تاریخ انبیاء

نویسنده : سید هاشم رسولی محلاتی

مقدمه چاپ جدید

بسمه تعالی
قرآن کریم بزرگ ترین کتاب آسمانی است که برای هدایت بشر نازل گشته و بهترین هدیه الهی برای انسان ها است تا آن ها را به صراط مستقیم و راه سعادت و کمال راهنمایی کند و برای رسیدن به این منظور از هر شیوه و وسیله ای بهره گرفته است .
گاه از راه انذار و موعظه، و گاهی از طریق تهدید و دادن بیم و ترس، زمانی با تذکر و بار دیگر با نصیحت، و خلاصه از هر راهی در این باره استفاده می کند.
یکی از شیوه های جالب نیز نقل داستان های گذشتگان و ملت ها و اقوام گذشته است که موجب اندرز و پند و عبرت دیگران است و به خصوص داستان زندگی و تاریخ پیامبران الهی که الگوی انسان های دیگر بوده و همان گونه که پیروی گفتارشان برای ما لازم است رفتار و عملشان نیز برای ما حجت و برهانی آشکار است که باید نمونه و الگوی زندگی ما باشد.
قرآن کریم خود نیز به این شیوه دستور داده و به پیامبر بزرگوار خود فرموده:
فاقصص القصص لعلهم یتفکرون ؛ (1)
داستان ها را برایشان بازگوی شاید اندیشه کنند .
و در پایان داستان حضرت یوسف می گوید:
لقد کان فی قصصهم عبرة لأولی الألباب ؛ (2)
به راستی که در داستان هاشان عبرتی بود برای خردمندان .
امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه ای که به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام می نویسد (3) در یک جا می فرماید:
أخی قلبک بالموعظة، و أمته بالزهادة، و قوه بالیقین، و نوره بالحکمة،
و ذلله بذکر الموت، و قرره بالفناء، و بصره فجائع الدنیا، و حذره صولة الدهر و فحش تقلب اللیالی و الأیام، و أعرض علیه أخبار الماضین، و ذکره بما أصاب من کان قبلک من الأولین ، و سر فی دیارهم و آثارهم، فانظر فیما فعلوا و عما انتقلوا، و أین حلوا و نزلوا!فانک تجدهم قد انتقلوا عن الأحبة،و حلوا دیار (دار) الغربة، و کأنک عن قلیل قد صرت کأحدهم فأصلح مثواک، و لا تبع آخرتک بدنیاک؛
قلبت را با موعظه و اندرز زنده کن، ( و هوای نفست را ) با زهد و بی اعتنایی بمیران، دل را با یقین نیرومند ساز!و با حکمت و دانش، نورانی نما، و با یاد مرگ رام کن و آن را به اقرار به فنای دنیا وادار، و با نشان دادن فجایع دنیا او را بصیر گردان!و از حملات روزگار و زشتی های گردش شب و روز بر حذرش دار!اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما!و آن چه را که به پیشینیان رسیده است یاد آوریش کن، در دیار و آثار مخروبه آن ها گردش نما و درست بنگر آن ها چه کرده اند، ببین از کجا منتقل شده اند و در کجا فرود آمده اند، خواهی دید از میان دوستان، منتقل شده و به دیار غربت بار انداخته اند، گویا طولی نکشد که تو هم یکی از آن ها خواهی بود . (بنابراین ) منزل گاه آینده خود را اصلاح کن، و آخرتت را به دنیا مفروش .
و در جای دیگر این نامه آمده که فرمود:
أی بنی، انی و ان لم أکن عمرت عمر من کان قبلی، فقد نظرت فی أعمالهم و فکرت فی أخبارهم، و سرت فی آثارهم، حتی کأحدهم، بل کأنی بما انتهی الی من أمورهم قد عمرت مع أولهم الی آخرهم، فعرفت صفو ذلک من کدره، و نفعه من ضرره فاستخلصت لک من کل أمر نخیله (جلیله )، و توخیت لک جمیله؛
پسرم!درست است که من به اندازه همه کسانی که پیش از من می زیسته اند عمر نکرده ام، اما در کردار آن ها نظر افکندم و در اخبارشان تفکر نمودم و رد آثار آن ها به سیر و سیاحت پرداختم تا بدان جا که همانند یکی از آن ها شدم؛ بلکه گویا در اثر آن چه از تاریخ آنان به من رسیده با همه از اول تا آخر بوده ام . من قسمت زلال و مصفای زندگی آنان را از بخش کدر و تاریک بازشناختم و سود و زیانش را دانستم، و از میان تمام آن ها قسمت های مهم و برگزیده را برایت خلاصه کردم و از بین آن ها زیبایش را برایت انتخاب نمودم.
