فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

نظم وآزادی

امام المتقین علیه السّلام بنا بر فرهنگ نورانی اسلام، آزادی را یکی از عطیه های الهی معرفی می کند:
لاتکن عبد غیرک وقد جعلک اللَّه حرّا.(658)
وبدیهی است که در نظام سیاسی شکل گرفته به دست حضرت علیه السّلام این عطیه الهی، نه تنها باید محافظت شود، بلکه باید زمینه توسعه آن نیز فراهم گردد؛(659) اما هم چنان که آزادی، یک ارزش است، نظم اجتماعی نیز یک ارزش در جامعه اسلامی است واز آن جا همه این اصول باید مکمل یکدیگر، در نیل جامعه به حیات معقول باشند، طبیعی است که خود به خود، نسبت به یکدیگر قیودی را به وجود می آورند، لذا برای این که آزادی، اختلالی در نظم اجتماعی ایجاد نکند، مرزهایی برای آن مطرح می کنند که مهمترین آن ها قانون واخلاق است.
در همه جوامع، در مرحله اول، قانون، هم تضمین کننده آزادی وحامی آن است وهم مشخص کننده مرزهای آن، ودر مرحله بعدی، اخلاق وارزش های آن است که برای آزادی، مرزهایی را به وجود می آورد؛ اما در دیدگاه امام علیه السّلام هر جا سخن از قانون می شود، مراد قانون شرع مقدس اسلام است که اخلاق اسلامی را نیز در بر دارد واین قانون جامع، با در نظر گرفتن حقوق فردی واجتماعی افراد وحکومت، مرزهایی برای آزادی (از آن جهت که اختلالی در نظم اجتماعی به وجود نیاورد) بیان کرده است.
1. رعایت حدود ومقررات شرعی: هیچ مکتبی از جمله مکتب اسلام، آزادی بی قید وشرط ومطلق را جایز نمی داند؛ چون قبول آزادی مطلق، به معنای جواز هرج ومرج اجتماعی خواهد بود ودر نهایت، به نفی آزادی خواهد انجامید. پس به حکم عقل وشرع، آزادی باید محدود به حدود مقررات شرعی باشد؛ یعنی هیچ کس آزاد نیست وحق ندارد احکام شرع اسلام را نقض کرده وزیر پا بگذارد وبه بهانه های مختلف، توقع نقض حقوق الهی را داشته باشد.
حضرت علیه السّلام خطاب به طلحه وزبیر می فرماید:
فلمّا أفضت الیّ نظرت الی کتاب اللَّه وما وضع لنا وأمرنا بالحکم به فاتّبعته، وما استنّ النّبیّ صلّی اللَّه علیه وآله فاقتدیته،... وأمّا ما ذکرتما من أمر الاسوة فانّ ذلک أمر لم أحکم أنا فیه برأیی، ولا ولّیته هوی منّی، بل وجدت أنا وأنتما ما جاء به رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وآله قد فرغ منه(660)
روزی که خلافت به من رسید، در قرآن نظر افکندم، هر دستوری که داده وهر فرمانی که فرموده، پیروی کردم وبه راه ورسم پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله اقتدا نمودم... واما اعتراض شما که چرا با همه به تساوی رفتار کردم، این روشی نبود که به رأی خود ویا با خواسته دل خود انجام داده باشم، بلکه من وشما این گونه رفتار را از دستور العمل های پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله آموختیم، که چه حکمی آورد وچگونه آن را اجرا فرمود. پس در تقسیمی که خدا به آن فرمان داده، به شما نیازی نداشتم.
بحثی که درباره قاطعیت در اجرای حق وعدالت، در اصول اساسی حکومت گذشت، مؤید این مطلب است که هیچ کس از اطرافیان ویا استانداران وغیره، به خود اجازه نمی داد که از مسیر حق وعدالت وقانون الهی تخطی کند.
2. رعایت مصالح عمومی: حضرت علیه السّلام در نامه ای به حارث همدانی چنین می نویسد:
... واحذر کل عمل یرضاه صاحبه لنفسه ویکره العامّة المسلمین.(661)
بپرهیز از کاری که تو را خشنود می کند، ولی برای عموم مسلمین ناخوشایند است. یکی از اصول فرهنگ اسلامی، تقدیم اهم بر مهم است واین واضح است که تقدم مصالح عمومی بر مصالح شخصی، از مصادیق تقدم اهم بر مهم است واز این اصل مهم استفاده می شود که یکی از قیود آزادی، رعایت مصالح عمومی است.
3. رعایت حریم خصوصی: از قواعد اصلی وبنیادی در فقه واحکام اسلامی، قاعده لا ضرر است که بر اساس آن، هیچ کس حق ندارد به بهانه آزادی در انجام کاری ضرری بر کسی وارد کند. پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله در قضیه سمرة بن جندب، که به بهانه کاشتن یک درخت، در باغ شخص دیگر، هر روز بدون رعایت حریم خصوصی وی، می خواست آزادانه وارد حریم خصوصی او شود، دستور قطع درخت سمره را داده واعلام فرمودند که لا ضرر ولاضرار فی الاسلام(662) هیچ کس به بهانه داشتن آزادی، نمی تواند ضرری به دیگران وارد کند.

امنیت

امنیت ونظم، رابطه متقابلی در یک نظام سیاسی دارند. لذا انسجام اجتماعی را از کار ویژه های امنیت وامنیت را از ثمرات نظم اجتماعی می توان به حساب آورد.
در نظام سیاسی اسلام، امنیت چتری است که باید همه آحاد واقشار جامعه، از سایه آن بهره مند باشند وتنها مجرمان واخلال کنندگان در نظم وامنیت جامعه، از این چتر امنیتی خارجند می باشند ونظام سیاسی، نه تنها در برابر آنان تعهد حفظ امنیت ندارد، بلکه برای حفظ امنیت جامعه، مسؤول است که از آنان سلب امنیت کند.

امنیت فردی وسیاسی

امنیت در همه جوانب آن، به عنوان یکی از اهداف حکومت حضرت علیه السّلام مورد توجه جدی بوده است. امام علیه السّلام نه تنها در آغاز حکومت خود، بیعت تحمیلی را طلب نکرد تا امنیت فردی وسیاسی، مورد خدشه قرار گیرد، بلکه در مقابل سرباز زدن اشخاصی هم چون زید بن ثابت، رافع بن خدیج، نعمان بن بشیر، عبداللَّه بن عمر، اسامة بن زید، کعب بن مالک، کعب بن عجره، سعد بن ابی وقّاص، ابوسعید خدری، فضالة بن عبید، حسّان بن ثابت ومحمد بن مسلمه، از بیعت، ایشان را آزاد گذاشت.(663)
در حکومت امام علیه السّلام همه مخالفان ودشمنان واقلیت ها، از هر گونه امنیتی برخوردار بودند(664) وتا زمانی که دست به شورش نزده بودند وبه نظم وامنیت اجتماعی تعرضی نکرده بودند، از امنیت وآزادی لازم بهره مند بودند؛ ولی هنگامی که اقدامی علنی یا پنهانی را علیه نظام ومصالح ملی آغاز کردند، امام علیه السّلام برای حفظ نظم وامنیت جامعه، پس از یأس از نصیحت پذیری ایشان، با شدت با آنان برخورد کرد ودر واقع، امنیت آنان را که مخل امنیت عمومی جامعه بود، سلب کرد.