مدیریت علوی

ابوطالب خدمتی , علی آقا پیروز , عباس شفیعی

ب) نظر کارشناسان

دومین عامل از عوامل اصلی که تأثیر فراوانی بر پیش بینی ها دارد، و می تواند میزان صحت و دقت آن ها را افزایش دهد، نظر کارشناسان و متخصصان فن می باشد. مدیران و کسانی که وظیفه برنامه ریزی را در سازمان ها بر عهده می گیرند، بایستی نظرات افراد کارشناس و خبره، و پیش بینی آن ها در مورد آینده و اتفاقات و رویدادهای آن را جمع آوری کرده؛ سپس نقطه نظرهای آنان را به دقت ارزیابی کنند، و به عنوان اساس و مبنای پیش بینی در مورد مسائل آینده سازمان مورد توجه قرار دهند.
دو عامل مهم در استفاده از نظر کارشناسان و خبرگان، باید مورد توجه حدی قرار بگیرند، نخست آن که افرادی برگزیده شوند که در خصوص موضوع مورد نظر، واقعاً کارشناس و صاحب نظر باشند، و دیگر آن که از تجربه و تحلیل و قضاوت کردن در مورد نظرات و پیشنهادهایی که در مراحل اول ارائه می شوند، به شدت اجتناب شود، تا افراد جرأت ابراز نظر پیدا کرده و از همرنگ شدن با جماعت، و پنهان ساختن نظرات کارشناسی خود بپرهیزند.
امیر مؤمنان علی (ع) به استفاده از نظرات کارشناسان و صاحب نظران و مشورت کردن با خردمندان سفارش کرده و می فرماید:
لا یستغنی الحازم أبداً عن رأی سدید راجح ؛ (97) انسان دور اندیش هیچ گاه از نظر درست و برتر بی نیاز نیست.
بنابراین، مدیران و همه کسانی که وظیفه برنامه ریزی را در سازمان ها بر عهده دارند، برای این که بتوانند آینده و مسائل و مشکلات مربوط به آن را به خوبی پیش بینی نموده، و بر اساس آن برای سازمان برنامه ریزی نمایند، لازم است که از نظرات دیگران به ویژه افراد صاحب نظر و متخصص استفاده کنند و از خودرأیی و بسنده کردن به رأی و نظر خود اجتناب نمایند؛ چنان که امام علی (ع) فرمود:
الحازم لا یستبد برأیه؛ (98) شخص دور اندیش، در رأی و نظر خود استبداد به خرج نمی دهد.

فصل سوم: تصمیم گیری تعریف تصمیم گیری

هر یک از صاحب نظران و اندیشمندان مدیریت برای شناساندن تصمیم گیری، تعریفی ارائه کرده اند که اگر چه در ظاهر با هم متفاوت است، ولی با دقت در هر یک از این تعریف ها و مقایسه آن ها با یکدیگر، این نتیجه به دست می آید که تصمیم گیری فرایندی است که طی آن، راه حلی مناسب و معقول از میان راه حل ها و بدیل های متفاوت، انتخاب و گزینش می شود. به منظور آشنایی با تعریف های صاحب نظران و نویسندگان از تصمیم گیری برخی از این تعریف ها را بیان می کنیم:
1. برخی از صاحب نظران مدیریت، تصمیم گیری را از این گونه تعریف می کنند: تصمیم گیری به معنای برگزیدن یک راه از میان راه حل هاست. (99)
2. عده ای چنین اعتقاد دارند که: تصمیم گیری فرایند شناسایی و گزینش یک روند کار برای حل یک مسأله مشخص است. (100)
3. برخی نیز در تعریف تصمیم گیری می گویند: تصمیم گیری فرایندی را تشریح می کند که از طریق آن، راه حل مسأله معینی انتخاب می گردد. (101)
بنابراین می توان گفت که تصمیم گیری، انتخاب گزینه مناسب از میان گزینه های مختلف است.

اهمیت تصمیم گیری

تصمیم گیری از اهمیت زیاد و جایگاه ویژه ای در مدیریت برخوردار است، تا جایی که برخی از پژوهشگران و صاحب نظران برجسته، مدیریت و تصمیم گیری را هم معنا و مترادف دانسته و معتقدند که مدیریت چیزی جز تصمیم گیری نیست. از نظر این دسته از محققین، کانون اصلی مدیریت را تصمیم گیری تشکیل می دهد، و انجام دادن وظایفی چون برنامه ریزی، سازماندهی و یا کنترل، در حقیقت فرایندی جز تصمیم گیری درباره نحوه انجام دادن این فعالیت ها نیست.
تصمیم گیری، اصل و اساس وظایف مدیر را تشکیل می دهد؛ چرا که اگر تعیین هدف، سیاستگذاری، تعیین استراتژی، تعیین قوانین و مقررات، راه و روش کار، انتخاب و استخدام نیروی انسانی، تعیین وظایف و مسئولیت ای کارکنان و همچنین سرپرستی و کنترل و ارزیابی عملکرد آن ها را از جمله وظایف مدیر به شمار آوریم؛ لازمه همه این اقدامات تصمیم گیری است. بنابراین، می توان گفت:
تصمیم گیری، پایه و اساس تمام وظایفی است که مدیر در سازمان انجام می دهد.
برخی از صاحب نظران، کیفیت مدیریت را تابع کیفیت تصمیم گیری دانسته و معتقدند که تصمیم گیری به تنهایی مهم ترین وظیفه مدیر است؛ زیرا کیفیت تصمیم گیری طرح و برنامه ها، اثر بخشی و کارآمدی استراتژی ها و کیفیت نتایجی که از اعمال آن ها به دست می آید، همه تابع کیفیت تصمیماتی است که مدیر اتخاذ می کند.
اگر چه با هدفگذاری، و تعیین سیاست و ترسیم خط مشی های کلی، مسیری که سازمان باید بپیماید، معین می شود؛ ولی برای هدایت سازمان در طول این مسیر و برای رسیدن به مقصد، لازم است مدیر تصمیمات مهم و حیاتی بسیاری اتخاذ نماید تا ضمن بهره برداری مناسب از امکانات و فرصت های به دست آمده، از برخورد با موانع و تهدیدها نیز مصونیت یابد.
تصمیم گیری، در هماهنگ کردن فعالیت های سازمان در جهت اهداف آن نیز نقش مهمی دارد. بنابراین، مدیران معمولاً تصمیم گیری را وظیفه اصلی خود به شمار می آورند؛ زیرا برای آن ها بدیهی است که برای پیشبرد اهداف سازمان بایستی در پی این باشند که چه راهی را برگزینند، چه کاری را انجام دهند، چه کسی را مأمور و مسئول چه کاری کنند، و کارها چگونه، در کجا و در چه زمانی انجام شوند.
تصمیم گیری، مفهومی فراگیر بوده و منحصر به سازمان و مدیریت نیست؛ بلکه حضور یا دخالت مستقیم و غیر مستقیم آن در بسیاری از زمینه ها، توجه محققان و دانشمندان را به خود جلب کرده است. هر کس در طول زندگی خود، تصمیمات مختلف و گوناگونی می گیرد؛ مثلاً این که به کدام مدرسه برود، چه تحصیلاتی داشته باشد، چه حرفه و شغلی را انتخاب کند، چگونه تشکیل خانواده بدهد و موارد فراوان دیگر، از جمله تصمیماتی است که هر کس باید اتخاذ نماید؛ ولی تصمیم گیری در سازمان و مدیریت، از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد، و همیشه به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از مدیریت، در ادبیات مدیریت مطرح بوده است.
از جمله مسائلی که اهمیت بحث تصمیم گیری در مدیریت را نشان می دهد، این است که تصمیمات مدیران می تواند رفتار کارکنان سازمان را در جهت مطلوب تغییر داده و آن را عقلانی تر نماید. به عبارت دیگر؛ تصمیم مدیر می تواند عملکرد و رفتار سازمانی کارکنان را به سمتی هدایت کند که با اهداف سازمان مطابقت و هماهنگی بیش تری داشته باشد؛ چرا که تصمیمات مدیر، بیانگر اهداف سازمان و منعکس کننده آن هاست. بنابراین، تصمیم گیری مدیر، به کارکنان کمک می کند تا این اهداف را بهتر دریابند. همچنین تصمیمات مدیر، رفتار عالی و نوع عملکردی را که از افراد در مشاغل مختلف سازمانی انتظار می رود، معین می کند. (102)