مدیریت علوی

نویسنده : ابو طالب خدمتی، علی آقا پیروز و عباس شفیعی

شرح صدر

شرح صدر به معنای بهره مندی از ظرفیت وسیع روحی و فکری، و تحمل و حوصله فراوان است. این حالت یکی از عوامل و شرایط اصلی مدیریت موفق و کارآمد می باشد.
مدیری که سعه صدر و ظرفیت کافی ندارد، نمی تواند امور سازمان را به صورت صحیح و منطقی اداره کند و آن را به سر منزل مقصود رهنمون شود. کسی که می تواند امور یک مجموعه را به شیوه ای مطلوب اداره کند که تحمل، ظرفیت، شکیبایی و حوصله کافی داشته باشد و از کم ظرفیتی، تنگ نظری و نابردباری بپرهیزد.
امیر مؤمنان علی (ع) سعه صدر را وسیله و ابزار لازم برای اداره امور دانسته و می فرماید:
آلة الریاسة سعة الصدر؛ (35) وسیله و ابزار ریاست (و مدیریت)، سعه صدر است.
سازمان ها همواره با مشکلات، سختی ها و مسائل مختلفی روبه رو هستند، که مدیران بایستی به صورت منطقی و صحیح برای برطرف کردن آن ها اقدام کنند. کسی می تواند در مقابل مشکلات و سختی ها به راه حلی منطقی دست یابد که از توانایی، صبر، حوصله و مقاومت لازم برخوردار باشد؛ و این صفات همان چیزی است که شکل کلی آن را سعه صدر می نامیم.
ذکر این نکته لازم است که هر اندازه دامنه مدیریت فرد وسیع و گسترده باشد، به سعه صدر، ظرفیت و حوصله بیش تری نیاز دارد.
امام علی (ع) کارگزاران خود را به سعه صدر و داشتن ظرفیت بالا و صبر و حوصله سفارش می نمود و به آنان توصیه می فرمود که نسبت به خواسته ها و نیازهای مردم توجه داشته باشند؛ و با حوصله و تحمل به حل مشکلات و تأمین خواسته ها و نیازهای آنان همت گمارند و در این زمینه به هیچ وجه خود را طلبکار مردم ندانند؛ بلکه خود را خدمتگزار و در این زمینه به هیچ وجه خود را طلبکار مدم ندانند؛ بلکه خود را خدمتگزار آنان دانسته و با حلم و بردباری برای خدمت بیش تر به مردم تلاش کنند.
امیر مؤمنان علی (ع) نه تنها کارگزاران خویش را به سعه صدر توصیه می کرد، که خود بیش از آنان سعه صدر و بردباری داشت؛ و زمانی که مدیریت جامعه اسلامی را بر عهده گرفت، با عموم مردم حتی با کسانی که با آن حضرت مخالف بودند، با سعه صدر، گشاده نظری، عطوفت و حلم و بردباری برخورد کرد، و از هر گونه تنگ نظری، کم ظرفیتی و نابردباری پرهیز نمود.

رفق و مدارا

موفقیت سازمان آن گاه امکان پذیر است که پیوندی صمیمی و مناسب میان مدیران و کارکنان برقرار باشد، پیوندی که موجب همراهی و همیاری کارکنان شود. هیچ عاملی مثل رفق و مدار نمی تواند پیوندی اصیل و عمیق میان مدیران و کارکنان ایجاد کند، و همراهی آنان را تضمین نماید. مدیران جز با نرمی و ملایمت نمی توانند فاصله های میان خود و کارکنان را بر دارند، در اعماق دل آنان نفوذ، و آنان را با خود همراه نمایند.
خداوند متعال این نکته مهم را به پیامبر خود (ص) گوشزد کرد و فرمود:
فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظاً غلیظ القلب النفضوا من حولک ؛ (36) به واسطه رحمت الهی، نسبت به آنان نرم شدی؛ که اگر تندخوی و سخت دل بودی، از اطرافت پراکنده می شدند.
امیر مؤمنان (ع) رفق و مدارا و مهربانی را مبنای اصلی مدیریت و حکومت خویش قرار داده بود و به کارگزاران خود نیز همواره توصیه می کرد که در اداره امور جامعه و تعامل با مردم، اصل رفق و مدارا و مهربانی را ملاک عمل قرار دهند، و حتی الامکان از برخورد شدید و تند بپرهیزند. ایشان در نامه ای به یکی از کارگزاران خویش می فرماید:
و أرفق ما کان ارفق و اعتزم بالشدة حین لا تغنی عنک الا الشدة واخفض للرعیة جناحک وابسط لهم وجهک و ألن لهم جانبک ؛ (37) در آن جا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن؛ اما آن جا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود، شدت عمل به خرج دهد و پر و بال (تواضع) خود را برای مردم بگستر و با چهره گشاد با آنان رو به رو شو، و نرمخویی با آنان را نصب العین خود قرار ده.
ضرورت و جایگاه ویژه مدارا و مهربانی در نگاه مدیریتی امام علی (ع) تا آن جا است که آن حضرت توجه به مدارا و رفق را حتی هنگامی که برخوردهای شدید اقتضا می کند ضروری دانسته، و سفارش می کند که هنگام شدت و سخت گیری نیز نباید از مهربانی و عطوفت غفلت کرد. ایشان به همان کارگزار خود این گونه سفارش می کند:
و اخلط الشدة بضغث من اللین؛ (38) شدت و سخت گیری را با کمی نرمش و مدارا در هم آمیز.
رفق و مدارا باعث برقراری پیوندی مستحکم و دوستی ای عمیقی میان مدیران و کارکنان سازمان می شود. در این صورت کارکنان با مدیران همراهی و همکاری صمیمانه کرده و تحقق اهداف سازمان از این رهگذر ممکن می نماید. بنابراین، برای مدیران ضروری است که کارکنان را در جهت دستیابی به اهداف سازمان، با خود همراه کنند، و سیاست رفق و مدارا در پیش گیرند، و کارهای خود را بر مبنای رحمت و ملایمت استوار سازند، تا موفقیت سازمان تضمین شود و اهداف و مأموریت های آن جامه عمل پوشد.
مدیران با در پیش گرفتن سیاست مبتنی بر محبت، و ایجاد ارتباط صمیمانه با کارکنان، می توانند در دل آن ها نفوذ کنند؛ این کار باعث می شود که آنان به انتظارات و خواسته های مدیر بهتر پاسخ دهند. همچنین اتخاذ شیوه مبتنی بر رفق و محبت می تواند جلو بسیاری از مخالفت ها و تنش ها را بگیرد، و از مخالفت ها و تنش های به وجود آمده بکاهد. امام علی (ع) ضرورت محبت و رفق را به مالک یاد آور شده و می فرماید:
و أشعر قلبک الرحمة للرعیة، و المحبة لهم و اللطف بهم، و لا تکوعلیهم سبعاً ضاریاً تغتنم أکلهم ؛ (39) قلب خویش را نسبت به رعیت، مملو از رحمت، محبت و لطف کن؛ و همچون حیوان درنده ای مباش که خوردن آن ها را غنیمت شماری.

تأمین نیازهای مالی کارکنان

سازمان ها در مقابل خدمات کارکنان حقوق و مزایایی برای آنان در نظر می گیرند. اگر سازمان بتواند حقوق و مزایای کافی در اختیار کارکنان خود قرار دهد، و نیازهای مادیشان را تأمین کند، آنان نیز با انگیزه و روحیه بهتری کار می کنند، و طبعاً سعی و تلاش خود را برای دستیابی سازمان به اهداف مورد نظر به کار خواهند گرفت. از دیدگاه امام علی (ع) کارکنان باید از حقوق مادی کافی برخوردار باشند؛ زیرا بهره مندی کارگزاران از در آمد مناسب، برای پیشگیری از فساد، و ایجاد زمینه های اصلاح امری ضروری است.
امام (ع) در یکی از بندهای عهدنامه مالک اشتر می فرماید:
و أسبغ علیهم الارزاق؛ (40) و بر آنان (کار گزاران حقوق و) روزی را فراوان ساز.
برخوردار بودن کارکنان از حقوق و مزایای کافی و مناسب، آثار مناسب، و آثار مثبت و فواید متعددی برای آنان و نیز برای سازمان به دنبال خواهد داشت. که حضرت (ع) بعد از توصیه به توسعه در حقوق کارمندان، برخی از مزایای آن را یادآوری می کند و می فرماید:
فان ذلک قوة لهم علی استصلاح أنفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت أیدیهم و حجة علیهم ان خالفوا امرک او ثلموا امانتک ؛ (41) همانا این (کار) آن ها را در اصلاح خویش تقویت می کند، و از دست اندازی در اموالی که زیر دست آن هاست، بی نیاز می سازد؛ و حجتی است بر آن ها اگر فرمان تو را نپذیرند و یا در امانت خیانت ورزند.
امام علی (ع) در این قسمت از عهد نامه، سه دلیل عمده برای پرداخت حقوق مناسب به کارکنان را مورد توجه قرار می دهد:
1 - در صورتی که کارگزار به اندازه کافی حقوق دریافت کند، و بتواند زندگی خود را اداره کند، می تواند به اصلاح و خودسازی بپردازد؛ که البته این مهم، نفع او و منفعت سازمان را به دنبال دارد؛ زیرا کارکنان متعهد و خود ساخته، بهتر و بیش تر از دیگران کار می کنند، و وظایف محوله را به شایستگی انجام می دهند.
2 - پرداخت حقوق کافی باعث می شود که کارکنان، گرفتار فساد اقتصادی و مالی، مانند رشوه خوار یا اختلاس و سرقت نگردند؛ زیرا این گونه انحرافات اغلب از فشار مادی و کمبود هزینه زندگی فرد تأمین شود، حاضر نخواهد شد حیثیت و شرف خود را به خاطر چیزی که نیازی به آن نداشته به مخاطره اندازد.
3 - در صورتی که نیاز مالی کارکنان برآورده شود، مسئولان و مدیران دلیل کافی و قاطع برای برخورد با تخلفات آنان داشته و کارکنان هیچ گونه بهانه ای برای تخلف، سهل انگاری یا مخالفت ندارند.