فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

دو اصل مهم در سیاست های تبلیغاتی در نهج البلاغه

اول، احترام به افکار عمومی، که قبلاً در بحث حقوق سیاسی، توضیح داده شد.
دوم. دوری از منت، غلو وخلف وعده: ایّاک والمنّ علی رعیّتک باحسانک، أو التزیّد فیما کان من فعلک، أو أن تعدهم فتتبع موعدک بخلفک، فانّ المنّ یبطل الاحسان، والتّزیّد یذهب بنور الحقّ، والخلف یوجب المقت عنداللَّه والناس، قال اللَّه تعالی: (کبر مقتاً عنداللَّه أن تقولوا ما لا تفعلون.(654)
با خدمت به مردم، بر آنان منت مگذار، ودر عملکردت گزافه گویی نکن، واز دادن وعده هایی که به جا آوردنشان را نتوانی وبه آن ها پشت پا می زنی، دوری گزین که منت، خدماتت را بی بها می کند، گزافه گویی، فروغ حق را بی رنگ می سازد وخلف وعده، خشم خدا وخلق را بر می انگیزد که خدای متعال می فرماید: گفتن آن چه بدان عمل نمی کنید، خشم خدا را موجب می شود.
4. اجبار اجتماعی: در نظام اسلامی تنبیه واجبار نیز نوعی رحمت است؛ زیرا برای کسانی از اجبار وتنبیه استفاده می شود که راهی جز این، برای قرار دادن ایشان در مسیر حفظ نظم اجتماعی، که زمینه ساز رسیدن به حیات معقول است، وجود ندارد.
در بخض های قبل بیان شد که حضرت علیه السّلام یکی از ویژگی های بارز نظام اسلامی را مدارا با مردم وپرهیز از خشنونت وخون ریزی می شمارد؛(655) اما هم چنان که در جسم انسان، گاهی عضوی دچار مشکل می شود وسلامت جسم، جز با جراحی ویا قطع عضو فاسد، حاصل نمی شود، در جامعه انسانی نیز اگر سلامت اجتماع، جز با شدت وتنبیه یک عضو حاصل نشود، عقل، شرع وعرف حکم می کنند که برای مصلحت عمومی جامعه، استفاده از اجبار، تنها راه حل است.
حضرت علیه السّلام مظهر صفات خداوندی است که درباره اش می خوانیم:
أیقنت أنّک أرحم الراحمین فی موضع العفو والرّحمة، وأشدّ المعاقبین فی موضع النّکال والنّقمة.(656)
لذا رفتار امام علیه السّلام با مخالفان نظام سیاسی، در زمان ایشان، گواه بر این مطلب است که در سرکوبی توطئه، با استفاده از اجبار اجتماعی، به تنبیه معاندان پرداخت وآتش فتنه های جمل، صفین ونهروان را خاموش گردد.(657)

نظم وبی نظمی

از آن چه گذشت، روشن شد که نظم اجتماعی از دیدگاه نهج البلاغه، بر اصولی استوار است که آن ها را در شمار اصول اولیه حکومت بیان کردیم وعبارتند از:
1. حق مداری وحق محوری، با معانی مختلفی که برای حق مطرح است (حق به معنای خدا، قانون، قرآن وحقوق).
2. عدالت وتبعیض ستیزی که نتیجه آن، تعادل اجتماع است.
3. مردم داری.
4. هدایت محوری.
امام علی علیه السّلام هر حرکتی را که بر خلاف مسیر این اصول ومخل نظم اجتماعی جامعه مشاهده یا پیش بینی می کرد، نخست درصدد پیش گیری از بروز آن بر می آمد ودر صورت وقوع، در مرحله اول، با نصیحت، پند وموعظه، برای رفع آن می کوشید؛ اما در مرحله آخر، برای حفظ نظم اجتماعی، به مقابله با آن می پرداخت.
آماری که از خطبه ها ونامه های حضرت (در برخورد با سه گروه بزرگی که در نظم اجتماعی زمانه حضرت علیه السّلام اختلال کرده بودند) وجود دارد، گواه بر این مدعا است. رفتار با برادر خود، عقیل بن ابی طالب ونیز با طلحه وزبیر وبرخورد با پیشنهادهایی که به حضرت علیه السّلام مبنی بر مماشات با بعض دشمنان و... می شد، همه نشان می دهد که آن چه معیار نظم درست برای حضرت علیه السّلام بوده، حفظ این اصول بوده است وجامعه ای که دارای این اصول نباشد، حتی اگر در ظاهر، جامعه آرامی باشد، ولی از نظمی که جامعه انسانی را به حیات معقول می رساند، بی بهره خواهد بود.

