تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

آسمانها و زمینهای هفت گانه

خدای سبحان آسمانهای هفتگانه را نیز برای بهره برداری انسان، مستوی الخلقه آفرید و او با قدرت و علم و حکمت این نظام را گسترانیده است.
آسمانهای هفتگانه قرآن، غیر از هفت آسمان هیئت پیشینیان است؛ زیرا آنها اولاً قائل به، نُه فلک بودند و ثانیاً هفت فلک اول را مرکز ستارگان سیّار، مانند شمس و قمر و زهره و عطارد و لفک هشتم را مرکز ستاره های ثابت و فلک نهم، یعنی اطلس را بی ستاره و آخرین فلک به شمار می آوردند و از آن به فلک الافلاک و مُعدّل النهار یاد می کردند، ولی ظاهر قرآن این است که همه ستارگان در آسمان اوّل است.
چنانکه می فرماید: ما این ستاره ها را زیور نزدیکترین آسمانها به شما قرار دادیم: (انّا زیّنا السّماء الدّنیا بزینة الکواکب) (1574) پس در میان آسمانهای هفتگانه، آسمانی که به ما نزدیکتر از آسمانهای دیگر است با کواکب ثابت و سیّار مزیّن است. امّا موقعیت و کیفیّت آسمانهای ششگانه دیگر در قرآن کریم صریحاً بیان نشده است.
گرچه قرآن کریم در آیه محل بحث درباره آسمانها تعبیر به هفت آسمان آورده و درباره زمین چنین تعبیری ندارد، لیکن در جای دیگر می فرماید: (اللَّه الّذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهنّ) که شاید بتوان استفاده کرد که زمینهای هفتگانه نیز، در برابر آسمانهای هفتگانه وجود دارد و زمینهای هفتگانه، به معنای اقلیمهای هفتگانه، یا طبقات هفتگانه زمین یگانه نیست، بلکه در روایتی از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند معنیا (والسّماء ذات الحبک)(1575) چیست؟ کیف یکون محبوکة ذلک، جعلنا اللَّه فدالک؟ و حضرت در پاسخ ابتدا دست چپ را پهن کرده، فرمودند: این آسمان است؛ سپس دست چپ را بالای دست راست قرار داده، فرمودند: این آسمان است؛ سپس دست چپ را بالای دست راست قرار داده، فرمودند: بالای آسمان اول زمین دوم است و بالای زمین دوم آسمان دوم است و همین طور تا هفت زمین و هفت آسمان: فبسط کفّه الیسری ثمّ أوقع الیمنی علیها. فقال: هذه أرض الدّنیا والسّماء علیها فوقها قبّة والارض الثانیة فوق السماء الدّنیا والسّماء الثانیة فوقها قبّة والارض الثالثة فوق السماء الثانیة والسماء الثالثة فوقها قبّة (1576)

علم فراگیر خداوند

گرچه در آیه 20 سوره بقره، قدرت مطلق خداوند مطرح شد، لیکن تا کنون در این سوره از علم مطلق خداوند سخنی به میان نیامده است. قرآن کریم خداوند را به نامهای عالم، علیم و علاّم معرفی می کند. گرچه اسمای حسنای سه گانه مزبور دلالت بر ثبوت وصف علم برای خداوند دارد، نه حدوث آن، لیکن کلمات علیم و علاّم خصوصیّت دیگری را می فهماند که واژه عالم از تفهیم آن قاصر است؛ زیرا علیم مانند علاّم صیغه مبالغه است و وفور علم خدا و احاطه همه جانبه آن به همه اشیا و اشخاص و شئون را می فهماند؛ یعنی، خداوند نظام کیهانی را برابر با علم کامل در نهایت اتقان و احکام آفرید و به همه ضمایر و اسرار و سرایر و خلوت و جلوت افراد آگاهی کامل دارد. از انضمام آیه: (اللَّه خالق کل شی ء)(1577)، یعنی خداوند آفریدگار همه اشیاست و آیه: (ألا یعلم من خلق)(1578)، آیا آن که آفرید از مخلوق خود آگاه نیست، استنباط می شود، که همه اشیا معلوم خداوند است، خواه بدون واسطه و خواه با واسطه مبادی اختیاری و غیر اختیاری آنها. از مجموع آیه محل بحث با آیه 20 همین سوره بقره دو صفت ذاتی خداوند، یعنی علیم و قدیر بودن او معلوم می شود.

لطایف و اشارات