فهرست کتاب


رهنمودهای امام صادق علیه السلام «ترجمه مصباح الشریعه»

, عباس عزیزی‏

الباب السّادس والسّبعون: فی الإخلاص

قال الصّادق - علیه السّلام -:
الاخلاص یجمع فواضل الاعمال وهو معنی مفتاحه القبول وتوقیعه الرّضا، فمن تقبّل اللَّه منه ورضی عنه فهو المخلص، وان قلّ عمله. ومن لم یتقبّل منه فلیس بمخلص وان کثر عمله اعتباراً بادم - علیه السّلام - وابلیس - علیه اللّعنة. وعلامة القبول وجود الاستقامة ببذل کلّ المحابّ مع اصابة علم کلّ حرکة وسکون.
والمخلص ذائب روحه باذل مهجته فی تقویما ما به العلم والاعمال والعامل والمعمول والعمل، لانّه اذا ادرک ذلک فقد ادرک الکلّ، واذا فاته ذلک فاته الکلّ وهو تصفیة معانی التّنزیه فی التّوحید.
کما قال الاوّل: هلک العاملون الّا العابدون، وهلک العابدون الّا العالمون، وهلک العالمون الّا الصّادقون، وهلک الصّادقون الّا المخلصون، وهلک المخلصون الّا المتّقون، وهلک المتّقون الّا الموقنون، وانّ المؤقنین لفی خطر عظیم.
قال اللَّه تعالی: واعبد ربّک حتّی یأتیک الیقین.
وادنی حدّ الاخلاص بذل العبد طاقته، ثمّ لا یجعل لعمله عنداللَّه قدراً فیوجب به علی ربّه مکافاة بعمله، لعلمه انّه لو طالبه بوفاء حقّ العبودیّة لعجز. وادنی مقام المخلص فی الدّنیا السّلامة من جمیع الاثام وفی الاخرة النّجاة من النّار والفوز بالجنّة.

باب هفتاد وششم: اخلاص

امام صادق (ع) فرمود:
اخلاص گرد آورنده اعمال نیک وبا ارزش است وکلید ونشانه اخلاص قبولی عمل است. پس کلید که خداوند عملش را بپذیرد واز او راضی شود، مخلص است؛ اگر چه عملش اندک باشد. وآن کس که عملش رانپذیرد، مخلص نخواهد بود؛ اگر چه عملش بسیار باشد چنان که عمل هزاران ساله ابلیس، با زیر پا گذاشتن یک فرمان تباه شد.
ونشانه پذیرفتن شدن اعمال، بذل نمودن هر چیزی است که انسان آن را دوست می دارد تا از تعلقات دنیوی تهی شود وبا استقامت در اعمال وافعال، راه راست بپوید واز خطا دور شود. مخلص برای آن کهبه اخلاص در عمل برسد، باید جان وخون خود را نثار کند، تا به علم وعمل خود قوام بخشد، واگر به این مرحله رسید، همه کمالات را درک کرده واگر از آن بی نصیب ماند، از همه چیز بی نصیب مانده است. اخلاص پالایش معانی توحید است.
اوّل [خداوند در حدیث قدسی یا امام علی (ع)] فرمود: عمل کنندگان در هلاکت اند، مگر آنان که عابدند. عابدان در هلاکت اند، مگر آنان که عالم اند. عالمان در هلاکت اند، مگر آنان که صادق اند. صادقان در هلاکت اند، مگر آنان که مخلص اند. مخلصان در هلاکت اند، مگر کسانی که خدا ترس اند. خداترسان درهلاکت اند، مگر آنان که صاحب یقین اند وصاحبان یقین در معرض خطری بزرگ قرار دارند. خدای متعالی می فرماید: و پروردگارت را عبادت کن تا تو را یقین دهد. وپایین ترین حدّ اخلاص آن است که بنده توان خود را مبذول کند وبرای عمل خود نزد خداوند ارزشی قائل نشود که بر پروردگار پاداش عمل را واجب بداند؛ چه او می داند که اگر خداوند از او بخواهد که حقّ عبودیّت را ادا نماید، در ادای آن ناتوان است. وپایین ترین مقام مخلص، در دنیا سلامتی از همه گناهان بزرگ ودر آخرت نجات از آتش ورسیدن به بهشت است.

الباب السّابع والسّبعون: فی معرفة الجهل

قال الصّادق - علیه السّلام -:
الجهل صورة رکّبت فی بنی آدم، اقبالها ظلمة وادبارها نور، والعبد متقلّب معها کتقلّب الظّل مع الشّمس.
الاتری الی الانسان تارة تجده جاهلاً بخصال نفسه، حامداً لها، عارفاً بعیبها فی غیره ساخطاً لها، وتارة تجده عالماً بطباعه ساخطاً لها، حامداً لها فی غیره، وهو متقلّب بین العصمة والخذلان، فان قابلته العصمة اصاب، وان قابله الخذلان اخطأ.
ومفتاح الجهل الرّضا والاعتقاد به، ومفتاح العلم الاستبدال مع اصابة مرافقة التّوفیق.
وادنی صفة الجاهل دعواه بالعلم بلا استحقاق، واوسطه جهله بالجهل واقصاه جحوده.
ولیس شی ء اثباته حقیقة نفیه الّا الجهل والدّنیا والحرص، فالکلّ منهم کواحد والواحد منهم کالکلّ.