رهنمودهای امام صادق علیه السلام «ترجمه مصباح الشریعه»

مترجم : عباس عزیزی‏

مقدّمه

سپاس وستایش خدای را که انسان را بیافرید، و وی را برترین آفریده خود خواند، و برای هدایت او، قرآن و امامان معصوم - علیهم السّلام - را فرستاد.
از آن جا که قرآن کریم کامل ترین کتاب آسمانی وامامان معصوم - علیهم السّلام - پاک ترین وکامل ترین انسان ها هستند، بر انسان است که برای دست یابی به سعادت دنیا وآخرت گام در راه آنان نهد وچگونگی زیستن ومردن را بیاموزد وفضایل اخلاقی را بشناسد وخود را به این صفات بیاراید ورذایل اخلاقی را بشناسد واز آن ها دوری کند. برای رسیدن به این خواسته، باید به توصیه های قرآن کریم وائمه معصوم - علیهم السّلام - عمل نماید.
خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید:
الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه اولئک الّذین هدیهم اللَّه واولئک هم اولوا الالباب(1)، کسانی که سخنان را می شنوند واز نیکوترین آن ها پیروی می کنند، آنان کسانی هستند که خدا هدایت شان کرده وآنان خردمندانند.
هم چنین امام باقر (ع) در حدیثی می فرماید: انّ حدیثنا یحیی القلوب، بدون تردید گفتار وحدیث ما دل ها را زنده می کند.
در حدیثی دیگر، حضرت امام رضا (ع) می فرماید: اگر مردم با سخنان حکیمانه وگفتار شیوه ای ما آشنا شوند، از ما پیروی خواهند کرد.
بنابراین دست یابی به کمال از طریق این دو گوهر گران بها میسّر خواهد شد واین دو هیچ گاه از هم جدا نمی شوند.
کتابی که پیش رو دارید، بدون تردید از بهترین وجامع ترین کتب شیعه است که از مضامین بلند وپرمحتوا برخوردار ومطالب ورهنمودهای ارزشمند آن از حوزه وحی نشأت گرفته است ومی تواند راه گشای انسان وچراغ هدایت او وبهترین زاد وتوشه برای دنیا وآخرت، و وسیله ای برای سیر سالک وعارف به سوی معبود باشد.
این کتاب همواره مورد توجه بسیاری از بزرگان وعالمان دین بوده وآنان ضمن توصیه به انجام دستورات آن، خود نیز عامل به آن بوده اند.
عده ای از بزرگان وپرچم داران تشیع، نظریه های درباره این کتاب عرضه کرده اند که در آن نهایت آن را پذیرفته وعمل به آن را مایه قرب الهی دانسته اند، چرا که غالب آن چه در این کتاب آم ده با بیان شریعت مطابقت دارد. در این جا توجه شما را به نظریات چند تن از این بزرگان جلب می کنیم:
- سید جلیل القدر وعلامه زاهد وصاحب مقامات وکرامات، علی بن طاووس (ره) در فصل هفتم از باب ششم کتاب پرقیمت أمان الأحضار فرموده است: مسافر با خود کتاب مصباح الشریعة ومفتاح الحقیقة بردارد، زیرا که آن کتابی است لطیف وشریف، که راه ورسم سیر و سلوک به سوی خدا را برای سالکان معرفی می کند وروش اقبال وروی آوردن به خدا را به انسان یاد می دهد.
- یکی از بزرگان که این کتاب را قبول داشته وبه خود تردید راه نداده، عالم ربانی وفقیه بزرگوار، شهید ثانی است که اخبار آن را از حضرت صادق (ع) دانسته است.
- از دیگر علما که به این کتاب پرقیمت به دیده احترام نگریسته، محقّق بزرگ ومحدّث عظیم القدر وعارف جلیل، مرحوم ملامحسن فیض کاشانی (ره) است که آن را معتبر دانسته ودر این مورد شک وشبهه ای ندارد. وی در کتاب محجة البیضاء به بعضی نکات مصباح الشریعة اشاره نموده است.
- عالم ربانی علاّمه ملاّمهدی نراقی (ره) از دیگر کسانی است که کتاب مصباح الشریعة را معتبر می داند وبه نکات اخلاقی آن در کتاب جامع السعادات اشاره کرده است.
- مرجع بزرگ تشیع، حضرت امام خمینی (ره) در کتاب اسرار الصلوة وآداب الصلوة خود، به نکات عبادی آن اشاره نموده است.
- مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی (ره) در کتاب اسرار الصلوة خود احادیثی از مصباح الشریعة بیان فرموده است.
- علاّمه بزرگوار محمد باقر مجلسی (ره) قریب به اتفاق مطالب مصباح الشریعة را در کتاب بحار الانوار، نقل فرموده است.
- محقق معاصر وبزرگوار، محمدی ری شهری، در کتاب میزان الحکمه به بعضی احادیث مصباح الشریعة اشاره نموده واز آن مطالبی نقل می کند.
بنابراین، کتاب حاضر مورد اعتماد اکثر بزرگان تشیع است وبه طور مسلّم مطالب آن از مرکز وحی الهام گرفته ومضامین عالی وپر ارج آن می تواند راهنمای ره جویان باشد.
تا به حال بر این کتاب ارزشمند چندین ترجمه وشرح نوشته شده است که شرح فارسی عبدالرزاق گیلانی، وشرح جامع (دوازده جلدی) شیخ حسین انصاری از آن جمله است. امّا با توجه به نیاز جامعه، خصوصاً نسل جوان وبرای آشنایی این قشر با معارف الهی، بر آن شدم تا این مجموعه را با ترجمه روان ومختصر، با کمک وهمیاری برادر ارجمند، حجة الاسلام سیّد حسین اسلامی، تقدیم علاقه مندان کنم.
این کتاب مشتمل بر یکصد باب در مباحث عرفانی، عبادی اخلاقی، اجتماعی، بهداشتی و... است که عمل به دستورات آن می تواند انسان را در تمامی مراحل زندگی راهنما باشد.
به این امید که این مجموعه مورد قبول حضرت حقّ - جلّ جلاله - وامام صادق (ع) واقع شود.
عباس عزیزی اراکی
حوزه علمیه قم
شعبان المعظم 1419
آذرماه 1377

