تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

2- تحلیل تفسیری نقض عهد

عهد الهی که با زبان وحی ابلاغ شد، ترک تعهد به آن از چند جهت مصداق نقض عهد است، زیرا از سویی نقض عهد خداست و از سوی دیگر نقض عهد رسول خداست، زیرا همان طور که ربوبیت خداوند عهد بسته شد به نبوت رسول گرامی (صلی الله علیه وآله) نیز تعهد داده شد و ترک عمل به آنچه از راه وحی رسیده، گذشته از آن که نقض پیوند عبودی و ربوبی است، نبض تعهد نبوی و رسالی نیز خواهد بود.
برخی از احکام از حکم ویژه ای برخوردار و گسستن آن از چند لحاظ مصداق نقض است، مثلاً اگر کسی رابطه ولایی خود را با اسره عصمت و دوده طاها قطع کند چنین نبض و نکثی مصداق نقض عهد خدا و عهد رسول خدا و عهد ولی خدا خواهد بود؛ زیرا خداوند فرمود: (... قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی) (1475) بنابراین، سه امر در ضمن این آیه مطرح شد.
الف.امر خداوند به لزوم مودت و محبت با خاندان وحی و نبوت.ب: مودت دوده وحی اجر رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) است؛ یعنی، امت اسلامی موظف و متعهد به تادیه این اجر است. ج: متعلق مودت و محبت اولیای نبوی و ولوی اند؛ یعنی، امت اسلامی متعهد به تحصیل وداد، و دوستی با دودمان رسالت است. پس اگر این مودت حاصل نشد یا بعد از حصول، نکث شد از سه جهت نقض عهد پدید می آید. گرچه تحلیل برخی از نقضهای دیگر نیز مستلزم تعدد نبض عهد و تکثر نقض آن است، لیکن کثرت نقض در بعضی از عهدها مانند عهد ولایت کاملاً مشهود است.
تذکر: تحلیل تفسیری غیر از تکثیر فقهی است. از این رو نقض عهد مذکور یک گناه است، نه سه گناه و یک عقاب دارد، نه سه عقاب، گرچه عقاب آن سخت است.

3- صور گوناگون حفظ و نقض عهد

جمع بین حفظ عهد ظاهراً و باطناً با نقض آن، نقیض یکدیگر است و امتناع عقلی دارد، اما جمع بین حفظ عهد در ظاهر و نقض آن در باطن چون نقیض هم نیست منع شرعی دارد، نه امتناع عقلی. از این رو نفاق گرچه ممنوع است، ولی امکان دارد و حفظ عهد در باطن و نقض آن در ظاهر در صورت تقیه گذشته از عدم امتناع عقلی، منع نقلی نیز ندارد؛ زیرا مورد ترخیص شارع است، بلکه در حقیقت از سنخ نقض عهد در ظاهر نیست، زیرا تکلیف ظاهری (عهد ظاهری) در حال تقیه برداشته شده و تکلیف دیگری به جای آن قرار گرفته، که ترک آن می تواند مصداق نقض عهد خدا باشد.

4- اهمیت حفظ عهد الهی

مصلحت برخی از امور در حدی است که به هیچ وجه ترک آن روا نیست و برای تحصیل آن در مرحله حدوث و حراست آن در مرحله بقا سعی بلیغ لازم است و برای حمایت آن در دفع مزاحم یا رفع آن کوشش کامل معتبر است. در قبال بعضی از امور دیگر که صدور آن در شرایط خاص لازم است، نه مطلقاً و از افراد معین مطلوب است، نه همه افراد و با وضع ویژه مصلحت دارد، نه در همه اوضاع. عنوان (ما امر الله به ان یوصل) که یک بار در سوره بقره و دوبار در سوره رعد ذکر شده دلالت دارد بر اهمیت چیزی که وصل به آن دستور داده شد، زیرا شخص معینی مامور به وصل نشد. از این که فقط مامور به ذکر شد، نه مامور و از این که محور خطاب بازگو شد، نه مخاطب و از این که بعد از ذکر عهد، یاد شد با این که قطع چنین چیزی از مصادیق نقض عهد الهی است، کاملاً اهتمام خداوند به آن استنباط می شود.