مدیریت علوی

نویسنده : ابو طالب خدمتی، علی آقا پیروز و عباس شفیعی

الف) ویژگی های اطلاعات مطلوب

بدون شک، اطلاعات یکی از عوامل مهم در مباحث مختلف خصوصاً در فرایند تصمیم گیری و تعیین خط مشی است؛ لیکن این امر در صورتی می تواند نقش اساسی خود را به خوبی ایفا کند که دارای ویژگی های مهم اطلاعات، کیفیت و دقت است. مدیران و خط مشی گذاران سازمان، هنگامی می توانند در مورد مسأله ای درست و منطقی اتخاذ کنند که اطلاعات کافی و دقیقی در مورد آن داشته باشند.
هر مقدار که اطلاعات دقیق تر باشد، کیفیت آن بهتر بوده و مدیر هنگام تصمیم گیری، بیش تر می تواند به آن اعتماد و تکیه کند. بنابراین، برای این که اطلاعات، سودمند و اثر بخش باشد، لازم است که از دقت و صحت لازم برخوردار باشد، در غیر این صورت نمی توان هنگام تصمیم گیری به آن اعتماد نمود، و بر اساس آن خط مشی گذاری کرد.
اطلاعات علاوه بر صحیح و دقیق بودن، باید به موقع و به هنگام باشد. هنگام اتخاذ تصمیم در مورد یک مسأله، اطلاعات لازم در مورد آن بایستی به موقع و در زمان مناسب در اختیار مدیران و تصمیم گیران قرار گیرد، تا آنان بتوانند به صورت بهینه و مناسب از آن استفاده نمایند. اگر اطلاعات لازم به موقع و در زمانی که مورد نیاز است در اختیار مسئولان و خط مشی گذاران قرار نگیرد، ارزش و اهمیت خود را از دست داده و کارآیی لازم را نخواهد داشت.
همچنین اطلاعات باید مناسب و در حد نیاز باشد. اطلاعات در صورت کارآیی لازم را خواهد داشت که نه ناقص، هر دو مشکل آفرین و مسأله ساز هستند؛ چرا که اگر تمامی اطلاعات لازم در مورد یک مسأله جمع آوری نشود مدیران و خط مشی گذاران سازمان نمی توانند با اعتماد به آن تصمیم گیری نمایند. همچنین اگر اطلاعات جمع آوری شده بیش از مقدار مورد نیاز باشد، مدیران و خط مشی گذاران با انبوهی از اطلاعات مواجه شده و توان استفاده بهینه از آن ها را نخواهند داشت. بنابراین، لازم است که سیستم اطلاعاتی به گونه ای طراحی و به کار گرفته شود که اطلاعات مورد نیاز مدیران را به صورت جامع، مختصر، گویا و سازمان یافته در اختیار آنان بگذارد تا آن ها نیز بتوانند در کم ترین زمان ممکن از آن اطلاعات استفاده نمایند.
از دیگر ویژگی های اطلاعات مناسب و اثر بخش، مرتبط بودن آن هاست. اطلاعات و اخباری که به مدیران و مسئولان داده می شود، باید با حوزه کاری آنان و نیز مسأله ای که باید در زمینه آن تصمیم گیری کنند، ارتباط و تناسب داشته باشد. شاید بتوان این نکته را از این سخن امام علی (ع) استفاده کرد:
و اقصر رأیک علی ما یعنیک؛ (106) توجه و نظرات را تنها به اموری که به تو مربوط است محدود کن.
بر این اساس، لازم است سیستم اطلاعاتی به گونه ای طراحی شود که تنها اطلاعات مرتبط را در اختیار افراد قرار دهد، و از دادن اطلاعات بی ارتباط و نامناسب اجتناب نماید. سرگرم شدن افراد به اطلاعات غیر مرتبط مقداری از وقت آنان را اشغال کرده و آنان را از پرداختن به وظایف اصلی شان باز می دارد.

ب) سیره عملی امام علی (ع) در جمع آوری اطلاعات

امام علی (ع) توجه خاصی به شناخت دقیق مسائل و جمع آوری اطلاعات لازم در مورد آن ها داشت، و آن گاه که می خواست در مورد مسأله ای تصمیم بگیرد، آن را به دقت سنجیده و جوانب مختلف و زوایای گوناگون و عواقب و پیامدهای احتمالی آن را مورد بررسی قرار می داد؛ و هنگامی که مسأله به خوبی برای آن حضرت تبیین می شد، تصمیم لازم و مناسب را در مورد آن اتخاذ می کرد. آن حضرت در یکی از خطبه های خود، نحوه تصمیم گیری در مورد یک مسأله را این گونه بیان می کند:
و لقد ضربت أنف هذا الامر و عینه، و قلبت ظهره و بطنه فلم أرلی فیه الا القتال او الکفر بما جاء محمد صلی الله علیه ؛ (107) من این کار (مناسبات خود با معاویه) را به خوبی بررسی کرده و سنجیدم؛ و درون و برون، و پشت و روی آن را ژرف دیدم؛ به این نتیجه رسیدم که راهی جز جنگ کردن و یا کافر شدن نسبت به آنچه محمد - که درود خدا بر او باد - آورده است، ندارم.
همچنین در یکی دیگر از خطبه ها، فرایند تصمیم گیری خویش را این گونه بیان می فرماید:
و قد قلبت هذا الامر بطنه و ظهره حتی منعنی النوم فما وجدتنی یسعنی الا قتالهم او الجحود بما جاء به محمد صلی الله علیه و آله و سلم، فکانت معالجة القتال اهون علی من معالجة العقاب، و موتات الدنیا اهون علی من موتات الآخرة ؛ (108) این مسأله را زیر و رو کردم، و همه جهاتش را سنجیدم، تا جایی که خواب را از چشمانم ربود؛ دیدم چاره ای نیست جز این که یا با آنان به مبارزه برخیزم؛ و یا آنچه را محمد - که درود و سلام خدا بر او باد - آورده است، انکار کنم. تن به جنگ دادن آسان تر است از این که تن به کیفر پروردگار دهم؛ و از دست رفتن دنیا و رنج این جهان، برایم سهل تر از کیفر آن جهان و از دست رفتن آخرت است.
همچنین آن بزرگوار در دوران کوتاه حکومت و مدیریت خویش، عده ای را مأموریت می داد تا از اوضاع دشمن و یا از عملکرد کارگزاران خود، اطلاعاتی کسب کرده و گزارش آن را به اطلاع آن حضرت برسانند. علاوه بر این، به کارگزاران خویش سفارش می کرد که همواره عده ای را برای جمع آوری اطلاعات در نظر بگیرند.
از مواردی که بیانگر حساسیت آن حضرت در مورد اطلاعات و تلاش برای به دست آوردن آن می باشد، ماجرای خریت بن راشد است. خریت که یکی از سران خوارج بود، بعد از جنگ صفین و مسأله حکمیت، علیه حکومت امام علی (ع) دست به شورش زد و به مدائن، و از آن جا به منطقه اهواز و فارس رفت؛ عده ای را کشت، و عشایر بنی ناجیه را تحریک و با خود هماهنگ کرد. وی به آن ها می گفت که لازم نیست زکات اموال خود را بپردازند! لذا عده ای از آن ها که مسلمان شده بودند، مرتد گردیده و کارگزار حضرت علی (ع) در عمان به نام حلو بن عوف ازدی را به قتل رساندند.
امام علی (ع) در ابتدای خروج خریت، از وضعیت او مطلع نبود؛ لذا طی بخش نامه ای به کارگزاران خویش چنین نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم. من عبدالله علی امیر المؤمنین الی من قرأ کتابی هذا من العمال، اما بعد فان رجالاً لنا عندهم بیعة خرجوا هراباً فنظنهم خرجوا نحو بلاد البصرة، فاسئل عنهم أهل بلادک و اجعل علیهم العیون فی کل ناحیة من أرضک ثم اکتب الی بما ینتهی الیک عنهم ؛ (109) به نام خداوند بخشنده مهربان. از بنده خدا، علی امیر مؤمنان به تمام کارگزارانی که این نامه را می خوانند! اما بعد: گروهی از مردان که باید از ما پیروی می کردند، فرار کرده که ما گمان می کنیم به طرف بصره حرکت کرده اند. از مردم شهر خود سؤال کنید، مأموران مخفی در هر ناحیه از منطقه خود بگمارید و در صورتی که خبری به شما رسید، آن را به من گزارش کنید!.
مالک بن کعب یکی از کارگزاران آن حضرت، وقتی این بخش نامه را دریافت کرد، طی نامه ای به ایشان اطلاع داد که آن ها از منطقه عین التمر عبور کرده اند. بر اساس این اطلاع امام علی (ع) معقل بن قیس را همراه دو هزار نفر در تعقیب او و یارانش فرستاد. (110)

2. مشورت

مشورت با دیگران و نظر خواهی از آنان یکی از عوامل مهم و حیاتی در تصمیم گیری است. این نکته در اسلام از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. با توجه به وسعت موضوعات و پیچیدگی مسائل و نیز گستردگی اطلاعات، یک مدیر غالباً قادر به شناخت همه مسائل و به دست آوردن اطلاعات لازم در مورد یک مسأله نیست، در نتیجه نمی تواند تصمیم درست و منطقی در مورد آن اتخاذ نماید.
مشورت با دیگران و نظر خواهی از آن ها، به منظور استفاده کردن از نظرات آنان نکته ای عقلی، و عدم مشورت و استبداد به رأی از بیماری های مهلک مدیران در تصمیم گیری است؛ زیرا مدیر هر اندازه آگاه و در زمینه کاری خود متخصص، کاردان و پرتجربه باشد، باز هم نمی تواند به همه ابعاد و زوایای یکی مسأله پی ببرد و آن را تنها از نقطه نظر خویش ارزیابی کند؛ و چه بسا ابعادی از مسأله از نظر وی مخفی مانده باشد که در تصمیم گیری نقش تعیین کننده ای دارد.
من استبد برأیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها ؛(111) کسی که استبداد در رأی داشته باشد هلاک می شود؛ و کسی که با مردان مشورت کند در عقل آنان شریک می گردد.
همان گونه که اشاره کردیم، ضرورت مشورت بر حکم عقل مبتنی است. و هر انسان عاقل و خردمندی این ضرورت را درک کرده و خود را از آن بی نیاز نمی داند. امام علی (ع) می فرماید:
لایستغنی العاقل عن المشاورة؛ (112) هیچ خردمندی از مشاوره بی نیازی نمی جوید.
عدم توجه به نظرات دیگران و استبداد به رأی، از خطرناک ترین صفاتی است که ممکن است مدیر به آن گرفتار شود.
امیر مؤمنان حضرت علی (ع) در تبیین این نکته می فرماید:
و الاستشارة عین الهدایة و قد خاطر من استغنی برایه (113)؛ مشورت عین هدایت است، و کسی که خود را بی نیاز از نظرات دیگران بداند مطمئناً به خطر افتاده است.
مشورت در نگاه امام علی (ع) از ضرورت های اساسی برای اداره امور، به ویژه تصمیم گیری است. آن حضرت، نظر خواهی از دیگران را محکم ترین پشتیبان و حامی دانسته و می فرماید:
لا مظاهرة اؤثق من المشاورة؛ (114) هیچ پشتیبانی، استوارتر از مشورت کردن نیست.
بنابراین، مشورت کردن و استفاده از نظرات و دیدگاه های دیگران، از عوامل مهم برای تصمیم گیری درست و معقول می باشد؛ و از آن جا که به وسیله مشورت و نظر خواهی از دیگران، آگاهی های انسان بیش تر شده و زوایا و ابعاد مختلف یک مسأله برای او روشن تر می شود، تصمیم هایی که بعد از مشورت اتخاذ می شوند، عموماً معقول تر و درست تر می باشند.
امام علی (ع) این نکته را نیز تذکر داده و می فرماید:
ما استنبط الصواب بمثل المشاورة؛ (115) چیزی مانند مشورت کردن راه درست را به دست نمی دهد.