فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

منابع قدرت

قدرت فردی واجتماعی ممکن است دارای هر یک از منابع زیر باشد:(545)
1. دانش: دانش به رشد ذهن وجان، کمک می کند. رهبری از این رشد برمی آید. در جامعه آگاه، هیچ رهبری نمی تواند به قدرت دست یابد یا آن را اعمال کند مگر آن که مجهز به دانشی درست ومناسب باشد.
2. سازمان: سازمان، فی نفسه قدرت است. در نظام سیاسی دمکراتیک، احزاب سیاسی برای به دست آوردن قدرت، سازمان می یابند.
3. موقعیت ها: موقعیت های اقتصادی، اجتماعی ودینی، سرچشمه قدرتند.
4. اقتدار: اقتدار به معنای قدرت مشروع است. دست یافتن به مقامی سیاسی یا حقوقی، طبق قانون وبه طور مشروع، قدرت فرد را افزایش می دهد واو را تأثیر گذارتر می گرداند.
5. مهارت: مهارت، قدرت فرد را می افزاید. کسی که دارای مهارت وتخصص در زمینه ای است، در مبارزه قدرت، بر دیگرانی که مهارت وتخصصی ندارند، چیره می شود.
6. ایمان: ایمان صاحب قدرت به اهداف خود، وایمان پیروان به رهبر، موجب تقویت قدرت می شود.
7. رسانه های جمعی: صاحبان امتیاز وسر دبیران مجله ها وروزنامه ها از منبع مهم قدرت برخوردارند.
از نگاهی دیگر، منابع مهم قدرت دولت را به منابع محسوس (جغرافیا، وسعت سرزمین، منابع ملی، توان اقتصادی، توان نظامی وجمعیت) ومنابع نامحسوس (کیفیت رهبری وحکومت ملی، اراده تخصیص منابع به دست یافتن بر هدف های ملی، روحیه، انضباط، لیاقت وکیفیت نیروهای مسلح، توان بالقوه اتحاد دولت وسطح آگاهی سیاسی در میان مردم) تقسیم می کنند.(546)

نظریات توزیع قدرت

اول این که توزیع قدرت ودر مقابل تمرکز قدرت، دو مفهوم نسبی هستند؛ زیرا هیچ نظام سیاسی، به شکل مطلق، از نظام متمرکز یا مبتنی بر توزیع قدرت، برخوردار نخواهد بود.
دوم این که، توزیع قدرت، ممکن است اقتدارآمیز یا غیر اقتدارآمیز باشد، که برای هر کدام می توان شاخصه هایی بیان کرد. قانون گرایی، انتخاب حکمرانان، رأی گیری، تفکیک قوا، آزادی، قوّت جامعه مدنی، محاسبه پذیری وشمار هیأت حاکمه را شاخصه های توزیع قدرت غیر اقتدارآمیز (دمکراتیک) معرفی می کنند.(547)
در نظریات توزیع قدرت، دسته بندی های مختلفی مطرح است که در این مختصر، تنها به یک دسته بندی، که در آن به چهار نظریه نخبگان، کثرت گرایی، توتالیتاریسم ودمکراسی پرداخته، اشاره می شود.(548)
1. نظریه نخبگان: وجه مشترک صاحبان این نظریه،(549) عبارت است از:
الف) سیاست، تلاش ومبارزه برای کسب قدرت است واخلاق در آن، جایی ندارد.
ب) سیاست، حکومت گروه اقلیت است.
ج) نقش مردم ابزاری است ونخبگان همواره جای دیگر را می گیرند.
د) دمکراسی یعنی بهره مند شدن آزاد نخبگان از قدرت.
2. نظریه کثرت گرایی: این نظریه را، که همان نظام گروه های نخبه رقیب (برجستگان اجتماعی، برجستگان اقتصادی وصاحب منصبان سیاسی) است، نظام چند سالاری نیز می نامند. در این نظام، گروه های ذی نفع گوناگون می توانند بر سر پیشنهادهای سیاسی، چانه بزنند ورقابت کنند.
3. نظریه توتالیتاریسم: نوعی حکومت استبدادی است که وجود یک ایدئولوژی کل گرا یا همه گیر، یک حزب واحد، قدرت پلیسی بر پایه ترور ووحشت، انحصار وسایل ارتباطی، انحصار تسلیحات، اقتصاد متمرکز وکنترل سازمان ها، از ویژگی های آن است؛ به بیان دیگر، توتالیتاریسم یک نظام اجتماعی است که شامل کنترل سیاسی ومداخله همه جانبه در جنبه های عمومی وخصوصی زندگی می شود.
4. نظریه دمکراسی: در دمکراسی که همان حکومت عوام، در دیدگاه افلاطون وارسطو، وحکومت مردم به وسیله مردم وبرای مردم، در دیدگاه جدید باشد، چهار قرض اساسی مطرح است:
- همه افراد، مشارکت سیاسی دارند، هر چند برخی افراد قوی ترند.
- همه افراد، طبع سیاسی دارند، هر چند در عمل، قدرت های سیاسی برابر نباشند.
- همه افراد، دارای عقل وآگاهی اند، هر چند برابر نباشند.
- مردم در اتخاذ تصمیمات سیاسی نقش برابری دارند.
بر اساس این نظریات، توزیع قدرت در نظام سیاسی، حالت های متفاوتی به خود می گیرد. در نظریه نخبگان، قدرت بین نخبگان حاکم، ودر نظریه کثرت گرایی، بین بر جستگان اجتماعی واقتصادی وصاحب منصبان سیاسی، در نظریه توتالیتاریسم، بین سران حزب وایدئولوژی حاکم، ودر دمکراسی بین منتخبان اکثریت مردم، تقسیم وتوزیع می شود.

