی از نظر عقل، ممکن و شدنی است و هیچ گونه دلیل علمی بر امتناع و نشدن آن، وجود ندارد، چون آنچه تاریخ و سنت از پیغمبر اسلام و اوصیای گرامیش در این زمینه نقل کرده، هر گونه شک و وهم را محو و نابود می کند و با تمام صراحت بر ظهور حتمی آن حضرت در عرصه حیات، جهت در هم کوبیدن ظلم و ستم و اعطای حیات مجدد و نشاط بیشتر به اسلام، دلالت دارند.
علاوه بر این همه اخبار و روایات، همه ادیان آسمانی و مسلکهای اجتماعی، همه و همه در این جهت که یک مصلح همگانی خواهد آمد - که اقامه حق و حکم به عدل نماید و مکر و حیله و ستم را در هم کوبد - اتفاق نظر دارند.
و نیز علاوه آنکه حکم و حکومت آن حضرت، آنچه از پیشرفت و تمدن و تکامل که در تمام تاریخ، نصیب بشریت شده و تا حدودی به او رشد داده است بالاتر و رفیعتر است.
(4)
اگر بخواهیم داستان حضرت امام مهدی - علیه السلام - را با تمام خصوصیات و شوون مختلف آن، براساس بحثهای فلسفی، تتبع و بررسی کنیم، خواهیم دید که لازم و ضروری است و باید به آن ملتزم و مومن شد؛ چون که خداوند متعال به طور مستمر، پیوسته و لا ینقطع بر بندگانش افاضه فیض نموده و این افاضه هرگز از آنان قطع نمی شود. خداوند کریم به آنان افاضه فرموده و آنان را از عدم، به عرصه وجود آورده و به حسن تقویم خلقتشان کرده و به کثیری از مخلوقات، برتری داده است و به فرشتگان دستور داده که به پدرشان آدم، سجده نمایند و آفتاب و مهتاب را به تسخیر آنان در آورده است و آنچه را که به آن نیاز دارند برای آنان عنایت فرموده است.
عظیمترین لطف و عنایت خدای بزرگ بر بندگانش آن است که آنان را از ضلالت و گمراهی نجات داده و پیغمبران بزرگی همچون ابراهیم، موسی، عیسی و محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - را هنگامی که بشریت در گرداب جهل و جرایم و پلیدیها غرق بود، برای هدایت آنان فرستاده است. خداوند می فرماید:
کنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها (3)
شما در پرتگاه آتش بودید خداوند شما را نجات داد.
حضرت امیر المومنین علی بن ابیطالب - علیه السلام - محیط جامعه ای را که از پلیدیها و ظلمتها بود و همزمان آن، بعثت رسول گرامی اسلام اتفاق افتاد، چنین توضیح می دهد:
ارسله علی حین فترة من الرسل... من ثمرها (4)
همچنین، ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه شریف - هنگامی واقع می شود که انسانیت و انسانها از شرایط سخت و تکان دهنده بی عدالتیها، نابسامانیها، دردها و رنج ها عبور کرده و تلخی ستمها و حقکشیها را چشیده باشد، آنگاه است که خدای مهربان، بشریت را با دست توانای اصلاحگر بزرگ حضرت مهدی - علیه السلام - نجات می دهد و او امنیت، آسایش، عدل، مساوات و تمام ارزشها و ملاکهای فضیلت و انسانیت با تمام وجود، چشم به راه و در انتظارش است، برقرار می کند و آن را می گستراند.
(5)
ولادت، غیبت و ظهور حضرت مهدی - سلام الله علیه - شبیه شوون مختلف پیامبران بزرگ الهی و مصلحان اجتماع در زمین است. مخفی ماندن محل و ولادت آن حضرت، شبیه ولادت پیغمبر خدا، حضرت موسی بن عمران - علیهما السلام - می باشد؛ زیرا فرعون، جاسوسانی از زنان را موظف کرده بود هر زنی که در زایمان، پسر بیاورد، به او اطلاع دهند تا آن پسر را به قتل برساند، اما اگر تازه مولود، دختر بود، کاری به او نداشت؛ چون که کاهنان به فرعون خبر داده بودند که ملک و حکومتش به دست جوانی که در همان زمان تولد می یابد، از بین می رود.