آری، تاریخ گذشتگان سراسر پند و عبرت و درس زندگی است، چه ملت ها و اقوام بزرگی که در تاریخ آمدند و کشورگشایی ها و فتوحاتی کردند ولی در پایان به خاطر فساد و شهوترانی و رفاه طلبی نابود گشته و نامشان در زوایای تاریخ مدفون گردید، و چه پادشاهان و حکمرانانی که بر بیشتر جهان حاکم شدند ولی خودسری و ظلم و ستم پیشه کرده و تاج و تخت خود را بر سر این کار گذاردند.
خدای تعالی در هر زمان برای هدایت افراد بشر پیامبران و رسولانی را فرستاد ولی عموما همین زمامداران خودسر و مردمان کافر و ناسپاس در برابر آن ها قد علم کرده و به جنگ با آن ها برخاسته و آن مردان الهی و پیروانشان را تحت شکنجه و آزار قرار داده و یا به شهادت رساندند، اما این رادمردان الهی سخت ترین شرایط را در این راه تحمل کرده و با قناعت کردن به وسایل مختصر معیشتی زندگی زاهدانه خود، رسالت سنگینی را که به عده داشتند انجام داده و به وظیفه خطیر خویش عمل کردند . امیرمؤمنان علیه السلام درباره زندگی برخی از این پیامبران بزرگوار در خطبه 160 نهج البلاغه - پس از حمد و ثنای الهی و نکوهش از برخی مردم که به مادیات دنیا توجه کرده و خدا را از یاد برده اند - می فرماید:
و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کاف لک فی الأسوة، و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها، و کثرة مخازیها و مساویها، اذ قبضت عنه أطرافها، و وطئت لغیره أکنافها و فطم عن رضاعها، و زوی عن زخارفها .
و ان شئت ثنیت بموسی کلیم الله علیه السلام حیث یقول: رب انی لما أنزلت الی من خیر فقیر .و الله، ما سأله الا خبزا یأکله، لأنه کان بقلة الأرض، و لقد کانت خضرة البقل تری من شفیف صفاق بطنه، لهزاله و نشذب لحمه .
و ان شئت ثلثت بداود علیه السلام صاحب المزامیر، و قاری أهل الجنة، فلقد کان یعمل سقائف الخوص بیده و یقول لجلسائه: أیکم یکفینی بیعها!و یأکل قرص الشعیر من ثمنها .
و ان شئت قلت فی عیسی بن مریم علیه السلام، فلقد کان یتوسد الحجر، و یلبس الخشن، و یأکل الجشب، و کان ادامه الجوع، و سراجه باللیل القمر، و ظلاله فی الشتاء مشارق الأرض و مغاربها، و فاکهته و ریحانه ماه تنبت الأرض للبهائم، و لم تکن له زوجة تفتنه، و لا ولد یحزنه (یخزنه )، و لا مال یلفته، و لا طمع یذله، دابته رجلاه، و خادمه یداه!
فتأس بنبیک الأطیب الأطهر صلی الله علیه و آله و سلم فان فیه أسوة لمن تأسی، و عزاء لمن تعزی، و أحب العباد الی الله المتأسی بنبیه، و المقتص لأثره، قضم الدنیا قضما، و لم یعرها طرفا. أهضم أهل الدنیا کشحا، و أخمصهم من الدنیا بطنا، عرضت علیه الدنیا فأبی أن یقبلها، و علم أن الله سبحانه أبغض شیئا فأبغضه، و حقر شیئا فحقره، و صغر شیئا فصغره، و لو لم یکن فینا الا حبنا ما أبغض الله و رسوله، و تعظیمنا ما صغر الله و رسوله، لکفی به شقاقا لله، و محادة عن أمر الله و لقد کان صلی الله علیه و آله و سلم یأکل علی الأرض، و یجلس جلسة العبد، و یخصف بیده نعله، و یرقع بیده ثوبه، و یرکب الحمار العاری، و یردف خلفه، و یکون الستر علی باب بیته فتکون فیه التصاویر فیقول: یا فلانة - لاحدی أزواجه - غیبیه عنی، فانی اذا نظرت الیه ذکرت الدنیا و زخارفها فأعرض عن الدنیا بقلبه، و أمات ذکرها، من نفسه، و أحب أن تغیب زینتها عن عینه، لکیلا یتخذ منها ریاشا، و لا یعتقدها قرارا، و لا یرجو فیها مقاما، فأخرجها من النفس، و أشخصها عن القلب، و غیبها عن البصر، و کذلک من أبغض شیئا أبغض أن ینظر الیه، و أن یذکر عنده .
و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ما یدلک علی مساوی الدنیا و عیوبها: اذ جاع فیها مع خاصته، و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته فلینظر ناظر بعقله؛ أکرم الله محمدا بذلک أم أهانه! فان قال: أهانه، فقد کذب - و الله العظیم - بالافک العظیم، و ان قال: أکرمه، فلیعلم أن الله قد أهان غیره حیث بسط الدنیا له، و زواها عن أقرب الناس منه، فتأسی [ متأس ] بنبیه، و اقتص أثره، و ولج مولجه، و الا فلا یأمن الهلکة، فان الله جعل محمدا صلی الله علیه و آله و سلم علما للساعة و مبشرا بالجنة، و منذرا بالعقوبة، خرج من الدنیا خمیصا، و ورد الآخرة سلیما، لم یضع حجرا علی حجر، حتی مضی لسبیله، و أجاب داعی ربه، فما أعظم منة الله عندنا حین أنعم علینا به سلفا نتبعه، و قائدا نطأ عقبه!و الله لقد رقعت مدرعتی هذه حتی استحییت من راقعها، و لقد قال لی قائل: ألا تنبذها عنک؟ فقلت: أعرب (اعزب ) عنی، فعند الصباح یحمد القوم السری؛
کافی است که روش پیامبر را سرمشق خویش قرار دهی، و نیز او سرمشق تو است در بی ارزش بودن دنیا و رسوایی ها و بدی هایش چه این که دنیا از او گرفته شده، اما برای دیگران مهیا گردید؛ از پستان دنیا وی را جدا ساختند و از زخارف و زیبایی ها ی آن کنار رفت.
اگر بخواهی نفر دوم موسی کلیم علیه السلام را معرفی می کنم آن جا که می گوید: پروردگارا!هر چه به من از نیکی عطا کنی نیازمندم .
به خدا سوگند ( آن روز ) موسی غیر از قرص نانی که بخورد از خدا نخواست، زیرا وی (مدتی بود) از گیاهان زمین استفاده می کرد تا آن جا که ... در اثر لاغری ( و جذب شدن مواد این گیاهان) سبزی گیاه از پشت پرده شکمش آشکار بود.
و چنان چه دوست داشته باشی سومین نفر را داود علیه السلام صاحب مزامیر و قاری بهشتیان نمونه آورم!وی با دست خویش از لیف خرما زنبیل می بافت و به دوستان و رفقایش می گفت: کدام یک از شما می تواند برای من این ها را بفروشد، و از بهای آن قرص نان جوی تهیه کرده مصرف می کرد.
و اگر بخواهی سرگذشت عیسی بن مریم علیه السلام را برایت بازگو می کنم او سنگ را بالش خویش قرار می داد، لباس خشن می پوشید، نان خشک می خورد، نانخورشش گرسنگی، چراغ شب هایش ماه، سایبانش در زمستان مشرق و مغرب آفتاب بود (صبح در جانب مغرب و عصرها در جانب مشرق رو به روی آفتاب قرار می گرفت)، میوه و سبزی اش گیاهانی بود که زمین برای بهایم می رویانید . نه همسری داشت که وی را بفریبد و نه فرزندی که او را غمگین نماید، و نه ثروتی که او را به خود مشغول دارد، و نه طعمی که خوارش سازد، مرکبش پاهایش و خادمش دست هایش بود.