مبانی قدرت(550)

تقسم بندی های مختلفی درباره مبانی قدرت، ارائه شده است که مشهورترین آن ها، مبانی پنج گانه قدرت است:
1. قدرت تنبیه وزور، که وابسته به ترس است.
2. قدرت پاداش، که مربوط به در اختیار داشتن امکان توزیع وتقسیم یک چیز باارزش است.
3. قدرت تخصص وخبرگی، که از داشتن دانش ومهارت خاصی سرچشمه می گیرد.
4. قدرت قانونی، که در اثر داشتن حقوق رسمی وقانونی ناشی از یک پست وجایگاه سازمانی، نشأت می گیرد.
5. قدرت منتسب یا مرجعیت (کاریزما) که از تحسین دیگران از یک فرد وتمایل آنان برای الگو قرار دادن رفتار وکردار او سرچشمه می گیرد.
برخی قدرت اطلاعات (به معنای دست رسی به اطلاعات وداده ها) وقدرت رابطه (به معنای امکان ارتباط حمایتی فرد) را نیز به دسته بندی فوق اضافه می کنند.
پی آمدهای رفتاری قدرت وبه بیان دیگر، عکس العمل های ممکن در برخورد با قدرت را می توان در سه گزاره زیر بیان کرد:
1. تعهد: هنگامی که قدرت منتسب با تخصص مطرح است.
2. همراهی واطاعت: هنگامی که قدرت قانونی، قدرت دانش وقدرت تشویق مطرح است.
3. مقاومت: وقتی که قدرت قهریه وزور واجبار در کار است.
استراتژی های ذیل نیز نتیجه یک جمع بندی درباره شیوه های اعمال قدرت است:
1. استدلال: بهره جستن از واقعیات وداده ها برای نشان دادن این که ایده های ما منطقی وعقلانی اند.
2. رفاقت: متواضعانه رفتار کردن، نشان دادن حسن نیت ورفاقت ودوستی وبهره جستن از تملق وچاپلوسی، پیش از مطرح کردن درخواست وتقاضای خود.
3. ائتلاف: جلب حمایت افراد دیگر، برای پشتیبانی کردن از تقاضای مورد نظر.
4. معامله کردن وچانه زدن: استفاده از مذاکره، از طریق تبادل منافع ومساعدت وهم کاری.
5. قاطعیت: بهره جویی از راه مستقیم وبی پرده؛ نظیر اطاعت کردن از دستورها، تذکر واخطارهای مکرر، دستور دادن به افراد، برای انجام کاری واین که به افراد خاطر نشان کنیم که قوانین برای اطاعت وضع شده اند.
6. توسل به مقاومت بالاتر: به دست آوردن حمایت افرادی که در رده های بالا هستند.
7. مصوبات وتجویزهای سازمانی: استفاده از پاداش ها، ومجازات ها وتنبیه ها در فرهنگ اسلامی.