تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

عظمت عهد الهی

قرآن کریم برای مطلق عهد جایگاه و اهمیت ویژه ای قائل است و انسان را در برابر آن مسئول می داند: (واوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا) (1422) انسان مسئول است و عهد مسئول عنه. از انسان متعهد می پرسند: تعهد خود را چگونه حفظ کردی و یا چرا نقض کردی و یا به عنوان مبالغه از عهد می پرسند که چرا نقض شدی، مانند: (واذا المووده سئلت بای ذنب قتلت). (1423)
از برجسته ترین خلقهای فعلی خدای سبحان این است که او با عهدش وفا می کند و احدی از او باوفاتر به عهد نیست: (و من اوفی بعهده من الله). (1424)
از این رو به انسانها نیز دستور می دهد تا مانند خدا به عهدهای خود وفا کنند، تا خداوند به عهد خود درباره آنان وفا کند: (واوفوا بعهدی اوف بعهدکم). (1425)
خدای سبحان درباره عهد الهی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می گوید: (ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما)؛ (1426) آنان که با تو بیعت می کنند در حقیقت با خدا بیعت می کنند (1427) و این قدرت و دست خداست که بالای دست آنهاست و کسی که عهد خود را نقض کند علیه خود عمل کرده است، ولی کسی که به عهد خویش وفا کند خدا به او اجر عظیم می دهد.
در سوره رعد نیز می فرماید آنها به عهده خود وفا می کنند صاحبان لب و عقلند و آنها که به عهد خود وفا نمی کنند تهی مغزند: (افمن یعلم انما انزل الیک من ربک الحق کمن هو اعمی انما یتذکر الواالالباب الذین یوفون بعهدالله و لا ینقضون المیثاق) (1428) قرآن کریم می فرماید: حتی اگر با غیر مسلمانان عهد بستید، تا آنان بر عهد خود مستقیمند شما نیز مستقیم باشید و نقض عهد نکنید، که این تقوای سیاسی است: (الا الذین عاهدتم عند المسجد الحرام فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم ان الله یحب المتقین)، (1429) (فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم ان الله یحب المتقین) (1430)

دوگونه نقض عهد

نقض عهد دو گونه است: گاهی انسان خود عهد را می گسلد و گاهی رابطه بین خود و عهد را قطع می کند، یعنی تعهد به عهد ندارد؛ چنانکه اگر انسان به طناب مستحکمی تمسک کند تا از سقوط محفوظ بماند قطع این رابطه گاهی به از هم شکافتن تار و پود آن طناب است و گاهی به برداشتن دست از طناب و در هر دو صورت انسان گسیخته از طناب سقوط می کند.
کتابهای الهی که از طریق پیامبران (علیهم السلام) به امتها و جوامع بشری داده شده، عهد الله و حبل الله است و کسی که بخواهد این عهود الهی را نقض کند، گاهی کتاب الهی را تحریف می کند و گاهی آن را تحریف نمی کند، لیکن پیوند خود را با آن کتابها می کند.
کتابهای پیامبران پیشین به هر دو صورت مذکور قابل نقض بوده است، یعنی، هم ممکن بود یهودیان و مسیحیان ارتباط خود را با تورات یا انجیل قطع کنند، چنانکه پیروان تورات بر اثر گناه، تذکر و تعهد به کتاب خود را فراموش کردند: (ونسوا حظا مما ذکروا به) (1431) و هم ممکن است خود این طناب را بگسلند و تورات و انجیل را تحریف کنند: (یحرفون الکلم عن مواضعه). (1432)
تفاوت این دو شیوه نقض در این است که در صورت اول فقط خود شخص منقطع سقوط می کند، ولی اصل حبل سالم و محفوظ است و ممکن است دیگری به آن تمسک کرده، نجات یابد، ولی در صورت دوم که اصل حبل گسسته شده، هم خود عهد شکن سقوط می کند و هم باعث سقوط دیگران می شود، زیرا وقتی اصل طناب در بین نباشد دیگر از باب سالبه به انتفای موضوع کسی قدرت تمسک به آن را ندارد.

اثر نقض عهد الهی

نقض عهد به هر دو صورت آن، مایه فسق و ضلالت ناقض است و باعث اضلال کیفری خداوند می شود، ولی آن جا که نقض عهد به صورت از هم گسیختن خود طناب ظهور می کند از قسم بدتر است و چنین ناقض عهدی مورد لعن خداوند قرار می گیرد. از این رو خدای سبحان درباره محرفان از اهل کتاب که میثاق الهی را نقض کرده، هر روز خیانت جدیدی دارند، می فرماید: (فبما نقضهم میثاقهم لعناهم وجعلنا قلوبهم قاسیه یحرفون الکلم عن مواضعه... ولا تزال تطلع علی خائنه منهم الا قلیلا منهم) (1433) قرآن کریم درباره کیفر یهودیان عهدشکن می فرماید: (والقینا بینهم العداوه والبغضاء الی یوم القیامه) (1434) ما در میان آنان کینه و دشمنی نسبت به یکدیگر انداختیم و آنان به دلیل نقض مکرر تعهدهایشان طعم اتحاد و مودت نسبت به یکدیگر را تا روز قیامت نخواهند چشید.
درباره کیفر مسیحیان نیز می فرماید: (و من الذین قالوا انا نصاری اخذنا میثاقهم فنسوا حظا مما ذکروا به فاغرینا بینهم العداوه والبغضاء الی یوم القیامه) (1435) نصارا نیز مقداری از میثاقی که به عنوان تذکر و یادآوری نصیب آنان کردیم فراموش و تعهد خود را به آن نقض کردند.
خطر نقض عهد آن است که انسانها بر اثر نقض عهد گرفتار اختلاف درونی می شوند؛ زیرا آنچه آنان را با هم متحد می کند همان تمسک به حبل واحد الهی است. حبل الله جامع پراکنده هاست و اگر عهد یا تعهد به عهد نقض شود دیگر جایی برای اتحاد متعهدان باقی نمی ماند. از این رو قرآن کریم می فرماید: (واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا). (1436) همچنین می فرماید:
(ولا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثا) (1437) مثال ناقضان عهد خدا مثال زنی است که پس از تحمل رنج فراوان بافتن رشته های خود را پنبه می کند و حاصل زحمات خود را بر باد می دهد.