فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

راه های تضعیف مشروعیت

مشروعیت سیاسی پدیده ای است که هم چنان که قابل تقویت است، قابل تضعیف نیز هست واگر نظام سیاسی، به آن توجه نداشته باشد، به تدریج، دچار بحران می شود که در برخورد با بحران، یا باید با زور به مقابله بپردازد، یا دست به اصلاحاتی برای بازگرداندن مشروعیت بزند ویا در برابر شدت بحران، افول خود را بپذیرد.
در نهج البلاغه در این باره چنین آمده است:
1. فقدان ایمان وعقاید درست: هم چنان که ایمان وعقاید صحیح، مایه انسجام جامعه می شود، فقدان آن نیز موجب تغییر بنیان های فکری ومایه تشتت وانحطاط جامعه می شود. حضرت در بخشی از خطبه طولانی قاصعه، جامعه جاهلی عرب را (که از نعمت ایمان وعقاید صحیح برخوردار نبود) جامعه ای مشکل دار معرفی کرده وره آورد بعثت پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله (به علت وجود ایمان وعقاید صحیح) نعمت های مادی ومعنوی، از جمله، آرامش اجتماعی می داند.(533)
ودر جای دیگر، ضمن تشریح ریشه بحران خلافت، بعد از رحلت رسول گرامی اسلام صلّی اللَّه علیه وآله تغییر بنیان های فکری اصیل از مجرای اصلی خود را، از عوامل شکاف وبحران معرفی می کند:
... حتّی اذا قبض اللَّه رسوله صلّی اللَّه علیه وآله رجع قوم علی الاعقاب... ونقلوا البناء عن رصّ أساسه فبنوه فی غیر موضعه، معادن کلّ خطیئة، وأبواب کلّ ضارب فی غمره.
تا وقتی که خداوند، پیامبرش را نزد خود برد (افسوس) که گروهی به گذشته جاهلی خود بازگشتند... وبنیان های فکری اسلامی را تغییر داده ودر جای دیگر بنا نهادند. آنان کانون هر خطا وگناه، وپناهگاه هر فتنه جو شدند.(534)
2. اختلاف، تفرقه ونقض عهد وپیمان: سخنان حضرت علیه السّلام درباره ناکثین، که اولین گروه پیمان شکن، بودند گواه بر این مدعا است که پیمان شکنی، اولین مرحله در ایجاد اختلاف وتفرقه وبه تبع آن، شکاف وبحران اجتماعی است.(535)
3. ظلم وستم وتبعیض وفساد (دیکتاتوری): حضرت علیه السّلام اساس حکومت خود را بر عدالت، حق محوری ومردم داری قرار داده بود ودر این راه، تا شهادت نیز گام برداشت وبه همین علت، ایشان را کشته عدالتش می خواندند. بدیهی است که ستم، تبعیض وفساد را، که شاخصه های نظام دیکتاتوری اند، عوامل بحران، شکاف واخلال در مشروعیت معرفی کند.(536)
4.اختناق، زمینه رشد فساد: اختناق از عوامل درونی افول یک نظام سیاسی است که امام علی علیه السّلام در خطبه شقشقیه، آن را عامل اصلی افول خلافت عثمان شمرده وتبعیض، فساد وظلم را از آثار آن معرفی می کند ودر نامه 53 پرهیز از اختناق را به مالک اشتر گوشزد می فرماید.
5. افول ارزش های اخلاقی: از جمله عواملی که در تحول جامعه، بدان توجه شده ومهم تلقی گردیده، خصلت های اخلاقی اعضای جامعه است. حضرت علیه السّلام در خطبه ای خصلت های اخلاقی جامعه مطلوب را بیان می فرماید (گفتنی است که انسان های مورد نظر حضرت علیه السّلام انسان هایی والایی هستند که در رکاب پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله به شهادت رسیده اند):
... ولوددت أنّ اللَّه فرّق بینی وبینکم، وألحقنی بمن هو أحقّ بی منکم: قوم واللَّه میامین الرّأی، مراجیح الحلم، مقاویل بالحق، متاریک للبغی، مضوا قدماً علی الطّریقة وأوجفوا علی المحجّة، فظفروا بالعقبی الدائمة والکرامة الباردة.
(وقتی خود را در جامعه فارق از ارزش های اخلاقی می بیند) به خدا سوگند! دوست داشتم که خدا میان من وشما جدایی اندازد ومرا به کسی که به من سزاوارتر است، ملحق فرماید. به خدا سوگند! آنان مردمی بودند نیک اندیش! ترجیح دهنده بردباری، گویندگان حق وترک کنندگان ستم. پیش از ما به راه راست قدم گذاشتند وشتابان رفتند ودر به دست آوردن زندگی جاوید آخرت وکرامت گوارا، پیروز شدند.(537)
حضرت در نامه 53 نیز به مالک اشتر سفارش پیوند با پارسایان وراست گویان را می کند واو را از صفات ناپسند خودپسندی وتکبر بر حذر می دارد.
6. ترک جهاد: خطبه جهادیه حضرت علیه السّلام شکوایه ای است از این که مردم از جهاد، این سپر ودژ مستحکم جامعه اسلامی، کناره گرفتند. حضرت علیه السّلام می فرماید:
هر که جهاد را واگذارد وآن را ناخوشایند دارد، خدا جامه خواری بر تن او پوشاند.(538)
ودر جای دیگر تصریح می کند:
ترک جهاد، نه تنها عامل ذلت فردی می شود، که عامل ذلت جامعه نیز می شود.(539)

فصل پنجم

توزیع قدرت در نهج البلاغه