تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

افساد فاسدان در زمین

سومین صفت فاسقان افساد در زمین است. خدای سبحان عقیده، خلق و عمل صالح، یعنی دین را مایه صلاح زمین می داند و کسانی را که در مقابل عقیده حق و خلق صحیح و عمل صالح قرار گیرند مفسد در زمین می داند و به انسانها می فرماید: ما به وسیله دین زمین را اصلاح کردیم؛ شما زمین اصلاح شده را فاسد نکنید:(لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها). (1464)
قرآن کریم در آیاتی چند مصادیق فساد را بیان می کند که هر آیه عهده دار تبیین برخی از موارد فساد است و هیچ یک در صدد حصر معنای فساد نیست.
بنابراین، هیچ کدام با یکدیگر تعارضی ندارد و اگر در موردی می فرماید کفر فساد کبیر است: (وفساد کبیر) (1465) و یا کم فروشی باعث فساد است: (وزنوا بالقسطاس المستقیم ولا تبخسوا الناس اشیائهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین) (1466) و یا فعالیت علیه نظام اسلامی فساد در زمین است: (کان فی المدینه تسعه رهط یفسدون فی الارض و لا یصلحون قالوا تقاسموا بالله لنبیتنه واهله ثم لنقولن لولیه ما شهدنا مهلک اهله وانا لصادقون) (1467) اینها با یکدیگر تعارضی ندارد، چنانکه در جانب اثبات نیز گاهی عقیده حق و گاهی عمل صالح و یا صفت و خلق و خوی خوب را باعث صلاح در زمین می داند.
بنابراین، همه این آیات در مقام بیان مصداق فساد است، نه تفسیر مفهوم آن.
قرآن کریم اعتقاد ناصواب را از همه فسادها بزرگتر می داند هرگاه بحث از کفر و انحراف اعتقادی به میان می آید تعبیر قرآن درباره آن شدیدتر می شود:
(والذین کفروا بعضهم اولیاء بعض الا تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر) (1468) شدت برخورد قرآن با فساد عقیده از این روست که اعتقاد ناردست زمینه خلق بد و آن نیز زمینه عمل بد را فراهم می کند، پس اساس کار همان اعتقاد است، چون همه گناهان از کفر است، چنانکه همه خیرات از ایمان است.

سرمایه باختگان

جمله (اولئک هم الخاسرون) دلیل دیگری برای ابتلای کافران به اضلال کیفری است، خدای سبحان انذار و عدم انذار کافران را یکسان می داند: (سواء علیهم انذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون) (1469) و خود کافران نیز اعتراف می کنند که موعظه نسبت به آنها هیچ تاثیری ندارد: (سواء علینا اوعظت لنا ام لم تکن من الواعظین) (1470) انسان اگر سرمایه هدایت فطری را از دست بدهد راهی برای استفاده از رزقهای الهی، مانند هدایت تشریعی ندارد و همان گونه که در آیات دیگر بیان شده کسانی که راه فسق در پیش گرفته اند خود و خاندان خود را تا قیامت گرفتار خسارت می کنند: (خسروا انفسهم واهلیهم)؛ (1471) زیرا وقتی زعیم خانواده ای بیراهه برود خانواده را هم نابود می کند.
تذکر: اصل فطرت الهی از بین نمی رود؛ لیکن ضعیف، فراموش، مدسوس در اغراض و غرایز می گردد: (وقد خاب من دسیها). (1472)

لطایف و اشارات