فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

2. سیاست های مالی - مالیاتی

1/2. سیاست های مالی: آن چه در نهج البلاغه بیش تر به چشم می خورد، حساسیت امام علیه السّلام به رعایت حق اللَّه وحق النّاس است که مباحث اموال خصوصی واموال عمومی، از مصادیق بازر آن است. در این مورد، تنها چند شاخصه را یادآورد می شویم:
1/1/2. حساسیت مسائل مالی، در نگاه امام علیه السّلام: کلام امام علیه السّلام در پرهیز از ستم کاری، که در آن، سه بار سوگند یاد می کند، گویای این حساسیت است: سوگند اول، مبنی بر این که روی خار وخاشاک بیابان خوابیدن، برای علی علیه السّلام خوش تر است از ملاقات با خدا ورسول صلّی اللَّه علیه وآله در روز قیامت، در حالی که ستم کار (غاصب اموال عمومی) شناخته شود. سوگند دوم، مبنی بر این که وضعیت عقیل وفرزندانش چنان رقت بار بود که به شدت، انسان را تحت تأثیر قرار می داد؛ اما تقاضای او را با آهن گداخته پاسخ داد. سوگند سوم، مبنی بر این که اگر هفت اقلیم را با آن چه در آن است، به علی دهند، مورچه ای را از حق خود محروم نمی کند چه رسد به انسان.(734)
2/1/2. قاطعیت در حساب رسی: حضرت علیه السّلام در نامه ای به اشعث بن قیس، والی آذربایجان، ضمن پرهیز دادن او از فرصت طلبی مالی، او را امانت دار، دانسته وخود را حساب رس دقیق اعمال واقداماتش معرفی می کند.(735)
ودر نامه ای دیگر به زیاد بن ابیه (جانشین فرماندار بصره) با سوگند به خدا یادآور می شود که اگر خیانتی کوچک یا بزرگ از تو ثابت شود، به شدت با تو برخورد خواهم کرد.(736)
3/1/2. شرح صدر مالی: حضرت علیه السّلام یکی از اصول اخلاقی لازم برای مدیر را شرح صدر معرفی می فرماید:
فانّ فی النّاس عیوباً الوالی أحقّ من سترها.(737)
در همه مردم کاستی هایی به چشم می خورد که زمامدار، سزاوارترین فرد به پوشش آن ها است.
4/1/2. تاکید بر سیاست های عمرانی:
ولیکن نظرک فی عمارة الارض أبلغ من نظرک فی استجلاب الخراج، لانّ ذلک لا یدرک الّا بالعمارة، ومن طلب الخراج بغیر عمارة أخرب البلاد، وأهلک العباد ولم یستقم أمره الّا قلیلاً.(738)
باید تلاش تو در آبادانی زمین، بیش تر از جمع آوری خراج باشد که خراج جز با آبادانی فراهم نمی گردد. وآن کس که بخواهد خراج را بدون آبادانی مزارع به دست آورد، شهرها را خراب وبندگان خدا را نابود ساخته وحکومتش جز اندک مدتی دوام نیاورد.
2/2. سیاست های مالیاتی
1/2/2. مالیات، منبع درآمد اصلی دولت: وتفقّد امر الخراج بما یصلح اهله...، لانّ الناس کلّهم عیال علی الخراج واهله.(739)
مالیات وبیت المال را به گونه ای وارسی کن که صلاح مالیات دهندگان باشد... زیرا همه مردم نان خور مالیات ومالیات دهندگانند.
2/2/2. اعتماد به مردم ورفتار محترمانه با آنان: توضیح این اصل، در مباحث قبلی گذشت.(740)
3/2/2. حساسیت در پاسداری اموال: (نامه 25).
4/2/2. ارفاق بی دریغ:
خفّفت عنهم بما ترجو ان یصلح به امرهم ولا یثقلنّ علیک شی ء خفّفت به المؤونة عنهم فانّه ذخر یعودون به علیک فی عمارة بلادک وتزئین ولایت.(741)
درگرفتن مالیات، به میزانی تخفیف ده که امورشان سامان گیرد، وهرگز تخفیف دادن در خراج، تو را نگران نسازد؛ زیرا آن، اندوخته ای است که در آبادانی شهرهای تو وآراستن ولایت های تو نقش دارد.

