فهرست کتاب


خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

محمد مهدی ماندگار

فصل اوّل

چارچوب نظری بحث

وظایف یا کار ویژه های اصلی دولت و حکومت

این که هر حکومت و ساختار سیاسی، بر اساس اهداف مشخص شکل می گیرد و بر پایه همان اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت، با تدوین برنامه های دقیق، به تبیین وظایف خود دربخش های مختلف می پردازد، امری بدیهی و مسلم است. هم چنین در این که دولت و حکومت، در بخش های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، چه در بُعد داخلی و چه در بُعد بین المللی، باید بر اساس وظایف خود، نقش هایی را ایفا کند، جای شک و شبهه ای نیست. آن چه مورد بحث نظریه پردازان عالم سیاست است، تعیین محدوده وظایف و مصادیق آن، در بخش های گوناگون است. امام علی بن ابی طالب (ع) وارث و وصی خاتم پیامبران الهی - که بر اساس دستورهای مکتب اسلام، حکومت تشکیل داده - علی رغم این که مدت حکومت ایشان، از لحاظ زمانی کوتاه بوده است، ولی در عمل و گفتار، همه وظایف حکومت و مردم را در ابعاد مختلف، تبیین کرده است که این تحقیق، این وظایف جامع را در پنج محور دسته بندی نموده است.
محورهای پنج گانه فرهنگ سازی، مشروعیت سازی، توزیع قدرت، نظم و امنیت و توزیع کالا و خدمات (رفاه و آسایش) از این نظر که جامع وظایف حکومت دیده می شد، به عنوان چار چوبه بحث دربراه خط مشی های عمومی حکومت، انتخاب شد؛ زیرا نظریه پردازان بزرگ، کار ویژه های دولت و حکومت را در محورهای مذکور، و به بیان دیگر، در محورهای وظایف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، درباره مشروعیت و قدرت، نظم و امنیت و رفاه عمومی بیان می کنند.(47)
از سوی دیگر، با توجه به این که اولاً گستردگی کار حکومت، در مقایسه با کارها و فعالیت های مهم بشر، امری واضح است؛ ثانیاً این گستردگی با کار سازمان های خصوصی، حتی آن ها که در عرصه جهانی کار می کنند، قابل مقایسه نیست؛ ثالثاً این گستردگی کار حکومت، علی رغم فلسفه متفاوت حکومت ها است (یعنی هر چند، فلسفه سیاسی و اجتماعی حکومت ها در اختلاف شکل وظایف و شیوه اجرای آن، تأثیر به سزایی دارد، ولی این گستردگی کار را منکر نیستند)؛ رابعاً پیشرفت فناوری و پیچیدگی حیات فرهنگی و معنوی جامعه، موجب گستردگی بیش تر این وظایف نیز می شود، باید گفت که:
الف) حکومت هیچ گاه یک عامل مختار نیست که بودن تأثیر پذیرفتن از عوامل دیگر، فعالیت های خود را با نیازمندی های زمان وفق دهد، بلکه هر حکومتی در یک کشمکش بغرنج، با صاحبان مناع و علایق قرار دارد و در این کشمکش، از برخی گروه ها جانبداری می کند، به اقتضای موفقیت این یا آن گروه، روش خود را تغییر می دهد، برای تحصیل امتیاز، تدبیر به کار می برد و سرانجام می کوشد تا هم چنان بر مسند قدرت باقی بماند.
ب) شرایطی که سیاست های حکومت را معین می کند، و روشی هایی که دستگاه سیاسی، برای اجرای سیاست ها به کار می برد، اقدامات مؤثر حکومت را محدود می سازد.
ج) تماس حکومت با مردم، تماس شخصی نیست و این، نشان دهنده یکی دیگر از جنبه های عمومی حکومت است؛ زیرا همه افراد یک جامعه، بدون توجه به عقاید و ارزش های اخلاقی آنان، در حوزه اقتدار دولت قرار دارند.
د) چون سیاست های حکومت، در معرض مجادله های سخت و پایان ناپذیر گروه های متضاد است، تقاضاهای حکومت، ناگزیر قطعی و بی چون و چرا و متکی بر بدرت مجبور کننده ای که تنها حکومت در اختیار دارد، خواهد بود. از این رو، این گمان تقویت می شود که حکومت، قوه ای خارجی است که به زندگانی روز مره مردم تحمیل شده است، هر چند این گمان، در دولت های اولیگارشی، نسبت به کل حکومت، و در دولت های دمکراتیک، نسبت به دستگاه اداری حکومت است.(48)
وظایف و کار ویژه های یک نظام سیاسی، در واقع، همان فعالیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ساختارهای گوناگون یک نظام، اعم از قانونگذاری، اجرایی و قضایی هستند که نظام سیاسی را قادر بر تدوین و اجرای خط مشی های لازم می سازند.
این را هم نمی توان از نظر دو داشت که هر نظام سیاسی، با دو محیط داخلی و خارجی، که بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند، درگیر است. نظام سیاسی، از این دو محیط (داخلی و خارجی) به صورت تقاضاها و پشتیبانی ها، دروندادهایی(49) را دریافت می کند و با تلاش خود، بروندادهایی(50) با به این دو محیط (داخلی و خارجی) تحویل می دهد.