مدیریت علوی

ابوطالب خدمتی , علی آقا پیروز , عباس شفیعی

ویژگی های نظام ارزشیابی مطلوب

همان گونه که در بحث از ضرورت ارزشیابی اشاره شد، فقدان یک نظام ارزشیابی، سازمان را با مشکل جدی مواجه می کند. در این صورت کارکنان انگیزه ای برای تلاش و کوشش پیدا نمی کنند، و انگیزه های موجود کارکنان از بین می رود؛ و در نتیجه میزان کارایی و اثر بخشی سازمان کاهش می یابد.
از سوی دیگر، هر نظام ارزشیابی نیز نمی تواند برای سازمان، مفید و برای حل مشکلات سازمان مؤثر باشد؛ بلکه عدم مطلوبیت سیستم ارزشیابی نیز مشکلاتی برای سازمان به وجود خواهد آورد که چه بسا مشکلات آن از مشکلات نبودن نظام ارزشیابی کم تر نیست. بنابراین، ضروری است که نظام ارزیابی و سنجش کارکنان دارای ویژگی هایی باشد. البته بدیهی است که نمی توان نظام ارزشیابی واحدی با ویژگی هایی مشخص، برای تمامی سازمان ها با شرایط و ویژگی های متفاوت طراحی و پیشنهاد کرد، و باید هر سازمان با توجه به شرایط مختلف خود، ویژگی های نیروی انسانی موجود، و عوامل دیگر، سیستمی مناسب و مطلوب برای خود طراحی کند و بر اساس آن نیروهای سازمان را مورد ارزشیابی قرار دهد؛ البته رعایت برخی شرایط عام و شرایط کلی در تمام نظام های ارزیابی ضروری است. در این جا به برخی از این خصوصیات و شرایط عام - که بر گرفته از منابع و متون غنی دینی اند - می پردازیم:

1. بهبود عملکرد کارکنان

اولین ویژگی یک نظام مناسب و مطلوب برای ارزشیابی کارکنان این است که هدف اصلی آن بهبود عملکرد کارکنان و رشد و پیشرفت آنان باشد. فرایند ارزشیابی باید به عنوان وسیله ای مطمئن برای شناخت نقاط قوت و ضعف کارکنان و تقویت نقاط قوت و از بین بردن نقاط ضعف، و در نتیجه بهبود عملکرد، ارتقای رشد و شکوفایی افراد به حساب آید. اگر چه هدف متوسط ارزشیابی کارکنان، دستیابی به اهدافی مثل تعیین ملاک و معیار برای پرداخت حقوق و پاداش و مواردی از این نمونه است؛ لیکن هدف نهایی، از ارزیابی آن است که اطلاعات ضروری در مورد کارکنان و عملکرد آنان جمع آوری شده، و در دسترس مدیران و مسئولان سازمان قرار گیرد، تا آنان بتوانند تصمیمات درست و مناسب در جهت بالا بردن کمیت و کیفیت عملکرد کارکنان اتخاذ نمایند.

2. دقیق و عادلانه بودن ارزشیابی

عدالت از شیواترین واژه هاست و چیزی گوارا تر و شیرین تر از برقراری عدالت نیست.
همان گونه که امام جعفر صادق (ع) می فرماید:
العدل أحلی من الشهد؛ (276) عدالت از عسل شیرین تر است.
پیامبران الهی، منادیان راستین عدالت هستند، و مردم را برای به پا داشتن آن دعوت و ترغیب می کنند؛ چنان که خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ؛ (277) تحقیقاً ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن ها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانینی عادلانه) نازل کردیم تا مردم به عدالت و دادگری قیام کنند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) به عنوان آخرین و برترین پیامبران الهی از سوی خداوند متعال مأمور شد که عدالت را در جامعه بر پا دارد. خداوند متعال در مورد این مأموریت می فرماید:
قل آمنت بما أنزل الله من کتاب و أمرت لأعدل بینکم ؛ (278) (ای پیامبر) بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده است ایمان آورده ام، و مأمور هستم که در میان شما به عدالت رفتار کنم.
آن گاه خداوند سبحان دستور می دهد که همه دینداران و مؤمنان باید عدالت را، هر چند به زیان خود و بستگانشان باشد، بر پای دارند. چنان که می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو علی أنفسکم أو الوالدین و الأقربین ؛ (279) ای کسانی که ایمان آورده اید! بر پای دارنده عدالت باشید، و برای خدا شهادت دهید، اگر چه به زیان شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما باشد.
خداوند متعال عدالت را از همه چیز به تقوا، قانون تکامل انسان هاست، نزدیک تر دانسته و مردم را از این برحذر می دارد که به خاطر خشم ها و خشنودی های شخصی از آن دست بردارند، و چنین می فرماید:
و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوی ؛(280) و دشمنی با عده ای، شما را به ترک عدالت بکشاند. عدالت کنید، که به تقوا نزدیک تر است.
از دیدگاه قرآن، عدالت پیشگان و دادگران محبوب خدا هستند، و خداوند آن ها را دوست دارد و کسی که دوست حق باشد، آبشار عنایات حق بر جانش سرازیر شده و صفات خدایی در وجودش تجلی می کند؛ و انسان عادل نمودار صفت عدل خدایی است.
بنابراین، محبوب خداوند متعال است که خود فرمود:
أقسطوا ان الله یحب المقسطین؛ (281) عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد.
امام علی (ع)، قرآن زنده و ناطق، و عدالتی ممثل و محقق بود. عدالت از وجود علی (ع) می جوشید؛ از اندیشه، سخن و عمل و حکومت علی (ع) گرفته تا قضاوت، مردمداری و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی آن حضرت. عدالت علی (ع) که از عمق وجودش بر می خاست، آن قدر دقیق و عمیق بود که می فرماید:
والله لو أعطیت الاقالیم السبعة بما تحت أفلاکها، علی أن أعصی الله فی نملة أسلبها جلب شعیرة ما فعلته ؛ (282) به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه زیرا آسمان ها وجود دارد به من دهند، تا خدا را نافرمانی کرده و یک پوست جو را از مورچه ای به ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد.
یکی از شاخه ها و مصادیق اجرای عدالت در فرهنگ علوی در ارزشیابی کارکنان است. از آن جا که ارزیابی کارکنان، به حقوق مادی و معنوی آنان مرتبط می شود، اجرای عدالت اهمیت و ضرورت بیش تری پیدا می کند.
امام علی (ع) در یکی از فرازهای عهدنامه مالک اشتر، دقت و عدالت در ارزشیابی را به مالک متذکر شده و می فرماید:
ثم اعرف لکل امری منهم ما ابلی، و لا تضمن بلاء امری ء الی غیره، ولا تقصرون به دون غایة بلائه ؛ (283) سپس باید زحمات و تلاش هر کدام از آن ها را به دقت بدانی، و هرگز زحمت و تلاش یکی از آنان را به دیگری نسبت ندهی، و ارزش خدمت او را کم تر از آنچه هست، به حساب نیاوری.
امام (ع) در این سخن، توجه مالک را به این نکته جلب می کند که هنگام ارزیابی کارگزاران باید ضمن رعایت دقت کافی و لازم، عدالت در ارزشیابی آنان مراعات گردد، نه این که هنگام ارزیابی، زحمت و تلاش آنان کم تر از آن چه هست به حساب آید، یا این که با بی دقتی و بی توجهی، تلاش و زحمت یکی از آنان به دیگری نسبت داده شود.
علاوه بر این دو مورد، عوامل و ملاحظات دیگری ممکن است مانع اجرای عدالت در ارزشیابی کارکنان شود، مانند بزرگی و شرافت افراد که ممکن است کار اندک و کوچک آنان بسیار بزرگ و پرارزش تر به حساب آورده شود؛ و در مقابل، حقارت و کوچکی فرد دیگری باعث شود تا کار بزرگ و پرارزش او کوچک و کم ارزش تلقی گردد.
مولای متقیان علی (ع) این نکته را نیز به مالک اشتر تذکر داده و از او می خواهد از این دام خطرناک اجتناب نماید. آن حضرت می فرماید:
ولا یدعونک شرف امری ء الی ان تعظم من بلائه ما کان صغیراً، و لا صغة امری الی ان تستصغر من بلائه ما کان عظیماً ؛ (284) و شرافت و بزرگی کسی موجب این نشود که کار کوچک او را بزرگ شماری؛ و همچنین حقارت و کوچکی کسی باعث نشود که خدمت پر ارج او را کوچک به حساب آوری.