از پیامبر پاک و پاکیزه ات صلی الله علیه و آله و سلم پیروی کن!زیرا راه و رسمش سرمشقی است برای آن کس که بخواهد تأسی جوید و انتسابی است (عالی ) برای کسی که بخواهد منتسب گردد، و محبوب ترین بندگان نزد خداوند کسی است که از پیامبرش سرمشق گیرد و قدم به جای قدم او گذارد.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیش از حداقل نیاز از متاع دنیا استفاده نکرد و به آن تمایلی نشان نداد. پهلویش از همه لاغرتر و شکمش از همه گرسنه تر بوده، دنیا به وی عرضه شد ( تا آن چه می خواهد انتخاب کند) اما از پذیرفتن آن امتناع ورزید، و از آن چه مبغوض خداوند است آگاهی داشت لذا خود نیز آن ها را منفور می شمرد و آن چه خداوند آن را حقیر شمرده بود او نیز حقیر می دانست و کوچک ها را کوچک و کم اهمیت.
اگر در ما چیزی جز محبت آن چه مورد غضب خدا و رسول، و بزرگداشت آن چه خداوند و پیامبرش آن را کوچک شمرده اند، نباشد، همین خود برای مخالفت ما با خدا و سرپیچی از فرمانش کافی است . پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روی زمین (بدون فرش ) می نشست و غذا می خورد، و با تواضع همچون بردگان جلوس می کرد، با دست خویش کفش و لباسش را وصله می کرد . بر مرکب برهنه سوار می شد و حتی کسی را پشت سر خویش سوار می نمود، پرده ای را بر در اطاقش دید که در آن تصویرهایی بود، همسرش را صدا زد و گفت: آن را از نظرم پنهان کن!که هرگاه چشمم به آن می افتد به یاد دنیا و زرق و برقش می افتم. او با تمام قلب خویش از زرق و برق دنیا اعراض، و یاد آن را در وجودش میراند، وی سخت علاقه مند بود که زینت ها و زیورهای دنیا از چشمش پنهان گردد، تا از آن لباس تهیه نکند و آن را قرارگاه همیشگی نداند . و امید اقامت دائم در آن نداشته باشد . لذا آن را از روحش بیرون راند، از قلبش دور ساخت و از چشمش پنهان ساخت (آری ) چنین است، کسی که چیزی را منفور می داند . نگاه کردن و یادآوری آن را نیز منفور می شمرد.
در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اموری است که تو را به عیوب دنیا واقف می سازد، چه این که او و نزدیکانش در آن گرسنه بودند، و با این که منزلت و مقام عظیمی در پیشگاه خداوند داشت زینت های دنیا را از او دریغ داشت، بنابراین هر کس با عقل خویش باید بنگرد که ... آیا خداوند با این کار پیامبرش را گرامی داشته یا به او اهانت نموده است؟ اگر کسی بگوید او را تحقیر کرده که - به خدا سوگند - این دروغ محض است، و اگر گوید او را گرامی داشته، باید بداند خداوند دیگران را ( که زینت های دنیا به آن ها داده ) گرامی نداشته است چه این که دنیا را برای آن ها گسترده و از مقرب ترین افراد به او دریغ داشته است . بنابراین (کسی که بخواهد خوشبختی واقعی پیدا کند) باید به این فرستاده خداوند اقتدا و تأسی نماید. گام در جای گام هایش بگذارد، و از هر دری او داخل شده وارد شود و اگر چنین نکند از هلاکت ایمن نگردد، زیرا خداوند محمد صلی الله علیه و آله و سلم را نشانه قیامت، بشارت دهنده بهشت و انذار کننده از عقوبت ها و کیفرها قرار داده است، اما با شکم گرسنه از این جهان رفت و با سلامت روح و ایمان به سرای دیگر ورود کرده، وی تا آن دم که به راه خود رفت و دعوت حق را اجابت نمود سنگی روی سنگ نگذاشت. چه منت بزرگی خدا بر ما گذاشته که چنین پیشوا و رهبری به ما عنایت کرده تا راه او را بپوییم . به خدا سوگند!آن قدر این پیراهن خود را وصله زدم که از وصله کننده آن شرم دارم . کسی به من گفت: چرا این لباس کهنه را بیرون نمی اندازی؟ گفتم: از من دور شو!صبحگاهان رهروان شب ستایش می شوند ( آن ها که بیدار بودند و ره سپردند و به مقصد رسیدند از آن ها که خواب ماندند و به مقصد نرسیدند شناخته و در خطبه 182 نهج البلاغه نیز در همین باره چنین فرماید:
أوصیکم عباد الله بتقوی الله الذی ألبسکم الریاش، و أسبغ علیکم المعاش، فلو أن أحدا یجد الی البقاء سلما، أو لدفع الموت سبیلا، لکان ذلک سلیمان بن داود علیه السلام، الذی سخر له ملک الجن و الانس، مع النبوة و عظیم الزلفة، فلما استوفی طعمته، و استکمل مدته، رمته قسی الفناء بنبال الموت، و أصبحت الدیار منه خالیة، و المساکن معطلة، و ورثها قوم آخرون، و ان لکم فی القرون السالفة لعبرة!
أین العمالقة و أبناء العماقة!أین الفراعنة و أبناء الفراعنة!أین أصحاب مدائن الرس الذین قتلوا النبیین، و أطفؤوا سنن (سیر ) المرسلین، و أحیوا سنن الجبارین!أین الذین ساروا بالجیوش، و هزموا بالألوف، و عسکروا العساکر، و مدنوا المدائن؛
ای بندگان خدا!شما را به تقوا و پرهیزکاری خدا سفارش می کنم؛ همان خدایی که لباس های فاخر را به شما پوشانده ، و معاش و روزی را به فراوانی به شما ارزانی داشته است . اگر راهی به سوی بقا یا جلوگیری از مرگ وجود داشت حتما سلیمان بن داود آن را در اختیار می گرفت، چرا که خداوند حکمت بر جن و انس را همراه نبوت و مقام بلند قرب و منزلت الهی به او عطا کرد. اما آن گاه که پیمانه روزی او پر شد و مدت زندگیش کامل گشت تیرهای مرگ از کمان فنا به سوی او پرتاب شد و دار و دیار از او خالی گردید!
خانه ها و مسکن های او بی صاحب ماندند، و آن ها را گروهی دیگر به ارث بردند . ( در هر حال ) برای شما در تاریخ قرن های گذشته عبرت های فراوانی وجود دارد .
کجایند عمالقه؟ و کجایند فرزندان آن ها، کجا هستند فرعون ها و فرزندانشان؟ اصحاب شهرهای رس ، همان ها که پیامبران را کشتند و چراغ پر فروغ سنن آن ها را خاموش و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند، کجایند؟ ... کجایند آن هایی که با لشکرهای گران به راه افتادند و هزاران نفر را هزیمت دادند، سپاهیان فراوان گرد آوردند و شهرها بنا نهادند؟
باری، سخن در این باره بسیار است، ولی مجال ادامه آن در این مقدمه کوتاه نیست . اما مطلبی که تذکر آن در پایان این مقدمه لازم است این که: متأسفانه تاریخ گذشتگان - به ویژه تاریخ زندگی پیامبران الهی - در بسیاری از جاها دچار تحریف شده و به اسرائیلیات و روایات نادرست و بلکه افسانه هایی آلوده شده که در برخی از موارد چهره های تابناک و رفتار درخشان این رسولان معصوم و فرستادگان پاک الهی را زشت و مشوه ساخته و ناقلان نااهل و یا دوستان نادان و یا دشمنان مغرض با دسیسه و نیرنگ، نسبت های ناروا و سخنان نادرستی را به این پیامبران بزرگوار نسبت داده اند که برای هر خواننده و شنونده ای سؤال انگیز و غیر قابل قبول است . ولی به خاطر آن که در فلان کتاب معروف نقل شده و یا فلان راوی که چند صباحی درک محضر رسول خدا را کرده و عنوان صحابی به خود گرفته نزد برخی از ناقلان مورد قبول واقع شده و جرأت تحقیق و یا رد آنها را نداشته اند و احیانا درصدد توجیه بر آمده و محمل تراشی نیز کرده اند.
