مدیریت علوی

نویسنده : ابو طالب خدمتی، علی آقا پیروز و عباس شفیعی

2. دقیق و عادلانه بودن ارزشیابی

عدالت از شیواترین واژه هاست و چیزی گوارا تر و شیرین تر از برقراری عدالت نیست.
همان گونه که امام جعفر صادق (ع) می فرماید:
العدل أحلی من الشهد؛ (276) عدالت از عسل شیرین تر است.
پیامبران الهی، منادیان راستین عدالت هستند، و مردم را برای به پا داشتن آن دعوت و ترغیب می کنند؛ چنان که خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ؛ (277) تحقیقاً ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن ها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانینی عادلانه) نازل کردیم تا مردم به عدالت و دادگری قیام کنند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) به عنوان آخرین و برترین پیامبران الهی از سوی خداوند متعال مأمور شد که عدالت را در جامعه بر پا دارد. خداوند متعال در مورد این مأموریت می فرماید:
قل آمنت بما أنزل الله من کتاب و أمرت لأعدل بینکم ؛ (278) (ای پیامبر) بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده است ایمان آورده ام، و مأمور هستم که در میان شما به عدالت رفتار کنم.
آن گاه خداوند سبحان دستور می دهد که همه دینداران و مؤمنان باید عدالت را، هر چند به زیان خود و بستگانشان باشد، بر پای دارند. چنان که می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو علی أنفسکم أو الوالدین و الأقربین ؛ (279) ای کسانی که ایمان آورده اید! بر پای دارنده عدالت باشید، و برای خدا شهادت دهید، اگر چه به زیان شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما باشد.
خداوند متعال عدالت را از همه چیز به تقوا، قانون تکامل انسان هاست، نزدیک تر دانسته و مردم را از این برحذر می دارد که به خاطر خشم ها و خشنودی های شخصی از آن دست بردارند، و چنین می فرماید:
و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوی ؛(280) و دشمنی با عده ای، شما را به ترک عدالت بکشاند. عدالت کنید، که به تقوا نزدیک تر است.
از دیدگاه قرآن، عدالت پیشگان و دادگران محبوب خدا هستند، و خداوند آن ها را دوست دارد و کسی که دوست حق باشد، آبشار عنایات حق بر جانش سرازیر شده و صفات خدایی در وجودش تجلی می کند؛ و انسان عادل نمودار صفت عدل خدایی است.
بنابراین، محبوب خداوند متعال است که خود فرمود:
أقسطوا ان الله یحب المقسطین؛ (281) عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد.
امام علی (ع)، قرآن زنده و ناطق، و عدالتی ممثل و محقق بود. عدالت از وجود علی (ع) می جوشید؛ از اندیشه، سخن و عمل و حکومت علی (ع) گرفته تا قضاوت، مردمداری و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی آن حضرت. عدالت علی (ع) که از عمق وجودش بر می خاست، آن قدر دقیق و عمیق بود که می فرماید:
والله لو أعطیت الاقالیم السبعة بما تحت أفلاکها، علی أن أعصی الله فی نملة أسلبها جلب شعیرة ما فعلته ؛ (282) به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه زیرا آسمان ها وجود دارد به من دهند، تا خدا را نافرمانی کرده و یک پوست جو را از مورچه ای به ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد.
یکی از شاخه ها و مصادیق اجرای عدالت در فرهنگ علوی در ارزشیابی کارکنان است. از آن جا که ارزیابی کارکنان، به حقوق مادی و معنوی آنان مرتبط می شود، اجرای عدالت اهمیت و ضرورت بیش تری پیدا می کند.
امام علی (ع) در یکی از فرازهای عهدنامه مالک اشتر، دقت و عدالت در ارزشیابی را به مالک متذکر شده و می فرماید:
ثم اعرف لکل امری منهم ما ابلی، و لا تضمن بلاء امری ء الی غیره، ولا تقصرون به دون غایة بلائه ؛ (283) سپس باید زحمات و تلاش هر کدام از آن ها را به دقت بدانی، و هرگز زحمت و تلاش یکی از آنان را به دیگری نسبت ندهی، و ارزش خدمت او را کم تر از آنچه هست، به حساب نیاوری.
امام (ع) در این سخن، توجه مالک را به این نکته جلب می کند که هنگام ارزیابی کارگزاران باید ضمن رعایت دقت کافی و لازم، عدالت در ارزشیابی آنان مراعات گردد، نه این که هنگام ارزیابی، زحمت و تلاش آنان کم تر از آن چه هست به حساب آید، یا این که با بی دقتی و بی توجهی، تلاش و زحمت یکی از آنان به دیگری نسبت داده شود.
علاوه بر این دو مورد، عوامل و ملاحظات دیگری ممکن است مانع اجرای عدالت در ارزشیابی کارکنان شود، مانند بزرگی و شرافت افراد که ممکن است کار اندک و کوچک آنان بسیار بزرگ و پرارزش تر به حساب آورده شود؛ و در مقابل، حقارت و کوچکی فرد دیگری باعث شود تا کار بزرگ و پرارزش او کوچک و کم ارزش تلقی گردد.
مولای متقیان علی (ع) این نکته را نیز به مالک اشتر تذکر داده و از او می خواهد از این دام خطرناک اجتناب نماید. آن حضرت می فرماید:
ولا یدعونک شرف امری ء الی ان تعظم من بلائه ما کان صغیراً، و لا صغة امری الی ان تستصغر من بلائه ما کان عظیماً ؛ (284) و شرافت و بزرگی کسی موجب این نشود که کار کوچک او را بزرگ شماری؛ و همچنین حقارت و کوچکی کسی باعث نشود که خدمت پر ارج او را کوچک به حساب آوری.

