فهرست کتاب


مدیریت علوی

ابوطالب خدمتی , علی آقا پیروز , عباس شفیعی

دقت در نظارت

اهمیت ویژه و ضرورت امر نظارت اقتضا می کند که دقت و حساسیت کافی در انجام دادن آن وجود داشته باشد.
امیر مؤمنان علی (ع) در مورد نظارت بر عملکرد کارگزاران و مراقبت از آنان، با دقت و حساسیت عمل می کرد، و هیچ گونه ملاحظه ای روا نمی داشت. این دقت و حساسیت در نظارت بر عملکرد کارگزاران به حدی بود که شرکت یکی از کارگزاران ایشان در یک میهمانی اشرافی از نظر آن حضرت مخفی نماند؛ چنان که وقتی کارگزار ایشان در بصره و فرماندار آن جا یعنی عثمان بن حنیف در مجلس مهمانی یکی از اشراف و بزرگان بصره شرکت کرد و خبر آن به امام علی (ع) رسید؛ نامه ای به وی نوشت و او را این چنین توبیخ کرد:
اما بعد یابن حنیف! فقد بلغنی ان رجلاً من فتیة اهل البصرة دعاک الی مادبة، فاسرعت الیها، تستطاب لک الالوان و تنقل الیک الجفان؛ و ما ظننت انک تجیب الی طعام قوم عائلهم مجفو، و غنیهم مدعو ؛ (189) اما بعد: ای پسر حنیف! همانا به من گزارش رسیده که یکی از جوانان اهل بصره، تو را به سفره مهمانی دعوت کرده و تو به سرعت به سوی آن شتافته ای، و در آن جا برای تو غذاهای رنگارنگ و ظرف های بزرگ غذا پی در پی آورده اند. گمان نمی کردم که تو مهمانی افرادی را بپذیری که نیازمندانشان از آن (سفره) رانده شده و ثروتمندان شان دعوت شده اند.
حضرت علی (ع) در مورد نظارت بر کارگزاران و مراقبت بر عملکرد آنان انعطاف نابجا و گذشت بی مورد نداشت؛ و به هیچ وجه اجازه تصرف بیجا در حقوق مردم و اموال عمومی را به آنان نمی داد؛ و در این مورد با دقت و شدت تمام عمل می کرد.
زمانی که مأموران مخفی آن حضرت گزارش می دادند که یکی از کارگزاران ایشان و بیت المال دراز کرده است؛ امام (ع) با شدت تمام با او برخورد نمود و فرصت ادامه خیانت به او نداد. آن بزرگوار هرگز به خاطر مصلحت های زودگذر حکومتی، با خیانت گران و تضییع کنندگان حقوق مردم مسامحه نمی کرد؛ بلکه بلافاصله دست متجاوز را قطع می نمود.
از نمونه های دقت و شدت عمل ایشان در مراقبت بر کارگزاران، برخورد آن حضرت با منذر بن جارود عبدی است. منذر از کارگزاران آن حضرت و فرماندار یکی از شهرها بود که مسئولیت خود مرتکب کار خلاف و خیانت شده بود. هنگامی که مأموران آن حضرت به ایشان گزارش دادند که منذر خیانت کرده و حقوق مردم را تضییع می کند، نامه ای به او نوشت، و او را مورد توبیخ و عتاب شدید قرار داد، و برای بررسی دقیق و همه جانبه مطلب از او خواست تا خدمت امام (ع) برسد و توضیح دهد. قسمتی از نامه آن حضرت خطاب به منذر چنین است:
فاذا انت فیما رقی الی عنک لاتدع لهواک انقیاداً و لا تبقی لآخرتک عتاداً، تعمر دنیاک بخراب آخرتک و تصل عشیرتک بقطیعة دینک، ولئن کان ما بلغنی عنک حقاً، لجمل أهلک و شسع نعلک خیر منک، و من کان بصقتک فلیس بأهل ان یسد به ثغر، او ینفذ به امر، او یعلی به قدر، او یشرک فی أمانة، او یؤمن علی جبابة؛ فأقبل الی حین یصل الیک کتابی هذا ؛ (190) حال به من خبر دادند که تو از پیروی هوا و هوس دست بر نداشته و برای آخرت خود چیزی باقی نگذاشته ای. دنیایت را با ویرانی آخرت آباد می سازی، و پیوندت را با خویشاوندانت، به قیمت از دست دادن دینت برقرار می کنی. اگر آنچه در مورد تو به من گزارش شده است، درست باشد؛ همانا شتر خانواده ات و بند کفشت از تو بهتر هستند! و کسی که همچون تو باشد نه شایستگی این را دارد که حفظ مرزی را به او بسپارند، و نه کاری به وسیله او اجرا شود، یا قدر و منزلت او را بالا برند، و یا در امانتی او را شریک نمایند، و یا در جمع آوری بیت المال به او اعتماد کنند. آن گاه که این نامه من به دستت رسید به سوی من حرکت کن!.
این نامه نیز بیانگر حساسیت زیاد و وقت بالای امیر مؤمنان (ع) در نظارت و کنترل بر اعمال و رفتار کارگزاران می باشد، و مبین این مطلب است که حضرتش در مراقبت بر عملکرد کارگزاران هیچ گونه مسامحه و انعطاف نابجا روا نمی داشت و از آنان حسابرسی دقیق و همه جانبه و شدیدی به عمل می آورد.
از دیگر نمونه های دقت و شدت امام (ع) در مراقبت و نظارت بر عملکرد کارگزاران و برخورد با آنان، نامه آن حضرت به یکی دیگر از کارگزاران حکومتی است که گزارش رسیده بود در بیت المال خیانت کرده است. حضرت نیز طی نامه ای به او نوشت:
و انی اقسم بالله قسماً صادقاً لئن بلغنی انک خنت فی فی ء المسلمین شیئاً صغیراً او کثیراً، لأشدن علیک شدة تدعک قلیل الوفر، ثقیل الظهر، ضئیل الأمر ؛ (191) صادقانه به خداوند سوگند یاد می کنم که اگر به من گزارش برسد که از غنایم و بیت المال مسلمانان چیزی کم یا زیاد به صورت خیانت برداشته ای، چنان بر تو سخت می گیرم که اندک مال مانی، و درمانده به هزینه عیال، و خوار و پریشان حال!.

