تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

گزیده تفسیر

کافران گرچه اصل حیات و مرگ آدمی را می پذیرند، لیکن از یک سو آنها را به غیر خدا اسناد می دهند و از سوی دیگر آنها را به دنیا منحصر کرده، حیات برزخی و قیامتی انسان را منکرند و خدای سبحان با تعجب یا توبیخ می پرسد: چگونه به خدایی کفر می ورزید که پس از این که مرده بودید شما را زنده کرد (تولد دنیایی) و دوباره نیز شما را می میراند و پس از آن زنده می کند (تولد برزخی) و سپس به سوی او باز می گردید (تولد قیامتی).
انسان در آغاز، خاک یا نطفه ای مرده است خدا به او حیات می بخشد.
آنگاه پس از طی زندگی دنیا با مرگ او را به جهان برزخ منتقل می کند و پس از طی حیات برزخی نیز او را مرگی دیگر به قیامت منتقل می کند. پس انسان از یک سو به مبدا ازلی و از سوی دیگر به مرجع ابدی مرتبط است. تامل در مراحل مزبور، از آیات انفسی و بهترین راههای خداشناسی است. موجود فقیر نه بدون مبدا فاعلی آفریده می شود، نه خود آفریننده خویش است و نه دیگران که همانند او فقیرند توان آفرینش وی را دارند. انتقال انسان از نشئه ای به نشئه دیگر نیز همین گونه است.
انسان مسافری است که پس از پیمودن مراحل سفر، به لقای جمال و مهر یا جلال و قهر الهی می رسد و لقای خدا درجاتی دارد که صاحبان نفس مطمئن پس از رضای به قضای الهی و مرضی حق شدن، به پیمودن مراحل برتر آن دعوت می شوند.

تفسیر

کیف: کلمه کیف می تواند در مقام توبیخ باشد، چنانکه در آیه کریمه (و کیف تکفرون و انتم تتلی علیکم آیات الله وفیکم رسوله) (1494) خدای سبحان به صورت استفهام توبیخی می فرماید: چگونه کفر می ورزید، با این که آیات و براهین الهی بر شما تلاوت می شود و معلم و مفسر خوبی چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) در میان شماست. در جای دیگر می فرماید: (او لم یروا کیف یبدی ء الله الخلق ثم یعیده ان ذلک علی الله یسیر). (1495) تعبیر (او لم یروا) برای رهپویان راه معرفت الهی تشویق و برای افراد متوقف توبیخ و سرزنش است.
احتمال دیگر در معنای کیف در این آیه افاده تعجب است و تعجب از صفات فعل خداست، نه از صفات ذاتیه او، چنانکه در آیه (افی الله شک فاطر السموات والارض) (1496) همراه با تعجب می فرماید: آیا در وجود توحید خالقی و ربوبی را چنان بدیهی و روشن می داند که انکار آن جای تعجب و توبیخ دارد؛ زیرا اگر سراسر جهان اوست (فاینما تولوا فثم وجه الله) (1497) جایی برای انکار اصل مبدا یا وحدت او نمی ماند.

مخاطبان آیه

مخاطبان خدای سبحان در این آیه کافران هستند، لیکن این کفر معنای جامعی دارد و کفر به خالقیت و ربوبیت و همچنین کفر عملی را در بر می گیرد و همه انسانها به نوعی مخاطب این آیه هستند. توضیح این که، این آیه برای کسی که خدا را به عنوان خالق نپذیرد، برهان و حکمت است و کسی که مانند وثنیین حجاز، اصل خالقیت خدا را پذیرفته باشد: (ولئن سئلتهم من خلق السموات والارض لیقولن الله) (1498) ولی در ربوبیت خداوند شرک بورزد، این آیه برای او جدال احسن است و کسی که هر دو اصل خالقیت و ربوبیت خدا را پذیرفته باشد، ولی گرفتار معصیت و سرکشی، یعنی کفر عملی باشد، برای او موعظه حسنه است.
قرآن کریم به کافر می گوید: خالق انسان و همه هستی امکانی خداوند است و به وثنیها می گوید: همان کسی که اصل حیات را داد، اماته و احیای بعدی را نیز بر عهده دارد و همان مبدا مدبر امور عالم است و ربی جز او نیست و تو در مقابل او مسئول هستی و نیز مبتلای به کفر عملی (معصیت) را موعظه می کند که حیات و اماته و احیا به دست خداوند است و به سوی او بازمی گردی. پس چرا بیراهه می روی و سخن خدا را نمی شنوی؟
مضمون جمله (کیف تکفرون) با عبارتهای گوناگون در قرآن کریم آمده است. در سوره فصلت می فرماید: (قل ءانکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین و تجعلون له اندادا ذلک رب العالمین) (1499) آیا به خدایی که زمین را در دو روز آفرید، کفر می ورزید و برای او انداد و امثال قرار می دهید؟ لسان (ءانکم) لسان توبیخ است، چنانکه در سوره تکویر می فرماید: (فاین تذهبون)؛ (1500) به کدا سو می روید، یعنی، راه مستقیم به قدری روشن است که اگر کسی بیراهه رود، جای تعجب و یا توبیخ است.