مدیریت علوی

نویسنده : ابو طالب خدمتی، علی آقا پیروز و عباس شفیعی

6. پرهیز از شتابزدگی

تصمیم گیری زمانی منطقی می نماید که در آن از عجله و شتابزدگی پرهیز شده باشد. هرگاه قبل از آماده شدن مقدمات و مهیا شدن اسباب و لوازم ضروری یک مسأله، اقدام به اتخاذ تصمیم در مورد آن گردد، تصمیم اخذ شده از آفت عجله و شتابزدگی مصون نیست. بدیهی است که کارها، در صورتی به نتیجه می رسند که مقدمات و شرایط لازم برای آن ها محقق شده و نیز زمان مناسب برای آن ها فرا رسیده باشد؛ اما اگر تصمیم گیری؛ با مقدمات لازم همراه نبوده باشد، قطعاً نمی توان انتظار داشت که کارها به نتیجه مطلوب برسند.
امام علی (ع) ضرورت پرهیز از شتابزدگی بی مورد را به مالک اشتر گوشزد کرده و می فرماید:
ایاک و العجلة بالأمور قبل أوانها و التسقط فیها عند امکانها، او الجاجة فیها اذا تنکرت او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع کل أمر موضعه و اوقع کل عمل موقعه ؛ (154) از عجله و شتابزدگی در مورد کارهایی که وقت انجام دادنشان نرسیده؛ یا سستی در کارهایی که امکان عمل آن فراهم شده؛ یا پافشاری و اصرار در اموری که روشن نیست؛ یا سستی در کارها، هنگامی که روشن و واضح است؛ برحذر باش. پس هر امری را در جای خویش قرار داده و هر کاری را بموقع خود انجام بده.
انجام دادن هر کار بدون فراهم کردن مقدمات لازم، و پیش از فرا رسیدن زمان مناسب آن، و نیز تصمیم گیری در مورد مسأله ای بدون بررسی همه جوانب و زوایای آن، و بدون توجه به زمان و مکان، و مبتنی بر شتابزدگی، کاری نابخردانه است؛ زیرا علاوه بر این که نتیجه مطلوبی به دنبال نخواهد داشت، چه بسا پیامدهای مختلف و خسارات و آسیب هایی را به دنبال آورد.
البته همان گونه که شتابزدگی و عجله، مطلوب نیست و ممکن است پیامدهای نامطلوب و ناخواسته ای به همراه داشته باشد، سستی و کوتاهی نیز نتایج و آثار نامطلوبی در پی دارد. بدون شک اگر زمینه لازم برای اخذ تصمیم و سپس انجام دادن کاری مهیا بود، در آن صورت، کوتاهی کردن و سستی بی مورد نیز باعث هدر رفتن بسیاری از امکانات و فرصت ها خواهد شد، و فرد یا سازمان با مشکلات بسیاری مواجه گشت و خسارات فراوانی از این رهگذر به بار خواهد آمد. بر این اساس، امام علی (ع) در سفارش یاد شده، هر دو جهت مسأله را مورد توجه قرار داده و به مالک توصیه می کند که هم از شتاب بی مورد در کارها پرهیز کند و هم سستی نابجا اجتناب نماید. در نگاه حضرت (ع)، شتابزدگی در کارها و تصمیم گیری ها، و نیز سستی در آن ها، کاری نابخردانه است. آن حضرت در این مورد می فرماید:
من الخرق العجلة قبل الامکان و الاناة بعد اصابة الفرصة ؛ (155) شتاب کردن قبل از به وجود آمدن امکان، و درنگ کردن بعد از به دست آمدن فرصت، نشانه بی خردی است.
شاید یکی از دلایل این امر آن باشد که هر گاه اقدامی بر اساس تصمیمی شتابزده صورت پذیرد، ثمر بخش نبوده و به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
امام علی (ع) می فرماید:
لا اصابة لعجول؛ (156) انسان عجول و شتابزده، به نتیجه (مطلوب) نمی رسد.
عدم توجه به فراهم شدن مقدمات و مهیا شدن شرایط لازم، و شتابزده عمل کردن و تصمیم گرفتن، فرد یا سازمان را از دستیابی به اهداف خود باز داشته و موجب گرفتار شدن در لغزش و اشتباه خواهد شد.
آن حضرت (ع) بعد از سفارش مؤکد به پرهیز از شتابزدگی و عجله، آن را همراه با لغزش و خطا دانسته و می فرماید:
ایاک و العجل فانه مقرون بالعثار؛ (157) از شتابزدگی بپرهیز، که شتابزدگی با لغزش همراه است.
شتابزدگی باعث می شود که فرد یا سازمان نتواند از امکانات و منابع موجود خود به نحو مطلوب و شایسته استفاده نماید؛ در نتیجه از این نحوه تصمیم گیری پشیمان می شود؛ چنان که در گفتار امام (ع) پشیمانی را یکی از پیامدهای نامطلوب شتابزدگی دانسته و می فرماید:
احذروا العجلة فانها تثمر الندامة؛ (158) از شتابزدگی بپرهیزید که همانا نتیجه آن پشیمانی است.
همچنین آن حضرت، یکی دیگر از نتایج سوء و پیامدهای نامطلوب عجله و عدم توجه به آماده سازی امکانات لازم، و فراهم نکردن مقدمات ضروری را ایجاد غصه و اندوه بیان کرده و می فرماید:
العجل قبل الامکان، یوجب الغصه؛ (159) عجله، قبل از توانایی و امکان، باعث غصه و اندوه می شود.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت که از دیدگاه امام علی (ع) شتابزدگی در تصمیم گیری، و انجام دادن کارها بدین شیوه نشانه نابخردی است، و باعث آن می شود که فرد یا سازمان از دستیابی به اهداف مورد نظر و کسب نتایج مطلوب باز بمانند. همچنین توجه نکردن به شرایط زمانی و مکانی، و فراهم نبودن مقدمات و امکانات لازم، موجب لغزش و خطای تصمیم گیرنده می شود؛ و اندوه و پشیمانی او را به دنبال خواهد داشت. آن بزرگوار در یکی دیگر از سخنان خود می فرماید:
و لا تعجلوا فی امر حتی تتبینوا؛ (160) در هیچ کاری شتاب نکنید، تا آن را تبیین و بررسی کنید.
آن امام، همان گونه که اصحاب و یاران خود را از شتابزدگی در تصمیم گیری باز می داشت، در تصمیم گیری های خود نیز به این اصل مهم توجه می کرد، و هرگز شتابزده تصمیم نمی گرفت. از مصادیق این نکته پرهیز آن حضرت از عجله در مورد جنگ صفین است.
آن گاه که سپاه امام (ع) وارد صفین شد، معاویه میان لشکر امام و آب فرات، لشکر انبوهی مستقر نمود، تا جایی که امکان دسترسی امام (ع) و سپاهیانش به آب فرات سلب گردید. مدتی به این منوال گذشت و ذخایر آب در سپاه امام (ع) رو به کاهش بود. بی آبی و عطش یاران امام را تهدید می کرد، تا این که لشکر امام (ع) با یک حمله برق آسا به فرات رسید و دست یاران معاویه را از فرات کوتاه شد، اما بزرگواری، عظمت روحی و اخلاق اسلامی امام (ع) مانع از آن شد که با معاویه مقابله به مثل کرده و آب را بر لشکریان او ببندد.
بعد از تسلط لشکر امام (ع) بر فرات، و با وجود اصرار شدید یارانش برای شروع جنگ، حضرت آنان را از شتابزدگی در جنگ با مردم شام باز داشت. تعلل حضرت در جنگ، این توهم را را برای اصحابش پیش آورد که امام (ع) قصد جنگ ندارد؛ حتی بعضی پا را فراتر گذاشته و به آن بزرگوار نسبت عجز و ناتوانی داده و گفتند که از مرگ می ترسد! و گروهی گفتند که درباره جنگ با مردم شام مردد و مشکوک است!
امام علی (ع) در جواب کسانی که از تأخیر در فرمان جنگ ناراحت بودند و چنین توهماتی در مورد آن حضرت داشتند، فرمود:
اما قولکم: أکل ذلک کراهیة الموت؟ فوالله ما أبالی، دخلت الی الموت أو خرج الموت الی. و اما قولکم شکاً فی أهل الشام! فوالله ما دفعت الحرب یوماً الا و أنا اطمع أن تلحق بی طائفة فتهتدی بی، و تعشو الی ضوئی، و ذلک احب الی من أن اقتلها علی ضلالها، و ان کانت تبوء بآثامها ؛ (161) اما این که می گویید آیا این اندازه درنگ و مسامحه در جنگ از ترس مرگ است؛ به خدا سوگند، باک ندارم از این که من به سوی مرگ بروم یا مرگ به سوی من آید؛ و اما این که می گویید در مورد مبارزه با شامیان تردید دارم، به خدا سوگند، که من هیچ روزی جنگ را به تأخیر نینداختم جز این که امید دارم عده ای از آن ها به ما پیوسته و هدایت شوند؛ و پرتوی از نور مرا ببینند؛ و این برای من از کشتن آنان در حال گمراهی دوست داشتنی تر است؛ اگر چه در صورت کشته شدن به جرم گناهانشان گرفتار می شوند.
این مورد و مواردی از این دست نشان می دهد که امام (ع) شتابزده تصمیم نمی گرفت. خود داری و تعلل ایشان از جنگ با معاویه و سپاهیان شام بدان امید بود که این قضیه به گونه دیگری حل و فصل شود، و خون مسلمانان ریخته نشود.
البته پرهیز از شتابزدگی در تصمیم گیری همیشه و در همه جا مطلوب نیست؛ بلکه در برخی از موارد لازم است که با سرعت در مورد مسأله ای تصمیم گرفته شود و سپس اجرا گردد؛ مثلاً زمانی که سازمان با بحران رو به رو شده باشد، مدیران سازمان بایستی در حداقل زمان ممکن در مورد رفع بحران پیش آمده تصمیم بگیرند و تلاش کنند تا سازمان را نجات دهند؛ و یا آن گاه که جوانب امر خیلی ساده و روشن است، در آن جا نیز تعلل در اتخاذ تصمیم مطلوب نیست؛ لیکن هرگاه مسأله مورد نظر، امری مهم بود و پیامدهای مهمی به دنبال داشت، لازم است که با تأمل بیش تری تصمیم گیری شود، و از شتابزدگی در تصمیم گیری اجتناب گردد.

