فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

6. تعادل

آن چه بیش از همه، افراد جوامع و حکومت ها را تهدید می کند، عدم تعادل و پیمودن مسیرهای انحرافی و به تعبیری، افراطی یا تفریطی است. امام (ع) در همان ابتدای پذیرش امر خلافت، ضمن بیان دقیق و صریح سیاست های خود، ضرورت رعایت تعادل و اعتدال را به عنوان یک نمود تقوا متذکر شده و می فرماید:
الیمینُ و الشّمالُ مضلّةٌ، والطّریقُ الوسطی هی الجادّةُ علیها باقی الکتابِ و آثارُ النبوّةِ، و منها، مَنْفَذُ السُّنةِ، و إلیها مَصیرُ العاقبةِ... لا یَهْلِکُ علی التقوی سِنخُ أصلٍ(323).
چپ و راست [کنایه از راه های انحرافی ] جز به گمراهی نمی انجامد، و راه میانه، جادّه مستقیم الهی است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش می کنند و گذرگاه سنت پیامبر (ص) است و سرانجام، بازگشت همه بدان سو می باشد... آن چه بر اساس تقوا پایه گذاری شود، نابود نگردد.
پس از بیان این اصل، در کلامی دیگر به معرفی این طریق وسطی پرداخته و می فرماید:
نَحن النُمْرُ الوُسْطی ، بها بَلحَقُ التّالی، و إلیها یَرجِعُ الغالی.(324)
ما (اهل بیت پیامبر) تکیه گاه میانه ایم (طریق وسطی) و عقب ماندگان به ما می رسند، و پیش تاختگان به ما باز می گردند.(325)

7. توسعه و اصلاحات اجتماعی

حضرت (ع) در فرمان به مالک، چهار موضوع حیاتی را به عنوان هدف فرمان، ذکر می فرماید:
جِبایةَ خراجها و جِهاد عدوّها و اسْتصلاح اهلِها، و عمارةَ بلادها.(326)
جمع آوری مالیات، نبرد با دشمنان، اصلاح مردم و کار مردم و آبادی شهرها.
این که دنیا و زندگی دنیوی انسان، مقدمه و ابزار رسیدن به آخرت و حیات اخروی است، از اصول مهم در نظام تربیتی اسلام است. در تربیت فردی و اجتماعی، اگر این ابزار درست به کار گرفته نشود، سعادت اخروی و معنوی نیز حاصل نخواهد شد. لذا هم افراد و هم حکومت ها موظف هستند در مسیر اصلاح امور و سعادت دنیوی تلاش کنند تا در سایه آن بتوان به سعادت اخروی دست یافت.
لذا امام (ع) در ابتدای جامع ترین فرمان حکومتی خود، با بیان چهار اصل مذکور، اهمیت توسعه و اصلاحات اجتماعی را از دیدگاه خود، که دیدگاه مکتب وحی است، بیان می فرماید.
8. جامع نگری
در هرجامعه، مسائل خرد و کلان وجود دارد که هر کدام در جایگاه خود، دارای اهمیت است. اگر به بهانه پرداختن به مسائل کلان، از مسائل خرد غفلت شود، این مسائل، روزی به مسأله کلان تبدیل شده و بحران ایجاد می کند و اگر به بهانه مسائل خرد و روز مره، از مسائل کلان و برنامه ریزی های مهم غفلت شود، این روز مرگی، مانع از آینده نگری خواهد شد.
عدم جامع نگری، از آفات بزرگ نظام ها محسوب می شود؛ به این بیان که گاهی پرداختن به مسائل خرد و به اصطلاح امروزی، روز مرگی، برنامه ریزی بلند مدت را به بوته فراموشی می سپارد و گاه غرق شدن در برنامه ریزی کلان، مسائل خرد را از یاد می برد. امام علی (ع) در بحث حکومت، با دیدی جامع، به مسائل خرد و کلان، در کنار یکدیگر توجه می کند و به فرمان داران خود نیز این توصیه را می فرماید:
فإنّک لا تُعذَرُ بتَضیِیعکَ التّافِهِ لأحکامِک الکثیرَ المُهمَّ(327).
(ای مالک!) فروگذاردن و ضایع کردن کار کوچک و خرد، به خاطر انجام دادن و استوار کردن کار زیاد و مهم، عذر قابل قبولی برای تو نخواهد بود.
حضرت (ع) در بیان سیمای محرومان و مستضعفان جامع و چگونگی رسیدگی به ایشان، می فرماید:
همواره در فکر مشکلات آنان باش، و از آنان روی برمگردان، به ویژه امور کسانی را از آنان بیش تر رسیدگی کن که از کوچکی به چشم نمی آیند و دیگران آنان را کوچک می شمارند و کم تر به تو دست رسی دارند. برای این گروه، از افراد مورد اطمینان خود، که خدا ترس و فروتن هستند، فردی را انتخاب کن تا درباره آنان تحقیق کرده و مسائل آنان را به تو گزارش کنند، سپس در رفع مشکلاتشان به گونه ای عمل کن که در پیشگاه خدا عذری داشته باشی؛ زیرا این گروه، در میان رعیت بیش تر از دیگران به عدالت نیازمندند، و حق آنان را به گونه ای بپرداز که نزد خدا معذور باشی...(328).
نکات قابل توجه این که حضرت (ع) در این جا اولاً به مسائلی که ظاهراً کوچک، ولی در واقع، مهم است، در عرصه حکومت اشاره می کند. و ثانیاً چگونگی رسیدگی به این مسائل را نیز گوشزد می فرماید.

خاتمه: حقوق حکومت بر مردم

در نظام اسلامی، حکومت و امامت، جایگاه و نقش ویژه ای دارد.
حضرت (ع) نیز امامت را مایه سامان جامعه وا ماما را قلب سازمان جامعه معرفی می کند.(329) این جایگاه، اقتضای حقوق متقابل بین مردم و حکومت را دارد که ما پس از بررسی اجمالی حقوق مردم، به حقوق حکومت در بعد سیاسی و نظامی می پردازیم.
الف) حقوق سیاسی حکومت
1. وفاداری و پای بندی به تعهدات بیعت: بیعت پیمانی است بین حکومت و مردم، که بر اساس آن، نظام سیاسی، مقبولیت مردمی و مشروعیت سیاسی پیدا می کند. این پیمان، تعهداتی را اقتضا دارد که طرفین باید به آن پای بند باشند. لذا حضرت (ع) می فرماید:
أیّها الناسُ! إنّ لی علیکم حقّاً... و امّا حقّی علیکم فالوفاءُ بالبَیعةِ(330).
ای مردم! مرا بر شما حقی واجب است... و اما حق من بر شما این است که به بیعت خود با من وفادار باشید.
و در جای دیگر، پس از این که مهم ترین ویژگی های رهبر اسلامی و امام جامعه را بر می شمارد، حضور همه مردم را برای انتخاب رهبر، شرطی تحقق ناپذیر دانسته و تصریح می فرماید که آگاهان دارای صلاحیت و رأی و اهل حل و عقد (خبرگان ملت) رهبر را انتخاب می کنند، که عمل آنان برای دیگر مسلمانان، نافذ است.
در ادامه می فرماید:
ثم لیس للشّاهدِ أن یرجِعَ و لا للغائبِ أن یَختارَ(331)
آن گاه نه حاضران بیعت کننده، حق تجدید نظر دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند، حق انتخابی دیگر را خواهند داشت.
و در نامه ای که برای معاویة بن ابی سفیان می نویسد، ضمن افشای چهره وی و بیان مشروعیت بیعت می فرماید:
لأنّها بیعةٌ واحدةٌ لا یُثنّی فیها النّظرُ و لا یُستَانَفُ فیها الخیارُ، الخارجُ منها طاعِنٌ و المُرویّ فیها مُداهِنٌ.(332)
همانا بیعت برای امام، یک بار بیش نیست و تجدید نظر در آن، مسیر نخواهد بود و کسی اختیار از سرگرفتن آن را ندارد. آن کس که از بیعت عمومی سرباز زند، طعنه زن و عیب جو خوانده می شود، و آن کس که دربارها او دو دل باشد، منافق است.(333)
2. سازماندهی و بازرسی: اگر دولت و حکومت، عهده دار اداره جامعه است و این مسؤولیت، بر اساس توافق بین مردم و حکومت، به حکومت (دولت) سپرده شده باشد، بدیهی است که انجام دادن این مسؤولیت، بدون اختیارات، شدنی نخواهد بود. لذا حق حکومت است که در سازماندهی امور، تقسیم مسؤولیت ها، نظارت و کنترل، ارزش یابی انجام مسؤولیت ها و عزل و نصب کارگزاران، اختیار تام و کامل داشته باشد. حضرت (ع) در فرمان حکومتی خود به مالک اشتر، از این اختیار سخن می گوید:
واجعل لرأس کل امرٍ من امورک رأساً منهم.(334)
باید برای هر نوع از کارها یک رئیس انتخاب کنی.
حضرت (ع) این مطلب را به عنوان اختیار و وظیفه، یادآور می شود.(335)
3. اقامه نمازهای جمعه و عیدین: در این که اقامه نماز جمعه و عیدین از شؤون حاکم اسلامی است، ظاهراً اختلافی نیست و منابع اسلامی دلالت بر این مطلب دارند و تاریخ هم بر آن، شهادت می دهد.(336)
از جلوه های بارز عینیت دیانت وسیاست، در فرهنگ اسلامی، همین وحدت امامت سیاسی وامامت دینی است. لذا حضرت علیه السّلام به محمد بن ابی بکر می نویسد:
وانظر الی صلاتک کیف هی فانّک امام لقومک.(337)
ای محمد بن ابی بکر! به نماز بنگر که چگونه است، چون تو امام مردم هستی.
