تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

دوگونه نقض عهد

نقض عهد دو گونه است: گاهی انسان خود عهد را می گسلد و گاهی رابطه بین خود و عهد را قطع می کند، یعنی تعهد به عهد ندارد؛ چنانکه اگر انسان به طناب مستحکمی تمسک کند تا از سقوط محفوظ بماند قطع این رابطه گاهی به از هم شکافتن تار و پود آن طناب است و گاهی به برداشتن دست از طناب و در هر دو صورت انسان گسیخته از طناب سقوط می کند.
کتابهای الهی که از طریق پیامبران (علیهم السلام) به امتها و جوامع بشری داده شده، عهد الله و حبل الله است و کسی که بخواهد این عهود الهی را نقض کند، گاهی کتاب الهی را تحریف می کند و گاهی آن را تحریف نمی کند، لیکن پیوند خود را با آن کتابها می کند.
کتابهای پیامبران پیشین به هر دو صورت مذکور قابل نقض بوده است، یعنی، هم ممکن بود یهودیان و مسیحیان ارتباط خود را با تورات یا انجیل قطع کنند، چنانکه پیروان تورات بر اثر گناه، تذکر و تعهد به کتاب خود را فراموش کردند: (ونسوا حظا مما ذکروا به) (1431) و هم ممکن است خود این طناب را بگسلند و تورات و انجیل را تحریف کنند: (یحرفون الکلم عن مواضعه). (1432)
تفاوت این دو شیوه نقض در این است که در صورت اول فقط خود شخص منقطع سقوط می کند، ولی اصل حبل سالم و محفوظ است و ممکن است دیگری به آن تمسک کرده، نجات یابد، ولی در صورت دوم که اصل حبل گسسته شده، هم خود عهد شکن سقوط می کند و هم باعث سقوط دیگران می شود، زیرا وقتی اصل طناب در بین نباشد دیگر از باب سالبه به انتفای موضوع کسی قدرت تمسک به آن را ندارد.

اثر نقض عهد الهی

نقض عهد به هر دو صورت آن، مایه فسق و ضلالت ناقض است و باعث اضلال کیفری خداوند می شود، ولی آن جا که نقض عهد به صورت از هم گسیختن خود طناب ظهور می کند از قسم بدتر است و چنین ناقض عهدی مورد لعن خداوند قرار می گیرد. از این رو خدای سبحان درباره محرفان از اهل کتاب که میثاق الهی را نقض کرده، هر روز خیانت جدیدی دارند، می فرماید: (فبما نقضهم میثاقهم لعناهم وجعلنا قلوبهم قاسیه یحرفون الکلم عن مواضعه... ولا تزال تطلع علی خائنه منهم الا قلیلا منهم) (1433) قرآن کریم درباره کیفر یهودیان عهدشکن می فرماید: (والقینا بینهم العداوه والبغضاء الی یوم القیامه) (1434) ما در میان آنان کینه و دشمنی نسبت به یکدیگر انداختیم و آنان به دلیل نقض مکرر تعهدهایشان طعم اتحاد و مودت نسبت به یکدیگر را تا روز قیامت نخواهند چشید.
درباره کیفر مسیحیان نیز می فرماید: (و من الذین قالوا انا نصاری اخذنا میثاقهم فنسوا حظا مما ذکروا به فاغرینا بینهم العداوه والبغضاء الی یوم القیامه) (1435) نصارا نیز مقداری از میثاقی که به عنوان تذکر و یادآوری نصیب آنان کردیم فراموش و تعهد خود را به آن نقض کردند.
خطر نقض عهد آن است که انسانها بر اثر نقض عهد گرفتار اختلاف درونی می شوند؛ زیرا آنچه آنان را با هم متحد می کند همان تمسک به حبل واحد الهی است. حبل الله جامع پراکنده هاست و اگر عهد یا تعهد به عهد نقض شود دیگر جایی برای اتحاد متعهدان باقی نمی ماند. از این رو قرآن کریم می فرماید: (واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا). (1436) همچنین می فرماید:
(ولا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثا) (1437) مثال ناقضان عهد خدا مثال زنی است که پس از تحمل رنج فراوان بافتن رشته های خود را پنبه می کند و حاصل زحمات خود را بر باد می دهد.

قرآن کریم و نقض آن

تعهد به قرآن قابل نقض است، ممکن است کسی به قرآن ایمان آورد و بعد گرفتار ارتداد شده، این رشته الهی را از گردن خود باز کند، ولی خود قرآن کریم قابل نقض نیست و کسی نمی تواند با شبهات علمی یا شهوتهای عملی در آن تصرف کند؛ زیرا:
1- این کتاب الهی خود را از گزند نقض و تحریف مصون می داند: (لا یاتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید). (1438) کتابی که بطلان در حریم آن راه ندارد، قابل نقض هم نیست. قرآن حبل الله است و آیات آن رشته های به هم پیوسته این حبل است که احدی نمی تواند آنها را از یکدیگر باز کند و اگر دشمنان اسلام می توانستند در طول سالهای متمادی از این کار غفلت نمی کردند.
2- جوامع انسانی نیازمند دین است و دین اسلام که در قرآن کریم و سنت اهل بیت (علیهم السلام) جلوه کرده، قابل نقض و تحریف نیست، زیرا بعد از قرآن کریم کتاب آسمانی دیگری نیست و بعد از خاتم انبیا (صلی الله علیه وآله) احدی به مقام نبوت نمی رسد. پس کتاب و دین خاتم باید برای ابد محفوظ بماند.
قرآن گاهی خصوصیات اثباتی حبل الهی و گاهی خصوصیات سلبی آن را ذکر می کند؛ گاهی می فرماید: این طناب پاره شدنی نیست و مادامی که آن را گرفته اید در صراط مستقیم هستید: (فاستمسک بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم) (1439) گاهی هم درباره آثار سلبی آن می فرماید: (و من یشرک بالله فکانما خر من السماء فتخطفه الطیر او تهوی به الریح فی مکان سحیق) (1440) آنها که حبل توحید را رها کردند در پرتگاه هلاکت گرفتار شدند. بنابراین، ثبوت و سقوط جامعه انسانی در تعهد و نقض تعهد به قرآن است، گرچه خود قرآن که عهد خداست در هر دو حال محفوظ است.