عدالت در نظارت

بر اساس گواهی تاریخ یکی از ویژگی های برجسته امیر مؤمنان (ع) عدالت بوده است، و داستان امام علی (ع) در مورد احیا و اجرای عدالت، از نکات زیبای زندگی و شخصیت آن بزرگوار می باشد. آن مرد الهی در همه کارها حتی در ساده ترین و کوچک ترین زوایای زندگی اش عدالت را در نظر داشت؛ به گونه ای که گفته اند علی (ع) شهید عدالت خویش است. جرج جرداق نویسنده معروف مسیحی، می گوید: هیچ جای شگفتی نیست که علی دادگرترین مردم باشد، بلکه اگر چنین نبود جای تعجب بود!. (192)
امیر مؤمنان حضرت علی (ع) در مورد نظارت بر عملکرد کارگزاران نیز مانند همه کارهای دیگر خود، از محور عدالت دور نمی شد. تأمل در برخی از نامه های آن حضرت به کارگزاران خویش، بیانگر آن است که ایشان در مسأله نظارت و مراقبت بر کارگزاران، در عین دقت و شدت، بسیار عادلانه و منصفانه رفتار می کرد.
ایشان تنها به گزارش های رسیده اکتفا نمی کرد، و فقط با تکیه بر آن ها در مورد کارگزاران خود قضاوت نمی نمود؛ بلکه علاوه بر آن گزارش ها، کارگزاران خود را به حضور می طلبید و از آنان در مورد عملکردشان سؤال می کرد؛ و یا از آنان می خواست که گزارش دقیق عملکرد خود را به صورت کتبی خدمت ایشان ارسال کنند. این روش نشان می دهد که آن حضرت با وجود تأکیدی که بر دقت در نظارت داشت، و با وجود سخت گیری هایی که اعمال می نمود، به هیچ وجه عدالت و انصاف را نادیده نمی گرفت، و راضی نمی شد که در این مورد افراط و زیاده روی شود، و در نتیجه ظلم و ستم متوجه یکی از کارگزاران گردد، و احیاناً آبرو و حیثیت او زیر سؤال برود.
عبارت فارفع الی حسابک؛ گزارش عملکرد خود را برای من بفرست.؛ که در برخی از نامه های ایشان به کارگزارانش وجود دارد گویای این واقعیت است. ایشان در نامه ای به یکی از فرمانداران خود می نویسد:
اما بعد فقد بلغنی عنک امر ان کنت فعلته فقد اسخطت ربک وعصیت امامک واحزیت امانتک بلغنی انک جردت الأرض فأخذت ما تحت قدمیک وأکلت ما تحت یدیک، فارفع الی حسابک واعلم ان حساب الله أعظم من حساب الناس ؛ (193) اما بعد: در مورد تو چیزی به من گزارش شده است که اگر آن را انجام داده باشی، پروردگارت را به خشم آورده ای و از امام خودت نافرمانی کرده، و امانت (فرمانداری) را به رسوایی کشیده ای. به من خبر رسیده است که تو زمین های آباد را ویران کرده و آنچه توانسته ای
تصاحب نموده ای؛ و از بیت المال، که زیر دست تو بوده است، خورده ای. پس حساب خویش را برایم بفرست و بدان که حسابرسی خدا از حساب مردم بزرگ تر است.
بر اساس این نامه، یکی از فرمانداران و کارگزاران حضرت، دست به کارهای خلاف زده و خیانتی مرتکب شده بود. هنگامی که این گزارش به حضرت رسید، به آن گزارش اکتفا نکرد، و تنها بر اساس آن تصمیم نگرفت؛ بلکه نامه ای به کارگزار خود نوشت و پس از بیان گزارش های دریافتی، از او خواست که بی درنگ گزارشی از عملکرد خود برای آن حضرت ارسال کند.
در برخی از موارد، پس از دریافت گزارش در مورد یکی از کارگزاران، نامه ای به او می نوشت و از او می خواست که نزد امام (ع) حضور یابد، تا در مورد آن گزارش، از خود او نیز تحقیق نماید. نمونه بارز این عملکرد، نامه ای است که امام (ع) به منذر بن جارود عبدی که یکی از فرمانداران آن حضرت بود، نوشت و به او اعلام نمود که گزارشی در مورد او به دستش رسیده است؛ لیکن به منظور بررسی دقیق تر لازم است که به محضر امام (ع) برسد.
همچنین امام (ع) در برخی از نامه ها، می فرماید: و لئن کان ما بلغی عنک حقاً...؛ اگر آن گزارشی که در مورد تو، به من رسیده حقیقت داشته باشد.... این جمله نیز گویای این مطلب است که امام علی (ع) در برخورد با کارگزاران خویش عدالت را از یاد نبرده و از حد انصاف خارج نمی شد و صرفاً یک گزارش را مبنای تصمیم گیری قرار نمی داد. البته این قاعده کلی استثنا نیز دارد؛ و آن، زمانی است که مطلبی در مورد یکی از کارگزاران یا کارکنان سازمان از راه های مختلف برای مدیر نقل شود و گزارش های متعدد از طرف مأموران مختلف در مورد آن قضیه به دست مدیر برسد. در این صورت مدیر می تواند! همان گزارش ها اکتفا نموده و بر مبنای آن تصمیم گیری و عمل نماید.
امام علی (ع) در ضمن سفارش های خود به مالک، این نکته را نیز یادآور شده و می فرماید:
فان احد منهم بسط یده الی خیانة اجتمعت بها علیه عندک اخبار عیونک، اکتفیت بذلک شاهداً، فبسطت علیه العقوبة فی بدنه و أخذته بما أصاب من عمله ؛ (194) اگر یکی از آن ها (کارگزاران و کارکنان تو) دست به خیانت زد و مأموران سری تو بالاتفاق چنین گزارشی را دادند، به همین مقدار از شهادت قناعت کن و او را زیر تازیانه کیفر بگیر و به مقدار خیانتی که انجام داده کیفرش ده.

نظارت بر اطرافیان

اطرافیان و نزدیکان مدیران و مسئولان سازمان ها، افرادی هستند که رابطه بیش تری با آنان داشته و بعضاً بین آن ها رابطه دوستی یا خویشاوندی برقرار است. نظارت بر عملکرد اطرافیان و کنترل رفتارهای آنان از ضرورت های انکارناپذیر برای مدیران بوده و عدم توجه به این امر ممکن است صدمات جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد.
معمولاً در سازمان ها، برخی از افراد رابطه بیش تر و نزدیک تری با مدیر پیدا کرده، و به مرور زمان بین آن ها دوستی و ارتباطات نزدیک به وجود می آید. البته در بین کسانی که از بیرون سازمان، با سازمان مرتبط هستند نیز افرادی وجود دارد که آشنایی، دوستی و یا خویشاوندی با مدیران و مسئولان سازمان داشته و یا برقرار می کنند. این روابط ویژه باعث می شود که توقعات و انتظارات خاصی در این افراد به وجود بیاید، آنان خود را متمایز از دیگران دانسته و حقوق و امتیازات ویژه ای برای خود قائل شوند.
مثلاً کسانی که در داخل سازمان ارتباط نزدیکی با مدیر دارند، ممکن است بر مبنای این رابطه، سازمان را مراعات نکنند؛ یا توقعات بیجا داشته و امتیازات ویژه ای طلب نمایند.
همچنین دوستان و خویشاوندان مدیر در خارج از سازمان بر اساس همین دوستی و خویشاوندی، ممکن است انتظار داشته باشند که امتیازات ویژه ای به آن ها تعلق بگیرد.
مدیران و مسئولان سازمان های مختلف، باید به گونه ای عمل کنند که این انتظارات نادرست در این گونه افراد به وجود نیاید؛ و آنان مطمئن باشند که در نظر مدیر و مسئول سازمان هیچ تفاوتی بین آنان و دیگران وجود ندارد.
امام علی (ع) علاوه بر این که خود مراقب اطرافیان خویش بوده و در مقابل توقعات نابجای آن ها ایستادگی می کرد، به کارگزاران خویش دستور می داد تا مراقب اطرافیان باشند. آن حضرت در ضمن سفارش های خود به مالک اشتر می فرماید:
و تحفظ من الأعوان؛ (195) اعوان و انصار خویش را سخت زیر نظر بگیر.