و همچنین است قصه حمل و ولادت حضرت مهدی منتظر - سلام الله علیه - که خداوند حکیم آن را از چشمها پنهان داشت ؛ زیرا ستمگران بنی عباس در تلاش بودند که به چنین مولودی دست یابند و او را به قتل برسانند و حتی خانه حضرت امام حسن عسگری - علیه السلام - به وسیله نیروهای امنیتی و اطلاعاتی از زن و مرد، احاطه کردند تا اگر برای آن حضرت، پسری که رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - بشارت او را داده و فرموده او آخرین خلیفه می باشد، متولد شود، او را شناسائی و به قتلش برساند، حاکمان عباسی یقین پیدا کرده بودند که نابودی ملک و دولتشان به وسیله چنین مولودی است پس باید به هر شکل ممکن، همانند امامان و پدران بزرگوارش به او دست یابند و به قتلش برسانند.
و همچنین امام مهدی - علیه السلام - به پیغمبر بزرگ حضرت عیسی بن مریم - سلام الله علیه - شباهت دارد در اینکه بعد از ولادت، فوراً سخن گفت و آنگاه که از مادرش مریم به نوزادش اشاره کرد، خداوند متعال، عیسای تازه مولود و در گهواره را به سخن در آورد و چنین گفت:
انی عبدالله اتانی الکتاب و جعلنی نبیاً و جعلنی مبارکاً این ما کنت و اوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت حیاً (5)
آن طفل (به امر خداوند به زبان آمد و) گفت: همانا من بنده خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر کجا باشم برای جهانیان مایه برکت و رحمت گردانید و تا زنده ام به عبادت نماز و زکات، سفارش کرد.
حضرت صاحب العصر هم وقتی متولد شد، این آیه شریفه را تلاوت کرد:
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین (1)(6)
و ما اراده کردیم بر آن طایفه ضعیف و ذلیل در آن سرزمین منت گذارده و آنان را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جاه فرعونیان گردانیدیم.
حضرت امام منتظر نه فقط در این گونه مسایل، شبیه پیغمبران بزرگ و سفیران آسمانی بود، بلکه در آنچه مهمتر از این گونه مسایل هم هست، به آنان شباهت دارد؛ مانند دگرگون ساختن اوضاع و شرایط جامعه، تبلور بخشیدن به افکار و عقول بشری و در هم کوبیدن ظلم و طغیان.
حضرت مهدی منتظر، همان نقش را ایفا می کند که پیغمبران بزرگ خدا آن را انجام دادند. بنابراین، اجحاف و ستم را سرکوب و عدل و حق برادری بین مردم را گسترش می دهد.
(6)
بر حسب اعتقادم هیچ یک از مباحث اسلامی به اندازه قضیه و موضوع امام منتظر - علیه السلام - از اهتمام دانشمندان و محققان برخوردار نبوده است. دانشمندان، سیره نویسان و تحلیلگران، تمام جوانب و جهات آن حضرت را براساس قرآن و سنت، مورد بحث و تحقیق قرار داده و گروه زیادی از علماء و متفکران در شوون مختلف آن بزرگوار و در علامات و نشانه های ظهور آن امام منتظر - علیه السلام - کتابها تألیف نموده اند. و یادآوری این نکته خوب است که بگویم دانشمندان و علمای اهل سنت که درباره حضرت امام مهدی - علیه السلام - کتاب نوشته اند، بیشتر از علمای مکتب تشیع می باشند. و ما در زمن همین کتاب، لیستی بیشتر از پنجاه کتاب ذکر می کنیم. و موضوع آن حضرت به حدی مورد اهتمام و اعتقاد و باور مسلمین است که تشکیک در امر آن حضرت، همانند شک در بدیهیات و مسلمات است که عقل و عرف و عقلا آن را تأیید و تثبیت نکرده و نمی پسندند.
در هر صورت، قول به انکار وجود مقدس حضرت امام مهدی - علیه السلام - از روی کم عقلی و سطحی بودن فکر و اندیشه است. و اما سبب و فلسفه انکار جهت دار مانند ابن خلدون، کسروی مجوسی و احمد امین مصری همانا عداوت و کینه ریشه دار این افراد با امامان اهل بیت - علیهم السلام - است. اینان در تمام نوشته هایشان بر آن بزرگواران و ارشادگران بشریت هتک و اسائه ادب نموده اند. البته خوانندگان این کتابها، نویسندگان آنها را انسانهای سبک و خفیف می دانند و آنچه از روی حقد و کینه از ناصحان امت و امامان مسلمین نوشته اند، ارزش علمی ندارد.
(7)
شیعه و پیروان اهل بیت - علیهم السلام - در طول تاریخ، در اعتقادش به امام منتظر - ارواح العالمین له الفدا - به طور بی انصافی، مورد تهمت و افترار قرار گفته اند: شیعه به امامی که از سرداب خانه اش در سامرا غایب شده و منتظر خروج او از آن سرداب هستند، معتقد است.
و گفته اند:شیعیان، دور سرداب مخصوصی در بابل جمع می شوند و انتظار ظهور آن حضرت را از آن سرداب دارند. و از این قبیل حرفهای جاهلانه و باطل.
مسلم است که اعتقاد شیعیان و پیروان مکتب اهل بیت - علیهم السلام - در مورد حضرت امام منتظر، منجی عالم، همانند سایر اعتقاداتش، پاک و پاکیزه و مانند خورشید، درخشنده و روشنگر است و از متن اسلام عزیز و تعالیم ائمة هدایت اهل بیت پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم - که خداوند متعال آنان را از هر پلیدی منزه کرده و به آنان طهارت و قداست بخشیده، گرفته شده است. و بحمدالله از کذاب، جعال و منحرف، گرفته نشده است.
در اعتقادات شیعه، هیچ گونه شاذ و اعواجاجی و باطل و انحرافی و هیچ گونه خلاف سنتهای هستی و نوامیس طبیعی، وجود ندارد، بلکه معتقدات پیروان اهل بیت - علیهم السلام - همواره همگام و هماهنگ با منطق، برهان، فطرت و وجدان بوده و با جمیع اجتماعات انسانی در همه اعصار و زمانها، همدوش و همراه است.
شیعه، معتقد است که حضرت امام عصر - سلام الله علیه - هنگامی که حاکمیت ظلم و ستم عباسی، کاملاً در تعقیب و مراقب او بود تا او را نیست و نابود کند، از چشمها پنهان شده است، همانند جد بزرگوارش حضرت رسول اکرم که وقتی قریشیان دور خانه اش را گرفتند تا حضرتش را به قتل برسانند، از چشمها غایب شد و از میان آنان به سوی یثرب بیرون رفت و وصی و باب مدینه علم خود یعنی حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - را در جای خود قرار داد و او در رختخواب آن حضرت خوابید و قریشیان نفهمیدند.
عقیده اش را با صراحت اعلان کرده و می کند که ظهور حضرت صاحب العصر در سرداب سامرا نبوده، بلکه محل ظهور آن حضرت، مکه مکرمه و کعبه مشرفه و در روز روشن بوده است، همچنانکه جد بزرگوارش رسول اکرم، از همین بقعه مقدسه زمین، ظهور کرد و ما در این جهت، در بحثهای آینده بحث خواهیم کرد.
(8)
مردم، حکمت و فلسفه غیبت امام منتظر را می پرسند که چرا آن حضرت در زمان غیبت کبرا با شیعیان و دیگران ملاقات ندارد و چرا در مسایل مثبت جهان، شرکت نمی کند و چرا...؟ گمان من آن است که خداوند متعال براساس حکمت و مصلحت، حکمت واقعی و سر اصلی غیبت را بر بندگانش پنهان داشته، همچنانکه شب قدر و روز قیامت و ساعتی از جمعه که دعا در آن مستجاب می شود و ماهیت و حقیقت روح و محل و ولادت پیغمبر خدا حضرت موسی بن عمران را مخفی و پنهان داشته است. غیبت و ظهور حضرت مهدی - سلام الله علیه - هم از این قبیل است. و از مسلمات است که انسان با درک و فهم محدودی که دارد، نمی تواند نسبت به حکمت و فلسفه کارهای آفریننده بزرگ هستی، احاطه پیدا کند. خدای توانا، هستی و کاینات را ابداع فرموده و نظم و مقرراتی را برای تدبیر و به گردش در آوردن آنها بر آنها مسلط کرده است. و ما انسانها از این قوانین و مقررات بی خبریم ولی خدای حکیم در خلقتش حکمت بالغه و مصلحت واقعی دارد که گاهی انسانها سر و فلسفه آن را می فهمند و در بیشتر اوقات، از درک و تشخیص آنها عاجز و ناتوانند.
(9)
تلاش در جهت شناخت و علامات ظهور حضرت امام منتظر، مورد اهتمام بسیاری قرار گرفته است. گمان من آن است که علت این اندازه اهتمام به این مطلب بر می گردد که مردم از سیستمهای بشری، خسته شده و به ستوه آمده و فریاد و ناله شان بلند شده است ؛ چه آنکه این سیستمها و حکومتها شدیدترین بلاها و ستمها را بر مردم روا داشته و جهان را در فتنه، تباهی و بدیها فرو برده است. اینجاست که جهانیان مشتاق حکم الله و حکومت آسمانی هستند که عدالت سیاسی و اجتماعی را برای آنان تحقق بخشد و آنان را از ستم ستمکاران و از یورش مستبدانه خودسرها نجات دهد. اخبار و روایاتی که از پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - و از ائمه هدی - علیهم السلام - در کتب تاریخ و حدیث نقل شده، بسیاری از علامات ظهور آن حضرت را ذکر کرده و بیان کرده اند.
(10)
در این کتاب، اوصاف و بویژه برخی از صفات عالی روحی و نفسانی حضرت امام مهدی - علیه السلام - را که بدون شک، این اوصاف، استمرار و امتداد روحیات و ذاتیات پدران و اجداد گرامیش - که همه آنان منشأ خیر و رحمت و فیض بر تمام انسانها از هر قوم و نژادی می باشند - نگاه کوتاه و اجمالی انداخته می شود.
از برجسته ترین اوصاف ائمه مسلمین - علیهم السلام - این بود که سرکوب کننده و در هم کوبنده ستمکاران و طاغوتها بودند.
حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - سید و بزرگ عترت طاهره رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم - می فرماید:
القوی عندی ضعیف حتی آخذ منه الحق و الضعیف عندی قوی حتی آخذ له الحق....
انسان قوی نزد من ضعیف است تا حق از او گرفته شود و انسان ضعیف نزد من قوی است تا حق برای او گرفته شود.
همین صفت شریف و فضیلت ذاتی، عالیترین شکل آن، نزد فرزندش حضرت امام منتظر - علیه السلام - است. آن حضرت، براساس روایات و اخبار متواتر، وقتی که دنیا را با ظهورش روشن کند، عدل را گسترش و ظلم و ستم را سرکوب و مراکز انصاف و مساوات را تأسیس و تخت طغیان و ستم را واژگون خواهد کرد.