7. توکل

توکل از مباحث مهم تصمیم گیری در مدیریت اسلامی، و یکی از اجزای اصلی آن است.
توکل به معنای اعتماد و اتکا بر خداوند متعال در تمام کارها، و نیز تکیه بر اراده او است، با اعتقاد به این که خداوند آفریننده سبب ها و مسلط بر همه آن ها است؛ و سبب ها با اراده او در سببیت کامل می شوند و تأثیر می گذارند. توکل در این مفهوم بدان معنا نیست که انسان از جستن نیازهای خود و فراهم کردن مقدمات آن ها بی نیاز باشد، و گمان کند که وسایل ظاهری و طبیعی، سببیت ندارند؛ بلکه به این معنا است که توجه اصلی انسان به خداوند متعال معطوف گردد، و تنها به فضل او امیدوار باشد؛ ضمناً از ابزار طبیعی نیز استفاده نماید. با توکل بر خداوند متعال می توان خود را به حقیقت هستی و سبب اصلی متصل گرداند؛ سببی که برتر از او سببی نیست، و اراده ای که مغلوب هیچ اراده ای نمی شود؛ و در واقع نظام اسباب و مسببات، همه از علم و اراده او سرچشمه می گیرد. انسان، با توکل بر خداوند متعال از نظر اراده و سایر صفات روحی چنان قوی و نیرومند می شود که با جدیت و امید فوق العاده به عرصه اجرای امور گام می نهد. بنابراین، توکل بر خدا و حواله کردن همه امور به او، و اعتقاد به این که قدرت و اراده ای جز توان و اراده خداوند متعال در عالم هستی ساری و جاری نیست، یکی از عوامل تأثیر گذار بر اراده آدمی است؛ و هیچ چیز مانند توکل به خداوند، اراده انسان را محکم و استوار نمی کند، و اسباب توفیق او را فراهم نمی سازد.
امیر مؤمنان (ع) در یکی از بیانات خویش این حقیقت ناب در متذکر شده و می فرماید:
اصل قوة القلب التوکل علی الله؛ (162) اساس قوت قلب، توکل بر خداوند است.
توکل از عوامل ارزشمندی است که در همه شاخص های مدیریت تأثیر گذار است؛ لیکن تأثیر آن در تصمیم گیری بروز بیش تری دارد. نقش توکل در تصمیم گیری، مصادیق متعددی می تواند داشته باشد؛ مثلاً وقتی که انسان از لحاظ روحی و روانی در مضیقه قرار گرفته و توان مقابله با مشکلات را در خود نمی بیند، توکل بر خداوند، نیرویی به او می بخشد که می تواند در مقابل مشکلات ایستادگی کند؛ یا جایی که ممکن است تصمیم گیری مخاطراتی به دنبال داشته باشد، توکل به خداوند راه را برای یک تصمیم گیری مناسب هموار می کند.
از سوی دیگر، گاهی اجرای تصمیم گرفته شده، عواقب نامطلوب در پی دارد. ترس از این عواقب ناخوشایند، موجب سستی در امر تصمیم گیری می شود. در این صورت چیزی که می تواند سستی را از میان برده و زمینه را برای یک تصمیم گیری مناسب آماده نماید، توکل و اعتماد به نیرویی است که فراتر از همه نیروها است؛ و آن ذات مقدس خداوند متعال است.
توکل، رمز بهره مندی از امدادهای غیبی است؛ و هر گاه انسان در کارهای خود بر خداوند متعال توکل کند، او نیز درهای رحمت خود را به روی او می گشاید و امدادهای غیبی خویش را به مدد او می فرستد. امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید:
من توکل علیه کفاه و من سأله اعطاه؛ (163) هر کس که بر او توکل کند، کفایتش می کند؛ و هر کس از او چیزی طلبد، عطایش می کند.
بنابراین، در تصمیم گیری، به ویژه در مورد کارهای مهم که طبعاً با پیامدهای زیادی ملازم است توکل و اعتماد بر خداوند متعال می تواند بر اضطراب و ترس و دودلی غلبه کرده و راه را برای تصمیم گیری مطمئن و اصولی هموار سازد. البته توکل، تنها باعث از بین رفتن دغدغه ها و اضطراب ها نمی شود؛ بلکه علاوه بر آن، مایه ایجاد آرامش روحی و روانی در انسان، و گشوده شدن درهای رحمت الهی به روی انسان و رسیدن امدادهای غیبی است؛ همان گونه که حضرت علی (ع) می فرماید:
توکل علی الله سبحانه فانه قد تکفل بکفایة المتوکلین علیه ؛ (164) بر خداوند سبحان توکل کن؛ چرا که خداوند متعال، کفایت و پشتیبانی کسانی را که به او توکل نمایند به عهده گرفته است.
این سخن گهربار، الهام گرفته از قرآن کریم است؛ آن جا که خداوند متعال می فرماید:
و من یتق الله یجعل له مخرجاً. و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ؛ (165) و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم آورد؛ و او را از جایی که گمان ندارد روزی دهد؛ و هر کس که بر خدا توکل نماید، خداوند برای او بس است.

8. انواع تصمیم گیری

امروزه در اکثر سازمان ها، تصمیمات به دو صورت فردی و گروهی اتخاذ می شود. تصمیم گیری های فردی و گروهی هر یک نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود دارند.
علت اصلی روی آوردن سازمان های امروزی به تصمیم گیری گروهی این عقیده است که همواره کارآیی دو فکر بهتر از دستاوردهای یک فکر است. دامنه این اندیشه و عقیده تا به آن جاست که در حال حاضر بسیاری از تصمیمات سازمان ها از سوی گروه یا کمیته فنی گرفته می شود؛ حتی در برخی از سازمان ها کمیته اجرایی دائمی به وجود آمده است که جلسه ها یا نشست های مرتب و مستمر دارند.
برای بررسی و یافتن راه حل مسائل خاص، گروه ها یا تیم های تخصصی تشکیل می شود که می توانند مسائل را تجزیه و تحلیل کنند؛ برای ارائه محصولات جدید، تیم های موقتی تشکیل می شود، و برای حل مسائل مربوط به تولید، دوایر کیفیت شکل می گیرد، که کارکنان و مدیران، اعضای آن هستند. این ها نمونه هایی از گروه ها یا تیم های تخصصی هستند که برای منظورهای خاص در سازمان تشکیل می شوند. (166)
تصمیم گیری های فردی و گروهی هر یک دارای نقاط قوت و ضعف می باشند که ذیلاً به مهم ترین آن ها اشاره می شود: