مدیریت علوی

نویسنده : ابو طالب خدمتی، علی آقا پیروز و عباس شفیعی

6. کمک به حل مشکلات سازمان

وجود مشکلات مختلف در سازمان امری طبیعی بوده؛ و هر سازمان به تناسب اهداف خود، با مسائل مختلفی رو به رو است. اگر سازمان قبلاً مشکلات خود را پیش بینی کرده باشد، و یا هنگام مواجهه با آن ها دارای طرح و برنامه مشخص باشد، میزان موفقیت آن در حل مسائل و مشکلات، افزایش خواهد یافت. متقابلاً اگر سازمان در رویارویی با مشکلات و نیز برای حل و فصل مسائل جاری، برنامه ریزی اصولی و چاره اندیشی منطقی نداشته باشد، در مشکلات غوطه ور شده و از حل آن ها عاجز و ناتوان خواهد ماند.
امام علی (ع) در تبیین این نکته می فرماید:
الا و من تورط فی الامور من غیر نظر فی العواقب فقد تعرض لمفدحات النوائب ؛ (65) همانا کسی که بدون عاقبت اندیشی در کارها وارد شود، قطعاً خود را در معرض مصیبت ها و مشکلات سنگین قرار داده است.
بر این اساس، یکی از مزایای برنامه ریزی این است که مشکلات آینده سازمان را پیش بینی کرده، و برای مقابله درست و مناسب با آن ها، راه کارهایی ارائه می دهد؛ و از گرفتار شدن سازمان در مشکلات سازمانی پیشگیری می کند.

7. مصونیت از پشیمانی

از دیگر آثار مثبت برنامه ریزی و آینده نگری، مصونیت فرد و سازمان از ندامت و پشیمانی است.
امیر مؤمنان، علی (ع) می فرماید:
التدبیر قبل العمل یؤمن الندم؛ (66) برنامه ریزی قبل از انجام کار، از پشیمانی در امان نگه می دارد.
اگر قبل از انجام دادن هر کار، جوانب و زوایای گوناگون آن بررسی شود، و برای انجام درست و منطقی آن برنامه ریزی مناسبی صورت پذیرد، مقصد نهایی مشخص گردد و راه های دستیابی به اهداف و نیز امکانات و منابع لازم برای رسیدن به هدف پیش بینی شود؛ احتمال موفقیت و دستیابی به اهداف و مقاصد، افزایش یافته، میزان خطا و اشتباه کاهش می یابد؛ و در نتیجه فرد یا سازمان دچار پشیمانی نخواهد شد. متقابلاً هر گاه فرد یا سازمان بدون تفکر در ابعاد مختلف کارها و فعالیت های خود، اقدامات عملی را شروع، و خود را مشغول کارهایی نماید که در زوایای مختلف آن ها بررسی و مطالعه لازم صورت نگرفته، و آن فعالیت ها در برنامه ای کلی تعریف نشده باشد، بی گمان دچار سر در گمی شده، در صد خطا و اشتباه آن زیاد می شود و پشیمانی در نتیجه چنین سهل انگاری هایی دور از انتظار نخواهد بود.

عناصر اصلی برنامه ریزی

چنان که گفته شد، برنامه ریزی عبارت است از: تعیین اهداف و پیش بینی راه های دستیابی به آن ها در دوره زمانی مشخص و با هزینه معین. همچنین بیان شد که تعیین هدف و پیش بینی راه ها و امکانات لازم برای رسیدن به مقصود، دو عناصر اساسی در فرایند برنامه ریزی بوده و نقش مهمی در آن دارند.
پیتر دراکر (67) معتقد است که باید عملکرد یک مدیر با دو معیار اثر بخشی (68) (توانمندی در انتخاب موضوعات و مسائل صحیح و مناسب)؛ و کارآیی (69) (توانایی در انجام دادن کارها به صورت شایسته و مناسب) مورد ارزیابی و قضاوت قرار گیرد. دراکر بر این باور است که از میان این دو معیار، اثر بخشی خیلی مهم تر است؛ زیرا اگر هدف های نادرستی انتخاب شده باشند، با هیچ میزان از کارآیی نمی توان آن را جبران کرد. این دو معیار، همان دو جنبه اساسی برنامه ریزی هستند، یعنی تعیین اهداف درست و سپس انتخاب راه درست برای دستیابی به این اهداف. (70)
بنابراین، می توان گفت که ترسیم هدف، و پیش بینی و انتخاب راه دستیابی به آن، دو رکن اصلی برنامه ریزی هستند، و نقش حیاتی در فرایند برنامه ریزی دارند. به منظور آشنایی با زوایای مختلف این دو مسأله و پی بردن به اهمیت آن ها، در این قسمت، به صورت مشروح به تبیین آن ها می پردازیم: