مدیریت علوی

نویسنده : ابو طالب خدمتی، علی آقا پیروز و عباس شفیعی

فصل پنجم خود کنترلی

مقدمه

بی تردید مدیران سازمان ها وظایفی بر عهده دارند که انجام دادن آنها، زمینه موفقیت آنان، و نیز دستیابی به اهداف سازمان را فراهم می کنند. از جمله این وظایف، کنترل و نظارت است، که هم اکنون بخش وقت مدیران را به خود اختصاص داده و احیاناً، آنان را از وظایف دیگری همچون برنامه ریزی، انگیزش باز داشته است. به جرأت می توان گفت یکی از معضلات مدیریتی در کشور ما لزوم نظارت جدی و مداوم در عملکرد کارکنان است؛ زیرا بسیاری از کارکنان مادام که مورد نظارت شدیدی قرار نگیرند، وظایف خود را به درستی انجام نمی دهند؛ از این رو، باید مدیر آنان را پیوسته تحت نظارت خویش قرار داده و پیگیر امور باشد تا سازمان از چرخه حیات خود باز نایستد. اینجا است که مدیر به طور طبیعی از پرداختن به وظایف دیگر خود باز می ماند.
از دیگر سوی نتیجه پژوهش ها نشان داده است که چنین نظارتی، به ویژه در مورد کارکنان متخصص و نیروی انسانی سطح بالا، نه تنها باعث افزایش بهره وری نخواهد شد، بلکه تا حد بسیار زیادی با ایجاد احساس عدم وابستگی به سازمانی که به او عدم اعتماد نشان می دهد، موجب کاهش بهره وری واقعی خواهد شد. به طور کلی نظارت نیروی انسانی باعث کاهش انگیزه برای کار و به این ترتیب انجام دادن کار واقعی می گردد. در ضمن نظارت نیروی انسانی باعث از بین رفتن قوه خلاقیت شده و از بروز احساس مسئولیت و سهیم شدن در رسیدن به هدفهای سازمان جلوگیری می نماید (220) از این رو، قالب سازمان ها از یک بلای دیگر کنترلی رنج می برند.
البته این مطلب به معنای نفی ضرورت نظارت نیست، اما زیاده روی در آن، پیشامدهای منفی در پی دارد.
برای رهایی از این گرفتاری، که بیش ترین وقت مدیران را به خود مشغول کرده است، باید در پی یافتن نوعی دیگری از نظارت بود که مضرات دیگر کنترلی را نداشته یا در عین حال مکمل نظارت نیز باشد. این در صورتی است که هر فرد، از درون، ناظر و کنترل کننده خویش باشد. آن گاه این سؤال مطرح می شود که چگونه می توان افراد را در سازمان ها خود کنترل ساخت، و در حقیقت چه راه هایی برای ایجاد خود کنترلی وجود دارد؟
ابتدا لازم است تعریف نسبتاً دقیقی از خود کنترلی ارائه شود و سپس نقش و اهمیت آن در مقایسه با انواع نظارت بیرونی بیان گردد.

تعریف خود کنترلی

درباره خود کنترلی تعریف خاصی ارائه نشده است؛ ولی می توان خود کنترلی را مراقبتی درونی دانست، که بر اساس آن وظایف محول شده انجام، و رفتارهای ناهنجار و غیر قانونی ترک می گردد، بی آن که نظارت و یا کنترل خارجی در بین بوده باشد. هنگامی که کسی بی توجه به کنترل خارجی، تلاش خود را مصروف انجام دادن کاری که بر عهده او گذارده شده نماید و مرتکب خلافی از قبیل کم کاری، سهل انگاری نگردد، از کنترل درونی بهره مند است. در این صورت است که نظارت خارجی در تحقیق چنین رفتاری که متضمن انجام دادن وظیفه و ترک کردن خلاف است نقشی نداشته و تنها، مراقبت درونی است که موجب رفتار مزبور می گردد.
بر این اساس می توان در یک فرمول چنین آورد:
انجام دادن وظایف (کار) پرهیز از خلاف (هر دو مورد بدون نظارت تأثیر گذار بیرونی) خود کنترلی