3. فراگیر بودن ارزشیابی

از دیگر ویژگی های نظام ارزشیابی مطلوب، جامعیت و فراگیر بودن آن است. نظام ارزشیابی باید همه افراد سازمان را در بر گیرد، و همه کارکنان، سرپرستان و مدیران و مسئولان سازمان مورد ارزیابی دقیق قرار گیرند. وجود این ویژگی، نظام ارزشیابی را کار آمد تر کرده و کاهش مقاومت کارکنان در برابر ارزشیابی را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا اگر کارکنان سازمان احساس کنند که ارزشیابی در مورد همه افراد سازمان اعمال می شود، تبعیضی در بین نیست و بین اعضا تفاوت گذاشته نمی شود، نه تنها در مقابل ارزیابی از خود مقاومتی نشان نمی دهند، بلکه از آن استقبال می کنند.
امام علی (ع) آن گاه که به مالک اشتر دستور ارزشیابی از کارگزاران حکومت می دهد، بر فراگیر بودن آن تأکید کرده و می فرماید:
لاتدع أن یکون لک عیون... فیثبتون بلاء کل ذی بلاء منهم ؛ (285) باید بازرسانی داشته باشی... تا تلاش همه تلاش کنندگان را ثبت کنند.
آن حضرت، خود نیز همه کارگزاران خویش را مورد ارزشیابی قرار می داد و میان آن ها تفاوتی قائل نمی شد، و افراد خاص و اصحاب نزدیک آن حضرت نیز، مثل کمیل بن زیاد نخعی از این قاعده مستثنا نبودند. (286)

4. کامل بودن ارزشیابی

ویژگی دیگر نظام ارزشیابی مطلوب کامل و همه جانبه بودن آن است. منظور از کامل بودن ارزیابی آن است که در ارزشیابی کارکنان، هم نقاط قوت، توانمندی ها و تلاش های آنان مورد توجه قرار گیرد، و هم نقاط ضعف و کاستی های آن ها.
بدیهی است که ارزیابی نباید فقط بر نقاط ضعف افراد تأکید کند؛ اگر چه برخی می پندارند که ارزیابی صرفاً به دنبال یافتن نقاط ضعف عملکرد کارکنان می باشد. سیستم ارزشیابی موفق و کارآمد، سیستمی است که نقاط قوت و ضعف کارکنان را با هم ارزیابی کند؛ زیرا توجه صرف به نقاط ضعف کارکنان را با هم ارزیابی کند؛ زیرا توجه صرف به نقاط ضعف عملکرد کارکنان، آنان را نسبت به نظام ارزشیابی بدبین ساخته و مقاومت و مخالفت آنان را در پی خواهد داشت.
در برخی سازمان ها، نگرش منفی کارکنان نسبت به ارزیابی را نمی توان نادیده گرفت. منشأ اصلی این بدبینی نقص و تا حدودی نگرش یکسویه نظام ارزشیابی است؛ لذا کارکنان نسبت به ارزشیابی بدبین می شوند و در مقابل آن از خود مقاومت نشان می دهند؛ در حالی که اگر کارکنان احساس کنند نظام ارزشیابی تنها به دنبال یافتن نقاط ضعف آنان نیست؛ بلکه به نقاط ارزشیابی تنها به دنبال نقاط ضعف و توانایی های آنان را بررسی کند، و هم نقاط ضعف و کاستی های آن ها را؛ آن جا که می فرماید:
ثم لا تدع ان یکون لک علیهم عیون من أهل الامانة و القول بالحق عند الناس ؛ (287) پس فرو گذار مکن که باید بازرسانی بر آنها داشته باشی... تا زحمت و تلاش همه تلاش کنندگان را ثبت کنند.
ملاحظه می شود که امام علی (ع) توجه مالک را به نقاط مثبت کارگزاران جلب کرده و توصیه می فرماید که فداکاری و تلاش کارگزاران بی کم و کاست ثبت و ضبط شود.
حضرت در بخش دیگری از عهدنامه، توجه مالک را به نقاط ضعف و کاستی ها و انحراف های احتمالی کارگزاران معطوف داشته، و چنین می فرماید:
و تحفظ من الاعوان فان أحد منهم بسط یده الی خیانة... فبسطت علیه العقوبة فی بدنه و أخذته بما اصاب من عمله... ؛ (288) اطرافیان خود را زیر نظر داشته باش؛ اگر یکی از آنان دست به خیانت زد... او را زیر تازیانه کیفر بگیر و به مقدار خیانتی که مرتکب شده او را کیفر کن....