3. منابع مالی ودرآمد حکومت

هر حکومتی برای اداره امور خود، نیازمند منابع مالی است که در شرایط زمانی ومکانی مختلف، این منابع متفاوت خواهند بود.
1/3. مالیات (خراج): در بحث قبلی با توضیح بشخی از نامه 53 حضرت علیه السّلام، روشن شد که خراج (مالیات) مهم ترین منبع درآمد دولت است. مراد از خراج، درآمدهای عمومی، از قبیل مالیات ها، عوارض، گمرکات وامثال این ها است.
2/3. جزیه:تعهدی مالی است که بین حکومت وگروهی از غیر مسلمانان منعقد می شود واین مالیات جداگانه، که از ایشان گرفته می شود، در زمره منابع مالی حکومت محسوب می گردد.
3/3. انفال، منابع طبیعی وغنایم: درآمدهای عمومی، نعمت های خدادادی وآن چه به وسیله غلبه بر دشمنان در جنگ ها، نصیبت دولت اسلامی می شود، همگی، جزو منابع مالی حکومت محسوب می گردد.
به خوبی از وصیت حضرت علیه السّلام به فرزندان، که توصیه به استفاده از نخل ها وتلاش در راه زیاد کردن آن ها وپرهیز از قطع آن ها است وتأکید می کند که فقط از ثمرات آن استفاده کنید، می توان استفاده کرد که نعمت های خدادادی ومنابع طبیعی، تنها متعلق به نسل حاضر نیست، بلکه مربوط به همه بندگان خدا در نسل های آینده نیز هست واز وظایف مهم حکومت ها، حفظ وحراست این منابع، برای استفاده آیندگان است.

4. ارزش ها وضد ارزش ها اقتصادی

از کلمات امام علیه السّلام استنباط می شود که آن چه بیش از هر چیز، امام علیه السّلام ویاران واقعی حضرت علیه السّلام را رنج می داد، دنیا گرایی ودنیا زدگی بعضی از مردم بود که در بسیاری موارد، سبب دین فروشی، حق کشی، خیانت وسرانجام، غفلت از خدا ومعاد می شد. لذا آن چه در مباحث اقتصادی، بیش تر مورد توجه امام علیه السّلام بوده است، بعد از بیان امور لازم در بحث اقتصاد، بیان ارزش ها وضد ارزش ها اقتصادی است که تنها به بیان فهرست آن اکتفا می کنیم:
1/4. ارزش های اقتصادی:تعادل،(742) حمایت از محرومان،(743) رعایت حقوق یکدیگر، به ویژه رعایت حقوق طبقه محروم جامعه،(744) انفاق،(745) قناعت،(746) سخاوت،(747) زهد،(748) ساده زیستی،(749) توجه به تولید،(750) اصلاح امور وعمران بلاد،(751) توسعه در ارزاق عاملان امور اقتصادی،(752) وقف،(753) جود،(754) و... از ارزش هایی هستند که در سیره حکومتی حضرت علیه السّلام مورد تأکید قرار گرفته اند.
2/4. ضد ارزش های اقتصادی: اسراف وتبذیر،(755) چپاول،(756) احتکار،(757) رفاه زدگی،(758) ثروت اندوزی،(759) سوادگری،(760) اشرافی گری،(761) کاخ نشینی،(762) شکم بارگی،(763) رشوه خواری،(764) رباخواری،(765) تفاخر،(766) دنیا زدگی،(767) بخل(768) و... برخی از مصادیق ضد ارزش های اقتصادی هستند که حضرت علیه السّلام هر انسان آزاده ای را به پرهیز از آن ها، سفارش می فرماید.