الباب الاوّل: فی البیان

قال الصّادق - علیه السّلام -:
نجوی العارفین تدور علی ثلاثة اصول: الخوف، والرّجاء، والحبّ.
فالخوف فرع العلم، والرّجاء فرع الیقین، والحبّ فرع المعرفة. فدلیل الخوف الهرب، ودلیل الرّجاء الطّلب، ودلیل الحبّ ایثار المحبوب علی ما سواه.
فاذا تحقّق العلم فی الصّدر خاف، واذا صحّ الخوف هرب، واذا هرب نجا، واذا اشرق نور الیقین فی القلب شاهد الفضل، واذا تمکّن منه رجا، واذا وجد حلاوة الرّجاء طلب، واذا وفّق للطّلب وجد.
واذا تجلّی ضیاء المعرفة فی الفؤاد هاج ریح المحبّة، واذا هاج ریح المحبّة اشتأنس فی ظلال المحبوب وآثر المحبوب علی ما سواه، وباشر اوامره واجتنب نواهیه [واختارهما علی کلّ شی ء غیر هما]. و اذا استقام علی بساط الانس بالمحبوب مع اداء اوامره واجتناب نواهیه وصل الی روح المناجاة [والقرب ].
ومثال هذه الاصول الثّلاثة: کالحرم والمسجد والکعبة. فمن دخل الحرم امن من الخلق، ومن دخل المسجد امنت جوارحه ان یستعملها فی المعصیة، ومن دخل الکعبة امن قلبه من ان یشغله بغیر ذکر اللَّه تعالی.
فانظر ایّها المؤمن! فان کانت حالتک حالة ترضاها لحلول الموت فاشکر اللَّه تعالی علی توفیقه وعصمته، وان تکن الاخری فانتقل عنها بصحّة العزیمة واندم علی ما قد سلف من عمرک فی الغفلة، واستعن باللَّه تعالی علی تطهیر الظّاهر من الذّنوب وتنظیف الباطن من العیوب، واقطع رباط الغفلة عن قلبک واطف نار الشّهوة من نفسک.

باب یکم: بیان «اصل حالات عارفان ونتایج عملی آن»

امام صادق (ع) فرمود:
نجوای عارفان همواره بر سه اصل استوار است:
1- بیم؛
2- امید؛
3- حبّ؛
بیم شاخه علم است وامید شاخه یقین است، وحبّ شاخه معرفت وعرفان.
نشان بیم گریختن است ونشان امید طلب است، ونشان حبّ، آن است که در ایثار آنچه را که دوست دارد دریغ نورزد.
پس چون علم در سینه مؤمن تحقق یابد، ترس پدید آید وچون خوف، درست آید، گریز از غیر خدا پیش آید وچون کسی بگریزد، نجات یابد وچون نور یقین بر قلب تابیدن گیرد، فضل الهی مشاهده شود وچون یقین در او رسوخ کند، امید پدید آید وچون شیرینی امید بچشد، در طلب آن شود.
چون به طلب برخیزد، گم شده خویش را بیابد وچون نور معرفت تجلّی یابد، نسیم محبّت وعشق در قلب وزیدن گیرد وچون نسیم محبّت وزیدن گرفت، وانسان در سایه محبوب انس یابد واو را بر ماسوایش ترجیح دهد وبه اوامرش مبادرت واز نواهی اش اجتناب ورزد وآن دو را بر هر چیزی مقدّم بدارد. هر گاه با رعایت اوامر ونواهی محبوب بر خوان انس او نشیند، به روح مناجات قربش واصل خواهد گشت.
این اصول سه گانه مانند، حرم، مسجد وکعبه است که اگر کسی داخل حرم شود، از خلق ایمنی یابد وچون داخل در مسجد شود وبر اندام او از آلودگی به گناه ایمن باشد واگر داخل کعبه شود، قلبش از اشتغال به چیزی جز ذکر خدای تعالی در امان ماند.
پس ای مؤمن! چنانچه در حالی هستی که اگر در آن حالت بمیری، با رضایت خاطر خواهی مرد، بر توفیق وحفظ الهی شاکر باش؛ واگر چنین نیستی، خویش را به حالتی نیک ودرست انتقال ده وبر عمری که در غفلت گذرانده ای پشیمان شو ودر تطهیر ظاهرت از گناهان وپالایش باطنت از عیوب وکاستی ها از خدای تعالی مدد بجوی وقلبت را از دام غفلت برهان وآتش شهوت را در خرمن نفست خاموش نما.