نظم وآزادی

امام المتقین علیه السّلام بنا بر فرهنگ نورانی اسلام، آزادی را یکی از عطیه های الهی معرفی می کند:
لاتکن عبد غیرک وقد جعلک اللَّه حرّا.(658)
وبدیهی است که در نظام سیاسی شکل گرفته به دست حضرت علیه السّلام این عطیه الهی، نه تنها باید محافظت شود، بلکه باید زمینه توسعه آن نیز فراهم گردد؛(659) اما هم چنان که آزادی، یک ارزش است، نظم اجتماعی نیز یک ارزش در جامعه اسلامی است واز آن جا همه این اصول باید مکمل یکدیگر، در نیل جامعه به حیات معقول باشند، طبیعی است که خود به خود، نسبت به یکدیگر قیودی را به وجود می آورند، لذا برای این که آزادی، اختلالی در نظم اجتماعی ایجاد نکند، مرزهایی برای آن مطرح می کنند که مهمترین آن ها قانون واخلاق است.
در همه جوامع، در مرحله اول، قانون، هم تضمین کننده آزادی وحامی آن است وهم مشخص کننده مرزهای آن، ودر مرحله بعدی، اخلاق وارزش های آن است که برای آزادی، مرزهایی را به وجود می آورد؛ اما در دیدگاه امام علیه السّلام هر جا سخن از قانون می شود، مراد قانون شرع مقدس اسلام است که اخلاق اسلامی را نیز در بر دارد واین قانون جامع، با در نظر گرفتن حقوق فردی واجتماعی افراد وحکومت، مرزهایی برای آزادی (از آن جهت که اختلالی در نظم اجتماعی به وجود نیاورد) بیان کرده است.
1. رعایت حدود ومقررات شرعی: هیچ مکتبی از جمله مکتب اسلام، آزادی بی قید وشرط ومطلق را جایز نمی داند؛ چون قبول آزادی مطلق، به معنای جواز هرج ومرج اجتماعی خواهد بود ودر نهایت، به نفی آزادی خواهد انجامید. پس به حکم عقل وشرع، آزادی باید محدود به حدود مقررات شرعی باشد؛ یعنی هیچ کس آزاد نیست وحق ندارد احکام شرع اسلام را نقض کرده وزیر پا بگذارد وبه بهانه های مختلف، توقع نقض حقوق الهی را داشته باشد.
حضرت علیه السّلام خطاب به طلحه وزبیر می فرماید:
فلمّا أفضت الیّ نظرت الی کتاب اللَّه وما وضع لنا وأمرنا بالحکم به فاتّبعته، وما استنّ النّبیّ صلّی اللَّه علیه وآله فاقتدیته،... وأمّا ما ذکرتما من أمر الاسوة فانّ ذلک أمر لم أحکم أنا فیه برأیی، ولا ولّیته هوی منّی، بل وجدت أنا وأنتما ما جاء به رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وآله قد فرغ منه(660)
روزی که خلافت به من رسید، در قرآن نظر افکندم، هر دستوری که داده وهر فرمانی که فرموده، پیروی کردم وبه راه ورسم پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله اقتدا نمودم... واما اعتراض شما که چرا با همه به تساوی رفتار کردم، این روشی نبود که به رأی خود ویا با خواسته دل خود انجام داده باشم، بلکه من وشما این گونه رفتار را از دستور العمل های پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله آموختیم، که چه حکمی آورد وچگونه آن را اجرا فرمود. پس در تقسیمی که خدا به آن فرمان داده، به شما نیازی نداشتم.
بحثی که درباره قاطعیت در اجرای حق وعدالت، در اصول اساسی حکومت گذشت، مؤید این مطلب است که هیچ کس از اطرافیان ویا استانداران وغیره، به خود اجازه نمی داد که از مسیر حق وعدالت وقانون الهی تخطی کند.
2. رعایت مصالح عمومی: حضرت علیه السّلام در نامه ای به حارث همدانی چنین می نویسد:
... واحذر کل عمل یرضاه صاحبه لنفسه ویکره العامّة المسلمین.(661)
بپرهیز از کاری که تو را خشنود می کند، ولی برای عموم مسلمین ناخوشایند است. یکی از اصول فرهنگ اسلامی، تقدیم اهم بر مهم است واین واضح است که تقدم مصالح عمومی بر مصالح شخصی، از مصادیق تقدم اهم بر مهم است واز این اصل مهم استفاده می شود که یکی از قیود آزادی، رعایت مصالح عمومی است.
3. رعایت حریم خصوصی: از قواعد اصلی وبنیادی در فقه واحکام اسلامی، قاعده لا ضرر است که بر اساس آن، هیچ کس حق ندارد به بهانه آزادی در انجام کاری ضرری بر کسی وارد کند. پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله در قضیه سمرة بن جندب، که به بهانه کاشتن یک درخت، در باغ شخص دیگر، هر روز بدون رعایت حریم خصوصی وی، می خواست آزادانه وارد حریم خصوصی او شود، دستور قطع درخت سمره را داده واعلام فرمودند که لا ضرر ولاضرار فی الاسلام(662) هیچ کس به بهانه داشتن آزادی، نمی تواند ضرری به دیگران وارد کند.