البته دانشمندان بسیاری از علمای شیعه و اهل سنت متوجه این ظلم بزرگی که درباره این مردان الهی روا داشته اند گشته، و این مصیبت زیانباری را که سرگذشت رهبران ادیان آسمانی دچار آن شده اند در کتاب های خود گوشزد نموده و در رفع اتهام های ناروا و ابهام هایی که به وجود آمده قلمفرسایی کرده و زحمت های فراوانی کشیده اند .
نگارنده نیز در این کتاب برای نشان دادن چهره واقعی و تابناک این پیامبران بزرگ، تلاش زیادی نموده و سعی شده تا اولا: در همه جا از متن آیات قرآنی استفاده شود و ثانیا: هر جا که نیاز به تفسیر و یا نقل حدیث و روایتی شده از احادیث صحیح و معتبر بهره گرفته و از نقل روایات ضعیف و بی اعتبار خودداری شود.
مطلب دیگری که تذکر آن در این جا لازم است این که: تقریبا تمامی آیات کریمه قرآنی که در داستان انبیای الهی در قرآن آمده در این کتاب ترجمه شده و سعی شده تا به گونه ای در ضمن هر داستان نقل شود که در روانی عبارت و فهم آن برای خواننده اخلالی پدید نیاید.
ضمنا این کتاب در طول سی سالی که حدودا از تألیف آن می گذرد بیش از پانزده بار چاپ شده و اخیرا با ویراستاری و حک و اصلاحات مختصری که در آن انجام شده تجدید چاپ می شود.
امید است مورد استفاده خوانندگان محترم قرار گرفته و گرد آورنده را از دعای خیر فراموش نفرمایند .
و الحمدلله اولا و آخرا
سید هاشم رسولی محلاتی
20 بهمن 1380

دیباچه

خواننده محترم
تذکر چند نکته مهم را در این جا ضروری می بینم:
1 . این کتاب شرح حال پیامبران و انبیای بزرگواری است که خدای تعالی در قرآن کریم نامشان را ذکر فرموده است و به جز یکی - دو مورد، شرح حال انبیای دیگر الهی که نامشان در قرآن مذکور نیست نیامده است .
2 . کتاب هایی که در تدوین این تاریخ از آن ها استفاده کردیم، بسیار بود . به همین دلیل ما نام عمده آن ها را در انتهای کتاب ذکر کردیم، روی هم رفته آن چه بیشتر مورد استفاده ما بود کتاب های حدیثی مانند کتاب أربعه، و کتاب های شیخ صدوق رحمة الله و بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی بود . این کتاب بیشتر از روی همان احادیثی که از این کتاب ها استفاده کردیم نوشته شده است .
بسیار خشنود می شویم اگر خوانندگان محترم بذل لطف فرمایند و تذکراتی را که به نظرشان سودمند و صحیح است، به وسیله ناشر ارجمند به ما اطلاع دهنند تا اگر به جا بود در چاپ های بعدی اصلاح شود و بدین وسیله ما را مرهون محبت های خویش فرمایند.
خدای تعالی را بی نهایت سپاس گزارم که به این بنده ناتوان این توفیق را عنایت کرد که توانست در حدود قدرت و توانایی و به مقدار بضاعتی که داشته، این خدمت را انجام دهد و زندگانی پیامبران بزرگوار و انبیای الهی را از روی آیات قرآنی و روایات و تاریخ ها جمع آوری کرده و به این سبک و صورتی که ملاحظه می فرمایید، در دسترس خوانندگان محترم قرار دهد . امید است که این خدمت ناچیز مورد قبول درگاه خدای تعالی قرار گرفته و منظور نظر امام زمان حضرت بقیة الله - عجل الله تعالی فرجه الشریف - نیز بوده باشد و ذخیره ای برای روز جزا و موجب دستگیری این رو سیاه در آن سرای وانفسا بشود، ان شاء الله .
اتمام این کتاب، در روشنایی امام زاده قاسم شمیران در روز آخر ماه صفر الخیر 1394 قمری برابر با 5/1/1353 شمسی انجام گردید، و الحمدلله اولا و آخرا .
سید هاشم رسولی محلاتی

1