تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

3- صور گوناگون حفظ و نقض عهد

جمع بین حفظ عهد ظاهراً و باطناً با نقض آن، نقیض یکدیگر است و امتناع عقلی دارد، اما جمع بین حفظ عهد در ظاهر و نقض آن در باطن چون نقیض هم نیست منع شرعی دارد، نه امتناع عقلی. از این رو نفاق گرچه ممنوع است، ولی امکان دارد و حفظ عهد در باطن و نقض آن در ظاهر در صورت تقیه گذشته از عدم امتناع عقلی، منع نقلی نیز ندارد؛ زیرا مورد ترخیص شارع است، بلکه در حقیقت از سنخ نقض عهد در ظاهر نیست، زیرا تکلیف ظاهری (عهد ظاهری) در حال تقیه برداشته شده و تکلیف دیگری به جای آن قرار گرفته، که ترک آن می تواند مصداق نقض عهد خدا باشد.

4- اهمیت حفظ عهد الهی

مصلحت برخی از امور در حدی است که به هیچ وجه ترک آن روا نیست و برای تحصیل آن در مرحله حدوث و حراست آن در مرحله بقا سعی بلیغ لازم است و برای حمایت آن در دفع مزاحم یا رفع آن کوشش کامل معتبر است. در قبال بعضی از امور دیگر که صدور آن در شرایط خاص لازم است، نه مطلقاً و از افراد معین مطلوب است، نه همه افراد و با وضع ویژه مصلحت دارد، نه در همه اوضاع. عنوان (ما امر الله به ان یوصل) که یک بار در سوره بقره و دوبار در سوره رعد ذکر شده دلالت دارد بر اهمیت چیزی که وصل به آن دستور داده شد، زیرا شخص معینی مامور به وصل نشد. از این که فقط مامور به ذکر شد، نه مامور و از این که محور خطاب بازگو شد، نه مخاطب و از این که بعد از ذکر عهد، یاد شد با این که قطع چنین چیزی از مصادیق نقض عهد الهی است، کاملاً اهتمام خداوند به آن استنباط می شود.

5- آثار مشئوم ملکه نفسانی فسق

مبدا کار ارادی در انسان گزارش علمی و گرایش عملی اوست و همه کارهای اختیاری انسان مسبوق به ملکات نفسانی وی بوده، مصبوغ به صبغه شنیع و یا سنیع آنها خواهد بود و اگر ملکه فضیلت علمی و عملی در جان انسان آگاه تعبیه گردد، هماره منشا کارهای خیر اعم از واجب و مستحب و شئون گونه گون می شود؛ مانند این که اگر تقوا در قلب کسی ملکه شود ایمان به غیب (همه مصادیق غیب دینی)، اقامه نماز، انفاق از آنچه خداوند روزی کرد، ایمان به همه آنچه از خداوند نازل شده، خواه به صورت قرآن بر خاتم انبیاء (صلی الله علیه وآله) و خواه به صورت کتابهای آسمانی دیگر بر انبیای گذشته و ایمان به قیامت، به صورت مستمر از چنان باتقوا پدید می آید و آیات دوم تا چهارم سوره بقره شاهد صادق است، زیرا از تقوای پرهیزکاران به صورت وصف (صفت مشبهه) یاد کرد، نه به صورت فعل. آنگاه افعال پنج گانه مزبور به صورت فعل مضارع که دلالت بر تجدد و استمرار دارد، محصول آن وصف نفسانی دانسته شد؛ یعنی، همه کارهای خیر تدریجی مولود ملکه راسخ و نفسانی تقواست.
متقابلاً نیز ملکه نفسانی فسق به صورت صفت مشبهه، نه اسم فاعل اول ذکر شد؛ آنگاه در آیه محل بحث آثار مشئوم تدریجی آن به صورت سه فعل مضارع یاد شد، تا دلالت کند سر تدریج و استمرار نقض عهد الهی و راز قطع تدریجی و مستمر چیزی که به وصل آن امر شده و رمز افساد گسترده و دامنه دار تدریجی در پهنه زمین همان رسوخ ملکه نفسانی فسق است و با یک سنجش مدح و قدح و ارزیابی کمال و وبال معلوم خواهد شد که همه آنچه در آیات دوم تا چهارم سوره بقره محور بهره برداری متقیان است، در آیات ژ26 - 27 آن سوره مایه محرومیت فاسقان است، یعنی، آنچه را صاحب ملکه تقوا رشته می کند، مبتلای به فسق درونی پنبه می کند. قهراً پرهیزکاران در معاد با جامه پرنیانی تقوا محشور می شود و فاسقان و تبهکاران در قیامت برهنه و عریان خواهند بود:
اگر بار خار است خود کشته ای - وگرنه پرنیان است خود رشته ای