فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

ارزش عدالت(582)

استاد مطهری قدس سرّه بر این باور است که: از عمده ترین تأثیرات تعلیمات مقدس اسلام، جابه جایی ارزش ها وبه عبارتی تغییر طرز تفکر در نگاه به ارزش ها بود. بدین معنا که بعضی ارزش ها، مثل عدالت وتقوا را به بالاترین حد می برد وارزش های بالای جامعه جاهلی، مثل خون ونژاد را پایین می آورد.
عدالت از مسائلی است که به وسیله اسلام، حیات وزندگی را از سرگرفت وارزش فوق العاده ای یافت. اسلام به عدالت تنها توصیه نکرد یاتنها به اجرای آن قناعت ننمود، بلکه عمده این است که ارزش آن را بالا برد.
فرد باهوش ونکته سنجی از امیرالمؤمنین علیه السّلام سؤال می کند: ایّما أفضل: العدل ام الجود؟.(583)
مورد سؤال، دو ویژگی انسانی است. بشر همواره از ستم، گریزان بوده است وهمواره احسان ونیکی دیگری را، که بدون چشم داشت پاداشی انجام می داده، تحسین وستایش می کرده است؛ ولی درباره افضل بودن عدل یا جود، به نظر، مسلّم است که جود وبخشندگی، از عدالت بالاتر است؛ زیرا عدالت رعایت حقوق دیگران وتجاوز نکردن به حدود وحقوق آنان است؛ اما جود این است که آدمی با دست خود، حقوق مسلّم خود را نثار غیر کند که در حقیقت، نوعی فداکاری است.
ولی علی علیه السّلام بر عکس این نظر می دهد وبه دو دلیل می فرماید: عدل از جود بالاتر است.
اول: العدل یضع الامور مواضعها، والجود یخرجها من جهتها.
دوم: والعدل سائس عام، والجود عارض خاصّ.
فالعدل اشرفهما وافضلهما.
اول این که عدل جریان ها را در مجرای طبیعی خود قرار می دهد؛ اما جود جریان ها را از مجرای طبیعی خود خارج می سازد.
دوم این که عدالت، قانونی است عام ومدیر ومدبری است کلی وشامل، که همه اجتماع را در برمی گیرد وبزرگ راهی است که همه باید از آن بروند؛ اما جود وبخشش، حالتی استثنایی وغیر کلی است که نمی شود روی آن حساب کرد. پس عدل نسبت به جود، اشرف وافضل است.
این کلام حضرت علیه السّلام بدین معنا نیست که ارزش جود پایین است، بلکه جود از نظر شخص جود کننده، بسیار با ارزش است؛ اما برای وضعیت عمومی جامعه، همیشه قانونی که قابلیت فراگیری داشته باشد، ارزش بیش تری دارد، وعدالت قابلیت فراگیری بیش تری نسبت به جود وسخاوت دارد. عدالت است که می تواند تعادل اجتماع را حفظ کند وهمه را راضی نگه دارد وبه پیکر اجتماع، سلامت وبه روح اجتماع، آرامش دهد.
2. برقراری امنیت: فراهم کردن امنیت در همه وجوه آن، از اهداف مهم حکومت اسلامی است. امام علیه السّلام در راه فراهم کردن امنیت اجتماعی وسیاسی، هر نوع خود کامگی در عرصه حکومت را زیر پا گذاشت(584) وفضایی آکنده از امنیت را در مناسبات حکومتی عرضه داشت. به کارگیری درست قدرت سیاسی، امنیت فردی، اجتماعی، سیاسی، فکری، معنوی، فرهنگی، اقتصادی، شغلی، قضایی ومرزی را فراهم می سازد.(585)
3. خدمت به دین: از آن جا که هدف حکومت های الهی، رشد وتعالی انسان است واین رشد وتعالی، با اجرای درست احکام الهی میسر خواهد شد، قدرت وحکومت، ابزاری برای عمل به کتاب الهی وسیره نبوی است. حضرت علیه السّلام نیز از این مهم به عنوان حق مردم بر حکومت یاد می کند.(586)
4. حفظ وحدت وهمدلی: از مهم ترین علل شکست حکومت ملت ها، وجود تفرقه وفقدان همدلی در جامعه است که از آثار سوء استفاده از قدرت است. لذا حضرت علیه السّلام با توصیه به مطالعه علل پیروزی وشکست ملت ها در تاریخ، حفظ وحدت وهم بستگی را، که ثمره استفاده بهینه از قدرت سیاسی است، مورد تأکید قرار می دهد.(587)
5. تأمین رفاه عموم مردم، ضمن حفاظت از بیت المال: نتیجه به کارگیری درست قدرت سیاسی، تأمین رفاه عمومی وحفظ اموال عمومی است که از اهداف مهم حکومت است. خود حضرت علیه السّلام در حیطه حکومت خود، دست کم نیاز معیشتی همگان را تأمین می کرد ودر راه فقر زدایی وتأمین معیشتی، گام های جدی بر می داشت؛ چنان که خود فرمود:
ما أصبح بالکوفة أحد الّا نائماً، انّ أدناهم منزلة لیأکل البرّ، ویجلس فی الظّلّ ویشرب من ماء الفرات.
کسی در کوفه نیست که در رفاه به سر نبرد، حتی پایین ترین افراد، نان گندم می خورند، سرپناه دارند واز آب فرات می آشامند.(588)
امام علیه السّلام در جای دیگر، از وظایف حاکم وحقوق مردم بر حکومت را حفظ ورساندن سهم های بیت المال به صاحبان آن، معرفی می کند.(589)
6. رعایت حقوق والی ومردم: جامعه ای که در آن، قدرت سیاسی، درست توزیع شود ومورد استفاده بهینه قرار گیرد، استیفای حقوق متقابل حکومت ومردم، در آن مشهود خواهد بود.(590)

ملاک های توزیع قدرت

1. رسیدن به عدالت

بیان کردیم که از دیدگاه نهج البلاغه، از کار ویژه های مهم قدرت سیاسی، اجرای عدالت در جامعه است. این نیز بدیهی است که اجرای عدالت، وقتی در جامعه محقق می شود که قدرت سیاسی، در بین شایستگان این قدرت توزیع شود واز هر گونه توزیع تبعیض آمیز وغیر کارآمد ورابطه ای پرهیز گردد.
بر اساس هدف قرار دادن عدالت در حکومت بود که امام علیه السّلام پس از به دست گرفتن امور، بی درنگ به تحقق عدالت همه جانبه قیام کرد وبر سر پیمان عدالت خواهی خویش ایستاد. از جمله کارهایی که امام علیه السّلام در این زمینه انجام داد، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1/1. برگرداندن مناصب واموالی که در زمان عثمان، به صورت تبعیض آمیز واگذار شده بود.(591)
2/1. واگذاری مناصب حکومتی وجایگاه های قدرت، به انسان های والا وبا تقوا وشایسته ای که از سوء استفاده از قدرت، به دور بودند.(592)
3/1. مقاومت در برابر کسانی که برای به اصطلاح آرامش ظاهری، حضرت علیه السّلام را به ابقای امثال معاویه بر امارت شام، وبذل وبخشش بیش تر به اشراف عرب، دعوت می کردند.(593)