تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

8- پوشیدگی واحتجاب بهشت

واژه جنت از پوشیدگی و استتار حکایت می کند. مستور بودن بهشت گاهی به لحاظ اشجار لفیف و اغصان به هم تنیده و در هم فرو رفته آن است و گاهی به لحاظ منزلت و مقام مکنونی که دارد نزد عقل صاحب نظر یا قلب صاحب بصر معروف یا مشهود نیست: (فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین جزاء بما کانوا یعملون) (1262) غرض آن که، برخی مراحل برین بهشت نزد عقل حکیم یا قلب عارف مستور است، چه رسد به دیگران و بعضی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری حکیم با بصری عارف است، چه رسد به دیگران و بعضی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری حکیم یا بصری عارف است، لیکن بسیاری از ویژگیهای آن همچنان در بوته استتار است تا قبل از شهود عینی مستور بوده و مشهود نمی شود و بعد از ورود در آن گرچه نسبت به خود بهشتی از کنان بدر آمده و در کنار او قرار می گیرد؛ لیکن برای غیر او که پایینتر از درجه وجودی او قرار دارد همچنان در ورای حجاب نوری مستتر و محتجب است.
تذکر: مهمترین نعمت حسی مسکن، مطعم و منکح است که با اثبات اصل بهشت و خوراکیها و همسرها به این نعمتهای اصیل سه گانه اشاره شده است.

9- مراتب وجودی نعمتها

برخی از قدما بر اثر غفلت از حقیقت تشکیک به اشتراک لفظی اسمای نعتهای بهشت و نعمتهای دنیا فتوا داده اند و طبق نقل طبری و زمخشری و دیگران چنین گفته اند: هیچ چیزی از بهشت شبیه آنچه در دنیا وجود دارد نیست، مگر در اسم؛ یعنی، فقط در لفظ شبیه هم است، نه در معنا و محتوا؛ زیرا ذوات آنها متباین است. (1263) در حالی که شی ء واحد می تواند دارای درجات گونه گون وجود باشد و در مراتب طبیعت، مثال، عقل... وجودهای متعددی باشد؛ خواه آنچه از این وجودهای طولی منتزع است، ماهیت باشد و خواه مفهوم. البته به لحاظ مبدا قابلی تفاوت فراوانی بین نعمت بهشت، مانند میوه ها و بین نعمتهای دنیا وجود دارد؛ زیرا میوه های بهشت محصول درخت نماز و روزه و سایر اعمال صالح و میوه های دنیا محصول درخت برخاسته از آب و خاک و کود و هوا و نور فیزیکی است، لیکن اصل هستی که دارای درجات طبیعی، مثالی، عقلی و الهی است در جایی که نیازمند علت است متقوم به مبدا فاعلی است و تقوم به مبدا قابلی در حقیقت هیچ موجودی از جهت اصل هستی دخیل نیست، بلکه بر اثر ویژگی مورد است.

10- طائفان حریم بهشتیان

دو فعل مجهول در آیه محل بحث ذکر شد که فاعل یکی معلوم و دیگری مورد گفتگوست؛ فعل مجهولی که فاعل آن معلوم است، (رزقوا) است که فاعل یعنی رازق معلوم است و آن خدای سبحان است و اما فعل مجهول دیگر که فاعل آن نامعلوم است (اوتوا) است که فاعل آن یعنی آتی به معنای آورنده، معلوم نیست. آنچه از مجموع آیات سوره طور، واقعه و انسان برمی آید این است که جوانان پاکیزه بهشت طائفان حرم و حریم بهشتی اند: (یطوف علیهم ولدان مخلدون باکواب واباریق و کاس من معین لا یصدعون عنهم و لا ینزفون وفاکهه مما یتخیرون) (1264) بنابراین، محتمل است همین مهمانداران بهشتی میوه ها و هر چیزی دیگری که ثمر بر آن صادق است می آورند.