فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

امنیت فردی وسیاسی

امنیت در همه جوانب آن، به عنوان یکی از اهداف حکومت حضرت علیه السّلام مورد توجه جدی بوده است. امام علیه السّلام نه تنها در آغاز حکومت خود، بیعت تحمیلی را طلب نکرد تا امنیت فردی وسیاسی، مورد خدشه قرار گیرد، بلکه در مقابل سرباز زدن اشخاصی هم چون زید بن ثابت، رافع بن خدیج، نعمان بن بشیر، عبداللَّه بن عمر، اسامة بن زید، کعب بن مالک، کعب بن عجره، سعد بن ابی وقّاص، ابوسعید خدری، فضالة بن عبید، حسّان بن ثابت ومحمد بن مسلمه، از بیعت، ایشان را آزاد گذاشت.(663)
در حکومت امام علیه السّلام همه مخالفان ودشمنان واقلیت ها، از هر گونه امنیتی برخوردار بودند(664) وتا زمانی که دست به شورش نزده بودند وبه نظم وامنیت اجتماعی تعرضی نکرده بودند، از امنیت وآزادی لازم بهره مند بودند؛ ولی هنگامی که اقدامی علنی یا پنهانی را علیه نظام ومصالح ملی آغاز کردند، امام علیه السّلام برای حفظ نظم وامنیت جامعه، پس از یأس از نصیحت پذیری ایشان، با شدت با آنان برخورد کرد ودر واقع، امنیت آنان را که مخل امنیت عمومی جامعه بود، سلب کرد.

امنیت سیاسی - اجتماعی

امام علیه السّلام در آغاز حکومت خود، تأمین امنیت انسان ها در ابعاد مختلف را اساس قبول حکومت ذکر فرمود:
ونظهر الاصلاح فی بلادک، فیأمن المظلومون من عبادک.(665)
(مقصود ما از قبول حکومت، باز گرداندن نشانه های دین) واصلاح آشکار در شهرها وامنیت بندگان ستمدیده است.
قبلاً یاد آور شدیم که بیعت با امام علیه السّلام آزادانه وآگاهانه بود وهیچ گونه اجباری برای گرفتن بیعت برای امام علیه السّلام مطرح نبود تا گفته شود امنیت کسی سلب شده است. لذا حضرت علیه السّلام می فرماید:
بیعت شما با من، بی اندیشه وناگهانی وبی تدبیر نبوده است. در ادامه، حضرت همین امنیت را زمینه ساز وهم چنین نتیجه رشد وکمال معنوی جامعه می داند.
حضرت علیه السّلام هنگامی که برای سرکوبی فتنه پیمان شکنان وآشوب طلبان جمل، در حرکت بودند، نامه ای برای مردم کوفه نوشتند:
من عبداللَّه علیّ أمیرالمؤمنین الی أهل الکوفة، جبهة الانصار وسنام العرب، أمّا بعد، فانّی أخبرکم عن أمر عثمان حتّی یکون سمعه کعیانة. انّ النّاس طعنوا علیه، فکنت رجلاً من المهاجرین أکثر استعبابه وأقلّ عتابه، وکان طلحة والزّبیر أهون سیر هما فیه الوجیف، وأرفق حدائهما العنیف، وکان من عائشة فیه فلتة غضب، فأتیح له قوم قتلوه، وبایعنی الناس غیر مستکرهین، ولا مجبرین، بل طائعین مخیّرین.(666)
از بنده خدا، امیر مؤمنان، به مردم کوفه که در میان انصار، پایه ای ارجمند دارند ودر عرب، مقامی بلند. من شما را از کار عثمان آگاه می کنم، چنان که شنیدن آن، هم چون دیدن باشد. مردم بر عثمان خرده می گرفتند. من یکی از مهاجران بودم وبیش تر خشنودی وی را می خواستم وکم تر سرزنشش می کردم؛ اما طلحه وزبیر آسان ترین کارشان این بود که بر او بتازند وبر نجانندش وناتوانش سازند. عایشه نیز سز برآورد وخشمی را که از او داشت، آشکار کرد ولذا دسته ای بر او تاختند وغرق خونش ساختند. پس مردم، بدون اکراه واجبار ودر فضایی آزاد واز سر میل واختیار، با من بیعت کردند.
حضرت علیه السّلام در این کلام، هم از اهتمام خود در باب حفظ امنیت، در زمان عثمان سخن می گوید، هم درباره هر گونه اختلال در امنیت اجتماعی، هشدار می دهد وهم بیعت مردم با خود را به دلیل درخواست امنیت، مطرح می کند.
حضرت علیه السّلام در فرمان جامع خود خطاب به مالک اشتر، پیوند بین امنیت سیاسی - اجتماعی را با امنیت معنوی وفرهنگی وامنیت اقتصادی وشغلی بیان می فرماید:
واجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرّغ لهم فیه شخصک... حتّی یکلّمک متکلّمهم غیر متتعتع، فانّی سمعت رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وآله، یقول فی غیر موطن، لن تقدّس أمّة لا یؤخذ للضّعیف فیها حقّه من القویّ غیر متتعتع.(667)
برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی را معین کن که در آن، فارغ از هر کاری به آنان بپردازی، [بعد از سفارش وچگونه نشستن با مردم، که احساس امنیت کنند] تا سخن گوی مردم، بی هراس وبی درماندگی در گفتار، سخن خویش را بگوید، که من از رسول خدا صلّی اللَّه علیه وآله بارها شنیدم که می فرمود: هرگز امتی را پاک وآراسته نخوانند مگر آن که در آن امت، بی آن که بترسند ودر گفتار درمانند، حق ناتوان را از توانا بستانند.
نکته مهم این که حضرت علیه السّلام نه تنها مالک اشتر را به ارتباط با مردم، در فضایی آکنده از امنیت وسادگی، سفارش می فرماید، بلکه از کسانی که با ایشان مانند جباران رفتار می کنند، تقاضا می کند که این گونه با آن حضرت علیه السّلام رفتار نکنند.(668)

امنیت اقتصادی

درباره حقوق اقتصادی مردم، به نامه 25 نهج البلاغه، که حضرت علیه السّلام خطاب به مأموران جمع آوری زکات نوشته اند، اشاره شد که در آن، نکات قابل توجهی مطرح است:
1. اقتضای ترس از خدا، عدم تعرض به امنیت دیگران است.
2. در وصول واجبات مالی، مانند مالیات، حفظ امنیت اقتصادی وحریم خصوصی افراد، امری واجب ومحترم است.
3. مأموران گرفتن مالیات باید با حسن ظن به آن چه مردم درباره اموال خود می گویند، رفتار کنند وبا سوء ظن، به امنیت اقتصادی کسی تعرض نکنند.
4. پرداخت واجبات مالی وادای حقوق الهی، منافاتی با امنیت اقتصادی ومالکیت ندارد.
حضرت در فرمان حکومتی خود به مالک اشتر، توصیه هایی برای امنیت اقتصادی طبقه تجار، بازگانان وصاحبان صنایع می فرماید:
ثمّ استوص بالتجّار، وذوی الصناعات وأوص بهم خیراً...(669)