ویا به مالک اشتر قضیه نمایندگی خود از سوی رسول خدا صلّی اللَّه علیه وآله را یاد آور شده و سفارش های پیامبر صلّی اللَّه علیه وآله به ایشان را، که در نمازت چگونه باش، یادآوری می فرماید.(338)
ب) حقوق نظامی ودفاعی حکومت
1. حق بسیج عمومی برای دفاع از نظام وقلمرو اسلام:(339) حضرت علیه السّلام در فرمان حکومتی خود به مالک اشتر، در زمره چهار هدف حکومت، می فرماید:
وجهاد عدوّها...(340)
خطبه ای در نهج البلاغه است معروف به خطبه جهادیه که وقتی خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار وشهادت حسّان بن حسان بکری وقتل وغارت مردم به امام علیه السّلام رسید واین که مردم در برابر این تهاجم، سستی ورزیدند، آن را ایراد فرمود:
... یا أشباه الرّجال! ولا رجال، حلوم الاطفال، وعقول ربّاب الحجال! لوددت أنّی لم أرکم، ولم أعرفکم معرفة... وأفسدتم علیّ رأیی بالعصیان والخذلان، حتی قالت قریش: انّ ابن أبی طالب رجل شجاع ولکن لا علم له بالحرب للَّه أبوهم! وهل أحد منهم أشدّ لها مراساً، وأقدم فیها مقاماً منّی؟ لقد نهضت فیها وما بلغت العشرین وها أنا ذا قد ذرّفت علی الستّین ولکن لا رأی لمن لا یطاع.(341)
ای مرد نمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد! چه قدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم وهرگز نمی شناختم... وبا نافرمانی وذلت پذیری، رأی وتدبیر مرا تباه کردید، تا آن جا که قریش در حق من گفت: بی تردید پسر ابی طالب مردی دلیر است؛ ولی دانش نظامی ندارد. خدا پدرشان را مزد دهد!(342) آیا یکی از آنان تجربه های جنگی سخت ودشوار مرا دارد؟ یا در پیکار، توان پیش گرفتن از مرا داشته است؟ هنوز بیست سال نداشتم که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشته ام؛ اما دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیی نخواهد داشت.
این خطبه، بیانگر این مطلب است که اگر قرار است دفاعی صورت پذیرد، باید فرمان زمامدار رعایت شود وکنایه از حق حکومت وحاکم است.
در جای دیگر، حضرت علیه السّلام زمانی که شورشیان خوارج را شکست داده ومردم را برای مبارزه با شامیان بسیج کرد در نُخیله کوفه به عنوان نکوهش از سُستی ونافرمانی کوفیان وبه بیان دیگر، از عدم ادای حق نظامی ودفاعی حکومت، چنین فرمود:
افّ لکم... ما أنتم لی بثقة سجیس اللّیالی، وما أنتم برکن یمال بکم، ولا زوافر عزّ یفتقر الیکم.(343)
اف بر شما!... دیگر نه در محافل سرّی می توانید هم راز من باشید (یعنی به شما اطمینان ندارم) ونه در اداره کشور، نیروی مورد اعتمادی هستید ونه در صحنه پیکار، سپاهیان بالنده وکار آمدید.
البته در بحث امنیت در نهج البلاغه، خواهیم گفت که در فرهنگ اسلامی، صلح ارزش والاتری نسبت به جنگ وکارزار دارد؛ اما در صورت بروز جنگ، دفاع از کیان اسلام ومسلمانان، واجب وبه تبع آن، بسیج عمومی توسط حکومت، لازم خواهد بود واین بسیج، هنگامی برای دفاع، مفید است که فرمان برداری برای آن وجود داشته باشد.
2. عفو اسیران جنگی: از آیات وروایات استفاده می شود که عفو اسیران جنگی، حق حاکم است.(344) لذا در جنگ جمل، مروان بن حکم بن ابی عاص اسیر شد واز امام حسن علیه السّلام وامام حسین علیه السّلام خواست که برای رهایی خود نزد امیرالمؤمنین علیه السّلام شفاعت کنند وآن دو بزرگوار با حضرت علیه السّلام گفت وگو کردند وحضرت علیه السّلام وی را آزاد کرد.(345)