فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

فرهنگ سازی در نهج البلاغه

فرهنگ وفرهنگ سیاسی

در تعریف فرهنگ نیز، تعابیر فراوانی وجود دارد. انسان شناسان کلاسیک، فرهنگ را در معنای گسترده ای معادل سبک زندگی تعریف می کنند؛ ولی جامعه شناسان، فرهنگ را اندیشه ها وارزش ها می دانند.(348) در جای دیگر، فرهنگ را مشخص کننده باور داشت ها، مسلک ها واسطوره ها، یعنی صور ذهنی دسته جمعی یک اجتماع، که به تعبیری عوامل روحی وروانی آن جامعه است، می دانند.(349) به بیان دیگر، فرهنگ، عناصر بسیاری را در سطوح مختلف، از جمله: عقاید، عواطف، ارزش ها، هدف ها، کردارها، تمایلات واندوخته ها، در بر می گیرد.(350)
در جای دیگر آمده است که فرهنگ، مجموعه ای است از فضایل، هنرها، آداب، دانش ها، معارف وهمه نیروهای اخلاقی وروحی، که بشر را از حالت بدوی وابتدایی خارج ساخته وبه سوی کمال معنوی سوق می دهد.(351)
ادوار تایلور، مردم شناس انگلیسی، در سال 1871 میلادی، در کتاب فرهنگ ابتدایی، فرهنگ را کلّیتی درهم بافته، شامل دانش، هنر، اخلاق، قانون، آداب ورسوم وهر گونه قابلیت ها وعادات، که به وسیله انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب شده است، می داند.(352)
از مجموع این تعاریف می توان این گونه استنباط کرد که فرهنگ عبارت است از:
مجموعه دانش ها، بینش ها، نگرش ها، منش ها وارزش های یک ملت.
برای این فرهنگ، ویژگی هایی را مطرح می کنند که اولاً هویت دهنده است، ثانیاً مصونیت آور است، ثالثاً هم پویا وهم پایا است، رابعاً تأثیرپذیر است وخامساً فطرت ثانوی است.(353)
بنابراین، وقتی که می توان گفت که فرهنگ مجموعه ای دانش ها، بینش ها، نگرش ها، منش ها وارزش های
یک ملت است، فرهنگ هر جامعه به عنوان پدیده ای بی همتا، به تدریج، در حیات جامعه شکل گرفته وقوام می یابد. نخستین منبع مؤثر در شکل گیری فرهنگ هر جامعه، بنیان گذاران ومدیران ورهبران شاخص جامعه هستند.(354)
فرهنگ سیاسی نیز مجموعه ارزش ها، باورها وایستارهای احساسی مردم به نظام سیاسی خود تعریف شده است(355) وبر سه قسم است:
1) فرهنگ سیاسی محدود
2) فرهنگ سیاسی تبعه
3) فرهنگ سیاسی مشارکت
1. فرهنگ سیاسی محدود، در جایی است که افراد جامعه، از نظام سیاسی خود آگاهی چندانی ندارند. این افراد، ضمن این که دست خوش انجماد فکری می شوند، از نظام سیاسی هم، هیچ انتظاری نخواهند داشت.
2. فرهنگ سیاسی تبعه، در جایی است که افراد جامعه، از نقش های گوناگون حکومت، مانند مالیات گیری وقانون گذاری، آگاهند؛ ولی از راه های نفوذ بر نظام سیاسی، ممکن است اطلاع خاصی نداشته باشند. لذا برای حل ورفع مشکلات پیش آمده، به واسطه هایی، مانند رئیس محلی یا رئیس خانواده، مراجعه می کنند.
3. فرهنگ سیاسی مشارکت، در جامعه ای پیشرفته وجود دارد که مردم، در زندگی سیاسی مشارکت دارند. مشارکت کنندگان، ضمن اطلاع وآگاهی از ساختار وروند نظام سیاسی وخواست ها، در کار تصمیم گیری دخالت می کنند واز راه تشکیل احزاب وگروه ها، نقش خود را در ساختارها دنبال می کنند.(356)
برخی قائلند که در بیش تر جوامع، فرهنگ سیاسی مختلط مطرح است که خود بر سه نوع است (فرهنگ سیاسی محدود - تبعه، فرهنگ سیاسی تبعه - مشارکت، فرهنگ سیاسی مشارکت - محدود) که ویژگی های مشترک دو فرهنگ را دارند.(357)
کارکرد فرهنگ سیاسی را در دو مقوله باید بررسی کرد:
اول این که فرهنگ سیاسی مشروعیت دهنده به نظام سیاسی، فرآیند تصمیم گیری وسیاست گزاری است.
دوم این که به مردم انگیزه مشارکت می دهد. از این رو است که گفته می شود: آن چه نظام سیاسی را شکل می دهد، باورهای سیاسی جامعه است وبه بیان دیگر گفته می شود: نظام سیاسی، مانند درختی، ریشه در آداب وسنن ورسومات وهنجارهای جامعه دارد. این باورها است که کنش ها اجتماعی وسیاسی خاصی را شکل می دهد وتعامل این کنش ها، زندگی سیاسی ونظام سیاسی خاصی را درست می کند. به بیان دیگر، همین رفتار وکنش های نشأت گرفته از باورها وپندارها، موجب بروز نقش های اجتماعی برای انسان می شود واین نقش ها در طول زمان، استمرار یافته ومنجر به خلق الگوهای جمعی مشترک ومستمر می گردد ونهادهای اجتماعی از آن متولد می گردد.(358)

ویژگی های فرهنگ جاهلی

ویژگی های فرهنگ جاهلی عرب، در دوره امام علی علیه السّلام را می توان چنین بیان کرد:
1. زندگی قبیله ای، که در آن فرد، مسؤولیتی ندارد وهمه افراد قبیله، حتی در برابر اعمال اشخاص، پاسخ گو هستند.
2. مبارزه دائمی با طبیعت، به علت کمبود منابع حیات وبه تبع، جنگ وخون ریزی و قتل وغارت دائمی.
3. بت پرستی.
4. نژاد پرستی وتعصب نژادی وبه تبع، نابرابری اجتماعی بین عرب وغیر عرب، حتی در قبایل ودر بین جنس زن ومرد.
5. فحشا، فساد وحرام خواری.
این ویژگی ها در مواجهه با بعثت پیامبر صلّی اللَّه علیه وآله دچار انقلاب شدند؛ به ویژه در مدینه، در دوران حکومت پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله، که زیر بنای تمدن اسلامی با فرهنگ ناب توحیدی پایه گذاری شد؛ اما پس از رحلت پیامبر صلّی اللَّه علیه وآله بعضی از این ویژگی ها، دوباره زنده شد وحیات مجدد آن ها تا زمان حکومت امام علی علیه السّلام ادامه یافت. مهم ترین ویژگی های زنده شده، تعصب نژادی، برتری نژادی عرب وقریش وانتصاب گرایی به جای شایسته سالاری است که اوج این فرهنگ را در زمان خلافت عثمان مشاهده می کنیم. پس از رحلت رسول گرامی اسلام صلّی اللَّه علیه وآله عنصر شیخوخیت، در فرهنگ عرب (ساختار قبیله ای)، ابوبکر را حاکم کرد ومنزلت قریش به وی مشروعیت داد وسپس در دیگر خلفا تا دوره امام علی علیه السّلام ادامه یافت.
با توضیحاتی که گذشت، فرهنگ سیاسی عرب را می توان در قالب فرهنگ محدود - تبعی تعریف کرد؛ چون تنها به منافع خود وخویشاوندان می اندیشیدند ومفهوم کشور ومنافع ملّی برای ایشان بیگانه بود وتنها تابع بزرگ قبیله بودند.
بر این اساس، در جنگ های جمل، صفین ونهروان، مردم متوجه نبودند که حفظ کشور ونظام اسلامی، واجب است، حتی اگر با کشتن مسلمانان محقق شود. لذا علیه نظام اسلامی خروج کردند وبه علت این عدم آگاهی، در جنگ صفین به آسانی تحت تأثیر تبلیغات امثال معاویه قرار گرفتند.
دیگر این که، با توجه به سطوح چهارگانه ای (شیخ، اشراف، اعضای عادی وبردگان) که در قبیله بود، قشربندی اجتماعی در این زمان، عبارت بود از: 1. شیوخ ورؤسای قبایل؛ 2. ثروتمندانی که راه تجارت، مال فراوان اندوخته بودند؛ 3. طبقه متوسط (شامل بازرگانان جزء وعشیره های متنفذ)؛ 4. بردگان وستم کشان.
امام علی علیه السّلام با توجه به این که در دامان پیامبر گرامی اسلام صلّی اللَّه علیه وآله تربیت شده بود، شخصیت ایشان با فرهنگ مذهبی اسلام رشد کرده بود واز فرهنگ عرب جاهلی، بسیار فاصله داشت. مراد از فرهنگ مذهبی، فرهنگی است که هنجارها، سنت ها، آداب ورسوم وارزش های آن، همه از سرچشمه وحی نشأت گرفته باشد ویا مورد تأیید منبع وحی الهی باشد.
نکته مهم این که فرهنگ مذهبی اسلام، که با بعثت پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله مطرح شد، نتوانست به طور کامل جایگزین فرهنگ سنتی عرب جاهلی شود. لذا هر چند در زمان حضور پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله با توجه به ویژگی های شخصیتی ایشان، حالت غلبه بر فرهنگ جاهلی را نشان می داد، اما در زمان پس از رحلت پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه وآله نشان داد که غلبه کامل بر فرهنگ سنتی عرب جاهلی پیدا نکرده است، هر چند در زمان خلیفه اول ودوم، چون مقید به حفظ ظواهر بودند، بحران تعارض فرهنگ ها نمود آن چنانی نداشت، ولی در زمان خلیفه سوم، که مدافع ارزش های فرهنگ سنتی عرب جاهلی بود ودر زمان حکومت امام علی علیه السّلام، که به شدت مدافع ارزش های فرهنگ مذهبی اسلام بود وبا ارزش های جاهلی مبارزه می کرد، بحران تعارض فرهنگ ها (جاهلی واسلامی) به صورت جدی بروز کرد.