(11)
در این کتاب، بخشی از شکنجه ها و فشارهایی که علویون بزرگوار و پیروان آن عزیزان، از حاکمان غاصب و ستمکار زمانشان دیده اند، مطرح می شود. این حاکمان، با آن بزرگواران، نهایت قساوت و یورش وحشیانه روا داشتند. آنان را زنده زنده در زیر دیوار خانه قرار داده و روی آن ساختمان می ساختند. بچه های کوچک آنان را به داخل رود دجله و فرات افکنده و غرق می کردند، تا جایی که وزرا در مناسبتها و اعیاد، برای تملق و این که پیش خلفا، قرب و منزلتی پیدا کنند، سرهای بریده شده علویون و شیعیان را به حاکمان ستمگر هدیه می کردند و بالاخره رنج و ستم و شکنجه و عذابی که شیعیان و دوستداران ائمه هدی - علیهم السلام - از حاکمان غاصب و ستمکار دیده اند، در نهایت درجه تلخی و قساوت بوده است و لذا قابل وصف و بیان نمی باشد.
(12)
در این کتاب، زمان و مکان ظهور حضرت مهدی - سلام الله علیه - مورد بحث قرار می گیرد و زمان ظهور او بر حسب دلالت روایات نیز بحث می شود. اما مکان ظهور آن حضرت، مکه مکرمه، مسجد الحرام، کعبه مشرفه است، همان بیت اللهی که خداوند متعال، حج آن را بر بندگانش واجب کرده است. در این جایگاه مقدس است که صدای حق و عدالت، توسط آن موعود آسمانی، بلند شده و به گوش جهانیان می رسد، همچنانکه در این کتاب، تدبیر امور و سیاست حضرت صاحب العصر - علیه السلام - و راه و روش آن حضرت در حکومت به بحث گذارده می شود.
آن وجود مقدس وقتی که ظهور کند، امنیت و آرامش و آسایش را برای مردم برقرار کرده و عدالت را در همه زمینه ها به آنان می نمایاند، عدالتی که در ادوار گوناگون تاریخ، آن را ندیده باشند.
در این کتاب، از یاران آن حضرت بحث می شود و از شایستگی و قابلیتهایی که آنان را در پیشاپیش مجاهد ین فی سبیل الله و بزرگانی که آن حضرت برای نشر اصول آسمانی و فضایل انسانی و تحقق موازین انسانیت، از آنان کمک می گیرد، قرار می دهد. اینها نمونه هایی از مباحث این کتاب است که به صورت فشرده به آنها اشاره کردیم.
(13)
سزاوار است پیش از آن که این پیشگفتار را به پایان ببرم. با صراحت اعلان کنم که این کتاب فقط گوشه ای از زندگانی این امام بزرگ و معصوم دین، ذخیره و آماده کرده است. این مطلب نه از باب تصنع و نه از باب تواضع و نه از روی غلو است. آری به خاطر هیچ یک از این امور نمی گویم، بلکه واقعیتی است که از آن وجود مقدس، بر سر هر انسان، سایه افکنده و او را تسخیر و تسلیم خود می کند؛ چون که سیره و روش این امام عزیز و پدران گرامیش و زندگانی این بزرگواران به شکل تمام عیاری از زندگانی جد بزرگوارشان رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - است و ادامه و استمرار قابلیتها و ذاتیات آن حضرت است که دنیا را از فضایل و علوم خود پر کرده است و هیچ کتابی به کنه و حقیقت او احاطه پیدا نمی کند و نمی تواند واقعیت و اسرار وجودی او را کشف و برملا سازد. همچنین است اوصیای گرام و حافظان علم و حکمت آن حضرت.... (7)
طلوع نور
پیش از سخن از ولادت با سعادت مصلح بزرگ جهان و آرزوی انسانیت، رهبر و زعیم انسانها امام منتظر - علیه السلام - مناسب است که به صورت کوتاه به اصل و ریشه با عظمت و کرامت خانوادگی آن حضرت، اشاره نمایم و اصل رفیع و بلندی که این نور آسمانی از آن شجره طیبه است. و اوست که در آینده افقهای هستی را روشن و ظلمت جهل و نادانی را ریشه کن و عناصر و سنگرهای شرارت و تباهی و ظلم و ستم را نابود می کند.